تبلیغات
در باره امام زمان-امام عصر-مهدی صاحب زمان-منجی عالم-ابا صالح در وبلاگ مولود - فصل اوّل : در اهمیّت و فضیلت نصرت و یارى ائمّه اطهار
  موضوعات

  خوراک | RSS
 خوراک وب

  ابر برچسب ها
در سخنان پیامبر صاحبالزمان امام زمان در سخن حضرت علی زندگی امام زمان مقاله ظهور امام مهدی در كتاب و سنت در كلام امیرالمومنین مهدی امام عصر تقیه انتظار و مهدویت نثر درباره امام زمان فروغ تابان ولایت گفتار علی (ع) درباره امام زمان امام زمان مقاله وتحقیق در وصف امام زمان كتابها امام زمان در سخن پیامبر اكرم موعود شناسی امام زمان در ظهور مهدی داستان درباره امام زمان ادبیات انتظار زندگی حضرت مهدی حدیث درباره امام زمان درباره حضرت مهدی در روایات احادیث تحقیق انتظار زندگی نامه امام زمان امام زمان در حدیث ثقلین مهدی صاحب الزمان نصرت امام زمان امام زمان درقرآن صاحب الزمان یاری امام زمان حضرت مهدی شیوه یاری امام زمان نهج البلاغه داستان كوتاه امام زمان در احادیث شعر درباره امام زمان شناختی از زندگی امام زمان داستان امام زمان حدیث ثقلین امام زمان در سخن امیرالمومنین
 
 تماس با مدیر در یاهو  
مکان آیدی شما


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


   فصل اوّل : در اهمیّت و فضیلت نصرت و یارى ائمّه اطهار
چهارشنبه 30 تیر 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : كتابخانه مهدویت كتابها شیوه های یاری امام زمان(عج) نظراتنظر دهید!

فصل اوّل : در اهمیّت و فضیلت نصرت و یارى ائمّه اطهار

اینك اخبار و روایاتى كه در اهمیّت و فضیلت نصرت و یارى ائمّه أطهار(علیهم السلام)وارد شده ; نقل مى نمائیم:
1 ــ فی  البحار  عن المحاسن بالاسناد إلى النبیّ (صلى الله علیه وآله)، أنّه قال لاِمیرالمؤمنین(علیه السلام):  إنّما مثلك مثل(قُلْ هُوَ الله اَحَد) فإنّه من قرأها مرّة فكأنّما قرأ ثلث القران ، و من قرأها مرّتین فكأنّما قرأ ثلثی القرآن ، و من قرأها ثلاث مرّات فكأنّما قرأ القرآن ، فكذلك من أحبّك بقلبه كان له مثل ثواب ثلث أعمال العباد ، و من أحبّك بقلبه و نصرك بلسانه كان له مثل ثلثی ثواب أعمال العباد ، و من أحبّك بقلبه و نصرك بلسانه و یده كان له مثل ثواب أعمال العباد .( [11] )


یعنى : رسول اكرم (صلى الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین (علیه السلام)فرمود :  به تحقیق كه مَثَل شما مثَل سوره ( قُلْ هُوَ الله اَحَد) مى باشد ، پس بدرستیكه شأن او چنین است كه هر كس یك مرتبه آن را بخواند ، مثل آن است كه یك سوّم قرآن را قرائت كرده است ، و هر كس دو مرتبه بخواند ; مانند آن است كه دو سوّم قرآن را قرائت كرده است ، و هر كس آن را سه مرتبه بخواند ، مانند آن است كه تمام قرآن را قرائت كرده باشد.
همچنین هركس شما را با قلب خود دوست بدارد از براى او مثل ثواب یك سوّم اعمال همه بندگان است ، و هر كس شمارا به قلب خود دوست داشته و به زبانش یارى كند از براى او مثل ثواب دو سوّم اعمال بندگان است ،و هركس شمارا به قلبش دوست داشته و به زبان و دست یارى كند ، از براى او مثل ثواب همه اعمال بندگان است .
2 ــ فیه أیضا ، عن  تفسیر الإمام العسكری(علیه السلام) فی ذكر جمل ما نقل (علیه السلام) عن الله تعالى : كذلك أحبّ الخلق إلیّ القوّامون بحقّی ، و افضلهم لدیّ ، و أكرمهم علیّ محمّد(صلى الله علیه وآله)سیّد الورى ، و أكرمهم و أفضلهم بعده علیّ أخ المصطفى المرتضى ، ثمّ من بعده من القوّامین بالقسط من أئمّة الحقّ ، و أفضلهم بعدهم من أعانهم على حقّهم ، و أحبّ الخلق إلىّ بعدهم من أحبّهم و أبغض أعدائهم ، و إن لم یكن معونتهم .( [12] )
یعنى : خداوندجلّ شأنه فرموده : محبوبترین خلق نزد من كسانى هستند كه حقّ مرا بر پا داشته اند ، و افضل و اكرم آنان نزد من ; محمّد(صلى الله علیه وآله)است كه سیّد و آقاى خلائق است ، و بعد از او افضل و اكرم آنها نزد من علىّ (علیه السلام)برادر مصطفى ; مرتضى است ، سپس بعد از او كسانى كه امام بر حقّ هستند ، آنهائى كه بر پا دارنده قسط هستند ، و افضل آنها بعد از ایشان كسانى هستند كه آنها را براى حقّشان یارى مى كنند ، و محبوبترین خلق نزد من بعد از این یارى كنندگان ; كسانى هستند كه آنها را دوست دارند و دشمنان آنها را دشمن مى دارند و هر چند یارى نكنند .
3 ــ فیه أیضاً عن  مجالس المفید(قدس سره) بالإسناد عن الحسن بن علیّ(علیهما السلام) ، أنّه قال :  من أحبّنا بقلبه ونصرنا بیده ولسانه ، هو معنا فی الغرفة الّتی نحن فیها ، ومن أحبّنا بقلبه و نصرنابلسانه ، فهو دون ذلك بدرجة ، ومن أحبّنا بقلبه وكفّ بیدهولسانه ، فهوفی الجنّة .( [13] )
یعنى : حضرت امام حسن(علیه السلام)فرمود : هر كس ما را با قلب خودش دوست داشته و با دست و زبانش یارى كند ، او در غرفه هاى بهشتى كه ما در آن ساكنیم با ما خواهد بود ، و هر كس مارا با قلب خود دوست داشته و با زبانش یارى كند ، پس او در بهشت یك درجه پائین تر از مقام ما جاى دارد ، و هركس مارا با قلب خود دوست داشته و دست و زبانش را از ظلم بر ما باز دارد ، پس او در بهشت خواهد بود .
4 ــ و فیه أیضا عن  المحاسن  ، بالإسناد عن علی بن الحسین (علیهما السلام) ، قال :  قال رسول الله(صلى الله علیه وآله): فی الجنّة ثلاث درجات ، و فی النّار ثلاث دركات ، فأعلى درجات الجنان لمن أحبّنا بقلبه و نصرنا بلسانه و یده ، و فی الدرجة الثانیة من أحبّنا بقلبه و نصرنا بلسانه ، و فی الدرجة الثالثة من أحبّنا بقلبه ، و فی أسفل الدرك من النار من أبغضنا بقلبه و أعان علینا بلسانه و یده ، و فی الدرك الثانیة من أبغضنا بقلبه و أعان علینا بلسانه ، و فی الدرك الثالثة من أبغضنا بقلبه .( [14] )
یعنى : حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) از حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)روایت نموده كه حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) فرمود :  در بهشت سه درجه و در جهنّم سه دركه است ، پس اعلى درجات بهشت مخصوص كسانى است كه ما را با قلب خود دوست داشته و با زبان و دست خود یارى كنند ، و در درجه دوّم كسانیند كه ما را با قلب خود دوست داشته و با زبانشان یارى كنند ، و در درجه سوّم كسانیند كه مارا فقط با قلب خود دوست داشته باشد.
و در اسفل درك آتش كسانیند كه مارا با قلب دشمن داشته و در ظلم بر ما با زبان و دست خود یارى كنند ، و در درك دوّم از آتش كسانیند كه دشمن دارند ما را با قلب خود و در ظلم بر ما با زبان خود یارى كنند ، و در درك سوّم كسانییند كه ما را با قلب خود دشمن بدارند .
5 ــ و فی  لئالی  ، قال رسول الله (صلى الله علیه وآله) : إنّی شافع یوم القیامة لأربعة و لو جآؤوا بذنوب أهل الدنیا : رجل نصر ذرّیتی ، و رجل بذل ماله لذریّتی عند المضیق ، و رجل أحبّ لذریّتی باللسان ، و رجل سعى لذریّتی إذا اطّردوا أو شرّدوا .( [15] )
یعنى: حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) فرمود : همانا من در روزقیامت از براى چهارنفر شفاعت خواهم كرد ; گرچه آنان در آن روز با گناهان همه اهل دنیا بیایند :
یكى مردى كه ذریّه مرایارى نماید.
دیگرى مردى كه مالش را به ذریّه من در حال تنگدستى آنها بذل نماید.
دیگرى مردى كه با ذریّه من با زبان و قلب خود دوستى نماید.
و چهارم شخصى كه در حوائج ذریّه من ــ در حالتى كه ممنوع باشند از حقّشان ، و از وطن و مسكنشان دور شده باشند ــ سعى نماید .
6 ــ و فی  الخصائص الحسینیّه (علیه السلام)  فی ضمن الحدیث عن النبیّ (صلى الله علیه وآله) ، فی ذكر ورود طوائف أُمّته علیه مع رایاتهم ، قال :
 ثمّ ترد علىّ رایة تلمع وجوههم نوراً ، فأقول لهم : من أنتم ؟ فیقولون :
نحن أهل كلمة التوحید و التقوى من أُمّة محمّد (صلى الله علیه وآله) ، و نحن بقیّة أهل الحقّ ، حملنا كتاب ربّنا و أحللنا حلاله ، و حرّمنا حرامه ، و أحبّنا ذرّیة نبیّنا(صلى الله علیه وآله) ، و نصرناهم من كلّ ما نصرنا به أنفسنا ، و قاتلنا معهم من ناواهم .
فأقول لهم : أبشروا ; فأنا نبیّكم محمّد ، و لقد كنتم فی الدنیا كما قلتم ، ثمّ أسقیهم من حوضی ، فیصدرون مرویّین مستبشرین ، ثمّ یدخلون الجنّة خالدین فیها أبد الآبدین .( [16] )
یعنى : حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) فرمود : در روز قیامت جمعى كه صورتهاى آنها از نور مى درخشد بر من وارد مى شوند ، پس به آنها مى گویم : كیستید شما ها ؟
مى گویند : مائیم اهل كلمه توحید و تقوا از امّت محمّد (صلى الله علیه وآله) ، و مائیم بقیّّه از اهل حقّ كه كتاب پروردگار خود را حمل نمودیم ، و حلال آن را حلال دانستیم ، و حرام آن را حرام دانستیم ، و ذریّه پیامبر خود (صلى الله علیه وآله)را دوست داشتیم ، و آنان را به آنچه خود رابه آن یارى مى كردیم ; یارى نمودیم ، و با كسانى كه با آنها دشمنى مى كردند جنگ كردیم .
پس من به آنها مى گویم : مژده باد شما را ; منم نبىّ شما محمّد ، و به تحقیق شما در دنیا چنان بودید كه گفتید ، و آنها را از حوض خود آب مى دهم ، پس بر مى گردند در حالتى كه سیراب و خشنود باشند ، سپس داخل بهشت مى شوند در حالتى كه همیشه در آن باشند .
7 ــ و فی  البحار  عن علم الهدى سیّد المرتضى(رضی الله عنه) ، ــ فی ضمن كلامه ــ قال : قال الشیخ ـ أدام الله عزّه ـ :  و هشام بن حكم من أكبر أصحاب أبی عبد الله (علیه السلام) ، و بعد أبی الحسن موسى (علیه السلام) ، و كان یكنّى أبا محمّد و أبا حكم ، و كان مولى بنی شیبان ، وكان مقیماً بالكوفة ، و بلغ من مرتبته و علوّه عند أبی عبدالله جعفربن محمّد(علیه السلام)، أنّه دخل بمنى ، و هو غلام أوّل ما اختطّ عارضاً ، و فی مجلسه شیوخ الشیعة ، كحمران بن أعین ، و قیس بن الماصر ، و یونس بن یعقوب ، و أبی جعفر الأحول و غیرهم ، فرفعه على جماعتهم و لیس فیهم إلاّ من هو أكبر سنّاً منه ، فلمّا رأی أبو عبدالله (علیه السلام) أنّ ذلك الفعل كبر على أصحابه ، قال :  هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و یده .( [17] )
8 ــ و فی  الكافی  عن یونس بن یعقوب ، فی ضمن الحدیث فی واقعة رجل شامى جاء عند أبی عبدالله (علیه السلام) ، لمناظرة أصحابة إلى أن قال : قال (علیه السلام) : اخرج إلى الباب فانتظر من ترى من المتكلّمین فأدخله ، قال : فأدخلت حمران بن أعین ، و كان یحسن الكلام ، و أدخلت الأحول ، و كان یحسن الكلام ، و أدخلت قیس بن الماصر ، و كان عندی أحسنهم كلاماً ، و كان قد تعلّم الكلام من علی بن الحسین (علیهما السلام) ، فلمّا استقرّبنا المجلس ، و كان أبوعبدالله (علیه السلام)قبل الحجّ یستقرّ أیّاماً فی جبل فی طرف الحرم فی فازة له مضروبة ، فاخرج رأسه من فازته فإذا هو ببعیر یخب ، فقال: هشام و ربّ الكعبة ، قال : فظننا أنّ هشاماً رجل من ولد عقیل ، كان شدید المحبّة له ،
قال : فورد هشام بن الحكم ، و هو أوّل ما اختطت لحیته ، و لیس فینا إلاّ من هو أكبر سنّاً منه ، قال : فوسّع له أبو عبدالله (علیه السلام) ، و قال :  ناصرنا بقلبه و لسانه و بیده .( [18] ) خلاصه محل شاهد ما در این دو روایت آنست كه وقتى هشام بن حكم خدمت حضرت صادق (علیه السلام)شرفیاب شد ، حضرت از او تجلیل فرموده و كنار خودشان جاى دادند ، با آنكه او تازه خط عارضش روئیده بود ، و در سنّ جوانى بود ،و او را بر همه اصحاب كه در محضرش حاضر بودند ــ در حالتى كه تمام از اجلاء شیوخ بودند ــ مقدم داشت ، پس جهت این تجلیل را چنین بیان فرمود : او ناصر و یارى كننده ما با قلب و زبان و دستش است .
9 ــ و فی  نهج البلاغه  فی ضمن كلامه الشریف :  نحن شجرة النبوّة ، و محبط الرسالة ، و مختلف الملائكة ، و معادن العلم و ینابیع الحكمة ، ناصرنا و محبّنا ینتظر الرحمة ، و عدوّنا و مبغضنا ینتظر السطوة .( [19] )
یعنى : مائیم شجره طیّبه كه ثمره نبوّت از آن هویدا گشته ، و مائیم محل فرود آمدن رسالات الهى ، و مقام رفت و آمد ملائكه ، و مائیم معدنهاى علم و چشمه هاى حكمت ، یارى كننده ما و دوست ما همیشه در معرض رحمت الهى است ، و دشمن ما و كسى كه بغض ما را در دل دارد همیشه در معرض عذاب شدید الهى است .
10 ــ و فی  المشاهد  عن أبی عبد الله الحسین (علیه السلام) ، أنّه قال فی كربلا لأصحابه :
 و من نصرنا بنفسه ، فیكون فی الدرجات العالیة من الجنان ، فقد أخبرنی جدّی (صلى الله علیه وآله)أنّ ولدی الحسین یقتل بطفّ كربلا غریباً وحیداً عطشاناً ، فمن نصره فقد نصرنی و نصر ولده القائم(علیه السلام) ، و من نصرنا بلسانه فإنّه فی حزبنا یوم القیامة .( [20] )
یعنى : حضرت ابى عبدالله الحسین (علیه السلام)در كربلا به اصحاب خود فرمود : هركس ما را به جان خود یارى نماید ، مقام او در درجات بالاى بهشت مى باشد ، پس به تحقیق كه مرا جدّ بزرگوارم (صلى الله علیه وآله) بر دادند كه : فرزندم حسین (علیه السلام) در زمین پر كرب ــ یعنى كربلا ــ شهید مى شود ، در حالیكه بى یار و یاور و تنها و تشنه باشد ، پس هر كس او را یارى كند ، پس به تحقیق كه مرا و فرزند او قائم (علیه السلام)را یارى كرده است .
11 ــ و در  عین الحیات  مرحوم مجلسى روایتى به سند معتبر از امیرالمؤمنین (علیه السلام)نقل شده كه حضرت فرمود :
 براى بهشت هشت در است ، از یك در پیغمبران و صدّیقان داخل مى شوند ، و از در دیگر شهداء و صالحان ، و از پنج در (دیگر) شیعیان و دوستان ما داخل مى شوند ، و من بر صراط مى ایستم و دعا مى كنم و مى گویم :
خداوندا ! شیعیان و دوستان مرا و هر كس مرا یارى كرده است و به امامت من در دنیا اعتقاد داشته ; به سلامت بگذران .
در آن حال ندا از منتهاى عرش الهى در رسد كه : دعاى تو را مستجاب كردیم ; و تو را شفاعت دادیم در حقّ شیعیانت .
پس هر یك از شیعیان و دوستان من و آنان كه مرا یارى كرده اند و با دشمنان من جهاد كرده اند با گفتار یا با كردارشان ; هفتاد هزار كس از همسایگان و خویشان و دوستان خود را شفاعت كنند ، و از درِ هشتم سایر مسلمانان داخل مى شوند ، یعنى آن جماعتى كه اقرار به شهادتین داشته باشند ، و در دل ایشان به قدر ذرّه اى از بغض ما اهلبیت نباشد.( [21] )
و امّا اخبار دیگر غیر از این اخبارى كه بیان كردیم خصوصاً آنچه در فضل كیفیّات و عنوانهائى كه مصداق نصرت به آن حاصل مى شود مانند انشاء مراثى و مدایح چه بصورت نثر و چه به صورت نظم و غیر آن ان شاء الله تعالى در فصل دوّم اشاره خواهدشد .
[1] ــ سوره محمّد (صلى الله علیه وآله) آیه 7 .
[2] ــ سوره شورى آیه 23 .
[3] ــ بحارالانوار: ج1 ص151 حدیث131.
[4] ــ بحارالانوار: ج26 ص274 حدیث17.
[5] ــ رجوع شود به بحارالانوار: ج26 ص319 باب9.
[6] ــ سوره ابراهیم آیه 14 .
[7] ــ سوره بقره آیه 286 .
[8] ــ عوالى اللآلى :ج 2 ص 58 حدیث 207
[9] ــ ترجمه :هیچ كس به حقیقت اطاعتى كه شایسته مقام خداوند است نمى رسد ، گرچه سخت در بدست آوردن خشنودى خداوند حریص باشد ، و در این راه آنچه مى تواند سعى و تلاش نماید . ولى از حقوق واجب خداوند بر بندگانش این است كه به اندازه قدرت و توانائى خود در خیرخواهى و نصیحت كوشش كنند ، و در راه بر قرارى و اجراى حقّ در بین خودشان همكارى نمایند . ( نهج البلاغه فیض :خطبه 207 )
[10] ــ لازم به توضیح است كه متأسفانه در نسخه خطىّ موجود از مرحوم مؤلف ; مطالب باب دوّم بیان نشده است. و فقط مطالب باب اوّل به رشته تحریر در آمده است.
[11] ــ محاسن :ج2 ص251 حدیث473 ، بحارالانوار ج27 ص94 حدیث54
[12] ــ تفسیرالإمام العسكرى (علیه السلام) :ص43  ، بحارالانوار :ج27 ص96 ضمن حدیث59 .
[13] ــ امالى مفید :ص33 حدیث8  ، بحارالانوار :ج27 ص101 حدیث64 .
[14] ــ محاسن : ج1 ص25 حدیث472 ، بحارالانوار : ج27 ص93 حدیث53 .
[15] ــ لآلی الاخبار: ج4 ص318.
[16] ــ خصائص حسینیّه ص111 و 112.
[17] ــ بحار : ج10 ص295 حدیث4 .
[18] ــ كافى : ج1 ص171 و 172 .
[19] ــ نهج البلاغه فیض : ضمن خطبه 108 .
[20] ــ فوائد المشاهد ص 256 .
[21] ــ عین الحیا : ص 379 .

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: یاری ائمه اطهار ، اهمیت یاری ، امام زمان ، حضرت مهدی ، صاحب الزمان ، كتابها ، مقاله ، تحقیق ،

::::


  آرشیو


  جستجو در سایت



  آمار
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :

  لینک سرا
· بزرگترین پرتال اطلاعات
· لینك باكس اتوماتیك

:: کلیه حقوق ومطالب مادی و معنوی این پایگاه متعلق به این تیم اینترنتی می باشد . و كپی برداری تنها با ذكر منبع مجاز می باشد.برگرفته شده از نرم افزار منجی ::

Theme Dseigned By : molod.mihanblog.com