موضوعات

  خوراک | RSS
 خوراک وب

  ابر برچسب ها
امام زمان در امام زمان درقرآن امام مهدی در كتاب و سنت نصرت امام زمان ظهور داستان درباره امام زمان انتظار و مهدویت حدیث نهج البلاغه امام زمان در سخن امیرالمومنین شعر درباره امام زمان در وصف امام زمان ظهور مهدی موعود شناسی امام زمان در احادیث صاحبالزمان كتابها زندگی امام زمان در سخنان پیامبر انتظار شناختی از زندگی امام زمان داستان كوتاه فروغ تابان ولایت امام عصر صاحب الزمان تقیه تحقیق ادبیات انتظار زندگی حضرت مهدی مهدی صاحب الزمان امام زمان امام زمان در سخن پیامبر اكرم شیوه یاری امام زمان احادیث مقاله وتحقیق مقاله زندگی نامه امام زمان در روایات درباره حضرت مهدی گفتار علی (ع) درباره امام زمان امام زمان در سخن حضرت علی حدیث ثقلین در كلام امیرالمومنین مهدی درباره امام زمان امام زمان در حدیث ثقلین داستان امام زمان نثر درباره امام زمان یاری امام زمان حضرت مهدی
 
 تماس با مدیر در یاهو  
مکان آیدی شما


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


   نصرت و یارى حضرت قائم علیه السّلام با ارشاد جاهلین
چهارشنبه 30 تیر 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : كتابخانه مهدویت كتابها شیوه های یاری امام زمان(عج) نظراتنظر دهید!

نصرت و یارى حضرت قائم علیه السّلام با ارشاد جاهلین
 
كیفیّت دوّم ; سعى و اهتمام در ارشاد و هدایت جاهلین است
اعم از آنكه جهالتشان ;جهالت كفر و شرك باشد یا جهالت ضلالت یا جهالت در احكام دین ، یا جهالت در امر فسق و فجور باشد .
هدایت چند قسم است.
اوّل آنكه به گفتار باشد ; مثل تعلیم آنچه رفع جهالت شود ، یا ترغیب و تحریص نمودن جاهل را بر وجهى كه در مقام رفع جهل خود بر آید ، به گونه اى كه علاقه مند شود كه در مجالس علم نزد علماء حاضر شود .
دوّم آنكه با فعل و كردار باشد ، مثل آنكه فعل و حال انسان در كمالات و حسن اخلاق و مواظبت به آداب بطورى باشد كه موجب رغبت و تألیف قلوب جاهلین شود .


و این قسم بهترین وسیله در خصوص هدایت و ارشاد است ، چنانچه در امر تقوا بیان شد .
سوّم آنكه به مال باشد ; مثل آنكه مال خود را بخاطر تألیف قلوب مردم انفاق كند ، به گونه اى كه به این وسیله در روى آوردن بسوى امر حقّ رغبت نمایند ، و ترك كفر یا شرك یا ضلال یا فسق نمایند ، یا آنكه در امر زندگى آنها كمك كند تا آنها بر تحصیل احكام و امر دین اقدام نمایند ، یا آنكه مجلسى را از جهت مذاكره علم منعقد نماید ; و در آن آنچه موجب رغبت حضور در آن شود ــ از اطعام و نحو آن خصوص نسبت به عوام و جاهلین و مستضعفین ــ مهیّا نماید.
و تأیید و تأكید بر حُسن این نوع ترغیب ; آن است كه خداوند متعال سهمى از زكات( [20] ) را در مورد تألیف قلوب از اهل كفّار از اهل كتاب و غیر از آنها یا مطلق ضعفاء ـ و لو از مسلمین ـ مقرّر فرموده ، براى آنكه آنها بسوى اسلام یا به جهاد رغبت پیدا كنند ، كه این مطلب مفصّلا در كتب فقهى بیان شده است .
و همچنین در روایات نقل شده است كه :
وقتى حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) خواستند اقرباء خود را بسوى دین مبین خود دعوت فرمایند ، به حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود : طعامى مهیّا فرمایند ، و بعد از اطعام حاضرین ; دعوت خود را اظهار فرمودند ، و در حدیث است كه تا سه روز این عمل را تكرار فرمودند .( [21] )
یك وسیله كاملِ دیگر از وسائل ارشاد و هدایت ; تحریر و تألیف و تصنیف احادیث و اخبار و مطالب علمى و دلائل و برهانهاى حقّه است ، و این كیفیّت نصرت ; یعنى هدایت و ارشاد جاهلین اگر چه بر حسب تعمیمى كه در اقسام آن ذكر شد ، معلوم شد كه اقدام بر آن از براى همه بندگان ، هر كدام به قسمى از اقسام آن بر وجه مقدور و میسور امكان دارد .
بنابراین ; همه بندگان باید كمال اهتمام را داشته ; در بعضى موارد به عنوان وجوب و در برخى دیگر به عنوان استحباب ; به هر قسم و به هر وجهى كه مقدور و ممكن شود سعى در هدایت جاهلین بنمایند .
و هرگاه انسان به این عمل موفّق شود ; به محبوبترین عبادات پیش خداوند دست یافته ، و اشرف وسائل و اقرب قربات نزد او رسیده است ، و هم مراد واقعى از احیاء نفس است كه فضل جلیل آن در این آیه مباركه است ( وَ مَنْ اَحْیاها فَكَاَنَّما اَحْیَا النّاسَ جَمیعاً )( [22] )یعنى : و هر كس نفسى را احیاء نماید ، پس چنان است كه تمام مردم را احیاء نموده باشد .
و از حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام)در بیان آن از  كافى  روایت شده كه تأویل اعظم آیه ; آن است كه : هر كس نفسى را از ضلالت و گمراهى بسوى هدایت راهنمائى كند .( [23] )
و در اخبار فضائل مهمّ و زیادى نقل شده است .( [24] )
و لكن عمده در انجام این نوع نصرت ، و درجه كامله آن نسبت به علماء كاملین است كه بر حسب این فرمایش كریمه :
( وَ ادْعُ اِلى سَبیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتى هِىَ اَحْسَن )( [25] )
و به این روش استوار; هركدام از طوائف جاهلین را به مقتضاى حال ; به یكى از وجوه سه گانه هدایت و ارشاد فرمایند .
وجه اوّل: كه به طریق حكمت باشد ، یعنى با بیان دقایق و حقایق و اسرار خفیّه در آیات الهیّه كه در ارض و سما و جمیع آفاق و در جمیع مصنوعات اوست ، بر وجهى كه آن حكمتها و اسرار و دقایق بوسیله حسن بیان روشن و آشكار در عقول و افهام گردد ، كه به سبب آن به وجه یقین به امر آفریدگار اذعان نمایند ، و آیات او را تسلیم نمایند ، و همچنین سائر معالم دین آنچه تعلّق دارد به تقدیرات ، ونیز احكام حضرت ربّ العالمین را بیان نمایند .
و تأثیر این قسم دعوت مخصوص اهل كمال و عرفان است ، و در مورد آنها در صورتیكه رد و انكارى نداشته باشند ; مفید و مؤثّر مى شود ، و این انكار از خودخواهى و استكبار حاصل مى شود و از اعظم رشته هاى حبّ دنیا است كه مجموع آنها هفت رشته است ، چنانچه در  كافى  روایت فرموده است .( [26] )
وجه دوّم: به طریق موعظه حسنه است ، یعنى در مقام تبشیر و بشارت ; فوائد و آثار و فضائل مهمّ و نیكوىِ دنیوى و اُخروىِ حسنات و اعمال نیك را بیان نماید ، و در مقام تنذیر ; مفاسد و مهالك و خطرات عظیم و شدید دنیوى و اُخروىِ گناهان و مناهى الهى را بیان كند ، و در هركدام به نرمى كلام و حسن و زیبائى بیان ; و به ذكر مثالهاى واضح و اخبار و سرگذشت امّت هاى گذشته ، بطورى كه موجب رغبت نفوس و واقع شدن كلام در قلوب باشد ، رفتار نماید.
و تأثیر این قسم دعوت غالباً به صاحبان نفوس طیّبه و قلوب سلیمه از مؤمنین است ، خصوص نسبت به ضعفاء از جاهلین آنها .
وجه سوّم: به طریق مجادله به وجه احسن است ، یعنى با بیان امر حقّ و اثبات آن به امر واضح و برهان قطعى كه انكار آن ممكن و جایز نباشد مگر از كسى كه مجادل و معاند باشد ، كه در این حال نتیجه بیان و برهان از براى چنین كسانى اتمام حجّت خواهد بو ، و موجب خوارى آنها و عدم ظفر آنها بر مستضعفین از مؤمنین مى شود ، و با وساوس فریب دهنده آنها ; ضعفاء جاهلین گمراه نمى گردند .
و این قسم دعوت غالباً نسبت به اهل جدل و صاحبان خطاو لغزش است ، و لكن عمده امرى كه در این جهت شناخت و تذكّر آن لازم و مهم است ; این است كه : مهمّترین وسیله در نفوذ كلام و تأثیر قول هدایت كننده در قلوب و نفوس اخلاقِ نیكوى ظاهرى و باطنى در هدایت كننده است ، و دیگر حُسن نیّت و خلوص است به آنكه غرض او همان نصرت امام (علیه السلام)در امر دین الهى و امر حقّ باشد .
چرا كه این نوع نصرت ; یعنى تعلیم عباد و هدایت آنها به وجه مزبور ، نصرت كامله ایست كه افضل از تمام اقسام و كیفیّات نصرتها نسبت به آنحضرت (علیه السلام)است ، و این نوعى نصرت است به وجود مبارك ایشان ، چه آنكه امر هدایت و ارشاد عباد امرى است الهى ، كه از طرف رسول الله (صلى الله علیه وآله)به وجود مبارك حضرت ولى عصر صلواة الله علیه موكول شده است .
پس هركس در جهت انجام این امر ـ به یكى از وجوه سه گانه ـ اقدام نماید چه از نظر مالى و چه از نظر گفتارى و چه از نظر عملى و كردارى ; و با توفیق الهى وسیله هدایت گروهى بشود ; در واقع حضرت ولىّ الله (علیه السلام) را در امر دین الهى نصرت كرده است ، و به این عمل ; نصرت الهى محقق شده است ، و مصداق ( اِنْ تَنْصُرُوا الله یَنْصُرْكُمْ ) واقع مى شود ، به طوریكه در مقدمه كتاب ذكر كردیم .
و فی نهج البلاغة ، قال أمیرالمؤمنین (علیه السلام) فیما كتب للأشتر النخعی (رضی الله عنه) فی ضمن ما أوصى به :  أمره بتقوى الله ، وإیثار طاعته ، و اتّباع ما أمر به فی كتابه من فرائضه و سننه الّتی لایسعد أحد إلاّ باتّباعها ، و لایشقی أحد إلاّ مع جحودها وإضاعتها وأن ینصر الله سبحانه بقلبه ویده ولسانه ، فإنّه جلّ اسمه قدتكفّل بنصر من نصره ، و إعزاز من أعزّه .( [27] )
و همچنین این نوع نصرت و یارى آنحضرت (علیه السلام)نسبت به متعلّقان و رعایا و دوستان ایشان است ، كه آنها را از هلاكت و عذاب دنیوى و اُخروى خلاص مى كند ، و به فیوضات دنیوى و اُخروى فائز مى نماید ، و احادیث و اخبار هم در فضل این نوع ناصرین ــ یعنى علماء هدایتگر ــ بسیار است ،( [28] ) و آنها بعد از انبیاء و اوصیاء افضل از عامّه طوائف مؤمنین .
و از آن جمله روایت شده در تفسیر حضرت امام حسن (علیه السلام) كه حضرت امام محمّد تقى صلواة الله علیه فرمود :
عالمى كه پرستارى كند یتیمان آل محمّد (علیهم السلام)را ، آن كسانیكه از امام خود دور افتاده اند ، و حیران مانده اند ، و در دست شیاطین اسیر شده اند ، و به دست دشمنان ما گرفتارند ، پس آنها را از حیرت نجات دهد ، و وسوسه هاى شیاطین را از آنها دور كند ، و دشمنان آنها را به دلیل و برهانى كه از ائمّه آنها رسیده ذلیل و مغلوب نماید ; فضیلت این نوع از علماء بر عابدها بیشتر از فضیلت آسمان و عرش و كرسى و حجابها بر زمین است ، و مانند فضیلت ماه شب چهارده بر كوچك ترین ستاره هاى آسمان است.( [29] )
همچنین در همین روایت است كه حضرت امام محمّدتقى (علیه السلام)فرمود :
اگر نباشد به بركت علمائى كه در زمان غائب بودن حضرت قائم (علیه السلام)مردم را بسوى آنحضرت دعوت مى كنند ، و با دلائل محكم شبهات ملحدین را دفع مى نمایند ، و عوام ضعیف را از دام شیطان و دشمنان دین نجات مى دهند ، هر آینه تمام مردم گمراه شوند ، و از دین برمى گردند ، لكن این نوع از علماء دلهاى ضعفاى شیعیان را نگاه مى دارد ، همانطور كه صاحب كشتى سُكّان كشتى را نگاه مى دارد ، و این طائفه از علماء نزد خداوند جل شانهاز هر كسى افضل و بهترند.( [30] )
روایت دیگرى در  اصول كافى  نقل شده در ضمن روایتى از حضرت صادق (علیه السلام)از حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)كه فرمود :
فضل عالم بر عابد مثل فضل ماه شب چهارده است بر باقى ستارگان  ، و بدرستیكه علماء وارثان انبیاء مى باشند ، و همانا انبیاء دینار و درهمى را ارث نگذارند ، و لكن علم را ارث گذارند ، پس هر كس آن را اخذ نماید ; حظّ و بهره كامل برده است .( [31] )
و عن تفسیر العسكری (علیه السلام) أیضا : و قال امیرالمؤمنین (علیه السلام):
 من كان من شیعتنا عالماً بشریعتنا ، فاخرج ضعفاء شیعتنا من ظلم جهلهم الى نور العلم الّذی حبوناه ; جاء به یوم القیامة و على رأسه تاج من نور یضیئ لأهل تلك العرصات و حلّة لایقوم لأقلّ سلك منها الدنیا بحذافیرها .
ثم ینادی مناد : یا عباد الله ! هذا عالم من تلامذة بعض علماء آل محمّد (علیهم السلام) ، ألا فمن أخرجه فی الدنیا من حیرة جهله فلیتشبّث بنوره لیخرجه من حیرة ظلمة هذه العرصات الى نیرة الجنان ، فیخرج كلّ من كان فی الدنیا علمه خیراً أو فتح عن قلبه من الجهل قفلا أو أوضح له عن شبهة .( [32] )

نصرت و یارى حضرت قائم علیه السّلام با تحصیل علوم و معارف دینى
   
كیفیّت سوّم ; سعى و اهتمام در تحصیل علوم و معارف دینى از اصول و فروع دین ، و نیز اهتمام در معرفت انسان نسبت به نفس خود در مقام فراگیرى علوم و رفع جهل از خود مى باشد .
و اینك چگونگى نصرت بودن این كیفیّت را در چند جهت بیان مى كنیم :
جهت اول: آنكه خود انسان هم از جمله كسانى است كه هدایت او راجع به امام (علیه السلام)مى باشد ، پس همان طور كه در هدایت دیگران نصرت حاصل مى شود ــ به بیانى كه گذشت ــ همچنین تحصیل نمودن وسائل هدایت خود و سعى در آن نیز ; نصرت محسوب مى شود ، چنانچه در امر تقوا هم این خصوصیت ذكر شد.
جهت دوّم: آنكه علم مثل چراغ است كه هرگاه روشن شود حتماً از آن روشنائى حاصل مى شود ، پس بنده هم بعد از آنكه واقعاً داراى مقام و مرتبه اى از علم نافع شد ، پس قهراً از علم او نور حاصل و افاضه مى شود ، و جاهلین از او هدایت مى یابند.
پس با این ملاحظه ; تعلّم و یادگیرى به منزله مقدّمه نصرت و یارى مى شود ، مثل آنكه انسان هرگاه خود را براى جهاد با اعداء مهیّا نماید ، به آنكه تحصیل اسلحه نماید ، و تعلّم كیفیّت مجادله و مقاتله را براى جهاد با اعداء نماید ، ــ مانند اسب دوانى و تیراندازى ــ پس با این آمادگى در مقدّمات ; نصرت در جهاد فى سبیل الله مى شود ، و به این مقدار شخص داخل در زمره انصار شده ، و فائز به فضیلت آنها مى شود.
پس همچنین است در علوم كه از براى هدایت كردن مهیّا مى شود ، و این هدایت از افضل كیفیّات نصرت و یارى امام (علیه السلام)است ، و اگر چه تعلّم به این دو عنوان ــ فى نفسه بر حسب این بیان مزبور ــ عنوان نصرت مى شود ، ولى این خصوصیت در آن مؤكّد مى شود هر گاه نصرت امام (علیه السلام) را در هنگام اشتغال به یادگیرى قصد كند ، یعنى متذكّر این جهت باشد ، و این علاوه بر فوائد و فضائل دیگر است كه از جهت حصول آنها اقدام به یادگیرى علم مى كند ، پس نصرت امام (علیه السلام)را هم یكى از آن دواعى قرار دهد ، و افضل از جمیع فوائد دیگر بداند .
جهت سوّم : آن جهتى است كه در عنوان دوازدهم از عناوین نصرت بودن تقوا ذكر شد .( [33] )
جهت چهارم : آن جهتى است كه در فصل سوّم از همین باب ان شاء الله خواهد آمد.



[1] ــ نهج البلاغه فیض : ص 966 ضمن نامه 45 :
[2] ــ سوره نساء آیه 69
[3] ــ كافى : ج2 ص78 حدیث12 .
[4] ــ كافى : ج2 ص233 حدیث10 .
[5] ــ بحارالانوار ج53 ص175.
[6] ــ كافى ج2 ص76.
[7] ــ كافى ج1 ص30.
[8] ــ ترجمه: براى ما زینت باشید ، و براى ما مایه ننگ و عار نشوید. بحارالانوار ج71 ص31 حدیث3 با اندكى تفاوت.
[9] ــ رجوع شود به بحارالانوار ج36 ص4 باب انّ الوالدین رسول الله وامیرالمؤمنین(علیهما السلام).
[10] ــ جامع الاخبار ص 101 .
[11] ــ ترجمه : اگر این اصحاب نبودند هرآینه آثار ما كهنه و مندرس مى شد .( وسائل الشیعة : ج27 ص142 حدیث33429 با اندكى اختلاف) .
[12] ــبحارالانوار ج70 ص249 حدیث25 با اندكى تفاوت.
[13] ــ حقوق غیر واجبه حقوقى است كه در جمله اى از اخبار وارد است كه : هر كس در طىّ سال باید از مال خود چیزى در وجه امام (علیه السلام)و در امور ایشان انفاق نماید ، غنى به قدر غناء خود و فقیر به قدر فقرش و فضل آنهم بسیار است . منه ره
[14] ــ رجوع شودبه بحارالانوار: ج27 ص198 حدیث62 ، وص308 باب8 ، وص311 باب9.
[15] ــ كافى ج1 ص38 حدیث7.
[16] ــ سوره توبه : آیه103 .
[17] ــ ترجمه: خواه بر آنان طلب آمرزش كنى یا استغفار نكنى  ، اگر هفتاد مرتبه بر آنان طلب آمرزش كنى خداوند هرگز آنان را مورد غفران خود قرار نمى دهد.(سوره توبه آیه80) .
[18] ــ ترجمه: خواه انذار كنى و بترسانى آنها را یا نترسانى آنها را ، آنان ایمان نمى آورند.(سوره بقره آیه 6).
[19] ــ به صفحه 29 مراجعه شود.
[20] ــ اشاره به آیه مباركه زكات در سوره توبه آیه 60 مى باشد .
[21] ــ بحارالانوار ج18 ص181 حدیث11.
[22] ــ سوره مائده آیه 32 .
[23] ــ كافى ج 4 ص 210 حدیث 2
[24] ــ براى اطلاع بیشتر از احادیثى كه در این مورد نقل شده به كتاب شریف كافى ج 2 ص 210 باب  فی احیاء المؤمن  مراجعه شود .
[25] سوره نحل آیه 125 .
[26] ــ كافى ج 2 ص 316 حدیث 8 .
[27] ــ حضرت در این نامه مالك را امر مى كنند به تقوا و ترس از خدا ، و برگزیدن فرمان او ، و پیروى از كتاب خود كه در آن واجبات و مستحباتى را امر فرموده كه كسى خوشبخت نمى شود مگر به پیروى از آنها ، و بدبخت نمى شود مگر با انكار و ضایع كردن آنها ، و اینكه خداوند متعال را با قلب و دست و زبانش یارى كند ، چراكه خداوند متكفّل و ضامن شده كه یارى كننده خود را یارى نماید ، و كسى كه ارجمند و عزیز داند او را عزّت بخشد . ( نهج البلاغه فیض ص991 نامه53 ).
[28] ــ رجوع شود به تفسیرامام حسن عسكرى (علیه السلام) ص339 ـ 345.
[29] ــ تفسیرامام حسن(علیه السلام) ص344 حدیث224.
[30] ــ تفسیر امام حسن(علیه السلام)ص344 حدیث225.
[31] ــ كافى ج1 ص34 ضمن حدیث1.
[32] ــ ترجمة : حضرت على (علیه السلام) فرمودند: هركس از شیعیان ما عالم به احكام شریعت ما باشد و ضعیفان از شیعیان ما را از تاریكى جهل به نور علمى كه بخشیده ایم راهنمائى كند ، روز قیامت مى آید در حالیكه بر سر او تاجى نورانى است و بر همه اهل محشر نور افشانى مى كند ، و بر تن او لباسى قیمتى است كه قیمت یك رشته از نخ آن به دنیا و پیرایه هایش مى ارزد.
سپس منادى ندا مى كند كه: اى بندگان خدا! این دانشمندى از بعضى شاگردان آل محمّد (صلى الله علیه وآله)است ، آگاه باشید ; هركسى را در دنیا از حیرت جهل و نادانى بیرون آورده ; به نور او چنگ زند تا او را از حیرت تاریكى محشر به نور بهشت برساند ، پس تمام كسانیكه در دنیا از او خیرى را آموخته بودند ، یا از قلبشان قفل جهل و نادانى را بازكرده ، یا شبهه اى را از آنها حلّ كرده باشد ; خارج مى شوند. (تفسیرامام حسن عسكرى (علیه السلام) ص 339 حدیث 215) .
[33] ــ به ص 33 مراجعه شود.

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: نصرت امام زمان ، یار امام زمان ، تحقیق ، مقاله ، امربه معروف ، حضرت مهدی ، ارشاد جاهلین ، نادانان ، كتابها ،

::::


  آرشیو


  جستجو در سایت



  آمار
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :

  لینک سرا
· بزرگترین پرتال اطلاعات
· لینك باكس اتوماتیك

:: کلیه حقوق ومطالب مادی و معنوی این پایگاه متعلق به این تیم اینترنتی می باشد . و كپی برداری تنها با ذكر منبع مجاز می باشد.برگرفته شده از نرم افزار منجی ::

Theme Dseigned By : molod.mihanblog.com
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات