تبلیغات
در باره امام زمان-امام عصر-مهدی صاحب زمان-منجی عالم-ابا صالح در وبلاگ مولود - نصرت و یارى حضرت قائم علیه السلام با دعا در تعجیل فرج
  موضوعات

  خوراک | RSS
 خوراک وب

  ابر برچسب ها
امام زمان در سخن پیامبر اكرم در روایات احادیث داستان درباره امام زمان امام عصر مقاله امام زمان در صاحبالزمان امام زمان درقرآن گفتار علی (ع) درباره امام زمان درباره حضرت مهدی انتظار ظهور مهدی زندگی حضرت مهدی نثر درباره امام زمان امام زمان در حدیث ثقلین موعود شناسی فروغ تابان ولایت تحقیق ظهور امام زمان در احادیث شناختی از زندگی امام زمان در كلام امیرالمومنین مهدی مقاله وتحقیق انتظار و مهدویت ادبیات انتظار تقیه شیوه یاری امام زمان در وصف امام زمان زندگی نامه امام زمان داستان كوتاه نصرت امام زمان حدیث درباره امام زمان نهج البلاغه حدیث ثقلین مهدی صاحب الزمان امام زمان امام زمان در سخن امیرالمومنین صاحب الزمان در سخنان پیامبر حضرت مهدی امام زمان در سخن حضرت علی امام مهدی در كتاب و سنت زندگی امام زمان داستان امام زمان شعر درباره امام زمان كتابها یاری امام زمان
 
 تماس با مدیر در یاهو  
مکان آیدی شما


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


   نصرت و یارى حضرت قائم علیه السلام با دعا در تعجیل فرج
سه شنبه 5 مرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : كتابخانه مهدویت شیوه های یاری امام زمان(عج) كتابها نظراتنظر دهید!

نصرت و یارى حضرت قائم علیه السلام با دعا در تعجیل فرج
 
كیفیت هفتم ; سعى و اهتمام در دعا نمودن در تعجیل فرج آنحضرت صلوات الله علیه است ، و بیان آن بر وجه اجمال چنین است كه :
چون بر حسب برخى از احادیث و اخبار قطعیّه بلكه به مقتضاى ضرورت مذهب حقّ ثابت و معلوم است كه احقاق جمیع حقوق الهیّهجلّ شأنه و حقوق جمیع انبیاء و اوصیاء و اولیاء از اوّلین و آخرین ، چه نسبت به نفوس طیّبه و پاك آنها ، و چه نسبت به حرمت آنها ، یا اهل و اولاد آنها ، یا مال آنها ، و نیز ظهور جمیع آثار دین و معالم حقّ موقوف به ظهور موفور السّرور حضرت بقیة الله (علیه السلام) است آن را خداوند در قرآن وعده فرموده :
( هُوَ الّذی اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دینِ الحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدّینِ كُلِّهِ وَلَو كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ).( [28] )
و فرمود :( وَعَدَ الله الَّذینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحات لَیَسْتَخْلفَنَّهُمْ فی الأرْضِ كَما اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَُیمَكِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الّذی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوفِهِمْ اَمْناً یَعْبُدُونَنى لایُشْرِكُونَ بى شَیْئاً ).( [29] )
و فرمود : (وَ نُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فى  الأرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ).( [30] )
و همچنین به مقتضاى بسیارى از اخبار و فقرات شریفه ادعیه و زیارات ; امر ظهور آنحضرت صلوات الله علیه و اصل وقوع آن ; یك وعده الهى است كه تخلّف پذیر نیست ، و لكن تأخیر و تعجیل وقوع آن از امور بدائیّه است .
و همچنین بر حسب برخى از اخبار ثابت شده است كه دعاى مؤمنین هرگاه با آدابش واقع شود ، تأثیر و مدخلیّت تامّه در تعجیل آن دارد ، پس باید همّ مؤمن در امر ظهور آنحضرت (علیه السلام) كامل تر باشد ، و انتظارش بیشتر باشد ، و به سبب طولانى شدن آن و مخفى بودن آثار دین و خذلان مؤمنین محزون تر باشد ، كه این حالات از جمله آداب این دعا است .


پس با این حال به قصد احقاق حقوق الهى و حقوق اولیاء و ائمّه معصومین (علیهم السلام)و ظهور آثار دین مبین و خذلان كفّار و مشركین تعجیل فرج و ظهور آنحضرت صلوات الله علیه دعا نماید .
بنابراین ; دعاء او در این حال در تعجیل فرج ; مدخلیّت و سببیّت تامّه پیدا مى كند ، و این مدخلیّت پیدا كردن به دو عنوان است :
عنوان اوّل ; به ملاحظه آنچه در قصد و نیّت اوست از آرزوى قلبى بر وقوع فرج ; و همّ آن را در دل داشتن ، چنانچه شرح بیان این عنوان در كیفیّت هشتم مى آید .
عنوان دوّم ; به ملاحظه تأثیرى كه در این نحو دعاى بنده حاصل مى شود ، بر حسب وعده الهى در استجابت آن در باب تعجیل شدن فرج ، چنانچه این هم بزودى بیان مى شود ان شاء الله تعالى .
و البته چنانچه در هر امرى اگر فعل كسى در وقوع آن مدخلیّت و سببیّت پیدا كند ، از اعوان و انصار صاحب آن امر محسوب مى شود ، پس در امر فرج اهلبیت اطهار (علیهم السلام)چنین است كه افتتاحش به وجود حضرت صاحب الامر صلوات الله علیه مى باشد ، هر گاه كسى به عنوان مزبور مدخلیّت و سببیّت پیدا نماید ، پس او در واقع داخل در زمره اعوان و انصار ایشان است و به فضل جزیل آنها فائز مى شود .
پس در اینجا بیان دو امر به صورت اختصار ــ براى یاد آورى اهل عبرت ــ لازم و مهمّ است :
اوّل : در بیان برخى از روایاتى كه وارد شده است در آنكه ظهور آثار حقّ موقوف است به ظهور امر آنحضرت صلوات الله علیه .
دوّم : در بیان اخبارى كه وارد شده در آنكه براى تعجیل ظهور ; دعا اثر كامل دارد .


احادیث وارده در اینكه ظهور آثار حقّ ; بستگى به ظهور دارد

امّا امر اوّل : گفتیم كه اخبار در این مقوله بسیار زیاد نقل شده و لكن در اینجا جهت تیمّن و تبرّك به ذكر ده حدیث اكتفا مى شود .
حدیث اوّل : در كتاب كافى روایت كرده : بإلاسناد عن أبی جعفر (علیه السلام)قال : قال رسول الله (صلى الله علیه وآله) :  من اولادی اثنى عشر نقیباً نجیباً محدثّون مفهّمون ، آخرهم القائم بالحقّ یملأها عدلا كما ملئت جوراً .( [31] )
یعنى : حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)فرمود : دوازده نفر از اولادهاى من نقباء و نجبایند ، و ملائكه با آنها به اخبار غیبى تكلّم مى كنند و به الهامات الهیّه الهام كرده مى شوند ، آخر آنها كسى است كه قیام به امر حقّ خواهد نمود ، و زمین را از عدل پر مى كنند چنانچه از جور پر شده باشد .
حدیث دوّم : باز در آن كتاب روایت كرده : بالاسناد عن ابی عبدالله (علیه السلام) ــ فی ضمن كلامه ــ قال : فإنّ الحسین لمّا قتل عجّت السماوات و الأرض و من علیها و الملائكة ، فقالوا : یا ربّنا! ائذن لنا فی هلاك الخلق حتّى نجدهم عن جدید الأرض بما استحلّوا حرمك و قتلوا صفوتك ، فأوحى الله إلیهم یا ملائكتی و یا سماواتی و یا أرضی اسكنوا ، ثمّ كشف لهم حجاباً من الحُجب فإذا خلفهم محمّد و اثنى عشر وصیّاً (علیهم السلام) و أخذ بید فلان القائم من بینهم ، فقال : یا ملائكتی و سماواتی و أرضی بهذا انتصر لهذا ، قالها ثلاث مرّات .( [32] )
یعنى : حضرت صادق (علیه السلام)فرمود : بدرستیكه چون حسین صلوات الله علیه شهید شد ، آسمانها و زمینها و هر كس كه در آنها بود به ناله در آمدند ، پس عرض كردند : اى پروردگار ما ! ما را در هلاك نمودن این خلق اذن فرما ، تا آنكه آنها را از اطراف زمین از بین ببریم ، به سبب آنكه حرمت تو را ضایع كردند و برگزیده تو را كشتند .
 پس خداوند بسوى آنها وحى فرمود كه : اى ملائكه من و اى آسمان و زمین من ! آرام باشید ، پس پرده اى از حجابها را براى آنها كشف فرمود ، در این حال از عقب آن حجابها وجود مبارك محمّد و دوازده نفر اوصیاء او صلوات الله علیهم اجمعین آشكار شد ، و اشاره فرمود به یكى از آنها كه مابین آنها ایستاده بود ، پس فرمود : اى ملائكه من ! و اى آسمانها و زمین من ! با این قائم و ایستاده ; براى این مظلوم انتقام مى گیرم ، و این فرمایش را تا سه مرتبه تكرار فرمود .
حدیث سوّم : شیخ صدوق (قدس سره) در  كمال الدین روایت كرده كه : بالإسناد عن مفضّل عن الصادق (علیه السلام) ، عن أبیه ، عن آبائه (علیهم السلام) ، عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام)قال :
قال رسول الله(صلى الله علیه وآله) : لمّا اسری بی إلى السماء ــ إلى أن قال : ــ فقال الله عزّوجلّ : ارفع رأسك فلمّا رفعت رأسی و إذاً بأنوار علیٍّ و فاطمة و الحسن و الحسین و علىّ بن الحسین و محمّد بن علىّ و جعفربن محمّد و موسى بن جعفر و علىّ بن موسى و محمّد بن علىّ و علىّ بن محمّد و الحسن بن علىّ و "م ح م د" ابن الحسن القائم كأنّه كوكب درىّ .
قلت : یا ربّ و من هولاء ؟
قال : الائمّة ، و هذا القائم یحلّل حلالی و یحرّم حرامی و به انتقم من أعدائی و هو راحة لأولیائی و هو الّذی یشفی قلوب شیعتك من الظالمین و الجاحدین و الكافرین ، فیخرج اللات و العزّى طریین فیحرقهما ، ففتنة الناس یومئذ بهما أشدّ من فتنة العجل السامری .( [33] )
یعنى : حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)فرمود : چون مرا بسوى آسمان بردند ، ـ پس بعد از وحى هاى چند ـ خداوند عزّوجلّ فرمود : سر خود را بلند نما ، چون بلند نمودم در این حال ; انوار علىّ و فاطمه و حسن و حسین و علىّ بن الحسین و محمّد بن علىّ و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و علىّ بن موسى و محمّد بن علىّ و علىّ بن محمّد و حسن بن علىّ و م ح م د بن حسن نمایان شد ، آنكه ایستاده بود ـ یعنى آخرین آنها ـ در ما بین آنها همچون ستاره درخشان بود .
عرض كردم : پرودگارا ! اینها چه كسانیند ؟
فرمود : اینها امامانند ، و اینكه ایستاده حلال مرا حلال ; و حرام مرا حرام خواهد كرد ، و به او از دشمنان خود انتقام خواهم كشید ، و او سبب راحتى اولیاء من مى باشد . و او است آنكسى كه به سبب او دلهاى شیعیان تو از شرّ ظالمین و جاحدین و كافرین شفا مى یابد ، پس لات و عزى را در حالتیكه بدن آنها تازه باشد بیرون مى آورد ، پس او آنها را مى سوزاند ، و هر آینه امتحان شدن مردم به سبب آنها در این روز شدیدتر از امتحان به امر گوساله سامرى است .
حدیث چهارم : نیز در  كافى روایت كرده از حضرت امام محمّد تقى صلوات الله علیه كه فرمود : حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)به مسجد الحرام تشریف فرما شدند ، و با ایشان بودند حضرت امام حسن (علیه السلام)در حالتیكه تكیه فرموده بودند به سلمان(رضی الله عنه) ، پس نشستند و در این حال مردى با هیئت و لباس نیكو وارد شد ، پس به امیرالمؤمنین (علیه السلام)سلام كرد ، و ایشان جواب سلام دادند ، بعد سه مسئله سئوال كرد .
حضرت امام محمّدتقى (علیه السلام)بعد از بیان آن مسائل و جواب آنها را از فرمایش حضرت مجتبى (علیه السلام) ــ بر حسب محوّل فرمودن حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)بیان جوابها را به ایشان ــ فرمود :
پس آن مرد گفت : شهادت مى دهم به كلمه توحید ، و همیشه شهادت به آن مى دهم ، و شهادت مى دهم به آنكه وجود مبارك محمّد (صلى الله علیه وآله)رسول الله مى باشند ، و همیشه شهادت به آن مى دهم ، و شهادت مى دهم به آنكه شما ــ اشاره به امیرالمؤمنین (علیه السلام) كرد ــ وصىّ او هستید و قیام به حجّت او مى فرمائید ، و همیشه شهادت به آن مى دهم ، و شهادت مى دهم به آنكه تو ــ اشاره به حضرت امام حسن (علیه السلام)كرد ــ وصىّ او مى باشى ، و قیام به حجّت او مى فرمائى ، و شهادت مى دهم به آنكه بعد از او حسین بن على صلوات الله علیه وصىّ برادرش مى باشد و قیام به حجّت او مى فرماید .
 و شهادت مى دهم به آنكه بعد از ایشان علىّ بن الحسین (علیه السلام)قیام به امر حسین (علیه السلام)مى نماید ، و شهادت مى دهم به آنكه محمّد بن على (علیه السلام)قائم بامر علىّ بن الحسین (علیه السلام)مى باشد ، و شهادت مى دهم براى جعفر بن محمّد (علیه السلام)كه او قائم به امر محمّد است .
و شهادت مى دهم براى موسى بن جعفر (علیه السلام)كه او قائم به امر جعفر بن محمّد (علیهما السلام)است ، و شهادت مى دهم براى علىّ بن موسى (علیه السلام)كه او قائم به امر موسى بن جعفر (علیهما السلام)است ، و شهادت مى دهم براى محمّد بن علىّ (علیهما السلام)كه او قائم به امر علىّ بن موسى (علیهما السلام)است ، و شهادت مى دهم براى علىّ بن محمّد (علیه السلام)كه او قائم به امر محمّد بن علىّ (علیهما السلام) است ، و شهادت مى دهم براى حسن بن علىّ (علیه السلام)كه او قائم به امر على بن محمّد (علیهما السلام)است .
و شهادت مى دهم براى مردى از اولاد حسین صلوات الله علیه كه تا زمانى كه امر او ظاهر شود ; با كنیه نام برده نمى شود ، زمین را از عدل پر نماید چنانچه از جور پر شده باشد ، و سلام و رحمت و بركات الهى بر تو باد ، یا امیرالمؤمنین .
پس آن مرد برخاست و رفت ، پس امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود : یا ابا محمّد در عقب او بروید ببینید به كدام طرف مى رود ؟
پس امام حسن (علیه السلام)بیرون رفتند و بعد فرمود : طولى نكشید مگر آنكه پاى خود را بیرون مسجد گذاردم دیگر ندیدم به كدام سو رفت ، پس نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام)برگشتم و ایشان را به این امر خبر دادم .
پس آنحضرت فرمود : آیا او را مى شناسید ؟
گفتم : خدا و رسول او (صلى الله علیه وآله)و امیرالمؤمنین (علیه السلام)دانا ترند .
فرمود : او خضر (علیه السلام)مى باشد.( [34] )
حدیث پنجم : در  كمال الدین از احمد بن اسحاق قمى روایت شده كه گفت : خدمت حضرت امام حسن عسكرى (علیه السلام)رفتم و مى خواستم كه درباره خلف و حجّت بعد از ایشان سئوال كنم ، ــ بعد از ذكر فرمایشاتى از ایشان مى گوید ــ
پس ایشان برخاستند و به عجله داخل خانه شدند ، و در حالتى كه بر سر شانه ایشان پسرى كه صورت او چون ماه شب چهارده بود به سنّ سه سالگى بیرون آمدند .
پس فرمود : اى احمد بن اسحاق اگر كرامت تو نزد خداوند و حجّتهاى او نبود ، براى تو این فرزند خود را ظاهر نمى كردم ، همانا او هم اسم و هم كنیه رسول الله (صلى الله علیه وآله)مى باشد ، و آن كسى است كه زمین را از عدل و قسط پر مى نماید ، چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد .
اى احمدبن اسحاق ! مَثَل او در این امت مَثَل خضر (علیه السلام)و مَثَل ذى القرنین است ، به خدا قسم غائب شود غیبتى كه در آن كسى از هلاكت و فتنه ها نجات نیابد ، مگر كسیكه خداوند او را بر اقرار و اعتراف به امامت او ثابت گردانیده باشد ، و او را بر دعا در تعجیل فرج موفّق فرموده باشد .
پس عرض كردم : اى مولاى من ! آیا از براى امر ایشان علامتى هست كه بواسطه آن اطمینان خاطر براى من حاصل شود ؟
پس آن پسر صلوات الله علیه به لسان عربى فصیح فرمود :
منم بقیّة الله در زمین او ، و منم انتقام گیرنده از دشمنان او ، و اى احمد بن اسحاق ! علامتى را بعد از مشاهده نمودن حقّ به چشم خود طلب نكن .( [35] )
حدیث ششم : نیز در كمال الدین از جابر انصارى (رضی الله عنه)از حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)در ذیل آیه مباركه ( اَطیعُوا الله وَاَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِى الأمرِ مِنْكُمْ)( [36] ) روایت شده كه بعد از ذكر اسماء مباركه اوصیاء و اولى الامر ــ بعد از خودشان تا امام حسن عسكرى (علیه السلام) ــ فرمود :
پس از آن حجّت الله در زمین ; و بقیّه او مابین بندگان او ; فرزند حسن بن على (علیهم السلام)اولى الامر است ، او است آن كسى كه خداوند بر دو دست او مشارق و مغارب زمین را فتح مى نماید ، او است آن كسى كه از شیعیان و اولیاء خود غائب مى شود ، چنان غیبتى كه ثابت نماند بر قول به امامت او در آن غیبت مگر كسى را كه خداوند قلب او را از براى ایمان امتحان فرموده باشد .
جابر گوید : پس عرض كردم : یا رسول الله ! آیا از براى شیعیان ایشان (علیه السلام)به وجود مبارك او در حال غیبتشان انتفاعى هست ؟
فرمود : آرى به حقّ آن خداوندیكه مرا به نبوت مبعوث فرمود بدرستیكه آنها در حال غیبت او به نور او استضائه مى كنند و هدایت مى یابند  ــیعنى به علومى كه ازاو ظاهر شود ، و علومى كه بواسطه او باقى بماند ، و بوسیله موالات با او از فیوضات و بركات الهیه ــ مثل انتفاع بردن مردم بواسطه شمس زمانى كه پشت ابر مخفى باشد و منتفع مى شوند .( [37] )
حدیث هفتم : به مقتضاى اخبار متعدد در تفسیر این آیه شریفه (وَعَدَ الله الَّذینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلَفَنَّهُمْ فی الأرضِ كَما اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَُیمَكِنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذى ارْتَضى لَهُمْ وَ لِیُبْدِلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوفِهِمْ اَمْناً یَعْبُدُونَنى لایُشْرِكُونَ بى شَیْئاً )( [38] ) ; این آیه مباركه در حقّ وجود مبارك حضرت مهدى (علیه السلام)نازل شده ، و این سه كرامت الهى  : استخلاف در ارض ، و تمكین در آن ، و ارتفاع خوف ، درباره شیعیان و اولیاء ; در عهد ظهور ایشان است .
و در بعضى از روایات مذكور است كه راوى خدمت حضرت صادق (علیه السلام)عرض كرد : كسانى گمان مى كنند این آیه در حقّ فلان و فلان و فلان و على (علیه السلام)نازل شده .
حضرت فرمود : خدا دلهاى آنها را هدایت نكند ، كجا متمكّن شد دینى و میان مردم منتشر شد كه خداوند و رسولش آن را بپسندند ; و رفتن خوف از دلها و مرتفع شدن شكّ از سینه ها ; درعهد یكى از آن خلفاء و در عهد على (علیه السلام)بود ، با حال ارتداد مسلمین و فتنه هائى كه برانگیخته مى شد در عهد آنها و جنگهائى كه ما بین كفّار و آنها واقع مى شد .( [39] )
پس بعد از آنكه در این وعده الهیه تأمل شود كه آن از براى عامّه مؤمنین صالحین است كه اشرف و افضل از همه آنها ائمّه اثنى عشر طیّبین و طاهرین (علیهم السلام)مى باشند به آنكه مرتبه بزرگوارى و ریاست و حكمرانى در روى زمین ــ به وجه حقّ ــ براى آنها پسندیده است ، به طورى كه هیچ خوفى از دشمنان براى آنها نباشد ، و به سبب ایشان هیچ شركى در زمین نباشد .
و بعد از آن ; ملاحظه شود كه همه ائمّه طاهرین (علیهم السلام)و شیعیان صالحین آنها از دنیا رفتند و و براى آنها چنین نشد ، و تا كنون چنین امرى براى وجود آخرین آنها و شیعیان در عهد ایشان واقع نشده است .
پس مقتضاى صدق وعده الهیه در چنین امر عظیم آن است كه بعد از این البته واقع خواهد شد ، و بنابراین مطلب ; این آیه شریفه حجّت قطعیّه و شاهد صدق است از براى صدق همه اخبارى كه وارد است كه ظهور و فرج براى حضرت صاحب الأمر (علیه السلام)با شیعیان ایشان واقع خواهد شد ، و بعد از آن هم رجعت تمامى ائمّه معصومین و شیعیان صالحین كاملین آنها به حیات جسمانى دنیوى وقوع مى یابد ، و خلافت الهیّه و دولت حقّه و فرج كلّى براى آنها ــ الى یوم النشور و قیام القیامت ــ مدام بر قرار است .
حدیث هشتم : آنچه در  نجم الثاقب از  تفسیر عیاشى از حضرت كاظم (علیه السلام)در بیان این آیه شریفه روایت شده ( وَ لَهُ اَسْلَمَ مَنْ فی الَّسمواتِ وَ الأرضِ طَوعاً وَ كَرهاً )( [40] ) كه فرمود : این آیه در حقّ قائم (علیه السلام)نازل شده ، هنگامى كه یهود ونصارى و صائبین و زنادقه و كفار را در مشرق و مغرب آن بیرون آورد ، و اسلام را بر آنها عرضه مى كند ، پس هركه با رغبت اسلام آورد ، او را به نماز و روزه و زكات ــ و آنچه مسلم را به آن امر كنند و از خداوند بر او واجب است  ــ امر فرماید و هر كه اسلام نیاورد ; گردنش را بزند ، تا آن كه در مشرق ها و مغرب ها احدى نماند مگر موحد باشد .( [41] )
حدیث نهم : روایتى است در ذیل این آیه مباركه ( وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلیِِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فی الْقَتْلِ إنَّهُ كانَ مَنْصُوراً)( [42] ) در  كامل الزیارات از حضرت صادق (علیه السلام) ، و در تفسیر فرات از حضرت امام محمّدباقر (علیه السلام) كه :
مراد از  منصور حضرت قائم (علیه السلام) مى باشد ، كه ولىّ دم آن مظلومند ، و در هنگام ظهور از قاتلین ایشان خون خواهى مى كنند ، و از جانب خداوند مورد نصرت و یارى قرار مى گیرد ، یعنى : به اسباب خاصّه الهیّه ــ از باطنى و ظاهرى كه در آن وقت براى ایشان است از قوّت و قدرت و از لشكریان ملائكه و جن و انس و غیره ها ــ یارى مى شوند .( [43] )
و در كتاب  نور الانوار روایت فرموده كه : آنحضرت (علیه السلام)بعد از كشتار بسیارى از كفّار و اشرار و دشمنان ، به بالاى منبر مى روند و یك بند از نعلین حضرت سیّدالشهداء صلوات الله علیه را بیرون مى آورند ، و مى فرماید : اگر همه دشمنان را بكشم مقابل خون این بند نعلین نخواهد شد .
و در روایت است كه مى فرماید : اگر همه اهل عالم را بكشم در عوض این بند نعلین نمى شود .
حدیث دهم : قسمتى از فقرات خطبه غدیریّه است كه حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)فرمود :
 معاشر النّاس ألا و إنّى منذر و علىّ هاد ، معاشر النّاس إنّى نبىّ و علىّ وصىّ ، ألا أنّ خاتم الائمّة منّا القائم المهدىّ ، ألا إنّه الظاهر على الدّین ، ألا إنّه فاتح الحصون و هادمها ، ألا انّه قاتل كلّ قبیلة من أهل الشّرك ، ألا إنّه المدرك بكلّ ثار لأولیاء الله عزّوجلّ ، ألا إنّه النّاصر لدین الله .( [44] )
یعنى حضرت رسول فرمودند (صلى الله علیه وآله): اى گروه مردمان! آگاه باشید ; همانا من انذار كننده ام و على هدایت كننده است  .
اى گروه مردمان! آگاه باشید ; بدرستیكه من نبیّم و على وصىّ من است .
آگاه باشید ; همانا خاتم ائمّه از ما قائم مهدى خواهد بود .
آگاه باشید ; همانا او در امر دین بر دیگران غالب است و درآن سلطنت دارد .
آگاه باشید ; همانا او گشاینده و فتح كننده شهرها و خراب كننده آنها است .
آگاه باشید ; همانا او كشنده تمام قبائل اهل شرك است .
آگاه باشید ; همانا او خون خواه همه خونهاى اولیاء الهى است .
آگاه باشید ; همانا او یارى كننده دین خدا است .

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: یاری امامزمان ، شیوه یاری ، امام زمان ، حضرت مهدی ، امام عصر ، تاثیردعا ، در فرج امام زمان ، كتابها ،

::::


  آرشیو


  جستجو در سایت



  آمار
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :

  لینک سرا
· بزرگترین پرتال اطلاعات
· لینك باكس اتوماتیك

:: کلیه حقوق ومطالب مادی و معنوی این پایگاه متعلق به این تیم اینترنتی می باشد . و كپی برداری تنها با ذكر منبع مجاز می باشد.برگرفته شده از نرم افزار منجی ::

Theme Dseigned By : molod.mihanblog.com