موضوعات

  خوراک | RSS
 خوراک وب

  ابر برچسب ها
حضرت مهدی شعر درباره امام زمان امام مهدی در كتاب و سنت امام زمان در احادیث صاحبالزمان شناختی از زندگی امام زمان تقیه امام زمان فروغ تابان ولایت داستان درباره امام زمان در كلام امیرالمومنین امام زمان در سخن حضرت علی زندگی نامه امام زمان كتابها نهج البلاغه امام عصر داستان كوتاه تحقیق ظهور نصرت امام زمان داستان امام زمان امام زمان در سخن امیرالمومنین انتظار و مهدویت ادبیات انتظار امام زمان در حدیث ثقلین امام زمان درقرآن نثر درباره امام زمان در سخنان پیامبر گفتار علی (ع) درباره امام زمان مهدی موعود شناسی زندگی امام زمان زندگی حضرت مهدی امام زمان در در روایات انتظار مهدی صاحب الزمان درباره حضرت مهدی مقاله شیوه یاری امام زمان ظهور مهدی امام زمان در سخن پیامبر اكرم در وصف امام زمان صاحب الزمان حدیث ثقلین یاری امام زمان درباره امام زمان حدیث احادیث مقاله وتحقیق
 
 تماس با مدیر در یاهو  
مکان آیدی شما


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


   خلوص حقیقى در انتظار +پانوشت
یکشنبه 10 مرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : شیوه های یاری امام زمان(عج) كتابها كتابخانه مهدویت نظراتنظر دهید!

خلوص حقیقى در انتظار

درجه سوّم ; آن است كه غرض اصلى از اشتیاق به فرج آنحضرت (علیه السلام)و انتظار ظهور ، آن چیزى است كه در آن فرج مى باشد از قبیل ظهور امر الهى ، و ظهور دین مبین او در همه دنیا ، و غلبه آن بر همه ادیان باطله ، و ظهور امر اولیاء مقرّبین مكرّمین معصومین او (علیهم السلام) ، و ظهور كمالِ فضل و كمالِ جلال آنها ، و ظهور نور و ضیاء آنها ، و ظهور همه شئونات جلیله و عظیمه آنها ، و باز آنچه در آن فرج و ظهور است از قبیل خذلان جمیع دشمنان آنها ، و تقاص حقوق آنها ، و انتقام از ظالمین آنها ، بخصوص آنچه در خونخواهى مظلومان كربلاء است ، و اجراء همه حدود الهى و احكام او ، طوریكه حقّ تعالى بدون خوف و ترس از احدى از مردم عبادت مى شود.


پس اگر حقیقتاً عمده غرض در انتظار فرج این باشد ، این است آن خلوص كامل كه همه فیوضات و مثوبات كامله كه از براى انتظار فرج ثابت شده است; بر آن مترتب مى شود ، و این است آن خلوص حقیقى كه در حدیث قدسى ــ كه قبلا ذكر كردیم ــ اشاره به آن شده بود ، بر این مضمون :
خطاب شد از جانب حضرت احدیّت جلّ شأنه به حضرت موسى (علیه السلام) كه : چه عمل خالصى از براى من نموده اى ؟
عرض كرد : الهى مرا به آن راهنمائى فرما .
خطاب شد: آیا موالات و دوستى با ولیّى از اولیاء من نموده اى؟ و معادات و دشمنى با عدوّى او اعداء من نموده اى؟( [34] )
واضح گردید كه هر گاه كسى در انتظار فرج و ظهور حضرت خاتم الوصییّن صلوات الله علیه به این درجه سوّم برسد كه غرض اصلى در آن با همه شرایط و آداب دیگرش همان باشد كه بیان كردیم ، پس چنین شخصى موالات و دوستى كامل ــ چه از نظر ظاهرى و چه از نظر باطنى  ــ با همه اولیاء الهى ، و معادات و دشمنى كامل با همه دشمنان الهى نموده است.
و هرگاه این درجه سوّم از خلوص در مقام انتظار فرج محقق گردید و غرض اصلى شد ، منافاتى ندارد كه اشتیاق به موارد درجه اوّل و درجه دوّم از خلوص هم داشته باشد ، بواسطه آنكه آن اشتیاق هم مؤكّد این درجه سوّم خواهد شد ، زیرا اگر آنچه در درجه دوّم ذكر شد ــ رسیدن به مقام كمال معرفت و عبادت ــ امرى است كه وسیله تقرّب بنده نزد حضرت ولىّ الله صلوات الله علیه و سائر اولیاء مكرمین صلوات الله علیهم اجمعین مى شود ، و آنچه در درجه اول ذكر شد ــ از رسیدن به نِعَم كثیره در زمان فرج ــ آن هم به و اسطه اشتیاق به سوى آن فضل و شرفى است كه در آن نِعَم الهیه است ، و آن هم از جهت انتساب و اختصاص آنها به اولیاء مقرّبین الهى (علیهم السلام) است .
لازم به تذكّر است كه : بیان این عدم تنافى ; در بحث درجات خلوص نسبت به كلّیه عبادات بیان گردید.

حدیثى از امام صادق(علیه السلام) و خلوص حقیقى در انتظار
و از جمله شواهد در اینكه سوّمین درجه خلوص در باب انتظار فرج لازم و بر آن تأكید شده و با آن همه فضائل انتظار حاصل مى شود ، روایتى است در كافى ، و در نجم الثاقب از كمال الدین از عمّار ساباطى از حضرت صادق (علیه السلام)نقل شده ، كه ما در اینجا روایت را از نجم الثاقب  نقل مى كنیم  ، و به بعضى از اختلاف عباراتى كه در حدیث كافى در بعضى موارد است اشاره مى كنیم .( [35] )
 عمّار ساباطى گوید: به خدمت حضرت صادق (علیه السلام)عرض كردم: عبادت كردن با امامى از شما كه ظاهر نبوده و در زمان دولت باطل باشد افضل است ، یا عبادت كردن در زمان ظهور دولت حقّ با امام ظاهر از شما ؟
حضرت فرمودند: اى عمّار ! (به خدا قسم ) صدقه در پنهانى افضل است از صدقه در آشكار و علانیه ، و (به خدا قسم ) چنین است ; عبادت شما در پنهان با امام غیر ظاهر در دولت باطل افضل ــ بخاطر ترسیدن شما از دشمنان در زمان دولت باطل ــ و بهتر است از اینكه خدا را در زمان ظهور حقّ با امام ظاهر عبادت كنید ، (و عبادت با خوف در دولت باطل مثل عبادت در حال رضا در دولت حقّ نیست.)
بدانید كه هر كه از شما نماز بخواند (یك نماز فریضه با جماعت در وقت آن در حال پنهانى از دشمن خود و تمام كند آن را  ، خدا از براى او ثواب پنجاه نماز واجب در جماعت بنویسد ، و هركه بجا آورد از شما) یك نماز واجب را (به صورت انفرادى ) در پنهانى از دشمن خود و آن نماز را در وقت آن بجا آورد و تمام كند حقّ تعالى از براى او ثواب بیست و پنج نماز ( به صورت انفرادى ) بنویسد ، و اگر یك نافله در زمان او بجا آورد ( و تمام كند آن را ) حقّ تعالى از براى آن ثواب ده نافله بنویسد.
و هركه از شما عمل خوبى بجاى آورد حقّ تعالى از براى او بیست و پنج حسنه بنویسد ، و مؤمنى از شما ; وقتى كه عمل را نیكو بجا آورد و با تقیّه دین دارى كند بخاطر ترس بر امام خود و بر جان خود ; زبان خود را نگاه دارد ; حقّ تعالى حسنات او را چندین برابر مى كند ، بدرستیكه خداىعزّوجلّ ; كریم است .
عرض كردم كه: جان من به فداى تو  ، مرا راغب به عمل گردانیدى و تحریص بر آن نمودى ، و لكن مى خواهم بدانم كه چگونه اعمال ما از اعمال اصحاب امام ظاهر در دولت حقّ افضل است ، با آنكه ما و ایشان همه بر یك دین مى باشیم؟
فرمود : شما بر آنان در ادا نماز و روزه و حجّ و به دانستن سایر امور دین و به عبادت نمودن خدا را در پنهانى از براى خوف دشمن خودتان پیشى گرفته اید ، و اطاعت خدا را در پنهانى مى كنید ، و با امام (علیه السلام)خود را در صبر كردن در دولت باطل شریك كرده اید (در حالتیكه انتظار دولت حقّ را دارید) و از پادشاهان بر امام خود و بر جانهاى خود مى ترسید ، و حقّ امام خود را در دست ظالمان مى بینید كه شما را از حقّ خود منع كرده اند و بر مشقّت و سختى كشیدن در دنیا و طلب معاش كردن ناچاراند ، و بر دین خود ; در عبادت خود و طاعت كردن پروردگار خود و ترسیدن از دشمنان خود ; صبر مى كنند ، پس به این اسباب حقّ تعالى اعمال شما را چندین برابر كرده است ، پس گوارا باد این از براى شما.
عرض كردم: جان من به فداى تو باد ، هر گاه چنین است پس ما چرا آرزو كنیم كه با ظاهر بودن حقّ از اصحاب حضرت قائم (علیه السلام)باشیم ، با آنكه ما امروز در زمان امامت تو و مشغول طاعت تو هستیم و اعمال ما بهتر از اعمال اصحاب دولت حق است؟
حضرت فرمود : سبحان الله ; آیا نمى خواهى كه خداى عزّوجلّ حقّ و عدل را در بلاد خود ظاهر گرداند ، و حال همه نیكو گردد ، و كلمه خدا جمع گردد ، و مردم همه بر دین حقّ اجتماع نمایند ، و الفت و التیام در میان قلوب مختلفه بهم رسد ، و كسى در زمین خدا معصیت نكند ، و حدود خدا در میان خلق جارى گردد ، و حقّ به سوى اهلش رسیده و آن را اظهار نمایند ، و چیزى از حقّ به جهت خوف از مردم پنهان نگردد؟
بدان ، والله اى عمّار! كسى از شما نمى میرد (بر این حالى كه شما بر آن مى باشید ـ یعنى از امور مزبوره از صبر و انتظار و خوف و سختى در معاش با دوستى اهلبیت (علیهم السلام) ـ) به این حالت دوستى ما ; مگر آنكه او نزد خداى عزّوجلّ از بسیارى از آنهائى كه در جنگ بدر و اُحد حاضر شدند افضل است ، پس بشارت باد شما را.( [36] )
پس از قسمت آخر این حدیث شریف واضح شد كه مؤمن ولو به ملاحظه آنكه اعمال او قبل از زمان ظهور امر فرج و دولت حقّ افضل از زمان ظهور باشد ، و لكن باید انتظار ظهور فرج حضرت قائم (علیه السلام)و دولت حقّ را داشته باشد ، و به كمال خلوص و اشتیاق همان ظهور امر حقّ و احكام دین و ظهور امر اولیاء الهى و رجوع حقوق آنها به سوى خودشان و برطرف شدن خوف از آنها و امثال این امور را داشته باشد.

صبر و شكیبائى  ; دوّمین شرط انتظار
امّا شرط دوّم در انتظار فرج آنحضرت (علیه السلام)براى رسیدن مؤمن بخ فضائل كامله و مثوبات جلیله كه در اخبار آمده است ; صبر است ، چنانچه در روایتى در بحار از حضرت صادق (علیه السلام)نقل شده كه حضرت فرمودند:
 از دین ائمّه است ورع و عفّت داشتن و صلاح ــ تا آنكه مى فرماید:  ــ و انتظار فرج به صبر نمودن .( [37] )
بلكه از این فرمایش استفاده مى شود كه صبر به منزله جزء و ركن انتظار است .


اقسام و درجات صبر

و این صبر در چند امر و چند مقام بیان مى شود:

صبر بر ظلم اعداء
مقام اوّل : صبر بر ظلم اعداء از جهت خوف از آنها و در آنچه از آنها بر مؤمنین در دولت باطل و در حال غیبت و استتار امام (علیه السلام) وارد مى شود ، بر حسب آنچه ـ در حدیث عمار ساباطى ـ بیان كردیم بواسطه این صبر فضائل زیادى را افزون بر آنچه را اهل دولت حقّ در وقت ظهور درك مى كنند  ، او چندین برابرش را درك مى كنند.
و فرمود: هر كدام از شماها در حال انتظار و صبر نمودن بر این ظلمها بمیرد ; نزد خدا از بسیارى از شهداى بدر و احد افضل است .
و همچنین به این درجه از صبر در روایتى كه در بحار نقل شده ; اشاره شده است كه آنحضرت (علیه السلام) به بعض از موالیان خود فرمودند:
 ألا تعلم أنّ من انتظر أمرنا و صبر على ما یرى من الأذى و الخوف هو غداً فی زمرتنا؟.( [38] )
یعنى : آیا نمى دانى آنكه هر كس انتظار امر ما را داشته باشد ، و بر آنچه ببیند ازاذیّت و خوف ودشمنان; صبرنماید ، درروز قیامت در زمره ما خواهند بود.
 
صبر بر بلایا و هموم
مقام دوّم صبر بر كلّیه بلیّات و هموم و احزانى كه از هر جهتى به سبب غیبت امام (علیه السلام)بر مؤمنین وارد مى شود .
چنانچه در كافى از ابى صلاح كنانى روایت كرده كه گفت: خدمت حضرت صادق (علیه السلام) بودم پیرمردى را حضور ایشان آوردند ، عرض كرد: یا اباعبدالله نزد شما از ظلم فرزندانم و اذیّت برادرانم به من در این سن پیرى شكایت دارم .
آنحضرت (علیه السلام) فرمودند: اى فلان ! بدرستیكه از براى حقّ دولتى است ، و ازبراى باطل هم دولتى ، و اهل هر یك در دولت دیگرى در ذلّت خواریند ، و بدرستیكه كمتر چیزى كه به مؤمن در دولت باطل مى رسد; ظلم اولادش و جفاى برادرانش است ، و هیچ مؤمنى نیست كه او را راحتى و آسودگى در دولت باطل برسد; مگر آنكه در مقابل آن قبل از مردن او یا در بدن او یا در اولادش یا در مالش گرفتار خواهد شد ، تا آنكه خداوند او را از هر آلودگى كه پیدا كرده است به آن ــ از قذرات راحت در دولت باطل ــ خالص گرداند ، و بهره او را در دولت حقّ كامل گرداند ، پس صبر كنید و شاد باشید.( [39] )
پس از این حدیث شریف استفاده مى شود كه: هر بنده مؤمن كه از براى او بهره و نصیبى باشد در دولت حقّ و زمان فرج اهلبیت اطهار (علیهم السلام) خداوند متعال او را تا آن عهد باقى مى دارد ، یا آنكه اگر قبل از آن زمان بمیرد ; او را در آن زمان زنده مى فرماید  .
پس لازمه آن نصیب و بهره در دولت حقّ ; آن است كه : قبل از وقوع فرج اهل حقّ در زمان حیات زندگى اش حتماً بلیّه اى از بلیات گرفتار شود ، و باید در آن صبر نماید ، و از خداوند در امر صبر خود طلب یارى كند ، بلكه بر حسب این بشارت ; باید طبیعتاً كمال رضا و تسلیم را داشته باشد ، و در صورت امكان از طلب لذّت جوئى و راحت طلبى اعراض كنند.

صبر بر طولانى شدن زمان غیبت
مقام سوّم صبر در طولانى شدن غیبت امام (علیه السلام)است به آنكه با قلب یا با زبانش بر خداوند یا بر امام (علیه السلام)اعتراض ننماید ، و بگوید چرا غیبت ایشان را طولانى فرموده است ؟ یا آنكه چرا با وجود این همه فساد و غلبه آن بر تمامى زمین; ایشان ظاهر نمى شوند ؟
زیرا بعد از اینكه یقین و اعتقاد بنده مؤمن; صحیح و با حقیقت باشد در آنكه جمیع امور زمینى و آسمانى بر وفق اراده و مشیّت حضرت احدیّت جلّ شأنه مى باشد ، و بدون آن هیچ امرى وقوع نمى یابد ، بخصوص اعظم امور كه تعیین وجود امام (علیه السلام)است ، و نیز همه تصرّفات ایشان به اذن الهى است ، و آنحضرت هم در هیچ امرى بدون اذن و رضاى الهى تصرّف نمى فرماید ، و همچنین یقین و اعتقاد او صحیح باشد در آنكه اراده و مشیّت الهى در هر امرى و در هر جهتى كه تعلّق بگیرد حتماً بر وفق حكمت و خیر و صلاح است ; بلكه مقرون به حكمتهاى بسیار است .
پس لازمه صحّت این یقین و اعتقاد آن است كه هرچند غیبت امام (علیه السلام)طولانى شود ، و فتنه ها و بلاهاى زیادى از هر نوع آنها روى دهد ، بنده باید هم از جهت ظاهرى و هم از جهت قلبى تسلیم خداوند باشد ، و راضى به آن بوده و صبر نماید ، و چون و چرا نكند ، و شكّ در دلش پیدا نشود ، و وسوسه به قلب خود راه ندهد .
بنابراین ; هرگاه چنین مقام رضا و تسلیم و صبر از براى كسى در مورد طولانى شدن غیبت امام (علیه السلام) حاصل شد ; نزد خداوند متعال چنان فضیلت و مقام بلند و درجه اى دار است كه حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) در باره آن فرموده اند:
از براى قائم ما (علیه السلام)غیبتى خواهد بود كه زمان آن طولانى مى شود ، گویا مى بینم كه شیعیان او را در حال غیبت او مانند جولان كردن گوسفندان براى پیدا كردن چراگاه جولان مى كنند ــ یعنى به دنبال مكان آنحضرت (علیه السلام)هستند ــ و آن را نمى یابند .
آگاه باشید هركس از آنها بر دینش ثابت بماند بر وجهى كه دلش قساوت پیدا نكند ــ یعنى شكى در او به سبب طولانى شدن غیبت آنحضرت (علیه السلام) عارض نشود ــ پس او در روز قیامت با من و در درجه من خواهد بود ( [40] )
و روایت دیگرى در بحار از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام)نقل شده كه حضرتش فرمود :
هركس بر ولایت ما در زمان غیبت قائم ما (علیه السلام) ثابت بماند ، خداوند او را اجر هزار شهید بدر و اُحد عطا فرماید .( [41] )
و به این درجه از صبر در دعاى شریفى كه از شیخ جلیل عثمان بن سعید(رضی الله عنه)ــ نائب دوّم از نوّاب چهارگانه آن حضرت ــ روایت شده ; اشاره شده است ، كه شیعیان آن را در زمان غیبت بخوانند ، و مضمون فقرات آن چنین است :
الهى ; ما را بر دین خود ثابت فرما ، و مرا براى عمل به طاعت خودت توفیق بده ، و قلب مرا از براى اذعان به امر ولىّ امرت نرم كن ، و مرا از آنچه به آن خلق خود را امتحان فرموده اى عافیت فرما ، و مرا بر فرمان بردارى براى ولىّ خود ــ آن كسیكه او را از خلق خود پنهان فرموده اى ــ ثابت گردان ، پس به سبب اذن تو از مخلوقات تو غائب شده است ، و انتظار صبر و امر تو را ــ یعنى براى ظهورش ــ دارد  ، و توئى داناى نا آموخته از غیر خود ; به وقتى كه در آن صلاح امر ولىّ تو است او را براى اظهار امرش و منكشف نمودن سرّش اذن فرمائى  .
پس مرا براین امر صبر عطا كن ، تا آنكه دوست نداشته باشم تعجیل امرى را كه آن را تأخیر فرموده اى ، و نه تأخیر آنچه را كه آن را معجّل قرار داده اى ، و امر پنهان تو را كشف نكنم ، و از آنچه علّت آن را مخفى فرموده اى جستجو نكنم ، و در آنچه تقدیر فرموده اى با تو منازعه ننمایم ، و تا آنكه نگویم كه به چه سبب و چرا و به چه غرض ولىّ امر تو ظاهر نمى شود؟ و حال آنكه زمین از ظلم و جور پر شده است ، و تا آنكه تمام امورات خود را به سوى تو تفویض و واگذار نمایم.( [42] )
پس براى بنده مؤمن لازم و مهم است از جهت سالم ماندن از وسوسه ها و شكوك و فتنه ها به دعا روى آورده ، و از حضرت احدیّت جلّ شأنه ــ خصوصاً به همین دعاى مزبور ــ مسئلت نماید.


آداب انتظار

و امّا آداب انتظار ; یعنى امورى كه وجود آنها در مؤمن سبب كامل شدن فضل و ثواب انتظار او مى شود ، اگر چه بعد از حاصل شدن حقیقت انتظار و شرایط لازمه آن; نبود آن امور موجب نقصان اصل فضائل انتظار نمى شود .
و این مانند وجود انسان است كه وقتى كه همه اعضایش صحیح باشد ، و لباس اش به قدر پوشش بدن و عورت باشد ، و آلوده به نجاسات و كثافات هم نباشد  ، پس آنچه لازمه آثار انسانى است ــ چون بینائى و شنوائى و جمیع حركات و سكنات و انتفاعات و اكتسابات ــ از او ظاهر خواهد شد و نقصانى در آن آثار نخواهد بود .
و لكن اگر لباسهاى فاخر بپوشد و خود را زینت نماید به آنچه متعارف است ، پس این سبب ; زیادتى حسن جمال او در انظار و واقع شدن او در قلوب مى شود ، و به سبب آن درمجالس و محافل در نزد اعیان و اشراف; تشریفات و تعظیمات و احترامات خاصّه پیدا مى كند .
و همچنین هر گاه آن آداب خاصّه در مؤمن در حال انتظارش موجود شد موجب رفعت مقام و درجه او نزد خداوند و در نزد اولیاء او مى شود ، و در درجات عالیه بهشت قرار مى گیرد.
و مهمترین آداب انتظار دو امر است كه بر این وجه بیان مى كنیم :
امر اوّل : آنكه همچنانچه در بیان حقیقت و معناى انتظار گفتیم كه انتظار كامل ظاهرى و قلبى آن است كه حال بنده مؤمن در مقام انتظار فرج و ظهور حضرت بقیّة الله صلوات الله علیه و اشتیاق به سوى آن باید مانند حال كسى باشد كه انتظار مسافرى را دارد از دوستان خود كه در راه سفر به وطن مى آید ، پس واضح است كه چنین كسى بر حسب شأن آن مسافر ــ هرگاه شخص جلیلى باشد ــ و به مقتضاى درجه محبتش با آن شخص جلیل ; و بر حسب مقدور خود سعى مى كند تا قبل از ورود آن مسافر براى او منزلى را تهیّه و آن را نظافت نموده و زینت دهد ، و همچنین نسبت به حال خود مهمان ، و نیز نسبت به موجود نمودن هدایا و تعارفات از خوردنى و پوشیدنى و امثال آن از براى آن مسافر جلیل تهیّه و تدارك مى بیند.
پس بنده مؤمن هم هرگاه واقعاً انتظار ظهور فرج مولاى خود صلوات الله علیه را دارد ، و حقیقتاً اشتیاق به سوى لقاى جمال بى مانند آن مظهر كمال حضرت ذو الجلال و نیز دیدار جمال مبارك جمیع آباء طاهرین آنحضرت صلوات الله علیه را و لقاى همه اولیاء الهى را كه در زمان ظهور ایشان میسّر خواهد شد ; دارد ، و اگر واقعاً آرزومند درك حضور مبارك آنها مى باشد ــ چه بر وجهى كه امر ظهور فرج ایشان مقارن شود با زمان حیات او ، یا به نوعى كه بعد از موت او را زنده نمایند و فائز به فیض خدمت آنحضرت گردد ــ پس بر چنین كسى لازم است بعد از آنیكه حدّ واجب انتظار را ــ به نوعى كه بیان شد ــ تحصیل كرد ; سعى و كوشش كند تا آنكه باطن و قلب خود را به محاسن و مكارم اخلاق زینت دهد ، از قبیل متصّف شدن به صفت حلم و وقار و عفّت و بى نیازى از غیر خدا و توكل و ترحم و خضوع و خشوع و تواضع و جود و كرم و امثال اینها ، و ظاهر خود را به آداب و سنن نبویّه (صلى الله علیه وآله)زینت دهد ، بر وجهى كه در مقام خود مسطور است از قبیل انجام دادن نوافل و مستحبات ، ــ خاصّه مؤكده از آنها را ــ و ترك نمودن مكروهات .
چنانچه به این مطلب ــ یعنى اهتمام داشتن در مكارم و محاسن اخلاق و سنن و آداب ــ در ضمن احادیثى كه در بیان فضائل انتظار فرج ذكر شد ; اشاره گردید.
و لكن عمده تأكید در این مورد آن است كه بنده مؤمن در مقام اتصاف به آن اخلاق حسنه و آداب نبویّه بر وجهى سعى نماید كه معروف و شناخته به آن اخلاق و آداب شود ، از آن جهت كه او در آن آداب ; در هر حال و در هر زمانى كمال سعى و اهتمام را داشته باشد ، بواسطه آنچه در بحار از خرائج از حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام)روایت شده كه حضرتش ـ در ضمن حدیثى ـ فرمود:
 و عوّدوا أنفسكم الخیر و كونوا من أهله تعرفوا فإنّی امر بهذا ولدی و شیعتی   . ( [43] )
یعنى : خودتان را به امر خیر عادت بدهید ، و از اهل آن شوید تا آنكه نزد هر كسى به وصف خیر و نیكى شناخته شوید ، و هركس شما را به طریق صلاح بشناسد ، پس بدرستیكه من به این طریق و این نحو اولاد و شیعیان خود را امر مى كنم.
و روایت دیگرى در كافى از حضرت موسى بن جعفر (علیه السلام)نقل شده كه حضرت كه فرمودند:
 بارها از پدر بزرگوارم شنیدم كه مى فرمود: شیعه ما نیست كسیكه مخدرات; پرهیزكارى او را در حجله ها و خانه هایشان ذكر نكنند ، و از اولیاء ما نیست كسیكه او در قریه اى باشد كه در او ده هزار نفر مرد باشد و در ما بین آنها پرهیزكارتر از او پیدا شود.( [44] )
و در حدیث دیگر فرمود: در شهرى كه در او صد هزار نفر یا بیشتر باشد و در مابین آنها پرهیزكارتر از او پیدا شود.
پس از این احادیث استفاده مى شود كه : آنچه وسیله تقرّب به ائمّه اطهار(علیهم السلام)است  ، و موجب لیاقت انس با آنهامى شود ، اهتمام در اتّصاف به وصف صلاح و محاسن اخلاق و مكارم سنن و آداب است ، خصوصاً بر وجهى كه از او این اوصاف ــ از جهت شدت مواظبت بر آن و محافظت در آنها ــ نمایان و هویدا باشد.
علاوه بر آنكه به مقتضاى براهین و ضرورت عقل وسیله محبت مابین دو شخص ــ بر وجهى كه موجب انس آنها با هم شود و سبب اتّحاد و اتّصال تامّ گردد ــ سنخیت و جنسیّت آن دو در احوال و اوصاف است  ، پس بنده مؤمن هم هرگاه كمال اشتیاق به درك فیض حضور مبارك مولاى خود صلوات الله علیه دارد ، و فوز به مقام انس به خدمت آنحضرت (علیه السلام)را در حال ظهور فرج ایشان ، بلكه قبل از آن هم در سایر احوال ; دارد ، باید در این دو امر ; یعنى محاسن اخلاق قلبى ، و حسن آداب ظاهرى نبویّه ; سعى نماید .
پس بر این وجه كمال تهیّأ حاصل مى شود ، و به كمال انتظار آن حاصل مى شود ، و كمال فضائل و آثار بر آن مترتّب مى شود.
امر دوّم : و از آداب ظاهرى تهیّأ و انتظار ; مهیّا نمودن اسلحه است ، و لو اینكه یك تیر باشد ــ چنانچه ذكر آن و ذكر فضل آن از حضرت صادق (علیه السلام)در باب تمنّى و آرزوى نصرت حضرت قائم (علیه السلام) ; گذشت.


علائم انتظار

علائم انتظار ; یعنى : چیزهائى كه بواسطه وجود آنها مؤمن مطمئن مى شود كه حقیقت معناى انتظار در او موجود شده است ، و به آن علامت معلوم مى شود كه : آنچه از آثار انتظار در او مشاهده مى شود ; صِرف آداب ظاهرى و صورى نیست.
و از آشكارترین آن علائم; دو علامت است كه اجمالا بیان مى شود:
اوّلین علامت انتظار ; اشتیاق قلبى است  ، چون واضح گردید كه این انتظار نسبت به امر فرج آنحضرت از لوازم كمال اشتیاق به سوى آنحضرت (علیه السلام)است ، و بدیهى است كه اشتیاق قلب سوى امرى از لوازم كمال محبّت و دوست داشتن آن امر است .
پس هرچه محبوب در نظر حبیب عزیز باشد و محبّت حبیب نسبت به او بیشتر باشد  ، اشتیاق او به دیدار محبوب بیشتر مى شود ، و هرچه این اشتیاق بیشتر شد مفارقت دوست مشكل تر و تلخ تر خواهد شد ، و هرچه زمان مفارقت طولانى شود ناچاراً موجب شدّت حزن و غم خواهد شد ، تا به حدّى كه باعث بكاء و گریه شدید بلكه ، موجب جزع و ندبه مى شود .
پس بنابراین ; هرگاه بنده مؤمن در حال انتظارش حقیقت كمال اشتیاق را به دیدار مولاى خود صلوات الله علیه ــ از جهت كمال مودت با ایشان ــ داشته باشد ، پس باید بواسطه طول زمان مفارقت و زمان غیبت ایشان شدّت حزن و غم در قلب او ظاهر و هویدا گردد ، و از لوازم این شدّت حزن; بكاء و گریه از جهت مفارقت آنحضرت (علیه السلام)است.
چنانچه در كافى روایت شده از حضرت صادق (علیه السلام) كه حضرتش در بیان ذكر حال مؤمنین در غیبت ایشان ; فرمودند:
 و لتدمعنّ علیه عیون المؤمنین ( [45] )
یعنى : براى او در حال طول غیابش چشمهاى مؤمنین گریان مى شود .
و نیز از لوازم كمال این حزن قلبى; جزع و ندبه كردن است ، چنانچه در جمله اى فقرات شریفه دعاء ندبه آمده است ، و از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده كه در چهار عید این دعاى شریف خوانده شود:
 هل من معین فاُطیل معه البكاء ؟ هل من جزوع فاُساعد جزعه إذا خلا ؟ هل قذیت عین فتسعدها عنّی على القذى ؟ .( [46] )
یعنى: آیا یارى كننداى هست تا آنكه با او ناله و گریه را طول دهم؟ آیا جزع كننده اى هست تا آنكه یارى نمایم جزع او را هر گاه ساكن شود ؟ آیا چشم مجروحى هست تا آنكه او را چشم من بر مجروح شدن آن یارى نماید؟
و در فقرات دیگرش نیز به همین مضمون آمده است.
و از لوازم این درجه از همّ و غم و جزع ; ناگوار بودن لذائذ در كام انسان است  ، و این بخاطر طول مفارقت محبوب او است ، و نیز سلب شدن خواب راحت از او ، بلكه این همّ و غمّ قهراً موجب كمبود شدید خواب مى شود .
و باز از لوازم آن است همیشه به یاد محبوب خود بودن است و از او ـ مگر اندكى ـ غافل نباشند .
دومّین علامت انتظار ; عزلت و گوشه گیرى از بیگانگان است ، و از لوازم آن ; قلّت كلام خصوصاً در لهویّات است.
پس هركس این آثار را در وجود خود به صورت بیشتر و كاملتر چه از نظرظاهرى و چه از نظر باطنى ; مشاهده كرد ; علامت آن است كه مقام اشتیاق و حقیقت انتظار او براى ظهور و فرج مولاى خود (علیه السلام) و زیارت جمال منیرش كاملتر است.
بدیهى است كه به همه این امور ده گانه یعنى حزن قلبى ، افسردگى چهره  ، بكاء و گریه ، جزع و ندبه ، ناگوارى لذائذ ، كمى خواب  ، عزلت و گوشه گیرى ، همیشه به یاد او بودن ، قلّت كلام ، در اخبار به طور عموم و خصوص  ــ چه ما بین هر حبیب و محبوبى و چه مابین آنحضرت و اولیائشان ــ اشاره شده است.
علاوه بر این ; به مقتضاى آنچه در مورد درجه خلوص اشتیاق به امر فرج بیان شد ; مهمترین درجه خلوص آن نصرت و یارى مظلومین اولیاء الهى است ، و بعد از آن رسیدن به كمال معرفت و كمال عبادت است ، و بعد از آن رسیدن به وسعت نعمت و رحمت است ، پس در واقع با هر كدام از این درجات خلوص حاصل شود قهراً قلب او به خاطر طولانى بودن زمان رسیدن به مقصود و محبوب محزون خواهد شد.
و در كمال الدین در قضیه ابراهیم بن مهزیار روایتى از مولاى ما حضرت صاحب الأمر صلوات الله علیه نقل شده كه حضرتش در ضمن فرمایشات زیادى ــ در رابطه با آنچه پدر بزرگوارشان حضرت امام حسن عسكرى (علیه السلام)به ایشان فرموده بودند ــ به ابراهیم بن مهزیار فرمودند:
 و اعلم أنّ قلوب أهل الطاعة و الإخلاص تزع إلیك مثل الطّیر إذا امّت إلى أوكارها و هم معشر یطّلعون بمخائل الذلّة و الاستكانة ، و هم عند الله برده أغرّاء یبرزون بأنفس مختلة محتاجع ، و هم أهل القناعة و الاعتصام ، استنبطوا الدین فواردوه على مجاهدة الأضداد ، خصّهم الله باحتمال الضیم فی الدنیا لیشملهم باتّساع العزّ فی دار القرار ، و جلبهم على الخلائق الصبر لیكون لهم العاقبة الحسنى و كرامة حسن العقبى  ( [47] )
یعنى : بدان ، بدرستیكه قلبهاى اهل طاعت و اخلاص به شدّت به سوى تو توجّه دارد ، مانند توجّه مرغان هنگامى به جانب آشیانه هاى خود توجّه مى كنند و رو مى آورند ، و آنها جماعتى هستند كه در مغرصهاى ذلّت و حقارت واقع مى شوند ، و حال آنكه ایشان در نزد خداوند نیكویان و روسفیدان اند ، آنها در مابین مردم ظاهر مى شوند در حالتیكه به شدّت به فقر و حاجت مبتلا هستند ، و ایشان اهل قناعت و اهل تمسّك بوسیله هائى هستند كه از فتنه ها سالم بمانند .
و آنها بر وجه تحقیق دین را به دست آورده اند  ، پس آن را به مجاهده نمودن در امورى كه ضدیّت با دین آنها دارد ; یارى مى نمایند ــ یعنى: آن امور را ترك مى كنند یا با كسانیكه ضدیّت به امر دین دارند مجاهده مى نمایند ، بنا بر یك احتمال در معنى این فقره شریفه ــ خداوند آنها را به قوّت تحمّل سختى هاى دنیا مخصوص فرموده است ، تا آنكه سعه عزت در دار القرار ـ آخرت ـ را شامل حال آنها فرماید و چگونگى صبر در هر مكروهى را جبلّى و در نهاد آنها قرار فرموده ، تا آنكه از براى آنها عافیت نیكو و بلند مرتبه گى نیك در آخرت بوده باشد .
و از لوازم دیگر این اشتیاق و این شدّت ; اهتمام نمودن به همّ و حزن در دعا و طلب تعجیل فرج از خداوند است ، بواسطه آنكه واضح است كه هرگاه كسى كمال اشتیاق را به امرى ــ بر وجهى كه مفارقت آن سبب شدّت همّ و غمّ و بكاء و جزع و ندبه شود ــ داشته باشد ، پس اگر بداند با هر وسیله اى كه ممكن است با آن وسیله به آن امر برسد  ، یا وسیله كم شدن زمانِ مفارقت از آن گردد ، یا وسیله سهولت در حاصل شدن آن امر شود ، حتماً بر حسب آنچه در قدرت و امكان او باشد ، در تحصیل و تهیّه آن وسیله سعى و اهتمام خواهد نمود .
بنابراین ; در بیان كیفیّت نهم از كیفیّات نصرت و یارى امام (علیه السلام) معلوم شد كه دعا و توبه مؤمنین در طلب تعجیل فرج و میسّر شدن آن و كم شدن طول زمان غیبت آنحضرت (علیه السلام) تأثیر تمام و مدخلیّت كامل دارد.
و در این مورد مطالب دیگرى نیز هست كه ان شاء الله تعالى در كیفیّت دوازدهم بیان خواهد شد  .
پس بنده مؤمن بعد از شناخت به این نوع تأثیر در توبه و دعا هرچه قدر مرتبه اشتیاق او به سوى امر فرج آنحضرت (علیه السلام)و فوز به زیارت جمال منیرش كاملتر باشد ، و به این سبب حزن او در طول زمان غیبت ایشان شدید تر باشد ، پس سعى و اهتمام او در توبه و دعاى در تعجیل فرج و ظهور امر ایشان شدیدتر و بیشتر خواهد شد  ، و دعاى او در این امر در نظر او و در قلبش از دعاى او در بلیّه شدائد و احزان و مهمّات دیگر كه از براى خود در امور دنیوى ــ بلكه در امور اُخروى نیز ــ مهمتر خواهد بود.
در اینجا سزاوار است كه حال او مانند حال حضرت اباذر (رضی الله عنه)باشد كه روایت شده است كه : چشم ایشان مبتلا به رَمد ــ چشم درد ــ شد  ، پرسیدند: چرا معالجه نمى كنى؟ فرمود: امرى مهمتر ازاین دارم ، گفتند: چرادعا نمى كنى ؟ فرمود : دعاى مهمتراز این دارم ( [48] )

نتیجه كلّى از بحث انتظار

از آنچه در باب انتظار فرج بیان شد; معلوم و واضح گردید كه: هرگاه حقیقتاً معنا و مصداق انتظار ــ بر وجهى كه بیان شد ــ چه از نظرظاهرى و چه از نظر قلبى ، با شرایط لازمه آن و با آن آداب خاصه اش در كسى محقّق شد طوریكه آثار وعلائم آن آشكار و هویدا باشد ، پس عنوان نصرت و یارى به وجود مبارك حضرت حجة الله صلوات الله علیه ، بلكه نصرت به جمیع آباء طاهرینشان (علیهم السلام) ، بلكه به جمیع اولیاء الهى در او موجود و محقّق شده است .
و این نصرت و یارى در واقع با همه اقسام نصرت تحقّق پیدا كرده  ، یعنى: هم نصرت و یارى است نسبت به قلب مباركشان كه ارتفاع هموم از آن مى شود ، و هم نسبت به وجود اقدس شان كه دفع شدائد و بلیّات دوران غیبت از ایشان مى شود ، و هم نسبت به حقّ جلیل ایشان ، و هم نسبت به دوستان و شیعیانشان ، هم در جهات اُخروى آنها و هم در جهات دنیوى آنها كه در همه آن جهات براى آنها فرج مى شود ، و از هر خوفى و هر شرّى و هر حزنى و هر بلائى ; آسوده خاطر و راحت مى شوند .
و در هركدام از این جهات ; آن حضرت را با قلب و زبان و جسم خود نصرت ویارى كرده است ، پس بوسیله همین حال انتظار ــ هرچند امر فرج قبل از مرگ او واقع نشود ــ در زمره انصار و یاورانِ واقعى آنحضرت(علیه السلام)محسوب خواهد شد ، بواسطه آنكه جمیع این خصوصیّات نسبت به ایشان در زمان ظهورشان حاصل مى شود ، و بنده مؤمن در آنچه وسیله وقوع ظهور و تعجیل آن مى شود با حال امیدوارى به وقوع آن و با كمال اشتیاق و فرح بر آن ، سعى و كوشش كرده است.
چنانچه حضرت ابراهیم خلیل (علیه السلام) بعد از آنكه در رؤیا; جریان امر به ذبح حضرت اسماعیل (علیه السلام) را مشاهده نمود; و همه اسباب و مقدّمات آن را بجا آوردند ، ولى وقوع آن به امرى از جانب خداوند متعال ممنوع شد ، پس خطاب شد: ( قَدْ صَدَّقْتَ الرُؤیا )( [49] ) یعنى  : به آنچه مأمور شدید در مورد ذبح اسماعیل (علیه السلام)عمل كردید ، و از این جهت ; فیض عظیم الهى و اجر جزیل او را ــ ولو با حال واقع نشدن آن ــ دریافتند .
پس بنابراین ; و با ملاحظه آنچه در انواعى از اخبار تصریح شده است چنین استفاده مى شود كه هرگاه بنده در هر عمل برحسب مقدور خود با صدق نیّت در جمیع اسباب و مقدّمات وقوع آن سعى نماید ، ولكن بواسطه مانعى از جانب خداوند متعال ــ بدون آنكه به اختیار خود او باشد ــ آن عمل بوقوع نپیوندد ، پس آن بنده واقعاً عند الله از اهل آن عمل خواهد بود ، و به فضل كامل آن فائز خواهد گردید .
پس همچنین است در مقام یارى حضرت ولىّ الله صلوات الله علیه  ، هرگاه بنده بر حسب مقدور خود در اسباب آن سعى و اهتمام نماید ، كه از اعظم آنها امر انتظار فرج است ، كه اكثر اسباب و وسائل نصرت را در بر دارد ، كه با شرایط و آداب خاصه مزبوره آن حاصل شود .
بخصوص كه هرگاه متوجّه به حاصل شدن نصرت آنحضرت (علیه السلام) به آن باشد ، و قصد و نیّت آن را هم بخصوصه در آن بنماید ، پس چنین بنده اى داخل در زمره انصار و یاوران آنحضرت خواهد شد و به فیض آن فائز خواهد گردید ، هر چند بر حسب مصالح و حكمتهاى ظاهره یا خفیّه الهیّه ظهور امر فرج آنحضرت (علیه السلام)تأخیر افتد.
 


پانوشت:
[1] ــ مكارم الاخلاق : ص 420 ــ 422 .
[2] ــ بحارالانوار ج52 ص126 حدیث18 .
[3] ــ تفسیربرهان ج4 ص293 حدیث9 .
[4] ــ كافى ج1 ص334 ذیل حدیث2 .
[5] ــ یعنى امیدوار اجر كاملى كه براى انتظار وارد شده است ; باشد ، و بداند این انتظارش عبادت است ، و موجب اجر و ثواب است ، یا مراد اینست كه امیدوار باشد رسیدن به آنچه خداوند وعده فرموده است عطا فرمودن آن را از نعم كثیره ظاهرى و باطنى در زمان ظهور و فرج ما ، بلكه معتقد باشد كه آنها حقّ اند و واقع مى شود و بعد از انتظار مؤمنین به آنها خواهند رسید (توضیح از مؤلف (رحمه الله)مى باشد).
[6] ــ ترجمه : و آنانكه به خدا و پیامبران او ایمان آوردند در حقیقت رستگویان عالمند ، و برایشان نزد خداوند اجر شهیدان است . (سوره حدید آیه 119) .
[7] ــ لآلى الاخبار ج ص  .
[8] كمال الدین ص644 حدیث2.
[9] ــ غیبت شیخ طوسى ص276  ، به نقل از مكیال المكارم ج2 ص143 .
[10] ــ ترجمه : من در میان شما دو گوهر گرانبها را برجاى مى گذارم  ، پس به آن دو تمسّك كنید كه هیچگاه گمراه نشوید : كتاب خدا و عترت و خاندانم .
[11] ـ نفسیر برهان ج 2 ص 279 .
[12] ــ ترجمه : امام سجّاد (علیه السلام) فرمود : سپس غائب ماندن ولىّ خدا دوازدهمین جانشین رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و امامان بعد از او طولانى خواهد گشت .
اى ابوخالد ; همانا اهل زمان غیبت او كه امامتش را باور دارند ، و منتظر ظهور او هستند از مردم همه زمانها بهترند ، زیرا كه خداى تبارك و تعالى آنچنان عقلها و فهمها و شناختى به آنها عنایت فرموده كه غیبت نزد آنان مانند شاهد كردن است ، و آنان را در آن زمان به منزله كسانى قرار داده كه در پیشگاه رسول خدا (صلى الله علیه وآله) با شمشیر جهاد كرده اند ، آنان حقّاً مخلص هستند ، و راستى كه شیعیان ما هستند ، و دعوت كنندگان به دین خداى عزّوجلّ در پنهان و آشكار مى باشند .
و فرمود : انتظار فرج خود از بزرگترین فرجها است . (بحارالانوار ج 36 ص 387 حدیث 1).
[13] ــ غیبت نعمانى ص 200 حدیث 15.
  [14] ــ ترجمه :به امام باقر(علیه السلام) عرضه داشتم : اى فرزند رسول خدا ; آیا مودّت و پیروى مرا نسبت به خودتان مى دانید ؟
فرمود :آرى
عرضه داشتم : من از شما مطلبى را میپرسم و مى خواهم به من پاسخ دهید ، زیرا كه چشم من نابینا است و كمتر راه مى روم و نمیتوانم هر وقت بخواهم به دیدار شما بیایم.
فرمود : خواسته ات را باز گوى!
عرض كردم : دینى كه تو و خاندانت خداى عزوجلّ را با آن دیندارى مى كنید برایم بیان فرماتا خداى را با آن دیندارى كنم؟
حضرت فرمود: اگر چه مطلب را كوتاه كردى ولى سئوال مهمّى آوردى ، به خدا قسم ; دینى را كه من و پدرانم خداى را با آن دیندارى مى كنیم برایت میگویم:
گواهى دادن به اینكه هیچ معبود حقیقى جز خداوند نیست ، و اینكه محمد(صلى الله علیه وآله) پیامبر خدا است ، و اقرار به آنچه از طرف خداوند آورده ، و ولایت ولى ما و بیزارى از دشمنان ما ، و تسلیم بودن به امر ما  ، و انتظار قائم ما ، و اهتمام و پرهیزكارى مى باشد . (كافى ج 2 ص 22 حدیث 10).
[15] ــ ترجمه : مردى بر حضرت باقر (علیه السلام) وارد شد و صفحه اى در دست داشت .
حضرت باقر(علیه السلام) به او فرمود : این نوشته مناظره كننده اى است كه از دینى كه عمل در آن مورد قبول است سئوال دارد .
عرض كرد : رحمت خدا بر تو باد ; همین را خواسته .
امام باقر(علیه السلام) فرمود: گواهى دادن به اینكه هیچ معبود حقّى جز خداوند نیست ، و اینكه محمّد (صلى الله علیه وآله)بنده و پیامبر او است ، و اینكه اقرار كنى به آنچه از سوى خداوند آمده ، و ولایت ما اهلبیت  ، و بیزارى از دشمنان ما ، و تسلیم به امرما ، و پرهیزكارى و فروتنى  ، و انتظار قائم ما ، و همانا براى ما دولتى است كه هروقت بخواهد آن را خواهد آورد . (كافى ج 2 ص 23 حدیث 13).
[16] ــ رجوع شود به مكیال المكارم ج2 ص150 .
[17] ــ ترجمه : هر صبح و شام منتظر فرج باشید. (كافى ج1 ص333 حدیث 1).
[18] ــ ترجمه : او همچون شهاب فروزانى خواهد آمد. ( بحارالانوار ج51 ص72)
[19] ــ سوره معارج آیه 6.
[20] ــ سوره صفّ آیه 9.
[21] ــ سوره نور آیه 55.
[22] ــ سوره قصص آیه 5.
[23] ــ ترجمه : و مثل كسانیكه كافرند در شنیدن سخن حقّ مانندكسى است كه آوازش دهند نشنودمگر صداوندائى(وكفار)كرو لال و كورند زیراكه آنان تعقّل نمى كنند.(سوره بقره آیه171).
[24] ــ كافى ج1 ص386 حدیث2 ، 3 ، 5.
[25] ــ سوره اعراف آیه 96.
[26] ــ ترجمه : ما از میان (دو جسم) سرگین و خون  ; شما را شیر خالص مى نوشانیم ، كه در طبع همه نوشندگان گوارا است . (سوره نحل آیه 66).
[27] ــ ترجه : امام باقر(علیه السلام) فرمود: خداوند متعال به حضرت موسى (علیه السلام) وحى فرمود: آیاعمل خالصى براى من انجام داده اى ؟
حضرت موسى عرض كرد: خدایا! براى شما نماز خواندم و روزه گرفتم ،صدقه دادم و ذكر گفتم.
خطاب آمد: نماز براى تو دلیل و برهان است و روزه براى تو سپر از آتش است ، و صدقه براى تو در قیامت سایبان است ، و ذكر من براى تو نور است ، پس كدام عمل را فقط بخاطر من انجام داده اى؟
حضرت موسى عرض كرد: خدایا براى عملى كه خالص براى تو باشد راهنمائى ام كن.
فرمود: اى موسى! آیا دوستى از دوستان مرا بخاطر من دوست داشته اى ؟ آیا دشمنى از دشمنان مرا بخاطر من دشمنى ورزیده اى ؟
پس حضرت موسى(علیه السلام) دانست كه بهترین اعمال  ; دوست داشتن براى خدا  ; و دشمن داشتن براى خداست .
[28] ــ ترجمه : خدایا ; تو را بخاطر ترس از آتش تو و نه بخاطر طمع براى بهشت تو ; عبادت نكردم  ، بلكه تو را اهل براى پرستش یافتم و عبادت كردم.(بحارالانوار ج41 ص14 حدیث 4).
[29] ــ كافى ج1 ص372 حدیث 3.
[30] ــ بحارالانوار ج12 ص352 حدیث22.
[31] ــ ترجمه : خداوند هركس رابه رحمت واسع خودبى نیاز خواهد كرد (سوره نساء آیه130)
[32] ــ بحارالانوار ج52 ص309 .
[33] ــ بحارالانوار ج51 ص35 و ج52 ص328.
[34] ــ به ص 180 مراجعه شود .
[35] ــ توضیح اینكه اضافاتى كه در روایت كافى نقل شده داخل پرانتز قرار داده شده .
[36] ــ كافى ج1 ص233 حدیث 2 ، كمال الدین ص645 .
[37] ــ بحارالانوار ج10 ص353 حدیث 1.
[38] ــ بحارالانوار ج52 ص256 حدیث 147.
[39] كافى ج 2 ص 447 حدیث 12.
[40] ــ بحارالانوار ج95 ص327 حدیث3 .
[41] ــ
[42] ــ بحارالانوار ج 95 ص 327 حدیث 3
[43] ــ بحارالانوار ج 46 ص 31 حدیث 31 ، خرائج ص 596.
[44] ــ كافى ج2 ص79 حدیث15.
[45] ــ كافى ج1 ص336 حدیث 3.
[46] ــ بحارالانوار ج102 ص108.
[47] ــ كمال الدین ص 448.
[48] ــ بحارالانوار ج22 ص431 حدیث40.
[49] ــ سوره صافات آیه 105 .


+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: خالص بودن انتظار ، حضرت مهدی ، خلوص انتظار ، امام زمان ، یاری امام زمان ، كتابها ،

::::


  آرشیو


  جستجو در سایت



  آمار
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :

  لینک سرا
· بزرگترین پرتال اطلاعات
· لینك باكس اتوماتیك

:: کلیه حقوق ومطالب مادی و معنوی این پایگاه متعلق به این تیم اینترنتی می باشد . و كپی برداری تنها با ذكر منبع مجاز می باشد.برگرفته شده از نرم افزار منجی ::

Theme Dseigned By : molod.mihanblog.com