تبلیغات
در باره امام زمان-امام عصر-مهدی صاحب زمان-منجی عالم-ابا صالح در وبلاگ مولود - در معناى انتظار ، شرایط آن و آثار و علائم ظاهرى و باطنى آن
  موضوعات

  خوراک | RSS
 خوراک وب

  ابر برچسب ها
امام زمان در سخن حضرت علی حدیث ثقلین یاری امام زمان داستان امام زمان مقاله وتحقیق شعر درباره امام زمان امام زمان در حدیث ثقلین نهج البلاغه انتظار صاحبالزمان نصرت امام زمان امام زمان در سخن پیامبر اكرم امام زمان در احادیث امام عصر زندگی نامه امام زمان مهدی شناختی از زندگی امام زمان موعود شناسی زندگی حضرت مهدی ادبیات انتظار در وصف امام زمان حضرت مهدی نثر درباره امام زمان تقیه امام زمان درقرآن امام مهدی در كتاب و سنت كتابها شیوه یاری امام زمان زندگی امام زمان فروغ تابان ولایت در روایات داستان كوتاه درباره امام زمان داستان درباره امام زمان ظهور مهدی صاحب الزمان انتظار و مهدویت تحقیق مقاله ظهور مهدی درباره حضرت مهدی گفتار علی (ع) درباره امام زمان امام زمان در سخنان پیامبر حدیث امام زمان در احادیث امام زمان در سخن امیرالمومنین صاحب الزمان در كلام امیرالمومنین
 
 تماس با مدیر در یاهو  
مکان آیدی شما


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


   در معناى انتظار ، شرایط آن و آثار و علائم ظاهرى و باطنى آن
یکشنبه 10 مرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : كتابخانه مهدویت شیوه های یاری امام زمان(عج) كتابها نظراتنظر دهید!

در معناى انتظار ، شرایط آن و آثار و علائم ظاهرى و باطنى آن

معنى و حقیقت انتظار بر حسب مفهوم لفظى آن ضد یأس است ، و آن قطع امید از امرى است بواسطه یقین و اطمینان به عدم وجود یا عدم وقوع آن ، پس مراد در انتظار داشتن امرى آن است كه یقین به وقوع آن داشته باشد ، و چشم به راه او باشد ، و امیدوار به زمان وقوعش باشد.


 
انتظار و اقسام آن
كیفیّت انتظار فرج و ظهور آنحضرت (علیه السلام) را در هر زمانى چه قبل از زمان غیبت ایشان در زمان ائمّه اطهار (علیهم السلام) و چه دراین حال غیبتشان ، بر دوقسم است:
قسم اوّل : انتظار قلبى.
قسم دوّم : انتظار بدنى .

درجات سه گانه انتظار قلبى
قسم اوّل ــ یعنى انتظار قلبى ــ سه درجه است:
درجه اوّل: آنكه اعتقاد یقینى داشته باشد به آنكه ظهور وفرج آن حضرت(علیه السلام)حقّ است ، و واقع خواهد شد ، و آن از وعده هاى الهى است كه تخلّفى در آن نیست ، هر زمان وقوع آن هرچه قدر طولانى شود; مأیوس و نا امید نشود ، به طوریكه منكر اصل وقوع آن شود.
درجه دوّم : آنكه ظهور را موقّت به وقت خاصّى نداند كه قبل از آن مأیوس از وقوع آن شود ، مثل آنكه بواسطه بعضى از امور حدسیّه گمان كند كه تا ده سال یا بیست سال دیگر مثلا یا زیاده بر آن واقع نخواهد شد.
درجه سوّم : آنكه بر حسب آنچه در روایت است كه :
 توقّعوا الفرج صباحاً و مساءاً  ،( [17] ) و دیگر آنچه وارد است كه  یأتى بغتةً كالشهاب الثاقب  ،( [18] ) و دیگر آنچه در فقره اى از دعا است  إنّهم یرونه بعیداً و نریه قریباً  ،( [19] ) و امثال اینها ، پس در جمیع حالات و جمله اوقات منتظر باشد ، یعنى رجاء وامید وقوع آن را داشته باشد ، مَثَل آن را مانند مردن بداند كه احتمال دارد در این وقت ; و روز حاضر واقع شود ، و احتمال دارد كه زمان آن طولانى شود  ، پس همچنین است امر فرج كه احتمال وقوع آن بر وجه رجاء و امید در همه احوال است  ، و در جمله اوقات به یاد آن باشد .
امّا درجه اوّل انتظار ; واجب است و حقیقت ایمان به آن بستگى دارد ، و هرگاه آن درجه نباشد ; در باطن امر موجب كفر و ضلال است ، اگر چه به حسب ظاهر محكوم به احكام اسلام باشد ، و او مخلّد در نار با كفار خواهد بود ، چون منكر امر امامت است در حالتیكه در ظاهر اقرار به امر شهادت توحید و رسالت دارد .
و حجّت و دلیل بر آنهم از آیات و اخبار بسیار زیاد است ، چنانچه به بعضى از آن اشاره شد .
و مجمل و محصّل از آیات و روایات چنین است: بعد از ملاحظه وعده هاى الهیه كه در این آیات شریفه واقع شده است ( هُوَ الَّذی اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون  )( [20] ) و قوله تعالى : ( وَعَدَ الله الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الاَْرْضِ)( [21] ) و قوله تعالى : ( وَ نُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِى الاَْرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ ) ،( [22] ) و ملاحظه آیات دیگر كه به مضمون آنها است ، و ملاحظه آنچه وارد شده است از احادیث و اخبار كثیره متواتره قطعیّه از خاصّه و عامّه در آنكه كسانیكه بر حسب دلیل عقلى و نقلى ; شایستگى خلافت و وراثت نبویّه و ولایت الهیّه را دارند ، اختصاص و انحصار دارد به دوازده وجود مقدّس مطهّر كه حسب و نسب و اسم و وصف و شخص آنها از جهت پدرى و مادرى  ; در اخبار متواتره معیّن شده  ، و بعد از ملاحظه آنكه آن وعده هاى الهیه تاكنون ــ بر آن وجهى كه در آن آیات و آن اخبار است  ــ هرگز در هیچ زمانى نسبت به هیچ كدام از آن دوازده نفر و در حقّ غیر آنها وقوع نیافته ، و دین الهى در كلّ عالم بر همه دینها غلبه نیافته كه جمیع مردم به آن معترف شده باشند ، و ملاحظه آنكه آن اوصیاء معصومین همه اوقات تا حال; از جهت ظلم اعداء مظلوم و مستضعف بوده اند و تمكین و استخلاف و وراثت آنها در زمین با نبود خوف و ترس براى هیچ یك تحقق نیافته .
پس به مقتضاى صدق اعتقاد به آن آیات و به وعده هاى الهى در آنها ، و نیز صدق اعتقاد به آن اخبار متواتره قطعیّه ; انسان یقین به وقوع آن وعده ها پیدا مى كند ، و انتظار وقوع و افتتاح آن فرج هاى الهى را به وجود مبارك حضرت خاتم الوصیین صلوات الله علیه ــ چنانچه تنصیص به آنحضرت بالخصوص در اخبار متواتره شده  ــ دارد ، و نیز آن فرجها را از براى همه آباء طاهرین آنحضرت (علیه السلام)بعد از رجوعشان در این عالم دنیا ــ مثل حال حیات ظاهرى آنها قبل از رحلت و وفاتشان ــ واقع شود ، چنانچه در اخبار متواتره بر این وجه نیز تصریح شده است .
با آنكه این مطلب نیز ــ یعنى رجعت ائمه(علیهم السلام) ــ به مقتضاى همان آیات شریفه است كه وعده الهیّه در آنها از تمكین و استخلاف و وراثت در زمین در حقّ همه صالحین و مستضعفین واقع شده كه اكمل از همه آنها آن انوار طیّبین صلوات الله علیهم اجمعین مى باشند.
پس بعد از تأمّل تمام در آن آیات و اخبار و ظواهر واضحه آنها بر وجه بصیرت و انصاف بدون تعصب و عناد و اعتساف ــ كه بواسطه این دو وصف حال انسان منقلب مى شود و مصداق این آیه مباركه : ( وَ مَثَلُ الَّذینَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذی یَنْعِقُ بِما لا یَسْمَعُ إلاّ دُعاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لایَعْقِلُونَ) مى شود( [23] ) ــ واضح و روشن مى شود ــ كالشمس فى النهار ــ كه انكار و شك در امر ظهور و فرج حضرت خاتم الوصیین صلوات الله علیه و نیز در رجعت آباءطاهرین ایشان(علیهم السلام) به زندگى دنیوى ; بعد از وقوع آن ظهور ; انكار و تشكیك در آیات قرآنى و ادلّه قطعى نقلى است ، و حقیقت كفر و ضلال نیست جز همان انكار امر حقّ ، یا تشكیك در آن بعد از وضوح و ظهور آن به حجت و تبیان و دلیل قاطع و برهان ، والله هُو المُستعان ، وعلیهِ التَكَلان ، ولاحول ولاقوّة إلاّ بالله العلىّ العظیم .
درجه دوّم از انتظار ; نیز واجب است ، لكن بر وجهى كه اگر آن نباشد موجب فسق است ، و آن یأسى است كه حرام و منهى عنه است ، و این حرمت به مقتضاى بعضى از احادیثى كه در كافى و غیر آن نقل شده ، كه در آن احادیث به تكذیب وقّاتون تصریح شده است( [24] ).
و درجه سوّم انتظار; مقتضاى كمال ایمان ، و نبودن آن انتظار موجب نقصان در ایمان است ، پس لازمه كمال ایمان مؤمن آن است كه بر حسب احادیث زیادى كه در آنها امر فرج را تقریب نزدیك شمرده و یا علامات حتمیّه آن را كه بر وجه  لایُغیَّر و لایُبدَّل   مى باشد ; بیان فرموده اند ، پس در همان سال فرج ، بلكه در همان ماه ظهور فرج ، بلكه در همان شب و روز آن واقع مى شود.
و یا علائم بسیار دیگرى كه بسا در مكانهائى واقع مى شود كه همه كس بر آن مطّلع نمى شود ، و یا بعضى دیگر از آن علائم غیر حتمیّه نیز ممكن است كه در همان سال یا ماه وقوع ظهور و فرج یا نزدیك به آن تحقّق یابد.
پس بنا بر این جهات; و شدّت اعتقاد بر اخبار زیادى كه مشتمل است بر این خصوصیات ; باید حال مؤمن مانند حال كسى باشد كه خبر آمدن مسافر را به او داده اند ، و مسافر او در بین راه در حركت باشد ، پس با احتمال آنكه موانع تأخیر در بین حركت عارض او شود همه روزه و همه هفته انتظار ورود آن مسافر را دارد .
بنابراین ; باید از براى ظهور امر آنحضرت (علیه السلام)و از براى ملاقات ایشان ــ به آدابى كه ذكر مى شود ان شاءالله تعالى ــ مهیا شود ، چنانچه انسان از براى ورود مسافر عظیم القدر رفیع الشأن تهیّه مى بیند.

انتظار بدنى
قسم دوّم از انتظار ; انتظار بدنى است ، پس بیان و توضیح آن بر این وجه است كه: به عنوان مثال هرگاه انسان مزرعه اى داشته باشد ، آن را اصلاح كرده و تخم بكارد و آب دهد در حالى كه مى داند كه خلق كننده آن تخم خداوندعزّوجلّ است و نیز تربیت كننده و رویاننده آن; او است  ، و در این حال چون احتمال وقوع آفات زمینى و آسمانى مى رود پس دعا مى كند و از خداوند متعال حفظ آن زراعت را از آن آفات طلب مى كند ، و با این حال انتظار زمانِ رسیدن محصول آن را مى كشد.
و خداوند عالم جلّ شأنه در هر زمان وجود مبارك امام (علیه السلام)را وسیله بقاء عالم و عطا كردن همه نعمتهاى خود قرار داده است ، كه بدون آن نه عالمى باقى مى ماند و نه نعمتى عطا مى شود ، و ظهور امر امام (علیه السلام)را ــ كه تصرفات ظاهرى داشته باشند ــ وسیله از براى ظهور همه نعمتهاى ظاهرى و باطنى ، جسمى و روحى بر وجه تمام و كمال قرار داده است ، كه بدون آن در هر قسم از آن نعمتها نقصان پیدا مى شود ، و در هركدام سرورو خوشحالى او مقرون به حزن و غم خواهد شد.
پس مادامى كه امام (علیه السلام) از تصرفات ظاهرى ممنوع یا پنهان هستند ، آن نعمتها هم مقترن به نقصان و احزان است ، و همان نحوى كه در نعم دنیوى خداوند متعال بعضى اسباب را مهیّا كرده اند و آن نعم را بوسیله آن اسباب عطا مى فرماید ، چون بذر كاشتن و آب دادن كه وسیله ظاهر شدن حبوبات و میوه جات و گلهاى گوناگون است ، همچنین براى تعجیل در ظهور تصرف امام (علیه السلام)را كه وسیله ظهور همه نعمتها است ; عبارت اسبابى مقرر فرموده است كه به دست خود بندگان است ، و آن اسباب عبارت از تقوى و اعمال صالحه است ، چنانچه در این آیه شریفه مى فرماید :
(وَ لَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقُوا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكات مِنَ السَّماءِ وَ الاَْرْضِ )( [25] )
و آفت تعجیل در ظهور آنحضرت ــ چنانچه در بعضى از اخبار اشاره شده است و به بعضى از آنها هم در كیفیّت هفتم اشاره كردیم ــ اعمال قبیحه و معاصى بندگان است كه موجب تأخیر در ظهور امر فرج مى شود .
پس بندگان مؤمن ; بعد از اعتقاد یقینى به اینكه امر فرج حقّ است و البته واقع مى شود ، و میعاد الهى است و خلفى در آن نیست ، و لكن تعجیل در آن موقوف به تقوا و اعمال صالحه مى باشد كه به منزله كاشتن بذر و آب دادن است ، پس باید در آن اعمال صالحه سعى و كوشش نموده ، و از آن اعمال سیئه و گناهان اجتناب نمایند.
و چونكه مى دانند شدیدترین سیئات و قبائح اعمال ; افشاء اسرار آل محمّد(علیهم السلام)و تقیّه نكردن از دشمنان آنها در جائى كه تقیّه لازم است  ; مى باشد ، كه موجب آفت در جهت وقوع فرج و سبب تأخیر آن شده است ، و نیز آفت در تأجیل آن در هر زمانى مى باشد ، و مى دانند به این واسطه در امر فرج احتمال بداء مى رود.
پس به این سبب ; كمال سعى و توبه از همه معاصى و خطاها ، و سعى در دعا مى كنند ، و از خداوند طلب دفع آن آفات و اثر آنها را مى كنند ، و در این حال از فضل حضرت احدیّت انتظار و امید دارند كه محصول و زرع آن اعمال و این دعا را تعجیل در ظهور فرج حضرت صاحب الامر صلوات الله علیه قرار دهد .
پس این حال با این خصوصیّات; انتظار كامل قلبى و بدنى است كه از لوازم كمال ایمان و صحّت است ، و این كیفیّت هم كه بر این وجه بیان شد ; كیفیّت جامعى است كه ملازم با آن كیفیّات نه گانه دیگر است ، به این معنى كه هر گاه این حالت خصوصیّات در كسى حاصل شد چنین كسى مى تواند به آن امور نه گانه عمل كند.


شرایط انتظار

شرایط انتظار یعنى : امورى كه مترتّب شدن همه آن فضائل كامله اى كه براى انتظار ذكر شد بر اجتماع آن امور بستگى دارد ، و هر قدر در آن امور نقصان حاصل شود موجب نقصان در آن فضائل و ثوابهاى مهمّ خواهد شد  ، پس از مهمترین آن شرایط ; دو امر است كه در این مقام ذكر مى شود ان شاءالله تعالى .

خلوص نیّت ; اولّین شرط انتظار
شرط اوّل : خلوص نیّت است ، همچنانكه گفتیم انتظار فرج از افضل و احبّ عبادات نزد خداوند احدیّت است ، و از جمله شرایط مقرره در هر عبادتى ــ كه هم در صحت آن ، و هم در قبولى آن و هم در تكمیل آن تأثیر دارد ــ خلوص در نیّت آن عبادت است.
توضیح و بیان آن به وجه اختصار بر این عنوان است  : در هر عملى از عبادات ; آن امرى كه داعى و محرك واقعى براى انسان مى شود كه بر آن عمل اقدام نماید ; به عنوان كلّى بر یكى از وجوه زیر است ، گر چه هریك از آن وجوه مراتب و اقسامى دارد.
وجه اوّل : آنكه آن چیزى كه داعى و باعث بر عمل است ملاحظه اصلاح امور دنیوى است ، و این به دو عنوان است  :
عنوان اوّل: آنكه در عمل قصد و نیّت ; محض رسیدن به امر دنیوى باشد ، بدون آنكه در آن رضاى الهى را تصور نماید ، و این مانند مزدور و اجرت بگیرى است كه قصدش در عمل خود گرفتن اجرت است ، بدون ملاحظه شخص اجرت دهنده  ، یا مانند حال مریضى كه در خوردن دوا قصد او محض خاصیّت آن است ، بدون آنكه خشنودى احدى را در آن ملاحظه كند .
پس هرگاه در واقع و حقیقت ; در مقام عبادت قصد بنده همین نحو باشد ، این عبادت بطور كلّى از درجه خلوص خارج است ، و علما در چنین حال به بطلان صورت عبادت حكم فرموده اند.
عنوان دوّم: آنكه در عبادت قصد رضاى الهى است ، و لكن رضاى الهى را وسیله حصول امر دنیوى قرار مى دهد ، یعنى : چون معرفت پیدا نموده كه خداوند عالم این عبادت و این عمل خاص را ـ مثلا ـ دوست مى دارد ، به قرینه آنكه به آن عمل امر یا راهنمائى فرموده ، پس بجا مى آورد كه رضاى الهى به آن حاصل شود ، و خداوند بوسیله آن عمل امر او را اصلاح فرماید .
پس اگر چنانچه در كلیّه عبادات ; نیّت و قصدش چنین باشد ، یعنى اصل عبادت او در هر مقامى و به هر عنوانى چه واجب و چه مستحب همان حصول امور دنیوى و وصول به مقاصد آن است كه همگى راجع به دنیا است مانند ریاست و راحت طلبى و لذّت جوئى و امثال اینها  ، پس این عبادت; عبادت شیطانى است ، كه عبادت شیطان نیز در آن مدّت متمادى به همین عنوان بوده  ، پس عاقبت چنین كسى همچون عاقبت او خواهد شد ، و از زمره اهل اخلاص بطور كلّى خارج است.
و لكن اگر این نوع قصد در امور اضطرارى باشد ، یعنى در بعضى از حوائج دنیوى چون اداء قرض یا رفع امراض یا رفع پریشانى و امثال اینها به بعضى عبادات بر همان وجهى كه دستور شده است ; متوسّل مى شود ، پس اگر نیّت در آن عبادت و اعمال خاصّه ــ از ذكر یا نماز یا غیر آنها ــ رضاى الهى باشد و آن اعمال را وسیله اصلاح امر دنیائى قراردهد ، این كمترین درجه خلوص مى باشد  ، و علماء به صحت این عمل به وجه مزبور حكم فرموده اند ، خصوصاً به ملاحظه تأكیدى كه در بعضى از اخبار ، بلكه در بعضى آیات شده است كه در حوائج و شدائد توسّل به آن اعمال خاصّه نمایند.
و لكن در این وجه مزبور بعضى از احكام آن ; از مسائل تقلیدى و فقهى است ، كه براى حكم آن در مقام عمل باید به كتب فقهى رجوع شود ، و در اینجا غرض ما به عنوان تذكّر بود.
وجه دوّم : آنكه انگیزه عمل او ; محض فوائد اُخروى باشد ; مانند رسیدن به مقامات عالیه بهشت ، یا نجات از دركات آتش و دوزخ .
پس بنابراین وجه ; اگر چه در صورتى كه نیّت و قصد واقعى در عبادت حصول رضاى الهى باشد ، و بوسیله رضاى الهى در آن عبادت از خداوند جلّ شأنه بهشت یا خلاصى از جهنم را طلب نماید ، با این حال ; خلوص حاصل مى شود ، چنانچه در جاى خود در كتب فقهى بیان شده است .
لكن خلوص حقیقى حاصل نمى شود ، زیرا خلوص حقیقى در مقام عبادت آن است كه ; هیچ منفعتى كه برگشت آن به خود بنده باشد ــ و لو منافع اُخروى ــ در نیّت لحاظ نكند ، و حقیقتاً جز رضاى الهى چیز دیگرى در نظرش نباشد .
چنانچه در این آیه شریفه مى فرماید : (نُسْقیكُمْ مِمّا فی بُطُونِها مِنْ بَیْنِ فَرْث وَ دَم لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشّارِبینَ)( [26] ) پس شیر خالص وقتى صادق است كه با هیچ چیز مخلوط نباشد ، و الاّ اگر با شكر یا عسل هم ممزوج شد ; گرچه نیكو است و لكن خالص نیست ، و لذا خواصى كه در طبیعت شیر است در آن نیست ، ولو آنكه خواص دیگر پیدا كند كه آنها هم نیكو باشد.
و از جمله شواهد بر این شرط بودن این مطلب ; حدیثى قدسى است كه در لآلى الاخبار نقل شده ; كه حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام)فرمودند:
قال : أوحى الله إلى موسى : هل عملت لی عملا قطّ؟
قال : إلهی صلّیت لك ، و صمت و تصدّقت و ذكرت لك.
فقال : إنّ الصلاة لك برهان ، و الصوم جنّة ، و الصدقه ظلّة ، و ذكری نور ، فأىُّ عمل عملت لی ؟
فقال موسى : إلهی دلّنی على عمل هو لك ؟
فقال : یا موسى ! هل والیت لی ولیّاً  ، و هل عادیت لی عدواً ؟
فعلم موسى أنّ أحبّ الأعمال الحبّ فی الله و البغض فی الله .( [27] )
چنانكه در مضمون این حدیث شریف تأمل كنیم  ; كه همچون موسى كلیم الله(علیه السلام)كه معصوم بوده و عبادات و اعمال او ; خالص و محفوظ از شائبه اى كه موجب نقص و بطلان باشد ; بوده است ، خصوصاً با قرینه موجود در روایت ; كه خداوند جلّ شأنه فرمود: نماز و روزه و صدقه و ذكرى كه بجا آورده اى هر یك آثار محبوبه اُخروى دارد ، و مع ذلك مى فرماید : عملى كه خالص و مختصّ من باشد غیر از اینها است ; پس واضح و روشن مى شود كه خلوص كامل در عمل ; آن است كه بنده هیچ جهتى را كه برگشت آن به خود او باشد ــ چه دنیوى و چه اُخروى ــ قصد ننماید و تمام غرض او امرى باشد كه رضاى حضرت احدیّت به آن حاصل مى شود.

خلوص كامل و حقیقى
وجه سوّم آنكه در مقام عبادت قصد واقعى او هیچ امرى نباشد ، و در واقع در قلب بنده جز رضاى الهى چیز دیگرى نباشد ، واین خلوص كامل حقیقى است كه بنده بواسطه آن واقعاً در زمره عبادالله مخلصین داخل مى شود ، و به درجه مخلصین مى رسد .
و لكن منافات ندارد كه بنده با این درجه از خلوص و در همین حال خلوصش كمال رغبت و اشتیاق هم به نعمتهاى الهى در بهشت ــ حتّى به نعمتهاى جسمانیه آن ــ بلكه به نعمتهاى دنیوى هم ــ كه جمله از آنها در نظر او محبوب و مطلوب باشد ــ داشته باشد ، و همچنین از عذاب الهى در جهیم ــ بلكه از شدائد دنیویه نیز ــ خائف و ترسان باشد ، بواسطه آنكه خلوص او در مقام عبادت و بندگى است كه در این مقام جز رضاى الهى هیچ امر دیگرى را ملاحظه نمى كند .
و امّا نعمتهاى الهى در بهشت و نعمتهاى دنیوى را در حالى كه سبب غفلت او از ذكر الهى نشود آنها را از فضل و رحمت واسعه حضرت احدیت جلّ شأنه سئوال مى نماید ، و همچنین نجات از عذاب او در جهنم و از شدائد دنیوى را از جود و عفو او سئوال مى نماید ، بدون آنكه هیچ یك از اینها را در حال عبادت در قصد و نیّت خود ملاحظه كرده و به نظر آورد .
چنانچه حال اولیاء الله چنین بوده ، و شرح حال مناجات آنها و فقرات دعاهاى آنان قوى ترین شاهد بر این مطلب مى باشد.
علاوه بر آن ; این اشتیاق و رغبت ، و این حالت خوف و ترس ، و این سئوال و طلب از فضل و رحمت الهى خود فى نفسها امرى محبوب و مرضى عند الله است ، و از لوازم همان مقام خلوص حقیقى مى باشد ، به خاطر آنكه بعد از آنى كه بنده در طلب رضاى الهى مقام خلوصش چنان شد كه زحمت و مشقّت عبادت را تحمّل مى نماید ، پس خلوص او در هر مقامى چنین خواهد بود ، و در هر چیزى كه بداند رضاى الهى و وسیله رضا جوئى او است در حصول آن سعى و كوشش خواهد كرد.
و از بزرگترین وسائل آن ــ یعنى رضا جوئى او ــ همان دعا و طلب از فضل او و تذلّل در نزد او است  ، حتّى در امور جزئى دنیوى كه آنها را هم از خداوند سئوال نماید به قصد و غرض آنكه كمال تذلّل و احتقار و مسكنت را در جنب جلال و كبریائى حضرت واجب الوجود جل شانه نموده باشد.
و این درجه از خلوص نیز در چند عنوان ذكر مى شود:
عنوان اوّل: عنوان شكر گذارى از نعم الهى است  .
عنوان دوّم: حیاء است .
عنوان سوّم: مسكنت و اظهار فقر و حاجت است .
عنوان چهارم :حبّ است .
عنوان پنجم: خشوع و و خضوع و خشیت و ترس است ، و اینكه ذات مقدّس الهى در مقام ملاحظه كبریائى و عظمت و جلال و مجد و بزرگوارى او براى این عنوان اهلیّت دارد .
چنانچه سرور صدّیقین و امام المتّقین حضرت علىّ علیه صلواة المصلین در مناجات خود اظهار مى كنند:
 إلهی ; ما عبدتك خوفاً من نارك ، و لا طمعاً فی جنّتك ، بل وجدتك أهلا للعبادة فعبدتك .( [28] )


درجات سه گانه نیّت در انتظار و ظهور حضرت قائم (علیه السلام)

و بر همین منوال است امر در انتظار فرج كه افضل و احبّ عبادات الهى است كه نیّت و انگیزه در آن بر این درجات سه گانه مى باشد  .
درجه اول : بعضى از بندگان; عمده غرض و داعى آنها در انتظار فرج حضرت صاحب الأمر صلوات الله علیه اشتیاق به سوى آنچه در زمان ظهور است ، مثل زیادى نعمتهاى الهى و وسعت در امور زندگى ، و رفع شدائد و سختیها و بلاهاى دنیوى ، و این خود بر دو نوع است  :
نوع اوّل : آنكه غرض و هدف مجرّد رسیدن به همین جهات مزبوره است ، به گونه اى كه اگر چنانچه در همین حال از براى او این جهات اصلاح شود ، یعنى خداوند به او وسعت و كثرت در نعمتهاى خود عطا فرماید ، و از او سختیها و بلیّات را دفع نماید ، پس آن حال اشتیاق از او زائل مى شود ، و به كلّى از ذكر آن حضرت(علیه السلام) و از تذكر امر فرج و ظهور ایشان غافل مى گردد ، و از همّ و غصّه آن منصرف خواهد شد .
پس اگر عمده غرض در آن اشتیاق بر این وجه باشد بطور كلّى از عنوان خلوص خارج خواهد بود ، و به فیوضات مقرّره از براى انتظار فرج فائز نخواهد شد ، ودر این انتظارش از اهل دنیا خواهد بود.
چنانچه در كافى از ابى بصیر از حضرت صادق (علیه السلام)روایت كرده كه گفت: عرض كردم: كى فرج خواهد شد؟
فرمود:  وأنت ممّن ترید الدنیا ؟ یعنى: قصد و اراده تو در طلب این امر دنیا است؟.
بعد فرمود: هر كس به این امر معرفت پیدا نماید پس به تحقیق از براى او فرج حاصل شده است ، بواسطه انتظار فرج الهى.( [29] )
و نوع دوّم : آنكه غرض او از اشتیاق داشتن او به آن جهات مزبوره  ; به ملاحظه آن است كه آن فرجهاى عظیمه و آن نِعَم كثیره مخصوص آن زمان است ، و چیزى است كه آن را خداوند ازبراى اولیاء مقرّبین او صلوات الله علیهم اجمعینپسندیده است .
و این حال اشتیاق به این عنوان اگر چه فى نفسه امرى محبوب عندالله است ، چنانچه مضمون حدیثى است كه از حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام)روایت شده كه فرمود:
 ما اهلبیت در مقام رضاى الهى چنانیم كه اگر خداوند فقر را بر ما مقرّر كند ; دوست مى داریم ، واگر وسعت و غنا مقّرر نماید آن را نیز دوست مى داریم.
و در روایت دیگرى نقل شده است كه: چون خداوند عالم براى حضرت ایّوب (علیه السلام)بعد از كشف و رفع بلا; ملخ طلا نازل كرد ، آنحضرت (علیه السلام)تمام دانه هاى آن ملخها را از اطراف بر مى داشتند  ، حضرت جبرئیل (علیه السلام)عرض كردند خوب در ضبط آنها اهتمام دارید ، فرمود: چونكه عطاى پروردگار من است .( [30] )
پس از اینگونه احادیث ظاهر مى شود كه هرگاه بنده نِعَم دنیوى را به این عنوان كه آن عطائى است كه خداوند به رضاى خود مرحمت فرموده است ، دوست داشته باشد ، این دوستى از موضوع اخبارى كه در مذمّت دنیا و دوست داشتن آن وارد شده است; خارج است .
و چونكه همه نعمتهاى الهى كه در زمان فرج آل محمّد صلوات الله علیهم اجمعین وعده داده شده است ، خداوند آنها را بر اولیاء مقربین خود پسندیده است ، و براى آنها گوارا قرار داده است ، پس اشتیاق به سوى آنها و در انتظار ظاهر گردیدن آنها بودن به این عنوان مزبور محبوب و مرضى الهى خواهد بود ، چراكه بنده در این اشتیاق و انتظارش ; رضاى الهى را ملاحظه دارد ، و لهذا به همه فیوضات و مثوبات مقرّره براى انتظار فرج فائز خواهد شد.
لكن این نوع قصد و غرض درجه اوّل خلوص در امر انتظار فرج مى باشد ، بواسطه آنكه نهایت این غرض طلب نِعَم و منافع دنیوى است كه برگشت به خود او مى شود.
 
درجه دوّم ; آن است كه عمده غرض در اشتیاق به فرج آن حضرت(علیه السلام)و انتظار ; كثرت و وفور علوم و معارف و حكمتهاى الهى باشد.
زیرا علومى كه درآن زمان ظاهر مى شود ما فوق تمام علومى است كه از اوّل عالم تا آن زمان ظاهر شده ، و نیز آنكه در آن زمان هركس به كمال علم خود از دیگرى بى نیاز است ، و در تفسیر این آیه مباركه (یُغْنِ الله كُلاًّ مِنْ سَعَتِهِ )( [31] ) آمده است كه حتّى زنان در خانه هاى خود به احكام دین  ; به درجه علماء كامل ; عارف و عالم مى شوند ( [32] ).
و عطاى این كثرت و وفور در علوم بوسیله دست مبارك آنحضرت (علیه السلام)است كه بر سر شیعیان مى گذارند ، و در این حال عقول آنها كامل مى شود ، چنانچه در روایات متعددى در كافى و غیر آن وارد شده است.( [33] )
و وسیله دیگر ظاهر فرمودن جمله بیست و هفت حرفى است كه مبناى همه علوم الهى است كه حضرتش افاضه مى فرمایند ، و از اوّل عالم تا كنون همه علومى كه براى هركس ظاهر شده ; دو حرف از آن بیست و هفت حرف است.
و وسیله دیگر آنچه در قضیّه شمشیرهاى آسمانى است كه براى اصحاب ایشان نازل مى شود كه هزار حرف نوشته شده است ، و از هر حرفى هزار در از علم باز مى شود.
و همچنین است اشتیاق به سوى فرج آنحضرت به خاطر آنكه در آن زمان اسباب عبادت به اعلى درجه آن آماده است ، كه هركس بخواهد خداوند متعال را عبادت نماید; و این به یمن و بركت وجود مقدّس اولیاء معصومین (علیهم السلام)و ظهور امر آنها ، و هم نبودن موانع است ، چونكه شیطان و اتباع او همگى مقتول و منقرض مى شوند ، و به خاطر مخذول بودن شیاطین ظاهرى ; ترس از بندگان بر داشته مى شود .
پس هر گاه غرض اصلى و حقیقى در اشتیاق و انتظار فرج آنحضرت رسیدن به این دو مقصد مهّم باشد ــ یعنى كمال معرفت و عبادت ــ روشن است كه در صورت خلوص چندین برابر از درجه اولى كاملتر است ، و به همین جهت به آن فیوضات و ثوابهاى خاصّه انتظار فرج هم به كاملترین درجه فائز مى شود.
و لكن این درجه هم خلوص كامل نیست ، چرا كه خلوص كامل آن است كه بنده در مقام عبادت هیچ جهت از جهاتى كه برگشت به خود او دارد و از منافع راجحه و محبوبه اُخروى است ; ملاحظه ننماید .


بقیه مطلب در  صفحه 2

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: معنای انتظار ، حضرت مهدی ، انتظار ، مهدی ، امام زمان ، در فراق یار ، یاری امام زمان ، شیوه یاری حضرت مهدی ،

::::


  آرشیو


  جستجو در سایت



  آمار
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :

  لینک سرا
· بزرگترین پرتال اطلاعات
· لینك باكس اتوماتیك

:: کلیه حقوق ومطالب مادی و معنوی این پایگاه متعلق به این تیم اینترنتی می باشد . و كپی برداری تنها با ذكر منبع مجاز می باشد.برگرفته شده از نرم افزار منجی ::

Theme Dseigned By : molod.mihanblog.com