تبلیغات
در باره امام زمان-امام عصر-مهدی صاحب زمان-منجی عالم-ابا صالح در وبلاگ مولود - فوائد توبه ازگناهان و دعا بصورت انفرادى براى تعجیل در ظهور
  موضوعات

  خوراک | RSS
 خوراک وب

  ابر برچسب ها
حضرت مهدی انتظار و مهدویت تحقیق در كلام امیرالمومنین امام زمان در سخن امیرالمومنین نصرت امام زمان امام زمان در احادیث انتظار امام عصر نثر درباره امام زمان فروغ تابان ولایت یاری امام زمان شناختی از زندگی امام زمان امام زمان در امام زمان در حدیث ثقلین داستان كوتاه مهدی صاحب الزمان شیوه یاری امام زمان داستان امام زمان تقیه در وصف امام زمان مقاله وتحقیق موعود شناسی داستان درباره امام زمان درباره امام زمان صاحبالزمان كتابها گفتار علی (ع) درباره امام زمان احادیث شعر درباره امام زمان ظهور نهج البلاغه مهدی صاحب الزمان امام زمان درقرآن حدیث حدیث ثقلین زندگی امام زمان زندگی نامه امام زمان در روایات مقاله زندگی حضرت مهدی امام زمان در سخن حضرت علی ظهور مهدی امام زمان امام مهدی در كتاب و سنت درباره حضرت مهدی در سخنان پیامبر امام زمان در سخن پیامبر اكرم ادبیات انتظار
 
 تماس با مدیر در یاهو  
مکان آیدی شما


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


   فوائد توبه ازگناهان و دعا بصورت انفرادى براى تعجیل در ظهور
یکشنبه 10 مرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی كتابخانه مهدویت شیوه های یاری امام زمان(عج) نظراتنظر دهید!

فوائد توبه ازگناهان و دعا بصورت انفرادى براى تعجیل در ظهور

پس در صورتى كه همه بندگان متفّق و هم عهد نباشند ــ چنانچه تا به حال نشده اند ــ و لكن بعضى از مؤمنین به تنهائى ــ كه از اهل اخلاص و مودّت حقیقیّه مى باشند ــ علاوه بر دعا و توبه براى خودش ; این نوع توبه را انجام دهد ، و دعا و طلب مغفرت از براى عامه مؤمنین نماید ، چنین دعاء و توبه اى چند قسم فائده دارد:
 


فائده اوّل : آنكه اگر چنین دعا و توبه اى موجب تعجیل در زمان فرج نشود كه یك مرتبه وقت آن سر آمده و فرج واقع شود ، در این صورت امید است كه این نوع دعاء و توبه وسیله تخفیف در طول زمان تأخیر شود ، كه اگر مثلا دوران آن صد سال بود; چند سالش كم شود  .
 
فائده دوّم : آنكه هرگاه بعضى از دوستان از براى همه برادران دینى ــ از احیاء و اموات آنها ــ از گناهى كه سبب تأخیر فرج شده است ، توبه و طلب مغفرت نمودند ، و با این حال دعا كردند ، به مقتضاى آنچه خداوند وعده اجابت دعاء به هریك از بندگان ــ خصوصاً دعاى در حقّ غیر ــ فرموده ، پس امید است كه در اثر استجابت این دعا همه مؤمنین از براى توبه و دعا در امر فرج توفیق یابند ، خصوصاً اگر در دعایش بر این وجه قید نماید كه از خداوند طلب كند: آنچه وسیله تعجیل در فرج است میسّر و فراهم نماید .
پس توبه و دعاء عموم مؤمنین یك وسیله فرج است  ، كه این وسیله به مستجاب شدن دعاهاى او فراهم خواهد شد ، و آنها هم موفّق به این دعا و توبه خواهند گردید.
 
فائده سوّم : آنكه او بواسطه این توبه و دعا چه از جانب خودش و چه از جانب برادران ایمانى خودش از جمله انصار و یاران آنحضرت (علیه السلام)محسوب مى شود ، ولو بر فرض آنكه تأثیرى در تعجیل فرج ــ از عدم جهت اقدام دیگران ــ ننماید .
و این مانند آن است كه براى نصرت و یارى امام (علیه السلام) عدّه اى به مجادله و جنگ با دشمنان مى روند و مغلوب مى شوند  ، در این صورت آنها حتماً از مجاهدین مى باشند و از انصار و یاران محسوبند ، بلكه در این حالت مغلوبیّت از اجر و پاداش بزرگترى برخوردارند ، خصوصاً در صورتى كه عدد مجاهدین كمتر باشد ، پس اجر و پاداش آنها به چندین برابر بیشتر و برتر از كسانیكه از جهاد تخلّف كرده اند; خواهد بود .
چنانچه در واقعه عاشورا بعد از آنكه همه مردم در مدینه و در مكّه معظمه و در راه كربلا گروه گروه و دسته دسته از نصرت و یارى حضرت سیّدالشهداء(علیه السلام)اعراض كردند ، تا آنكه ایشان ــ بر حسب ظاهر ــ غریب شدند  ، پس آن جماعتِ اندكى كه نصرت و یارى آنحضرت (علیه السلام) را نمودند هر چند این نصرت و یارى آنها نفع نبخشید كه دفع شهادت را از آنحضرت نماید ، و لكن آنها در یارى آن جناب (علیه السلام) استقامت نمودند ، تا آنكه شهید شدند و از انصار الله و انصار رسول الله (صلى الله علیه وآله) و انصار امیرالمؤمنین و انصار جمیع ائمّه معصومین (علیهم السلام)و از افضل شهداى اولین و آخرین گردیدند.
نتیجه مطلب از این دو فائده این است كه چون بر حسب آیات و اخبار ; نصرت و یارى هر مظلومى خصوصاً وجود مبارك امام (علیه السلام); بر همه اهل ایمان و بر فرد فرد آنها فرض و لازم است كه : به هر وسیله اى كه با آن یارى ممكن است ; یارى كنند ، و این وجوب بر با این كیفیّت مانند وجوب نمازهاى روزانه ; یقینى و قطعى است و بر فرد فرد از بندگان واجب است و به ترك بعضى از بعض دیگر ــ در حال تمكّن و قدرت ــ ساقط نمى شود ، و ترك نمودن بعضى هم موجب ناقص و ضایع بودن فعل بعضى دیگر كه بجا بیاورند ; نمى شود .
و در چنین زمانى كه فعلا مولاى ما صلوات الله علیه مظلوم واقع شده اند ، بواسطه آنكه حقّ الهى ایشان ــ كه تصرّف در جمیع اُمور دنیوى و اُخروى بندگان است ــ از جهت طغیان ظالمین و اشرار و قلّت اعوان و انصار مغصوب گردید ، و از این جهت غائب شده اند ، و معلوم شد كه توبه و دعاهاى مؤمنین تأثیر در تعجیل در امر فرج ایشان دارد كه یا یك مرتبه دوران غیبت سر آید یا تخفیف در آن حاصل شود ، پس این یك نوع نصرتى است كه مقدور همه بندگان هست ، و اگر همگى این نوع نصرت و یارى را انجام مى دادند ، رفع مظلومیّت از آنحضرت (علیه السلام)مى شد.
چنانچه اگر همه بندگان مؤمن اتّفاق در نصرت و یارى حضرت سید الشهداء (علیه السلام)مى كردند ، ایشان مظلوم و مغلوب نمى شدند .
و لكن مادامى كه این اتّفاق در توبه و دعا از همه بندگان واقع نشود ، پس هر گاه عدّه اى از بندگان به این نوع توبه و دعا عمل نمایند ، در واقع عمل به تكلیف واجب خود نموده ، و در زمره انصار واقعى آنحضرت محسوب خواهند گردید ، و هم از عقوبت ترك یارى مظلوم سالم خواهند ماند ، كه اگر خداوند در دنیا یا در آخرت كسانیكه ترك یارى مظلوم و یارى امام (علیه السلام)را كرده اند عذاب و عقوبت كند ; بر حسب تمكّن حالشان، پس آنها از شرّ آن عذاب و عقوبت الهى در عافیت خواهند بود .
چنانچه بحار از حضرت صادق (علیه السلام) روایت كرده كه حضرت به یكى از موالیان خود ــ در ضمن فرمایشاتى در مورد انتظار فرج و صبر در آن و فضل آن ــ فرمودند:
و هرگاه دیدى چنین و چنان از فتنه ها و فسادها را از اهل آن زمان ــ بعد از اینكه بعضى از فتنه ها را بیان كردند ; فرمود : ــ
پس در حَذَر باش ، و از خداوند طلب نجات كن ، و بدان بدرستیكه مردم به سبب مخالفت امر حقّ و اعراض از آن در سخط و غضب الهى هستند  ، پس اگر به آنها عذاب نازل شد و تو مابین آنها باشى ، آن سبب تعجیل رفتن تو به سوى رحمت الهى مى شود ، و اگر تو از بلا و عذابى كه به آنها رسیده سالم بمانى ، پس آنها به جزاى عمل خود رسیده اند ، و تو از كردار زشت آنهاكه ــ از جرئت و بى حیائى آنها بر خداوند عزّوجلّ ــ بیرون بوده اى .
و بدان همانا خداوند اجر نیكوكاران را ضایع نمى فرماید ، و بدرستى كه رحمت خداوند نزدیك به نیكو كرداران است.( [7] )
 
فائده چهارم : آنكه فرج و ظهور آنحضرت (علیه السلام) بر دو قسم است:
قسم اوّل: فرج و ظهور كلّى است ، و آن فرج و ظهور موعود ایشان است بر وجهى كه رفع شرّ جمیع اعداء از جمیع عالم مى فرمایند .
قسم دوّم: فرجهائى كه نسبت به قسم اوّل جزئى هستند ، و آن بر طرف شدن بعضى از هموم و غموم از قلب امام است كه این هم و غم بواسطه غلبه دشمنان و شدّت ظلم نسبت به بعضى از شیعیان است.
پس ممكن است كه با دعاى جمعى از شیعیان و دوستان مخلص ، خداوند این نوع هموم را ، با هلاكت گروهى از دشمنان از قلب مباركشان رفع بفرماید.
چنانچه در زمان حضرت رسول و حضرت امیرالمؤمنین(علیهما السلام) خداوند به دست گروهى از مؤمنین كه به جهاد مى رفتند ; ظالمین و كفار را هلاك مى كرد .
و در هر دو مقام ــ چه هلاك اشرار و كفار به دست آنها و چه با دعاى آنها ــ نصرت و یارى ; از باب احتیاج امام(علیه السلام) نیست ، كه اگرآنهانصرت نكنند ; امام(علیه السلام)از دفع اعداء به وجه دیگر عاجز مى شوند ، بلكه از آن جهت است كه بندگان بوسیله آن اتصال و انتساب به وجود مبارك آنحضرت (علیه السلام) پیدا نموده و مورد فیوضات كامل الهى ــ كه به یمن وجود مباركشان افاضه مى شود ــ بشوند ، و این خصوصیّت در مقدّمه این رساله ، و نیز در كیفیّت هفتم بیان گردید.
 
فائده پنجم : آنكه این دعا از فرد فرد شیعیان و دوستان به عنوان موالات و مودّت نسبت به آنحضرت (علیه السلام) خواهد بود ، و بدین وسیله; دعا كننده یك درجه از حقّ مودّت ایشان را ــ كه اداء آن بر بنابر آیه مباركه ( قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ اَجْراً الاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُربى)( [8] ) فرض و لازم است ــ اداء نموده است .
و به این وسیله ; مورد رحمتهاى مخصوصه ایشان مانند شفاعت و دعاء و غیر آنها واقع خواهد شد ، خصوصاً بر حسب مضمون آیه كریمه : ( هَلْ جَزاءُ الاِْحْسانْ إلاّ الاِْحْسان )( [9] ) ، كه به مقتضاى آن پاداش نمودن به هر احسان كننده محبوب و مستحب و نیز مهمّ است  ، و امام (علیه السلام)هم البته در عمل به كتاب الله و به مكارم اخلاق و همچنین در دعا نمودن در حقّ كسى از دیگران ; اولى است و احسان ایشان نسبت به آن شخص اصحّ است .
پس هر مؤمن كه به دعا و طلب فرج نمودن از براى وجود مبارك آن حضرت(علیه السلام)احسان نماید البته كمال امید است كه به جزاء این احسان ; مورد احسان ایشان واقع ، و به مثل همین احسان آنحضرت هم طلب فرج و خیر و رحمت براى او فرمایند ، یا به نحو دیگر از مراحم از افاضات دنیوى و اُخروى ، كه آشكارا و پنهان از طرف امام (علیه السلام) به دیگران مى رسد ; شامل او نیز شود .
 
فائده ششم : آنكه چون وجود مبارك امام (علیه السلام)نعمت عظماى الهى بر بندگان است ، بلكه اعظم نعمتهاى او مى باشد  ، بواسطه آنكه جمیع فیوضات دنیوى و اُخروى ، ظاهرى و باطنى; به یمن وجود مبارك او و بوسیله محبّت و معرفت ایشان عطا مى شود ، چنانچه در این آیه مباركه : ( ثمّ لَتُسْئَلُنّ یَومَئِذ عَنِ النَّعیمِ ) ،( [10] ) نعیم به آنحضرت (علیه السلام) و به ولایت ایشان تفسیر شده است .( [11] )
و همچنین در بعضى دیگر از آیات و روایت نیز نعمت به وجود مبارك امام (علیه السلام)تفسیر شده ، و شكر هر نعمتى علاوه بر آنكه واجب است وسیله بقاء و دوام نعمت و نیز وسیله انتقاع از آثار و منافع آن ، و وسیله تكمیل آثار نعمت مى باشد ، چنانچه به این مطلب در این آیه شریفه ( وَ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاََزیدَنَّكُمْ ) ،( [12] ) و نیز در اخبار بسیارى تصریح شده است.
پس وجود مبارك امام (علیه السلام) در جمیع فیوضات الهى بر عامّه بندگان ولىّ نعمت مى باشند ، و اداء شكر وجود مباركشان ; بر همگان فرض و لازم است ، و هر كس نسبت به درجه شكرش به وجود مبارك آنحضرت (علیه السلام) ، فیوضات قدسیّه و معنویه به او خواهد رسید .
و در روایتى از حضرت سیدالساجدین صلوات الله علیه نقل شده كه فرمود : یك نوع و یك كیفیّت از شكر ولىّ نعمت ; دعاى در حقّ او و طلب خیر از خداوند براى او است .
چنانچه این مطلب نیز ازاین آیه كریمه : ( هَلْ جَزاءُ الاِْحْسانِ إلاَّ الاِْحْسان)( [13] ) استفاده مى شود ، بواسطه آنكه مراد این است كه مجازات هر احسان ــ از هر كسیكه حاصل مى شود ــ به احسان كردن در حقّ آن مُحسِن است  ، و این مطلب واضح است كه حقیقت شكر مُنعِم و ولىّ نعمت هم همین است كه بنده جبران هر احسانى را به احسان بنماید ، و معلوم است كه دعا و طلب رحمت و خیر از خداوند براى هر كسى احسان كامل در حقّ آن كس است  .
پس با دعاى در فرج حضرت صاحب الأمر صلوات الله علیه هم یك درجه از شكر گذارى نعمت وجود مباركشان حاصل مى شود ، و بنده به هر اندازه در آن سعى كند آثار و فیوضات وجود اقدسشان در حقّ دعا كننده بیشتر و تمامتر و كاملتر خواهد شد .
و همچنین شكر قلبى ; هر گاه آن هم واقعاً در دل باشد بر وجهى كه امور لازمه خود را در قلب پیدا مى كند و براى آنها دعا مى كند ، و چون به زبان مى آورد شكر لسانى را انجام داده ، و هر گاه به مجالس دعا گوئى ایشان هم حاضر شود ، و خصوصاً خدمتى هم بنماید  ، شكر فعلى را بجاى آورده است.
 
فائده هفتم : آنكه بر حسب آنچه از بعضى اخبار ظاهر مى شود  ، از جمله روایتى است كه قبلا بیان كردیم حضرت صادق (علیه السلام)فرمود :
اگر شماها مانند بنى اسرائیل بر دعا و توبه براى فرج ما اجتماع نكنید ، غیبت به طول خواهد انجامید .( [14] )
و همچنین در توقیع مبارك بیان كردیم كه حضرتش فرمود :
اگر شیعیان هم عهد شوند و به آن عهدى كه بر ذمّه آنها ثابت شده است ــ یعنى یارى و موالات ما اهلبیت ــ وفا كنند ، به زودى سعادت ملاقات ما روزى آنها خواهد شد ، و ما را از آنها مستور و پنهان نداشته; جز اعمال آنها كه نزد ما مكروه است ، و راضى به آن نیستیم .( [15] )
باز روایتى است كه در نجم الثاقب از محمّد بن جریر طبرى در قصه على بن مهزیار نقل شده كه : جوانى كه از خواص حضرت صاحب الامر (علیه السلام)بود ، وقتى على بن مهزیار را دید ، به او فرمود: چه مى خواهى اى ابوالحسن؟ گفت :
امام محجوب ـ و مخفى ـ از عالم را .
گفت : آنحضرت از شما محجوب نیست ، و لكن بدى كردارهاى شما آنحضرت را محجوب كرده است .
پس معلوم مى شود كه سبب اصلى غیبت آنحضرت (علیه السلام) بدى اعمال بندگان مى باشد ، و ترك توبه و دعا براى فرج ; سبب طولانى شدن زمان غیبت ایشان است ، و طول غیبت سبب طولانى شدن زمان مظلومیّت و مقهوریّت و ناراحتى اهلبیت اطهار (علیهم السلام) ، و طولانى شدن زمان پریشانى اوضاع و اساس امر حقّ و احكام الهى ، و نیز سبب طولانى شدن بقاء و دوام شوكت اهل كفر و ضلال مى شود .
و باعث هر كدام از اینها فعل خود بندگان شده است ، بدین وسیله موجب شدّت غضب الهى بر آنها شده است ، علاوه اینكه زمان غیبت طولانى شده  ، و تأخیر در امر فرج مى شود ; مستحق بلاهاى شدیده و فتنه هاى مظلمه مى شوند ، كه بواسطه آن بلاها و فتنه ها راه هدایت در نظرها ظلمانى و تاریك مى شود ، و امر حقّ و باطل مشتبه مى گردد ، و بر آنها تشخیص اهل هدایت و اهل گمراهى مشكل مى شود ، و به این سبب شكوك و شبهات در دلها ظاهر گردد ، و بر آنها شیاطین جنّى و انسى مسلّط مى شوند ، و امر اسلام و ایمان خطرناك مى شود.
و لكن در این حال; هر گاه هر كدام از مؤمنین در توبه و دعاى در فرج آنحضرت (علیه السلام)سعى و اهتمام نماید ــ چون به وظیفه تكلیف خود در مقام نصرت و یارى و موالات با ایشان و اداء حقّ آن عالى شأن عمل نموده است ــ مورد الطاف و مراحم خاصّ حضرت احدیّت و آنحضرت خواهد شد ، و بدین وسیله از شرّ آن فتنه ها و بلاها سالم خواهد ماند .
یعنى آنچه از بلاهاى دنیوى; غیر حتمى است از او دفع خواهد شد ، بلكه در معرض آنهم واقع نخواهد شد ، و آنچه حتمى است در آنها پس از اهل رضا و تسلیم خواهد شد ، و به سبب آنها در فتنه ها واقع نخواهد شد ، و آنچه هم از فتنه هاى اُخروى است ــ بر وجهى كه ذكر شد ــ در هیچ حالى مبتلا نخواهد شد  ، پس با شدّت تاریكى راه هدایت براى اهل دنیا ; براى او از خورشید هم روشن تر خواهد شد.
و از جمله شواهد بر این مطلب ; روایتى است از حضرت صادق (علیه السلام) كه از بحار نقل كردیم .
و امّا قوى ترین شاهد ; روایتى است كه از احمد بن اسحاق قمّى (رضی الله عنه) از حضرت امام حسن عسكرى (علیه السلام)نقل شده است ، كه حضرتش فرمود :
هیچ كس از فتنه ها و فسادها و سختى ها و امتحانات در زمان غیبت آنحضرت (علیه السلام)نجات نمى یابد ، مگر كسیكه خداوند او را در اعتقاد به امامت ایشان ثابت قدم فرموده باشد ، و او را در دعا براى تعجیل فرج موفق فرموده باشد.
و این روایت در كیفیّت هفتم از نصرت و یارى آنحضرت بیان گردید
 
فائده هشتم : آنكه از حدیث على بن مهزیار و نیز از توقیع مبارك ــ كه در فائده قبلى ذكر شد ــ استفاده مى شود كه : هر گاه هر كدام از مؤمنین در امر توبه و دعاى در فرج آنحضرت (علیه السلام) در حالتى كه به وظایف و آداب آن عمل نمایند ــ بخصوص به آنچه در كیفیّت دوازدهم ذكر مى شودان شاء الله تعالى ــ سعى و اهتمام نمایند ، پس اگر ظاهراً آن فرج كلّى واقع نشود و لقاء منیرشان براى همه بندگان ظاهر نگردد ، پس امید زیادى هست كه بوسیله این توبه و دعا اگر مانعى ــ یعنى از بدى اعمال یا جهات دیگر ــ در او هست رفع بشود ، و از براى خصوص این دعا كننده در خواب یا بیدارى زیارت جمال آنحضرت (علیه السلام)میسّر شود ، و به بعضى از مراحم و الطاف خاصّه آنحضرت مقرون ، و به بعض فیوضات مخصوصه ظاهرى و معنوى از معارف ربانى و حِكَم الهى از آنحضرت (علیه السلام)بوسیله مكالمه با ایشان یا به نحو دیگر از افعال و احوالشان مستفیض شود ، و براى بعضى از علماء ابرار یا صلحاء اخیار چنین حالاتى اتفاق افتاد ، چنانچه شرح وقایع و حكایات آنها در بعضى از كتب و اسطار بیان شده است.( [16] )
 
فائده نهم: آنكه بنده مؤمن هرگاه فرج و ظهور امر آنحضرت (علیه السلام)را از خداوند متعال طلب نماید ــ خصوصاً اگر به آنچه واقع مى شود در حال فرج ایشان از كمال ظهور امرشان و كشف علوم و اسرار الهیه و حكمت و عرفان و رفع هموم ، و راحتى و سلامتى كامل قلبى و جسمى; از هر صاحب شرّى از حیوان و انسان ; التفات داشته باشد ــ اجمالا یا تفصیلا ــ این دعا وسیله اى از براى تكمیل نور معرفت قلب او نسبت به آنحضرت (علیه السلام) ، و نیز به كمالات ایشان به اعلى مرتبه اى كه از براى مؤمن معرفت داشتن به ایشان شایسته است; خواهد شد ، و این معرفت و شناخت به آن كیفیّتى است كه در حال ظهور ایشان به وجه كامل یا به كمتر از آن حاصل مى شود .
و نیز این دعا وسیله اى از براى افتتاح ابواب اسرار و حقائق توحید و سائر معارف و حكمتها به سوى قلب او بر آن وجهى كه در حال ظهور آنحضرت (علیه السلام)به یمن وجود اقدسشان حاصل مى شود ; و خواهد شد ، و هم وسیله اى از براى مرتبه اى از اطمینان قلب و رفع خوف از اعداء و از هر ذى شرّى ، و نیز فراغت حال از براى عبادت و بعضى از كیفیّات آسایش و سلامتى و راحتى جسمى و قلبى خواهد شد.
و بر این مطلب ــ یعنى اثرات چنین دعائى ــ دو شاهد داریم:
شاهد اوّل: مضمون روایتى است كه در عدة الداعى نقل شده كه :
هرگاه بنده مؤمن از خداوند متعال طلب خیرى براى برادر مؤمن خود در غیاب او نماید ، خطاب مستطاب الهى از فوق آسمانها به او مى رسد كه: من به تو هزار هزار مقابل آنچه براى برادر مؤمن خود طلبیدى; عطا مى كنم .( [17] )
و چونكه بنده در دعا و طلب تعجیل فرج آنحضرت (علیه السلام); از خداوند تعجیل در عطا فرمودن او همه آن جهات مزبوره را بوسیله فرج ایشان از براى جمیع برادران ایمانى طلب مى نماید  ، پس به مقتضاى این حدیث شریف سریعاً به خود این بنده دعا كننده همه این اُمور به وجه كمال و به اعلا مرتبه آنها یا بعضى از مراتب كامله آنها به چندین برابر چیزى را كه براى برادران ایمانى طلب نموده; عطا مى شود ، هرچند تعجیل در عطا شدن از جهات مزبوره را كه طلب نموده به یمن ظهور آنحضرت (علیه السلام)از براى عامّه عباد  ، حكمت تأخیرش باشد.
شاهد دوّم : آنكه چون هرگاه بنده از خداوند بطور كلّى حوائجى را با مراعات همه آداب آن ــ كه دخالت در استجابت دعا دارد ــ مسئلت نماید ، پس اگر حكمت واقعیّه در عطا نشدن بعضى از آن حوائج باشد آن حكمت ; مانع از عطا نشدن بعضى دیگر از آن حوائج نمى شود .
چنانچه در بحار حدیثى از حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) نقل شده كه فرمودند:
من سه امر را از براى دو فرزندم امامین الحسن و الحسین(علیهما السلام) درخواست كردم ، پس خداوند متعال دو امر را عطا فرمود ، و یكى را منع فرمود.
 سئلت الله لهما أن یجعلهما طاهرین مطهّرین زكیّین ، فأجابنی إلى ذلك ، و سئلت الله لهما أن یقیهما و ذریّتهما و شیعتهما النار ، فأعطانی ذلك ، و سئلت الله أن یجمع الاُمّة على محبّتهما
فقال :  یا محمّد! إنّی قضیت قضاء و قدّرت قدراً ، و أنّ طائفة من اُمّتك ستفی لك بذمّتك فی الیهود و النصارى و المجوس و سیخفرون ذمتك فی ولدك ، و إنّی أوجبت على نفسی لمن فعل ذلك أن لا اُحلّ محلّ كرامتی و لا أسكنه جنتّی و لا أنظر إلیه بعین رحمتی یوم القیامة ( [18] )
پس در این دعا هم چون بنده تعجیل امور را براى خود و دیگران بوسیله ظهور امر آنحضرت (علیه السلام) طلب مى كند ، پس هرگاه حكمت مقتضى تعجیل عطاء همه این امور; به ظهور كلّى ایشان براى جمیع بندگان نباشد ، این جهت مانع نیست كه در عطا آنها نسبت به این بنده و داعى بوسیله دعا او تعجیل نشود.
و همچنین در امور قلبى از قبیل كشف علوم و اسرار توحید و عرفان كه مانع فعلى جز نقصان خود بنده ندارد ، آن هم بوسیله همین دعا و طلب رفع مى شود .
و در امور دنیوى چون عطاء آنها به وجه كمال در حال غیبت ممنوع است ، پس بعضى از مراتب آن كه وسیله گشایش باشد ; عطا خواهد گردید ، به حدّى كه بنده تحمّل در صبر و شكر و حلم داشته باشد ، و بر او اداء وظیفه عبودیت الهیه بر آن وجهى كه شایسته است ; میسّر شود.
البتّه فوائد كلّى مهمّى غیر از این فوائد نه گانه كه ذكر شد; برحسب آنچه از آیات و اخبار استفاده مى شود خیلى زیاد است ، و بسا شمار آن فوائد و فضائل متجاوز از صد فائده و فضیلت مى شود ; كه در كتب مبسوطه مشروحاً بیان شده است .
و بعد از معرفت و شناخت به این فوائد مهمّ  ، سزاوار نیست كه بنده مؤمن از آن غفلت كرده و مسامحه نماید ، و از فیوضات كامله آن محروم بماند ، بلكه در مضمون بعضى از ادعیه ایكه از آنحضرت (علیه السلام) است آمده : از خداوند متعال چنین مسئلت نمائید كه : الهى ; ما را یارى فرما كه ذكر و یاد ایشان و صلوات بر ایشان و دعا در حقّ ایشان را فراموش نكنیم.


از شرایط سرعت در تأثیر دعاى فرج

تنبیه ; از جمله شرایط تكمیل و سرعت در تأثیر دعاى در فرج و توبه ــ چه به صورت دسته جمعى واقع شود یا به صورت انفرادى  ، و چه دعا و توبه را هر كس از جانب خود انجام دهد یا از جانب همه مؤمنین و مؤمنات ، به وجهى كه بیان شد ــ این است كه چون ترك بعضى از واجبات و فعل بعضى از گناهان بواسطه شدّت حرمت آنها است ، پس علاوه بر توبه ; كفّاره هم دارد ، مانند : افطار روزه ماه مبارك رمضان ، یا قتل نفس محترمه .
پس همچنین است نسبت به این دو معصیت بزرگ كه از بزرگترین گناهان است ، كه یكى واقعه كربلا و دیگرى زندانى شدن حضرت موسى بن جعفر (علیهما السلام)باشد و وقوع این دو مصیبت عظیم سبب تأخیر فرج اهلبیت اطهار (علیهم السلام) شد .
پس لازم است كه علاوه بر توبه  ، كفاره هم بدهند ، یعنى به آنچه سزاوار است نسبت به شأن جلیل آن دو امام عالیقدر (علیهما السلام) انجام دهند ، و سزاوار كفاره در چنین مقامى آن است كه در خصوص نصرت ویارى این دو بزرگوار در آن جهتى كه راجع باشد به امر مصیبت آنها ــ كه آن گناه سبب وقوع آن مصیبت شد ــ سعى و اهتمام كنند ، و نسبت به آنها بیشتر از جمیع ائمّه اطهار (علیهم السلام)نصرت و یارى نمایند ، ازجهت آنكه این تأخیر فرج موجب ابتلاى همه آنها گردید  .
پس در مقام توبه و دعا از براى تعجیل در فرج هم بالخصوص به همین وسیله نصرت و یارى آن دو بزرگوار كه راجع به امر مصیبت ایشان است ; متوسّل شوند ، و توسّل خك با سه امر محقّق مى شود :
اوّل : زیارت قبور منورشان ; چه از نزدیك یا از دور.
دوّم : اقامه عزاى آن دو بزرگوار.
سوّم : لعن بر قاتلان و دشمنان آن دوبزرگوار .
و هركدام از اینها نصرتى است در عوض آنكه اگر در آن زمان بود; پس در مقام نصرت و یارى ایشان سعى مى كرد ، و با دشمنانشان جنگ نموده و دفع ضرر از آنها مى كردد.


+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: دعا در ظهور امام زمان ، توبه در ظهور امام زمان ، شرایط ظهور امام زمان ، توبه ، ظهور ، حضرت مهدی ، امام زمان ، یاری امام زمان ، كتاب ها ، توبه از گناهان ، دعای انفرادی برای ظهور ،

::::


  آرشیو


  جستجو در سایت



  آمار
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :

  لینک سرا
· بزرگترین پرتال اطلاعات
· لینك باكس اتوماتیك

:: کلیه حقوق ومطالب مادی و معنوی این پایگاه متعلق به این تیم اینترنتی می باشد . و كپی برداری تنها با ذكر منبع مجاز می باشد.برگرفته شده از نرم افزار منجی ::

Theme Dseigned By : molod.mihanblog.com