تبلیغات
در باره امام زمان-امام عصر-مهدی صاحب زمان-منجی عالم-ابا صالح در وبلاگ مولود - نصرت و یارى حضرت قائم با یارى حضرت سیدالشهداء (علیهم السلام)
  موضوعات

  خوراک | RSS
 خوراک وب

  ابر برچسب ها
امام مهدی در كتاب و سنت امام زمان در احادیث شناختی از زندگی امام زمان ادبیات انتظار احادیث انتظار و مهدویت در كلام امیرالمومنین گفتار علی (ع) درباره امام زمان در روایات انتظار ظهور در سخنان پیامبر مهدی صاحب الزمان تحقیق شعر درباره امام زمان زندگی حضرت مهدی درباره حضرت مهدی مقاله وتحقیق حدیث ثقلین نصرت امام زمان ظهور مهدی داستان درباره امام زمان امام زمان در سخن پیامبر اكرم نثر درباره امام زمان حدیث كتابها نهج البلاغه صاحب الزمان امام زمان در درباره امام زمان مقاله صاحبالزمان تقیه امام زمان در حدیث ثقلین یاری امام زمان داستان كوتاه فروغ تابان ولایت زندگی نامه امام زمان امام زمان درقرآن مهدی حضرت مهدی امام زمان موعود شناسی شیوه یاری امام زمان امام عصر داستان امام زمان در وصف امام زمان زندگی امام زمان امام زمان در سخن امیرالمومنین امام زمان در سخن حضرت علی
 
 تماس با مدیر در یاهو  
مکان آیدی شما


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


   نصرت و یارى حضرت قائم با یارى حضرت سیدالشهداء (علیهم السلام)
یکشنبه 10 مرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : شیوه های یاری امام زمان(عج) كتابها كتابخانه مهدویت نظراتنظر دهید!

نصرت و یارى حضرت قائم با یارى حضرت سیدالشهداء (علیهم السلام)
 
كیفیّت دوازدهم ; نصرت و یارى نمودن حضرت سید الشهدا علیه آلاف السلام و التحیة و الثناء است ، و این كیفیّت افضل و اشرف كیفیّاتى است كه در نصرت و یارى آنحضرت بیان كردیم  ، و در اینجا معرفت و شناخت سه امر لازم و مهم است:
امراوّل : درآنچه ازنظر نقلى و عقلى دلالت مى كند كه به نصرت و یارى حضرت ابى عبدالله الحسین (علیه السلام); نصرت و یارى حضرت صاحب الأمرصلوات الله علیه حاصل مى شود.
امر دوّم : دربیان چگونگى نصرت و یارى حضرت سیّدالشهداء صلوات الله علیه و اقسام آن ، و دربیان اینكه بهترین آن اقسام; زیارت و عزادارى آن بزرگوار است.
امر سوّم: در بیان بعضى از فضائل و ثوابهاى مهم دنیوى و اُخروى كه متعلّق به آن دو وسیله بزرگ ــ یعنى زیارت و عزادارى آنحضرت (علیه السلام) ــ است ، و این غیر از فضیلت نصرت و یارى بودن این دو وسیله بزرگ مى باشد.



روایات وارده در این باب
امر اوّل : در بیان آنچه دلالت دارد بر آنكه در نصرت و یارى حضرت ابى عبدالله الحسین (علیه السلام) نصرت و یارى حضرت قائم (علیه السلام) بالخصوص حاصل مى شود ،
امّا از نظر روایتى ; در كتاب نجم الثاقب از شیخ جلیل جعفر شوشترى (رضی الله عنه) در فوائد المشاهد نقل شده كه حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) در كربلا به اصحاب خود فرمودند :
 و من نصرنا بنفسه فیكون معنا فی الدرجات العالیة من الجنان فقد أخبرنی جدّی إنّ ولدی الحسین (علیه السلام) یقتل بطفّ كربلاء غریباً وحیداً عطشاناً ، فمن نصره فقد نصرنی و نصر ولده القائم (علیه السلام) ، و من نصرنا بلسانه فإنّه فی حزبنا فی القیامة .
یعنى: هر كس ما را به جان خودش یارى نماید ، پس با ما در درجات عالیه بهشت خواهد بود ، پس به تحقیق به من جدّ بزرگوارم (صلى الله علیه وآله) خبر دادند كه: فرزندم حسین (علیه السلام) در زمین كربلا ، در حالتى كه بى كس و تنها و تشنه باشد شهید خواهد شد ، پس هر كس او را یارى كند; به تحقیق چنین است كه مرا یارى كرده است ، و فرزند او حضرت قائم (علیه السلام) را یارى كرده است ، و هركس مارا به زبان خود یارى نماید ، پس بدرستیكه او در روز قیامت; در زمره ما خواهد بود.
پس مفهوم این فرمایش این است كه در یارى حضرت ابى عبدالله الحسین صلوات الله علیه حقیقت و مصداق یارى حضرت صاحب الأمر صلوات الله علیه حاصل مى شود ، و در واقع وجهى كه در بیان این مطلب تعقّل مى شود ، بر حسب آنچه از بعضى از اخبارى كه در احوال و اوصاف و حقیقت امر حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه ــ ظاهر و واضح مى شود ، خصوص آنچه در واقعه كربلا از ایشان به ظهور رسید ــ چنین است كه:
چون از وجود مبارك آنحضرت (علیه السلام) از محبّت خالص و نصرت و یارى كامل; نسبت به خداوند متعال و در امر دین مبین او ظاهر و آشكار گردید ، و بوسیله مهیّا بودن اسباب الهیه از براى ایشان از اهل و اولاد و اصحاب و هم بر حسب اقتضاى وقت و زمان و اهل آن طورى كه به آن درجه از محبّت و نصرت از احدى از انبیاء و اولیاء (علیهم السلام)از اولین و آخرین ظاهر نشد ، گر چه جدّ بزرگوارشان و پدر عالیمقدار شان و نیز عصمت كبرى و حضرت مجتبى و هم همه اولاد طاهرینشان از ائمّه معصومین (علیهم السلام) تا وجود مبارك حضرت صاحب الأمر (علیه السلام) در اصل مرتبه كمال معرفت و خلوص محبت الهیه به همان درجه كمال حسینى صلوات الله علیه یا كاملتر و افضل از آنحضرت بودند ، چنانچه در مقام نصرت الهى هم از هركدام در جهاتى كه مقتضى شد مرتبه كامل و كاملتر از جمیع اولیاء ظاهر گردید.
و لكن در مقام ظهور و بروز درجات محبّت و نصرت حضرت احدیّت جلّ شأنه به حسب اسباب خاصه در كیفیّات زیادى حضرت ابى عبدالله (علیه السلام) از همه ممتاز شدند ، و خداوند متعال هم در مقام عطایاى خاصّه خود نسبت به آن حضرت(علیه السلام) عامّه قلوب بندگان حتّى اولیاء و انبیاء مرسل خود را از اولین و آخرین مجذوبِ ایشان گردانید ، ومحبّت ودوستى خاصّه ایشان به شاهد فرمایش نبوى(صلى الله علیه وآله):  إنّ للحسین (علیه السلام) محبّة مكتومة فی بواطن المؤمنین ( [19] ) در واقعِ دلها ثابت گردید.
و چنان همه آنها عاشقانه به آن جناب اشتیاق پیدا نمودند; كه بى اختیار توجّه به جانب ایشان كردند ، و پروانه وار از هر جانب در هر زمان على الدوام از عرش مجید در آسمانها و آفاق عالم و اطراف زمینها رو به حرم انور او كرده ، و به زیارت مرقد منوّر او مشرّف شده و مى شوند كه:
 مامن نبیّ إلاّ و قد زار كربلا بین قبره و بین السماء مختلفة الملائكة فوج یعرج و فوج ینزل .( [20] )
و به نوعى همه ممكنات محو او گردیدند كه با ذكر مصیبت و بلاى آن مظلوم صلوات الله علیه قبل از واقع شدن آن مصیبت و بعد از آن ; اهلِ زمین و آسمان همگى محزون و افسرده شدند ، و هر گوشه اى از اطراف و اكناف عالم اقامه مجالس عزایشان را تجدید بنا ، و لوا و پرچم مصیبتشان را در هر عهد و زمانى دائمى و مستمر نمودند.
پس بواسطه آن جذبه اى كه خداوند متعال جلّ شأنه از قلوب به جانب آنحضرت (علیه السلام)فرمود ، و آن محبّت حقیقیه ایكه از ایشان در دلها قرار دارد ، و بوسیله آن سعى و كوششى كه پیدا نمودند به سبب این مقام ; محبّت عامّه ممكنات در توجّه به سوى ایشان و اظهار ذكر آنحضرت (علیه السلام)در محافل و مجالس على الدوام گردید  ، و ذكر توحید الهى و امر رسالت حضرت خاتم النبییّن (صلى الله علیه وآله) و ولایت و امامت جمیع ائمّه طاهرین (علیهم السلام)در زبانها و گفتارها جارى شد .
و به این سبب قلوب همه اهل ایمان به كمال معرفت حضرت احدیّت و شناسائى شریعت و احكام و آداب حضرت ختمى مرتبت صلوات الله علیه رهنمون شد ، و به فضائل و مناقب و شئونات امامت و ولایت و خلافت ائمّه اطهار (علیهم السلام)علم پیدا كردند ، و به این واسطه و سبب در هر عهد و زمانى اركان توحید محكم شد ، و امر رسالت و شریعت استقامت پیدا كرد ، و آثار امامت و ولایت ظاهر و هویدا گردید  ، پس امر آنحضرت علیه صلوات الله و السلام در هر زمانى نصرت به همه اُمور الهى و همه اولیاء او گردید.
و به این دلیل است كه محبّت و موالات هر كسى با ایشان به منزله محبّت با همه اهلبیت (علیهم السلام) و زیارت ایشان زیارت همه است ، و تحت قبّه ایشان بمنزله تحت قبّه همه  ، و گریه بر ایشان به منزله گریه بر همه است ، و اداى حقّ ایشان اداى حقّ همه اهلبیت (علیهم السلام)است ، چنانچه در كامل الزیارات از زراره از حضرت صادق (علیه السلام)روایت شده كه در ضمن فرمایشاتى فرمودند:
 ما من باك یبكیه إلاّ و قدوصل فاطمة (علیها السلام)وأسعدها علیه و وصل رسول الله (صلى الله علیه وآله) و أدّى حقّنا .( [21] )
یعنى : هیچ مرد مؤمن و زن مؤمنه اى نیست كه براى حضرت ابى عبدالله(علیه السلام)گریه نماید ، مگر آنكه با فاطمه زهرا (علیها السلام) صله نموده است ، و ایشان را با این گریه اش یارى كرده ، و با حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) صله نموده و حقّ همه ما را اداء نموده است.
و همچنین احیا امر ایشان احیاء امر همه است ، و نصرت و یارى ایشان نصرت و یارى همه است ، چنانچه در فرمایش نبوى (صلى الله علیه وآله) ذكر شد .
و نیز از این حدیث شریف استفاده مى شود كه فرمود با گریه بر ایشان اداى حقّ همه ما ائمّه را نموده است. و از جمله حقوق اهلبیت (علیهم السلام) یكى حقّ مودّت و دوستى با آنها است ، و دیگرى حقّ نصرت و یارى آنها است كه هر دو بر عهده همه مؤمنین ثابت و لازم است.
و از این جهت است كه گریه كننده گان بر ایشان و زائران قبر منوّر آنحضرت صلوات الله علیه مورد دعا و طلب مغفرت و وعده و بشارت شفاعت همه ائمّه اطهار (علیهم السلام)واقع شده اند  ، چنانچه به این مطلب در اخبار بسیارى تصریح شده است .
و همچنین شوق و اشتیاق به سوى زیارت ایشان علامت و نشانه محبّت مؤمن به همه آنها (علیهم السلام)است ، چنانچه در بحار و تحفة الزائر روایت شده كه حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام)فرمودند:
هركس بخواهد بداند كه او از اهل بهشت است ; محبّت ما را بر دل خود عرضه كند ، اگر قلب او محبّت ما را قبول كند ; مؤمن است ، و هر كس دوست ما است ; باید در زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) رغبت كند ، زیرا كه هر كس زیارت كننده آنحضرت صلوات الله علیه است; ما او را دوست اهلبیت مى دانیم ، و از اهل بهشت است ، و هركه زیارت كننده آنحضرت نیست ایمانش ناقص است.( [22] )
پس با این بیان آنچه در اخبار زیادى در بعضى از خصوصیّات مذكوره وارد شده است; روشن مى شود كه ; هركس به هر عنوان و در هر زمان امر حضرت ابى عبد الله صلوات الله علیه را احیاء نماید ، و ایشان را نصرت و یارى كند ، خصوصاً به عنوان زیارت و اقامه عزا ، پس امر حضرت قائم صلوات الله علیه را احیاء  ، و آنحضرت را نصرت و یارى كرده است .
و بوسیله هرمصداقى كه بنده مؤمن در انصار حضرت سیّدالشهدا (علیه السلام)داخل شود; به همان وسیله در انصار حضرت قائم (علیه السلام) داخل شده است ، و به درجه رفیعه و عالى آنها فائز شده است  ، خصوصاً اگر بااقامه مجالس تعزیه و برپا نمودن اساس بكاء و ابكاء وجزع و ندبه و حزن برمظلومى حضرت ابى عبدالله(علیه السلام)باشد .
بواسطه آنكه مصیبت جان گداز كربلا و آنچه بر اهلبیت اطهار (علیهم السلام)وارد شد; از جراحت قلوبشان و تألّم خواطرشان و هتك حرمتهایشان و جریان اشكشان تا قیامت باقى و دائم است  ، بخصوص تا زمانى كه خونخواهى آن بزرگوار و اصحاب و انصار شان نشده است ، چنانچه به این جمله در اخبار و آثار زیاردى كه از ائمّه اطهار (علیهم السلام)نقل شده ; تصریح شده است .
پس در این زمان صاحب این مصیبت عظمى در این عالم كسى جز وجود مبارك حضرت صاحب العصر و الزمان (علیه السلام)نیست ، و واضح است كه نوعِ ظاهر از نصرت و یارى شخص مصیبت دیده و صاحب عزا حضور در مجلس عزاى او و همراهى با او در گریه و حزن است  ، و بهتر از این ; خدمتگذارى در انجام دادن اساس مجلس عزاى او در هر جهتى از جهات آن است . چنانچه در حدیث زراره فرمود :
هركس بر آن مظلوم گریه نماید ; در واقع حضرت صدیقه طاهرهسلام الله علیها را در آن گریه اش یارى نموده است.( [23] )
پس این بیان كه مستفاد از تعداد زیادى ازاحادیث واخبار بود ; واضح شد .
 و نیز بالوجدان و العیان در جمیع نظرها و در همه عصرها و در اكثر شهرها; آثار آن ظاهر است كه در این كیفیّت از نصرت و یارى حضرت ابى عبدالله (علیه السلام)نسبت به آنحضرت  یعنى حضرت صاحب الامر (علیه السلام) ــ نصرت و یارى محقّق مى شود ، و این یارى هم نسبت به شأن رفیع و مقام جلیل ایشان است كه بدین وسیله ذكر ایشان در محافل و مجالس دوستان احیاء مى شود ، و فضل ایشان در قلوب اولیاء ظاهر مى شود ، و هم نصرت و یارى به حال شیعیان و دوستان ایشان است ، كه بدین وسیله از جهات مختلف منتفع و مستفیض مى شوند ، هم در جهت دنیوى كه به بركات ذكر ایشان به رحمتهاى الهیه فائز مى شوند ، و هم در جهت اُخروى ; كه به ولایت و معرفت آنحضرت (علیه السلام) ; و نیز به سائر اركان ایمان هدایت مى یابند . و این بر وجهى است كه بیان شد .
و از همه مهمّتر نصرت و یارى به وجود مبارك آنحضرت صلوات الله علیه است در جمیع اُمور دینى و اركان اسلامى  ، بواسطه آنكه معلوم شد كه نصرت و یارى امر حضرت ابى عبد الله صلوات الله علیه و ذكر ایشان در هر جهتى ــ خصوصاً سعى در زیارت و اقامه مجالس تعزیه ایشان  ــ وسیله اعلاى كلمه توحید و استحكام و استقامت امر شریعت و رسالت ، و ظهور آثار ولایت و امامت و همه اُمور دینى و احكام و آداب ایمانى و اسلامى مى باشد.
 و در مطالب گذشته ــ خصوصاً در مقدمه این گفتار و در فصل اوّل از باب اوّل آن ــ بیان كردیم كه همه این اُمور دینى از جانب خداوند عالم به وجود مبارك امام و حجّت زمان صلوات الله علیه واگذار شده است ، پس هركس در هر جهتى از آن جهات سعى نماید ، و در هر وسیله و سببى از آن وسائل و اسباب اهتمام نماید ، آن نصرت و یارى به آنحضرت صلوات الله علیه در امر دین است ، خصوصاً در حالى كه ملتفت این مطلب بوده و به خصوصه قصد نصرت و یارى ایشان را بنماید.


تذكرى لازم در فرمایش نبوى(صلى الله علیه وآله)

در اوّل عنوان ; فقره اى از فرمایش نبوى (صلى الله علیه وآله) كه :  فمن نصره فقد نصرنی و نصر ولده القائم (علیه السلام)  بیان كردیم ; پس اگر مراد و مفهوم آن همان باشد كه در ترجمه آن فقره در اوّل عنوان ذكر كردیم ; پس آن هم ــ علاوه بر شواهد دیگرى كه از عقل و نقل ذكر شد ــ از جمله شواهد بیان ما خواهد بود ، یعنى : كلام حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)دلالت دارد بر آنكه با یارى حضرت ابى عبدالله (علیه السلام) ; یارى جمله ائمّه اطهار (علیهم السلام) و یارى حضرت صاحب الأمر (علیه السلام)حاصل مى شود .
و اگر مراد چنین باشد كه : هر كس حسین (علیه السلام)را یارى نماید ، چنان است كه مرا و فرزندش قائم (علیه السلام)را یارى كرده باشد ، یعنى در فضل و ثواب ، كه در واقع هم مراد این است ; كه یارى حضرت سید الشهدا (علیه السلام)از اعمال جلیله ایست كه بوسیله آن ; اجر یارى حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)و یارى حضرت قائم (علیه السلام)عطا مى شود  ، ولو آنكه خصوصیت مصداق نصرت و یارى ایشان هم در او حاصل نشود  ، پس این فقره شریفه ; تأكید بیانِ ما خواهد بود ، گر چه همان وجه اوّل اظهر است ، و الله العالم بحقیقة كلامه و كلام اولیائه.


چگونگى نصرت و یارى شهداى كربلا در حق حضرت قائم (علیه السلام)

تنبیه : آنچه از این بیان  ; و بیانى كه در كیفیّت یازدهم ذكر شد ; واضح مى شود كه : نصرتى كه از شهداى كربلا ــ كه افضل و اشرف انصار الله براى حضرت سیدالشهدا (علیه السلام)بودند ــ ظاهر گردید ، نصرت و یارى بودن آن در حقّ حضرت قائم (علیه السلام)بر دو وجه است:
وجه اوّل: چنانكه قبلا بیان كردیم چون امر شهادت حضرت ابى عبدالله (علیه السلام)وسیله ظهور امر و دین الهى در همه شهرها و عصرها گردید ، و نیز موجب ظهور امر شریعت نبوى و ظهور امر هر یك از ائمّه اطهار (علیهم السلام) تاكنون بوده ، و وسیله ظهور امر حضرت صاحب الأمر (علیه السلام) نیز مى باشد  ، پس آنانكه آنحضرت را در امر شهادت یارى نموده اند; در واقع جمیع این اُمور یارى كرده اند ، و از یاران و انصار همه ــ یعنى انصار الله و انصار دینه و انصار رسوله و انصار اولیائه و انصار خلفائه (علیهم السلام) و همچنین انصار قائم (علیه السلام) ــ محسوبند.
وجه دوّم : همچنانكه در كیفیت یازدهم گفتیم: فرجِ كلّى كه وعده داده شده به ظهور موفور السرور حضرت قائم (علیه السلام) ; مقدّر بود كه قبل از واقعه كربلا و شهادت حضرت سیّدالشهدا (علیه السلام) واقع شود ، پس اگر همه مردم در آن وقت در یارى ایشان حاضر شده بودند ، این فرج كلّى واقع مى شد  ، و آن همه ابتلائات به ائمّه اطهار و اولیاء اخیار (علیهم السلام)واقع نشده بود ، و نیزاین غیبت طولانى براى حضرت بقیة الله(علیه السلام)روى نداده بود.
پس در این حال ; همه مردم در آن عهد و زمان از انصار الله و انصار اولیاء او در باب وقوع این فرج بودند ، پس آن عدّه از شهدائى كه در مورد این فرج یارى كردند ، براى همین امر از انصار الهى و انصار هریك از ائمّه طاهرین (علیهم السلام)شدند ، و لو آنكه بواسطه اعراض سایرمردم از نصرت و یارى آنحضرت (علیه السلام)آن فرج وقوع نیافت  ، پس آنها از انصار اولیاء الهى شدند هم در امر فرج كلّى آنها ، و هم در فرجهاى الهى در حال و در زمان ابتلاء آنان ، كه آن فرجها بوسیله امر شهادت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) ــ بر وجهى كه ذكر شد ــ فراهم شده و مى شود.


چگونگى نصرت و یارى حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)

امر دوّم : در بیان كیفیّت نصرت و یارى حضرت سید الشهداء سلام الله علیه است  ، و آن بر دو وجه است:
وجه اوّل : كیفیّتى است كه با همه ائمّه اطهار (علیهم السلام) مشترك است ، و آن در بعضى از كیفیّات مزبوره بیان شد .
وجه دوّم: آن است كه به وجود مبارك آنحضرت صلوات الله علیه اختصاص دارد ، و عمده شاهد و مقصود دراینجا همین است ، و اعظم و افضل این وجه آن دو امر است :
اوّل : زیارت آنحضرت (علیه السلام) .
دوّم : اقامه تعزیة ایشان  ، پس در اینجا در دو مقام مطالبى بیان مى كنیم .


عناوینى كه متعلقّ به مطلق زیارات است

مقام اوّل ; در بیان آنكه با زیارت قبر مطهّر و منوّر حضرت ابى عبدالله (علیه السلام)نصرت و یارى ایشان حاصل مى شود ، و در اینجا عناوینى را كه تعلّق به زیارت دارد و بوسیله آن ; نصرت و یارى حاصل مى شود ، در چند جهت بیان مى كنیم.
جهت اوّل: نسبت به وجود مبارك ایشان است ، كه زیارت موجب شدّت سرور قلب مبارك آنحضرت (علیه السلام) مى شود.
جهت دوّم: نسبت به ظاهر شدن شأن رفیع ایشان هم در دنیا و هم در آخرت و هم در نظر اعداء است ، كه موجب ذلّت و خوارى و رغم انف آنهاست ، و هم در نظر اولیاء و دوستان از انبیاء و ملائكه از اهل زمین و آسمان (علیهم السلام)مى شود ، چرا كه واضح است كه بیشتر بودن تابعین نسبت به هر كس ــ خصوصاً به عنوانى كه همه در تحت لواءِ مرحمت او باشند ــ گوشه اى از جلوه بلندى مقام و علوّ قدر او در چشم بیننده گان خواهد بود.
جهت سوّم: نسبت به متعلقان و شیعیان آنحضرت (علیه السلام) در آخرت است ، كه بواسطه آنچه در فضل زیارت آنحضرت صلوات الله علیه آمده است كه زائر ایشان نسبت به سائر دوستان اهلبیت (علیهم السلام) مقام شفاعت پیدا مى كند ، كه به او میگویند:
 خذوا بید من أحببت و أدخله الجنّة ( [24] )
دست هر كسى را مى خواهى بگیر و وارد بهشت نما
بلكه بنابراین امر ; زائر در مقام شفاعت نسبت به آنحضرت دو نوع نصرت و یارى نموده است .
نوع اوّل : نسبت به وجود مبارك خود ایشان بواسطه آنكه این شفاعت امرى است راجع به آن حضرت(علیه السلام) ، پس در انجام جمله اى از این امر ; ایشان را نصرت و یارى كرده است ، مثل آنكه اگر در دنیا بود ; آنحضرت (علیه السلام) را ــ در جهتى كه راجع به ایشان است مانند جهاد ــ نصرت و یارى مى نمود .
ونوع دوّم : نسبت به ایشان در امر دوستان آنحضرت است كه سبب دفع عقوبت از آنها شده است  ، و نیز وسیله رسیدن آنها به رحمتهاى كامله الهى و مقامات عالیه شده است.
جهت چهارم : نصرت و یارى است نسبت به ابقاء و احیاء امر ایشان ، چه آنكه واضح است كه رفت و آمد شیعیان و دوستان در هر زمانى و هر عصرى نزد قبرمنوّر ایشان موجب بقاء و دوام ذكر آنحضرت (علیه السلام)بوده ، و موجب یاد آورى فضائل ومناقب ایشان در قلوب ودر زبان ها; و درمجالس عام و خاص است.


عناوینى كه متعلقّ به زیارت حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) است
و امّا عنوانهائى كه تعلّق به زیارت قبر مطهر ایشان دارد ، و به هركدام از آنها جهات نصرت و یارى حاصل مى شود ; چند عنوان است  :
اوّل : آنكه به نفسه تهیه و تجهیز رفتن به كربلا را نموده و خود مشرّف گردد.
دوّم : دیگران را به زیارت بفرستد ، به آنكه براى آنها اسباب رفتن را مهیّا نماید .
سوّم : زوار ایشان را در توشه یا حلّ مشكلات ــ به دفع ظلم و شرّ دشمنان از ایشان یا به نحو دیگر ــ اعانه و یارى نماید.
چهارم : قبر منوّره را تعمیر نمودن .
پنجم : كمك و احسان به خدّام حرم انور ایشان نمودن   .
ششم : تشویق و ترغیب و تحریص نمودن دوستان ایشان را; به امر زیارت آنحضرت (علیه السلام) ، با ذكر فضائل زیارت ایشان یا به هر وجهى كه این نتیجه در او حاصل شود.
هفتم : حفظ فضائل زیارت ایشان ; با تألیف و تصنیف كتاب از براى نقل احادیث و روایات وارده در آن .
هشتم : حفظ كتبى كه در فضائل و جهات متعلّقه به زیارت آنحضرت (علیه السلام)از علماء تألیف و تصنیف شده است ، به هر نحوى كه حفظ آنها محقّق شود ، از قبیل نوشتن و چاپ كردن و انتشار دادن و وقف نمودن .
نهم : محافظت و مواظبت نمودن بر زیارت ایشان از شهرهاى دور ، خصوصاً كسانى كه تمكّنِ تشرّف به كربلا راندارند .
و این نوع زیارت هم به منزله زیارت در كربلا از نزدیك است  ، چنانچه باین مطلب در اخبار بسیارى تصریح شده است ، و فضائل شریفه اى براى زیارت قبر مطهر و منوّر وارد شده است ، در این نوع زیارت هم حاصل مى شود ، در برخى از زیارات مانند زیارت عاشورا ــ چنانچه در امر سوّم بیان خواهد شد ان شاءالله تعالى ــ بعضى از آن جهات نصرت و یارى كه در تشرّف به زیارت قبر مطهّر حاصل مى شود ; در این نوع زیارت هم حاصل مى شود ، چنانچه اشاره به آن خواهد گردید ; ان شاء الله تعالى.
و خلاصه كلام در نصرت و یارى بودن این امور ده گانه در جهت زیارت ; آن است كه هر كدام از آنها به عنوانى سبب بقاء و ثبات و ظهور شئونات حرم محترم آنحضرت (علیه السلام)مى شود ، و به آن سبب امر به زیارت ایشان مستقرّ و بر قرار مى شود ، و بر آن  ; آن نصرتى كه بوسیله زیارت ایشان است و مترتّب شده ، و عنوان آن در دنیا و آخرت حاصل مى شود.


چگونگى نصرت و یارى حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) با اقامه عزا

مقام دوّم : در اقامه عزاى آنحضرت (علیه السلام) ، و در آنكه با این كیفیّت نصرت و یارى كامله نسبت به ایشان حاصل مى شود ، و نیز در بیان عنوانهاى متعلّقه به این كیفیّت است .
و این مطلب را چنین بیان مى كنیم كه نصرت و یارى مظلوم در سه مقام است ، كه اگر در هر كدام به او یارى نشود; موجب غربت و مظلومیّت او مى شود.
اوّل : در مقام مقاتله و جنگ با دشمن او است ، و یارى كردن در این مقام این است كه سعى در مجادله نمودن با دشمن او سعى و كوشش كند تا آنكه دشمن مخدول شده و رفع شرّ ظلم از او شود .
دوّم : بعد از كشته شدن  ، و نصرت و یارى در اینجا تقاص حقّ او و خونخواهى از دشمن او است .
سوّم: بعد از كشته شدن ، با عزادارى و گریه و حزن براى او ، كه این اقامه مراسم عزادارى ; براى هر كسى بعد از مردن یا كشته شدن ; تعظیم آشكار و بزرگى است ، و اگر با غربت و مظلومیّت بمیرد یا كشته شود; پس به این مطلب تدارك و تلافى غربت او مى شود ، و این نسبت به حال او نصرت و یارى كامل است .
پس اقامه مجالس عزا از براى حضرت ابى عبدالله (علیه السلام)از طرف دوستان و اولیائشان; بعد از آنیكه براى آنها نصرت و یارى نمودن در دو مقام اوّل و دوّم ــ كه مقاتله با دشمنان آنحضرت و تقاص حقّ و خونخواهى ایشان است ــ میسّر نشد ; واضح است كه نصرت و یارى نسبت به ایشان در تجلیل شأن و توقیر و تعظیم قدر رفیع ایشان در نظر دوستان و دشمنان است ، و نیز موجب رغم انف دشمنان و خذلان آنها است ، و همچنین نصرت و یارى نسبت به آن جهات سه گانه دیگر است ، كه در باب زیارتشان بیان شد .
 
 
عناوینى كه متعلقّ به عزادارى آنحضرت (علیه السلام) است
عناوین متعلّق به امر عزاى آنحضرت (علیه السلام)چند عنوان است:
اوّل: مرثیه خوانى و ذكر مصائب ایشان با نظم یا نثر.
دوّم: همّ و حزن قلبى  .
سوّم: افسردگى چهره و اظهار حزن .
چهارم: بكاء و گریه با اشك ریختن .
پنجم: بكاء و گریه به ناله كردن  .
ششم : ندبه كردن .
هفتم: جزع و بى قرارى كردن .
هشتم: لطمه بر صورت یا بر سینه یا بر سر زدن .
نهم: غش كردن  .
دهم: جامه دریدن  .
یازدهم: تغییر لباس و تغییر هیئت دادن .
دوازدهم: تقلیل در خوردن و آشامیدن و تقلیل در خواب و ترك لذائذ و نیز تقلیل در كلام و عزلت از مردم نمودن .
سیزدهم: مجلس عزاى ایشان را بر پا نمودن.
چهاردهم: حضور در مجلس عزا و جلوس در آن  .
پانزدهم: مال صرف عزاى ایشان نمودن .
شانزدهم: انشاء شعر در مصیبت ایشان  .
هفدهم: در مجلس عزا خدمت نمودن  .
هیجدهم :تألیف و تصنیف كتاب در ذكر مصائب ایشان .

 
بیان فضائل زیارت و تعزیه سیدالشهداء (علیه السلام)
 
امر سوّم : در بیان بعضى از فضائل این دو وسیله عظمى ــ یعنى زیارت و تعزیه آنحضرت (علیه السلام) ــ غیر از فضیلت نصرت و یارى بودن آن ، و آن فضائل بسیار است ، و لكن در اینجا در ضمن دو مطلب تیمّناً و تبرّكاً به بعضى از آنها اشاره مى شود  :
 
مطلب اوّل: در بعضى از فضائل مهمّ زیارت آنحضرت (علیه السلام) ، و در آن سه فصل است  :
فصل اوّل : در فضائل مطلق زیارات  .
فصل دوّم : در فضائل زیارت عاشورا .
فصل سوّم : در بیان افضلیت این زیارت از سائر زیارات ، و در افضل بودن اوّل از دوّمى .

ادامه صفحه 2 و 3

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: نصرت و یارى حضرت قائم ، نصرت و یارى حضرت مهدی ، نصرت و یارى امام زمان ، یاری امام زمان ، یاری امام حسین ، فرج ظهور ، ائمه اطهار ، نصرت و یارى شهداى كربلا در حق حضرت قائم ، نصرت و یارى حضرت سیدالشهداء ، زیارات ، متعلقّ به مطلق ، یاری با اقامه عزا ، فضیلت مطلق زیارات ، احادیث ، زیارت امام حسین ، فضیلت زیارت ، ارزش زیارت امام جسین ،

::::


  آرشیو


  جستجو در سایت



  آمار
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :

  لینک سرا
· بزرگترین پرتال اطلاعات
· لینك باكس اتوماتیك

:: کلیه حقوق ومطالب مادی و معنوی این پایگاه متعلق به این تیم اینترنتی می باشد . و كپی برداری تنها با ذكر منبع مجاز می باشد.برگرفته شده از نرم افزار منجی ::

Theme Dseigned By : molod.mihanblog.com