موضوعات

  خوراک | RSS
 خوراک وب

  ابر برچسب ها
امام زمان در داستان امام زمان مقاله وتحقیق فروغ تابان ولایت كتابها امام عصر زندگی نامه امام زمان امام زمان گفتار علی (ع) درباره امام زمان ادبیات انتظار امام زمان در احادیث ظهور مهدی داستان كوتاه زندگی حضرت مهدی حضرت مهدی امام زمان در سخن پیامبر اكرم نثر درباره امام زمان صاحب الزمان در روایات داستان درباره امام زمان امام زمان در سخن امیرالمومنین در سخنان پیامبر مقاله تقیه مهدی صاحب الزمان موعود شناسی مهدی درباره امام زمان شناختی از زندگی امام زمان احادیث در وصف امام زمان تحقیق شیوه یاری امام زمان نصرت امام زمان امام زمان درقرآن نهج البلاغه زندگی امام زمان امام مهدی در كتاب و سنت درباره حضرت مهدی انتظار حدیث ثقلین شعر درباره امام زمان در كلام امیرالمومنین حدیث یاری امام زمان امام زمان در سخن حضرت علی ظهور صاحبالزمان انتظار و مهدویت امام زمان در حدیث ثقلین
 
 تماس با مدیر در یاهو  
مکان آیدی شما


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


   روایات وارده در فضیلت مطلق زیارات
یکشنبه 10 مرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : شیوه های یاری امام زمان(عج) كتابها كتابخانه مهدویت نظراتنظر دهید!

روایات وارده در فضیلت مطلق زیارات

فصل اول : در بیان فضائل عامّه زیارات ، و در این مقام به ذكر هشتاد فضیلت از آنچه منصوص است ــ خصوصاً در اخبار كثیره ــ اكتفا مى شود ، و این هشتاد فضیلت بر چهار نوع است:


نوع اوّل:
فضل و اجرى كه به زائر از زمانى كه از قبر بیرون مى آید تا حین دخول در بهشت عطا مى شود ، و آن چهارده امر است :
اوّل : آنكه در وقت بیرون آمدن از قبر ، اوّل كسیكه با او مصافحه مى كند حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) مى باشد .
دوّم : نورى كه ما بین مشرق و مغرب را روشن نماید به او عطا مى شود ، و علامتى در صورت او گذارده شود از نور عرش بر این وجه:
 هذا زائر قبر ابن بنت خاتم الأنبیاء سیّد الشهداء (علیه السلام) ( [25] ) كه به این علامت شناخته شود .
سوّم: نامه عملش را به دست راست او دهند .
چهارم: از هول عظیم روز قیامت ایمن باشد .
پنجم: از گناهانى كه در دار دنیا نموده است نمى پرسند ، گر چه گناهانش به تعداد ریگ بیابان عالج; و كوههاى تهامه; و كف دریاها بوده باشد .
ششم: در قیامت خداوند مقامى به او عطا فرماید كه همه بر حال او غبطه خورند ، و آرزو مى كنند كه اى كاش ما هم از زائرین آنحضرت (علیه السلام)بودیم ، حتّى شهدائى كه در خون خود غلطیده باشند .
هفتم: بر سفره مائده بهشتى كه حضرت رسول اكرم (صلى الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام)و فاطمه زهرا (علیهما السلام)نشسته اند; او را بنشانند ، و با ایشان غذا بخورد در حالى كه مردم مشغول حسابند .
هشتم: او را بر سر حوض كوثر برند ، و حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)با او در آنجا مصافحه فرماید ، و از حوض او را سیراب نمایند .
نهم: آنكه آنحضرت كسى را مى فرستند تااو رااز اهوال قیامت عبور دهد.
دهم: حضرت امر فرماید كه صراط براى او نرم و راحت شود
یازدهم: از آتش جهنم سالم بماند به گونه اى كه آن را با چشم خود هم نبیند .
دوازدهم: در آن روز در زیر علم حضرت سیّد الشهدا (علیه السلام)بوده ، و تا وقت ورود به بهشت; با ایشان هم صحبت مى شود .
سیزدهم: چهل سال قبل از همه داخل بهشت شود  .
چهاردهم: در درجه آنحضرت (علیه السلام)ساكن شود.
نوع دوّم :
آنچه عطا مى شود به زائر از زمانى كه از دنیا برود تا وقتى كه از قبر بیرون آید ، و آن شانزده امر است :
اوّل: سعادتمند بمیرد و جان كندن بر او آسان شود كه تلخى براى او نداشته باشد .
دوّم: حنوط و كَفَن بهشتى براى او آورده ، و بر روى كفنش مى پوشانند .
سوّم: حضرت جبرئیل و عزرائیل و میكائیل (علیهم السلام) با عدّه زیادى از ملائكه بر او نماز مى خوانند .
چهارم: ملائكه جنازه او را مشایعت مى نمایند .
پنجم: ملائكه بعد از مردن ، تا روز قیامت برایش استغفار مى كنند .
ششم: قبر او را به حدّى كه چشم بیند ; وسعت مى دهند .
هفتم: قبر او را به چراغهائى; روشن مى كنند .
هشتم: قبر او را با ریحان بهشتى فرش مى نمایند .
نهم: براى او هول و وحشت قبر نباشد  .
دهم: فشار قبر براى او نباشد .
یازدهم :سئوال منكر و نكیر بر او آسان گردد .
دوازدهم: از بهشت درى براى او گشوده ، كه تا روز قیامت; بو و رائحه بهشتى برسد ، ــ و لكن از براى بعضى تا هیجده روز ــ و بعد از آن او را بالا و در حظیرة القدس برده ، و در آنجا با اولیاء الهى (علیهم السلام) باشد .
سیزدهم: ماندن ملائكه بر قبر او و عبادت نمودن براى او تا روز قیامت .
چهاردهم: تشریف فرما شدن حضرت ابى عبدالله (علیه السلام) در قبر به زیارت او  .
پانزدهم: در هنگام ظهور حضرت قائم (علیه السلام) به دنیا بر گردد ، و از اهل سعادت در آن روز باشد .
شانزدهم: در آن وقت و آن زمان چون حضرت ابى عبدالله (علیه السلام) به دنیا رجعت فرماید ، و كرسى از نور براى آنحضرت بگذارند و دور آن كرسى نود هزار قبّه سبز برپا كنند ، و مؤمنان به زیارت آنحضرت (علیه السلام) آیند و زائر آنحضرت از این مؤمنان باشد.
نوع سوّم :
آنچه بعد از زیارت به زائر عطا مى شود ; یا براى او در این دنیا نوشته مى شود ، و لكن از امور اُخروى است ، و از آنها بیست امر ذكر مى شود :
اوّل: مصافحه ملائكه با او  .
دوّم: دعاء آنها و دعا جمیع انبیاء و رسل و جمیع اهلبیت طاهرین (علیهم السلام)در حقّ او .
سوّم: بشارت غیبى حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) با او به همنشینى با ایشان در بهشت ، و بشارت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)به قضاء حوائج در دنیا و آخرت  .
چهارم: به هر قطره عرقى كه از او بریزد هفتاد هزار ملك خلق شوند كه تا روز قیامت براى او تسبیح و استغفار نمایند  .
پنجم: همه گناهان او ـ چون روزى كه او از مادر متولد شده ـ آمرزیده شود.
ششم :هنگامى كه آماده رفتن به زیارت مى شود ، اهل آسمانها یكدیگر را به او بشارت دهند ، یعنى از جهت كثرت شوق و محبّت به عمل او .
هفتم: براى او ثواب هزار روزه دار نوشته مى شود .
هشتم: ثواب هزار صدقه قبول شده برایش نوشته مى شود .
نهم: ثواب هزار شهید از شهداى بدر برایش نوشته مى شود .
دهم:ثواب كسیكه در راه خدا هزار بنده آزاد كرده باشد برایش مى نویسند.
یازدهم: ثواب كسیكه هزار اسب در راه خدا به جهاد فرستاده باشد برایش نوشته مى شود .
دوازدهم: ثواب یك یا ده و دوازده و بیست و بیست و دو و هفتاد و هشتاد و نود و صد و هزار و صد هزار حجّ برایش و به هر قدم صد حجّ مقبول و صد عمره مبرور نوشته مى شود; كه در بعضى ثواب حجّ مقبول با حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)از دو تا ده تا سى تا پنجاه  ، و در بعضى ثواب حجّ خود آنحضرت صلوات الله علیه از یك تا نود با عمره هاى ایشان.
و هر كدام این مراتب مختلفه به خاطر تفاوت اشخاص در مراتب ایمان و معرفت و خلوص و محبّت ، یا به جهت دورى و نزدیكى راه ، یا جهات دیگر ــ مانند رعایت آداب ــ است ، و لكن مهمترین علت اختلاف; همان اختلاف مراتب اخلاص و معرفت و محبّت است  .
سیزدهم: در بعضى از زیارات چون عرفه تكمیل عقائد حقّه و رفع شبهات شیطانى و نفسانى مى شود .
چهاردهم: به این اسماء مباركه مانند كروبیّین و مفلحین و فائزین و صالحین و زكویّین ; نامیده شود ، و به درجات عالیه آنها فائز مى شود .
پانزدهم: خداوند متعال نزد اهل عرش و ملائكه مقربین به او مباهات فرماید .
شانزدهم: اسم او در علیّین نوشته مى شود  .
هفدهم: به ثواب زیارت خداوند جلّ شأنه و زیارت حضرت رسول و امیر المؤمنین و فاطمه زهرا (علیهم السلام) فائز شود.
هیجدهم: آنكه در جمله ودیعه حضرت صادق (علیه السلام)واقع مى شود .
نوزدهم: به هر قدم كه بر مى دارد و مى گذارد  ، براى او هزار حسنه نوشته شود ، و از او هزار سیئه و گناه محو شود ، و مقام او هزار درجه بالا رود.
بیستم: هنگام برگشتن از زیارت  ، جمعى از ملائكه و شهداء با او همراهى كنند.
نوع چهارم :
آنچه از امور دنیوى به زائر عطا مى شود ، و آنها ده امر است  :
اوّل: وسعت روزى  .
دوّم: حفظ جان او از انواع آفات مانند فرود آمدن سقف خانه ، و غرق شدن و سوختن و به درنده مبتلا شدن .
سوّم: طول عمر  .
چهارم: فرج عاجل در هر شدّتى كه براى او باشد ، و برگشتن با سرور و كشف هموم و قضاء حوائج .
پنجم: سعادتى در تمام عمرش و در جمیع اُمورش  .
هفتم: بركت در اهلبیت و اولادش  .
هشتم: محفوظ شدن از شرور شیاطین .
نهم: سالم ماندن از شرّ دشمنان  .
دهم: بركت در مال .

فضائل زیارت عاشورا
فصل دوّم : در فضائل زیارت عاشورا و عرفه:
امّا فضائل زیارت عاشورا; بر حسب آنچه در فرمایش حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام)و حضرت صادق (علیه السلام)در روایت علقمه و صفوان است ، بیست و دو امر است:
اوّل: ثواب دوازده هزار حج.
دوم : ثواب هزار هزار جهاد .
سوّم: ثواب دو هزار هزار عمره ; كه همه آنها را با حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)و ائمّه اطهار (علیهم السلام)بجا آورده باشد .
چهارم: ثواب مصیبت هر پیامبرى از اوّلین تا آخرین .
پنجم :ثواب مصیبت هر رسولى  .
ششم: ثواب مصیبت هر وصیّى تا روز قیامت  .
هقتم:ثواب مصیبت هر صدّیقى تا روز قیامت  .
هشتم: ثواب هر شهیدى تا روز قیامت  .
نهم: بلندى مقام او صد هزار هزار درجه .
دهم: نوشته شدن هزار هزار حسنه .
یازدهم: محو شدن هزار هزار گناه .
دوازدهم: رسیدن به درجه شهداى با آنحضرت تا حدّى كه به هیئت آنها محشور شود  ، و در مقامات آنها داخل شود .
سیزدهم: ثواب زیارت هر پیامبرى.
چهاردهم: ثواب زیارت هر رسولى .
پانزدهم: ثواب زیارت هر كسیكه زیارت نموده است آنحضرت را از آن روزى كه شهید شده اند .
شانزدهم: جواب سلام از آنحضرت (علیه السلام) بجهت قبولى زیارت او .
هفدهم: قضاء و بر آورده شدن حوائج هرقدر و هرچند بزرگ باشد .
هجدهم: سرور قلب بر وجه دوام و همیشگى و روشنى چشم بواسطه رسیدن به آنچه طالب باشد .
نوزدهم: فوز به بهشت  .
بیستم: سلامتى از آتش .
بیست و یكم: قبول شدن شفاعت او براى هر كس كه از خویش و بیگانه ، گرچه مستحق آتش جهنّم باشند ، جز دشمنان اهلبیت (علیهم السلام) .
بیست و دوّم: ضمانت مؤكّده از حضرت صادق (علیه السلام) و از حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام) و از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) و از حضرت ابى عبدالله (علیه السلام)و از حضرت مجتبى (علیه السلام)و از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و از حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)و از جبرئیل (علیه السلام) و از حضرت احدیّت جلّ شأنه در حقّ زائر به این زیارت آنكه زیارت او مقبول و سعى او مشكور ، یعنى كه هیچ مانعى سبب ردّ آن نشود.
 
فضائل زیارت امام حسین (علیه السلام) در روز عرفه
امّا فضائل زیارت عرفه ; پس فضائل مهمّه آن بسیار زیاد است ، و در اینجا به ذكر این دو حدیث شریف كه در تحفة الزائر روایت شده ; اكتفا مى شود .
حدیث اوّل : از حضرت صادق (علیه السلام) نقل شده كه فرمود:
هركس قبر امام حسین (علیه السلام) را در روز عرفه زیارت كند ، خداوند براى او ثواب هزار هزار حجّ كه با قائم آل محمّد (علیهم السلام) كرده باشد ; بنویسد ، و هزار هزار عمره كه با حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)كرده باشد ، و نیز ثواب آزاد كردن هزار هزار بنده ، و فرستادن هزار هزار كس به جهاد در راه خدا براى او نوشته شود ، و خداوند او را بنده تصدیق كننده او و ایمان آورده به وعده او مى نامد ، و ملائكه گویند : فلان مرد صدّیق است ، و خداوند او را در بالاى عرش عظمت و جلالش ثنا گفته است ، و در زمین او را كرّوبى نامند ، كه لقب ملائكه مقرّب است.( [26] )
حدیث دوّم: نیز از حضرت صادق (علیه السلام) نقل شده كه فرمودند:
هركه پریشان باشد و حَجّة الاسلام ــ یعنى سفر حجّ ــ برایش میسّر نشود ، پس روز عرفه را كنار قبر امام حسین (علیه السلام) گذراند كه آن از حَجّة الاسلام مجزیست ، و نمى گویم كه از حجّ مجزیست مگر براى كسیكه پریشان باشد ، امّا كسیكه تمكّن دارد ; هرگاه حجّ واجب را بجا آورد و بخواهد كه حجّ یا عمره مستحبى بجا آورد ، لكن مشغله دنیوى یا علایق او را مانع شد ; در روز عرفه كنار قبر امام حسین (علیه السلام)برود ، كه او را مجزیست از اداء كردن حجّ و عمره ، و حقتعالى ثواب او را چندین برابر كند.
راوى پرسید : ثوابش چند برابر حجّ و عمده است؟
فرمود : ثوابش را نمى توان شمرد  .
پرسید : كه صد برابر؟ فرمود: كى مى شود شمرد . پرسید: كه هزار برابر؟ فرمود : بیشتر ، پس این آیه را خواند : (وَ اِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ الله لا تُحْصُوها اِنَ الله لَغَفُورٌ رحیمٌ )( [27] ) یعنى : اگر نعمتهاى خدا را بخواهید بشمارید; نمى توانید احصاء كرد  ، بدرستیكه خداوند واسع العطایا است .( [28] )

افضلیّت زیارت عرفه بر زیارات دیگر
فصل سوّم : در بیان افضلیت زیارت عرفه بر همه زیارات ، و افضلیت زیارت عاشورا بر آنها و بر عرفه است .
امّا اوّل : آنكه كلیّه فضائلى كه از براى مطلق زیارات وارد شده است ــ كه بعضى از آنها ذكر شد ــ پس بدون اشكال براى این زیارت هم ثابت است  ، و همچنین فضائلى هم از براى زیارت مخصوصه ــ چون زیارت در شهر رمضان المبارك و شعبان المعظم و رجب المكرّم و امثال ذلك ــ نقل شده  ; پس مثل و نظیر آن نیز براى این زیارت نقل شده است ، و علاوه بر این آنكه عدد حجّ هائى كه در این زیارت شریفه ـ یعنى عرفه ـ حاصل مى شود خارج از شمارش است .
 
فضیلت زیارت عاشورا بر زیارات و اختصاصات سه گانه آن
امّا افضل بودن زیارت عاشورا بر همه زیارات و بر زیارت عرفه بر این وجه بیان مى شود كه این زیارت شریفه علاوه بر دارا بودن بر همه فضائلى كه براى مطلق زیارات وارد شده است به سه فضیلت ; اختصاص و امتیاز یافته است :
فضیلت اوّل : آنكه مؤمن با این زیارت; به ثواب كاملِ زیارات جمیع زائرین ــ از انبیاء و اوصیاء و عامه مؤمنین ــ كه حضرت ابى عبدالله (علیه السلام)را از روز شهادت زیارت كرده اند; فائز مى شود ، كه از جمله آن زوّار حضرت خاتم الأنبیاء و ائمّه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین مى باشند.
فضیلت دوّم : آنكه فوق هر عمل خیرى عمل دیگرى هست كه افضل از آن باشد تا به جهاد رسد كه فوق جهاد هیچ خیرى نیست . چنانچه به این مضمون از كافى روایت شده است ،( [29] ) و شهداى كربلا هم افضل از همه شهداى اوّلین و آخرین هستند ، كه در روز قیامت همگى غبطه مى خورند كه اى كاش از آنها بودند ، چنانچه در بحار از نبىّ اكرم(صلى الله علیه وآله) روایت شده :
 هم ساداة الشهداء .( [30] )
و همچنین از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل شده كه فرمود :
 لم یسبقهم سابق و لم یلحقهم لاحق 
یعنى : كه در فضل; احدى از سابقین بر آنها سبقت نگرفته است و به مقام رفیع آنها احدى از آیندگان نمى رسد .
و نیز از حضرت ابى عبدالله (علیه السلام) نقل شده كه :
 فإنّى لا أعلم أصحاباً أوفى و لا خیراً من أصحابی و لا أهل بیت أبرّ و أوصل من أهل بیتی .( [31] )
یعنى: بدرستیكه من هیچ اصحابى را با وفاتر و بهتر از اصحاب خود نمى دانم ، و هیچ اهلبیتى را نیكوتر و صله كننده تر از اهلبیت خود نمى دانم .
و جامعیّت فضل آنها بر همه شهداى بزرگ از اوّلین و آخرین از این فقره شریفه ـ كه ذكر شد ـ استفاده مى شود.
 من نصره ــ یعنی الحسین ــ فقد نصرنی و نصر ولده القائم (علیه السلام) .
یعنى: هركه حضرت ابى عبدالله (علیه السلام) را یارى كند ; به فضل نصرت و یارى حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) فایز مى شود ، مانند شهداى بدر كه افضل شهداء بودند ، و نیز به فضل نصرت و یارى قائم (علیه السلام) فائز مى شود كه در بعضى از احادیث تصریح شده است كه : انصار آنحضرت (علیه السلام) در كمال و معرفت ، افضل از مردم همه زمانها مى باشند ، حتّى آنكه برادران رسول (صلى الله علیه وآله)مى باشند.( [32] )
و این هم واضح است كه شهادت با حضرت ابى عبدالله (علیه السلام) از افضل اقسام نصرت و یارى ایشان است ، پس شهداى كربلا; فضل انصار حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) و انصار حضرت قائم (علیه السلام) را بر وجه كاملتر دارا هستند.
پس به مقتضاى این نوع اخبار ; بعد از مقام ولایت و امامت مقامى فوق مقام شهداى كربلا و انصار ابى عبدالله (علیه السلام) نیست.
فضیلت سوّم: در بیان فضائل زیارت عاشورا گفتیم كه: دوازدهمین فضیلت; رسیدن به درجات شهداى با آنحضرت (علیه السلام) است به گونه اى كه به هیئت آنها محشور شود ، و در درجات آنها داخل شود .
پس جامعیّت این فضل با دو فضل سابق آن شرافتى است كه اختصاص به این زیارت شریفه دارد و فوق آن هیچ فضلى نیست  ، پس زیارت عاشورا از همه زیارات و از كافه عبادات افضل است ، مانند افضلیّت خورشید یا ماه بر سائر ستاره گان.
و در اینجا تنبیهاتى است كه لازم است به آنها اشاره كنیم:

بیان فضل زیارت عاشورا و فائز شدن بنده به درجات انبیاء
تنبیه اوّل : در بیان و توضیح فضل بعضى از اعمال و عباداتى كه بنده بوسیله آنها به مقام انبیاء و اوصیاء (علیهم السلام) فائز مى شود ، و به درجات عالیه آنها مى رسد ; وارد شده.
از جمله آن اعمال ; این عمل شریف یعنى زیارت عاشورا و نیز كلیّه زیارات حضرت ابى عبدالله (علیه السلام) است ـ كه ذكرشد ـ كه بنده بوسیله آن به درجات عالیه انبیاء و اوصیاء صدیقین و شهداء فائز مى شود ، و در اجر مصائب جلیله آنها شریك  ، و به ثواب زیارت نمودن آنها حضرت ابى عبدالله (علیه السلام) را ــ بر وجهى كه بیان شد ــ نائل مى شود .
سید جلیل رضى الدین على بن طاووس(رضی الله عنه) دركتاب مستطاب اقبال مى فرماید:
و إذا أوجدت فی كتابنا أنّ من عمل كذا فله كذا مثل عمل الأنبیاء و الأوصیاء و الشهداء و الملائكة (علیهم السلام) فلعلّ ذلك أنّه یكون مثل عمل أحدهم إذا عمل هذا الّذی یعمله دون سایر أعمالهم أو یكون له تأویل آخر على قدر ضعف حالك و قوّة حالهم ، فلاتطمع نفسك بما لا یلیق بالانصاف و لا تبلغ بها ما لایصحّ لها من الأوصاف و لا تستكثر لله جلّ جلاله شیئاً من العبادات ، فحقّه أعظم من أن یؤدّیه أحد و لو بلغ غایات و یقع الطاعات لك دونه جلّ جلاله فی الحیاة بعد الممات .( [33] )
ومطلب دیگرى كه در توضیح و بیان این امر محتمل است; براین وجه است كه: هر گاه سلطانى جلیل الشأن و عظیم القدر باشد و از براى او رعایا و غلامانى باشد كه آنها در مراتب و كمالات متفاوت باشند  ، پس عطاء و احسان سلطان نسبت به آنها بر حسب تفاوت مراتب كمالات آنها مختلف است ، هم در كیفیّت و هم در كمیّت ، پس بعضى را لایق است كه درّ و جواهر عطا فرماید ، و بعضى را لایق است كه دینار عطا نماید ، و بعضى را سزاوار است كه درهم عطا كند .
و هر طائفه اى از آنها هم به حسب كمیّت مختلف اند ، مثلا به بعضى شایسته است هزار عدد بدهد ، و به بعضى ده هزار ، و به برخى صد هزار و بیشتر از این . و این مراتب در هر طایفه یا در هر صنفى به جهت كمالى است كه دارند ، از قبیل معرفت و شناخت به سلطان یا محبّت با او ، یا اطاعت و خدمتگذارى او.
ولكن گاهى بعضى ازكسانیكه در طبقه دوّم و سوّم مى باشند در خصلت هاى حمیده و خصیصه هاى نیكو ممتازند و به طبقه اوّل شباهت دارند ، پس به این جهت لیاقت پیدا مى كنند كه در حقّ آنها مثل آنچه به طبقه اوّل اختصاص داشت ــ در كیفیّت كه از درّ و جواهر باشد ــ عطا شوند ، و لكن در كمیّت و مقدار نیز هرگاه با بعض از اهل درجه اولى مساوى شود و در كمالات مماثلت داشته باشند ، و لكن هر گاه با بعض دیگر از اهل آن طبقه در كمال درجات كمالات مماثلت نداشته باشند ، پس در عطایاى مخصوصه به آنها هم در كمیّت مساوى نمى شوند ، اگر چه در كیفیّت به عطاى آنها مماثلت پیدا نماید.
پس بسا باشد كه بعضى از آنها ــ یعنى طبقه اوّل ــ لایق عطا صد هزار از جواهر ــ بواسطه رفعت كمال  ــ باشد ، و لكن این شخص كه در جمله طبقه اوّل است بواسطه رفعت و كمال لایق عطا صد هزار از درّ و جواهر است و لكن شخصى كه در جمله طبقه دوّم و سوّم مى باشد و در بعضى كمالات شباهت با اهل آن طبقه دارد نه در جمیع آن كمالات ; لایق عطا به ده هزار یا كمتر از جنس جواهرات و لآلى باشد.
پس همچنین محتمل است كه عطا پروردگار عمّ نواله در حقّ طبقات بندگان نیز چنین تصور شود  ، كه مرتبه اوّل انبیاء و اوصیاء (علیهم السلام) ، و بعد از آن طبقه علما و اولیاء و اتقیاء ، و بعد از آن مؤمنین از اهل ولاءاند ، كه درجات و مراتب این طبقات در كمالات و معارف الهى ، ونیز در خلوص محبّت و در مرتبه تحمّل عبودیت به چندین برابر هر طبقه اى نسبت بما بعد خود متفاوت است .
پس هر مقام عالى و درجه رفیعى كه در حقّ طبقه اوّل ــ یعنى انبیاء و اوصیاء (علیهم السلام) ــ عطا شود; در آن مقامات خصوصیاتى است مانند حسن و جلال و جمال و ضیاء ، و نیز زیادى وسعت و رفعت; كه این خصوصیات از براى طبقه دوّم نیست ، و همچنین است طبقه دوّم نسبت به طبقه سوّم.
لكن گاهى مى شود كه در طبقه دوّم و سوّم كسى باشد كه به خاطر خصوصیت خاصى از كمالات یا اعمال صالح از دیگران ممتاز شود; و به آن خصوصیت با اهل طبقه اوّل مشابهت پیدا نماید ، پس به این واسطه لیاقت پیدا نماید كه به او از درجات عالیات و مقامات رفیعات عطا شود; مانند آنچه به طبقه اوّل ــ در شدّت حسن وجلال و جمال ــ عطامى شود ، اگر چه به مقام آنها در زیادى كمال و ارتفاع نرسد.
و این مطلب بر حسب ضرورت; در مذهبِ حقّ ثابت است كه درجات محمّد و آل محمّد صلوات الله علیهم اجمعین در مقام معرفت و نیز محبّت الهى فوق همه درجات انبیاء و اولیاء مى باشد ، و به این سبب درجات آنها برتر و شریف تر و كامل تر از همه درجات عالى و مقامات رفیع آنها در جنان است .
و همچنین به مقتضاى احادیث و اخبار روشن است كه برترین و شریف ترین صفت كمالى و عمل صالحى كه محبوب و مرضى عندالله و موجب رسیدن هر كس به درجات عالى است; معرفت و شناخت كامل و محبّت خالص است نسبت به ذات مقدس حضرت احدیّت جلّ شأنه  ، و بزرگترین بلكه عمده ترین اصل در وصول به این مقام از معرفت و محبّت الهى; كمال معرفت و خلوص محبّت به آن انوار طیّبه صلوات الله علیهم اجمعین مى باشد ، و در احادیث زیادى در حقّ شیعیان و دوستان تصریح فرموده اند كه :  یدخلون مدخلناو یردون موردنا .
یعنى : شیعیان در این درجه معرفت و محبّت مى باشند .
و فقرات زیاد دیگرى نیز به این مضمون وارد شده; از آن جمله; آنچه در حقّ زوّار حضرت ابى عبدالله (علیه السلام) وارد شده است ، چنانچه اكملیت مقام و قرب مقامات انبیاء عظام حتّى اولى العزم (علیهم السلام) بر حسب اكملیّت مرتبه معرفت و محبّت آنها نسبت به ذات مقدّس او است كه بوسیله اكملیّت معرفت و محبّت آنها نسبت به آن انوار طیبه (علیهم السلام)مى باشد .
پس آن شیعیان كامل و مخلص كه بواسطه مقام معرفت و محبتشان با اهلبیت طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین در اتّباع و پیروى آنها و تسلیم شدن امرشان را در بذل جان و مال و عرض و اولاد كمال سعى و استقامت را دارند ، و بدین وسیله مشابهت و مماثلت در صفات و كمالات آنها به مراتب كمال معرفت و محبّت و عبودیّت حضرت احدیّت جلّ شأنه پیدا مى كنند  ، و از این جهت از براى مجالست و مؤانست با آنهافائز مى شوند و صلاحیت پیدا مى كنند ، و داخل در درجات آنها مى شوند. و به آنها ــ یعنى شیعیان و دوستان ــ درجه مماثل و مشابه با جمله از درجات رفیعه اهلبیت (علیهم السلام) عطا مى شود ، و از نعمتهاى خاص ایشان; به این گروه از شیعیان مرحمت مى فرمایند ، و بر سر همان خوان و سفره طعامى كه آنها تشریف دارند او را بنشنانند .
و امّا بعضى از آن شیعیان به عنوان شهادت ; اظهار اخلاص و محبّت خود را نمودند ، و در این طریق بذل جان و اهل و اولاد نمودند ، و جمع دیگرى كه این نحو اظهار اخلاص و محبّت برایشان میسّر نشد ، و لكن بواسطه همان كمال اخلاص و محبت; اشتیاق زیادى دارند كه این نوع نصرت و یارى; براى آنها هم میسّر شود ، و آرزو چنین شهادتى را داردند ، پس آنچه در این حال براى آنهامیسّر است سعى مى كنند ، و قبر منّور آنحضرت (علیه السلام) را زیارت مى كنند .
و جمعى دیگر كه هیچ یك از این دو مرتبه ــ نه بذل مال و جان در مقام شهادت ، و نه در مقام زیارت قبر منوّر ــ براى آنها میسّر نشده; و لكن با كمال اشتیاق قلبى واقعى با همان مرتبه معرفت و محبّت خالص و كامل در هر مقام و هر مكانى كه باشند آنحضرت (علیه السلام) را زیارت مى كنند ، پس بعد از آنیكه خداوند عالم جلّ شأنه از صدق نیّت بنده و اشتیاق حقیقى او كه از اثر معرفت و محبّت خالصه در قلب او مى باشد; مطّلع شد ، كه با این حالت آنحضرت (علیه السلام)زیارت مى كند ، پس به او از آن فضائل كامله كه به زوّار قبر منوّرش و به شهداى با آنحضرت (علیه السلام) اختصاص دارد ; عطامى كند ، و او را با آن شهدا و زوّار ; با ائمه طاهرین(علیهم السلام) در درجات عالى ; داخل مى كند .
چنانچه به این مطلب حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام) با علقمه در فقره اى در مورد متن عاشوراء مشهوره تصریح فرموده :
 إن استطعت أن تزوره فی كلّ یوم بهذه الزیارة فافعل فلك ثواب جمیع ذلك ( [34] )
یعنى : اگر بتوانى آن جناب (علیه السلام) را به این زیارت همه روزه زیارت نمائى پس بجا آور كه همه این ثوابها كه ذكر شد از براى تو خواهد بود .
و این فرمایش بعد از آنى است كه آنحضرت (علیه السلام) جمله اى از ثوابهاى زیارت حضرت ابى عبدالله (علیه السلام) را در كربلا و در روز عاشورا بیان فرمودند; از قبیل حجّ و عمره و جهاد و مصائب انبیاء و اوصیاء و شهدا و صدیقیین به وجهى كه در فضائل زیارت عاشورا و علقمه گذشت .
عرض كرد : اگر چنانچه از شهرهاى دور بخواهم زیارت كنم چه نوع و به چه بیان زیارت كنم ؟
پس حضرت متن زیارت مشهوره عاشورا را بیان فرمودند ، و جمله اى دیگر از فضائل زیارت عاشورا را از محو سیّئات و بلندى درجات و عطا حسنات و حشر به هیئت شهدا آنحضرت (علیه السلام) و دخول در درجات آنها و ثواب جمیع زائرین ایشان از روز شهادت ; بیان كردند ، چنانچه بیان اینها هم گذشت.
و مفاد این جمله فرمایش در این مقام با علقمه این است كه هرگاه این زیارت را در هر مكان و زمانى ـ ولو غیر كربلا و عاشورا ـ بخواند; همه این ثوابهائى كه در كربلا و عاشورا عطا مى شد; به او مرحمت مى شود .
و شاهد دیگر براین امر ; فرمایش حضرت صادق(علیه السلام) به صفوان است كه مى فرماید :
  فإنّی ضامن على الله تعالى لكلّ من زار بهذه الزّیارة و دعا بهذا الدعاء من قرب أو بعد ، أنّ زیارته مقبولة و سعیه مشكور و سلامه واصل غیر محجوب ، و حاجته مقضیّه من الله بالغاً ما أبلغت و لاَُنجینّه  .( [35] )
و باز مى فرماید:  و قد اى الله عزّوجلّ من زار الحسین (علیه السلام) بهذه الزیارة من قرب أو بعد و دعا بهذا الدعا قبلت منه زیارته و شقفت فی مسئلته بالغاً ما بلغت و أعطیت سئوله و أقلبه مسروراً یرأ عینه بقضاء حاجته و الفوز بالجنّة و القسق من النّار و شفّعته فی كلّ من شفّع خلا ناصب لنا اهل البیت 
و باز مى فرماید:  یا صفوان! إذا أحدث لك إلى الله حاجة فزر بهذه الزیارة من حیث كنت و ادع الدعاء و سل حاجتك و بك تأتك من الله  
یعنى : بدرستیكه من از براى هر كسیكه به این زیارت ; زیارت نماید و بخواند این دعا را از نزدیك یا از دور; بر خداى تعالى ضامنم كه زیارت او قبول شود و سعى او مزد داده شود ، و سلام او به آنحضرت (علیه السلام) برسد ، و چیزى مانع آن نشود ، و حاجت او از جانب خداوند بر آورده شود ، هر قدر و هر اندازه كه باشد ، و محروم نفرماید خداوند او را.
و به تحقیق خداوند عزّوجلّ قسم یاد فرموده است كه: هر كس زیارت كند امام حسین (علیه السلام)را به این زیارت از نزدیك یا دور و این دعا را بخواند ; قبول نمایم زیارت او را و بر آورم خواهش او را ــ هر چند بسیار و بزرگ باشد ــ و حاجت او را عطا كنم ، و او را در حالى كه خوشحال است برگردانم ، و به سبب بر آورده شدن حاجتش و فائز گردیدنش به بهشت و آزاد شدنش از آتش چشمش روشن باشد ، و شفاعتش را درباره هركس به غیراز دشمن ما اهلبیت قبول كنم .
اى صفوان! هرگاه براى تو حاجتى به سوى خداوند روى داد ، پس با این زیارت در هر كجا كه باشى زیارت كن ، و این دعا را بخوان و حاجت خود را از پروردگار خودت بخواه; كه از جانب خداوند خواهد آمد .
البته ذكر همه این مثوبات نیز به طریق اجمال گذشت .
و از جمله شواهد بر این مطلب آنچه در اخبار متعددى در باب مطلق زیارات واردشده كه: هرگاه كسى از دور ـ هر جاى عالم كه باشد ـ حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) را زیارت نماید ; پس او واقعاً زائر خواهد بود و به ثوابهاى جلیله زائر فائز مى شود ، خصوصاً در صورتى كه براى او رفتن به كربلا مقدور نباشد.
و نیز از جمله شواهد بر این مطلب آنچه در اخبار زیادى درباره همه اعمال و عبادات وارد شده است كه: هرگاه واقعاً بنده مؤمن عملى را قصد و نیّت كند و اصلا بجا آوردن آن عمل مقدور او نشود ــ تا چه رسد كه بعضى از مقدمات آن را بجا آورد ــ خداوند اجر كامل آن عمل را بر وجهى كه اگر بجا آورده بود ; به او عطا مى فرماید در حالتى كه بداند بنده صدق نیّت دارد و حقیقتاً به آن عمل اشتیاق دارد.
و از آن جمله; اخبار وارده درباره مریض است كه همه اعمالى كه در حال صحّت بجا مى آورده ; و بواسطه مرض از آنها ممنوع شده ; برایش نوشته مى شود .
و از آن جمله است آنچه در باب افطار دادن به روزه دار وارد شده است ; كه اگر نتوانست اطعام كند ; اجر كامل اطعام و افطار به او عطا مى شود و گرچه به شربت آبى افطار دهد.
و از آن جمله است آنچه در باب نماز شب وارد شده است ، كه هرگاه نیّت بیدار شدن دارد و لكن قهراً بیدار نشد; پس ثواب آن را درمى یابد و هر نفسى كه مى كشد ثواب تسبیح دارد.
و از آن جمله آنچه وارد است كه هر عملى را كه سبب مقدور نشدن آن; الهى باشد و بنده در آن تقصیر نداشته باشد پس خداوند اولى است به عذر در آن ; عمل كه عذر او را بپذیرد.
و از آن جمله است آنچه كه در روایتى از حضرت صادق (علیه السلام) گذشت به این مضمون كه : بنده فقیر آرزو مى كند كه الهى ! به من چنین و چنان از سعه و قدرت براى اعمال حسنه و خیرات عطا فرما ، پس خداوند اجر كامل آن اعمال را ــ در صورتى كه مى توانست بجا مى آورد ــ براى او مى نویسد.
واز آن جمله است این فرمایش نبوى(صلى الله علیه وآله) كه :
 لكلّ امرىء مانوى 
بنابر آن وجهى كه در معناى این فرمایش است كه: از براى هركس هر عملى را كه در دل و نیّت داشته باشد ; ثابت است ، چه بجا آوردن آن عمل مقدور او بشود یا نشود .
و از آن جمله است آنچه در روایتى از حضرت صادق (علیه السلام)در بیان معناى این حدیث نبوى گذشت كه :
 نیّة المؤمن خیر من عمله 
به این مضمون كه همیشگى بودن مؤمنین در بهشت ; بخاطر نیات آنها در دنیا است ، كه اگر همیشه در آن باقى باشند اطاعت و عبادت خداوند را نمایند.
و از آن جمله است آنچه از این آیه شریفه (اِنَّ الله واسِعٌ علیم)( [36] ) استفاده مى شود.
خلاصه مضمون آن چنین است كه : رحمت و عطایاى خداوند متعال وسعت دارد ، یعنى نسبت به همه بندگان در همه زمانها به همه درجات آن .
و چونكه مقتضاى حكمت این است كه هر درجه از رحمت و فیض كامل در محل قابل عطا شود ، و لهذا از جمله مقام وسعت رحمت الهى و كمال كرم او این است كه اسباب و وسائل اعمال خیریّه و عبادات را مقرر و معیّن فرموده ; تا بدین وسیله نفوس آنها تزكیه و تكمیل و قابل براى رحمت كامل الهى شود .
پس هریك از بندگان كه با اشتیاق به سوى آن رحمتهاى كامله در مقام عمل كردن به آن اعمال و وسائل بر آمد كه بجا آورد  ، پس قهراً مقدار سعى او در آن وسائل كاملتر شده ; و صلاحیّت و قابلیّت او براى وصول به آن رحمتها كاملتر خواهد شد ، و لكن هرگاه آن اشتیاق را داشته باشد به گونه اى كه هرچه از آن وسائل میسّر شود; او سعى كند ، و لكن بجا آوردن آن وسائل و آن اعمال مقدور او نباشد ، پس مقتضى آن سعه رحمت آن است كه چنین بنده كه از جانب خداوند قادر است و آن حال اشتیاق را هم دارد به وجه مزبور پس باید او را از آن رحمت كامله كه اگر عمل را بجا مى آورد به او عطا مى فرمود در این حالت هم محروم نفرماید و به وجه كامل عطا نماید.
و نیز مؤیّد جمیع آنچه ذكر گردید ، روایتى است كه در بحار از حضرت امیرالؤمنین صلوات الله علیه به این مضمون نقل شده كه :
 حقّ تعالى به مؤمنینى كه در زمان غیبت امام (علیه السلام)صبر كرده و منتظر فرج و ظهور آنحضرت هستند ; بواسطه همین مقدار احكام ظاهرى كه بجا آورده اند; ثواب احكام و عبادات واقعى را كه به آن دست رسى ندارند و اگر ظاهر بود بجا مى آوردند ; عطا مى فرماید .( [37] ) و غیرازاینها اخبار و روایات زیادى بعنوان مؤیّد براین مطلب نقل شده است.

خلوص نیّت در زیارت حضرت سید الشهداء(علیه السلام)
تنبیه دوّم : در بیان نیّت و خلوص در آن است  ، بعد از تحقّق اركان ایمان یعنى توحید و امر رسالت و ولایت مهمترین شرطى كه در عبادات و نیز در زیارت حضرت ابى عبدالله (علیه السلام)مى باشد; نیّت است ، كه هم صحّت آنها و هم درجه قبولى و كمال آنها موقوف به نیّت است ، كه بعضى از مطالب مربوط به آن ; در كیفیّت خلوص آن; در مسئله انتظار فرج ذكر شد ، و امّا بعضى از مطالبى كه متعلّق به این عمل شریف است بطور اختصار بیان میشود:
با توجه به اخباریكه نقل كردیم ; واضح گردید كه این عمل از اعظم و اشرف و افضل و اكمل عبادات جلیله الهیّه است ، و بنابراین ; هم صحّت و هم قبولى آن توقف به نیّت و خلوص آن دارد.
و امّا صحّت آن پس مشروط است به اوّلین درجه از خلوص در نیّت ، و مراد از صحّت آن است كه عمل را طورى انجام دهد كه یك درجه و یك مرتبه از اجر و ثواب اُخروى بر آن مترتب شود ، و بنده بوسیله آن; مستحق تفضّل آن اجر از خداوند متعال شود ، یعنى طورى نباشد كه بنده به جهت اخلال در شرایط مهمّه آن بكلّى از ثوابهاى اُخروى آن محروم و بى نصیب گردد .
و مراد از اوّلین درجه خلوص در نیّت آن است كه نیّت از ریا ــ یعنى حصول شهرت و خوش آمدن مردمان ــ و از هواى نفسانى و شهوات دنیوى; سالم و خالى باشد ، و غرض از اقدام به آن عمل مجرّد و محض محبوبیّت آن نزد خداوند باشد.
و امّا درجه قبولى و مرتبه كمال این عمل شریف مشروط به مرتبه كامله از خلوص است. و این مرتبه قبولى و كمال به عنوان كلّى بر دو میزان است:
میزان اوّل : آن است كه عمل طورى بجاى آورده شود كه بر آن; عطا شدن تعداد زیادى از ثوابهاى حجّ و جهاد و صیام و صدقه و ذكر و حسنه و استقبال و مشایعت نمودن ملائكه او را در ذهاب و ایاب ــ خاصه ملائكه عظام  ، چون حضرت جبرئیل و میكائیل و عزرائیل (علیهم السلام) و امثال آنها ــ تا آنكه به هزار و صد هزار و دویست هزار برسد; بلكه تا به حدّى كه از حدّ شمارش خارج گردد ; مترتّب شود.
و این مرتبه كمال در آن مرتبه از خلوص حاصل مى شود كه غرض و نیّت بنده محض فائز شدن به این ثوابهاى مهمّ باشد ، و هیچ جهت دنیوى ولو جهات راجحه آن كه خارج از هواى نفسانى است ; ملاحظه نشود ، و این در حالتى است كه بنده در قلب خود به وجه یقین معترف باشد كه همه این ثوابها و عطایاى بزرگ به جهت انتساب عمل به وجود مبارك حضرت ولى الله اعظم ــ ابى عبد الله الحسین (علیه السلام) ــ است ، و در نظر خود استعجاب و استنكار از بزرگى و زیادى آن ثوابهاى اُخروى الهى كه براى این عمل شریف وارد شده; ننماید.
میزان دوّم : آن است كه عمل به وجهى بجاى آورده شود كه بنده بوسیله آن علاوه بر ثوابهاى مزبوره به مرتبه مقرّبین از عبادالله مخلصین ; فائز شود ، مثل آنكه در زمره كرّوبیّین و مفلحین و صدّیقین و منجین داخل شود ، و مثل آنكه اسم او و عمل او در علّیین نوشته شود ، و مثل آنكه در سر سفره و خوانى كه مخصوص حضرت رسول و حضرت امیرالمؤمنین و حضرت صدّیقه طاهره(علیهم السلام)مى باشد ; بنشیند ، و مثل آنكه بر عمل او ثواب حجّ حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)نوشته شود ، و روز قیامت آنحضرت با او مصافحه فرمایند ، و مثل آنكه در تحت لواء خاص آنها داخل شود ، و در درجات عالیه مخصوصه اهلبیت (علیهم السلام)به آنها ملحق گردد .
و این مرتبه از قبولى و كمال در این مرتبه از خلوص حاصل مى شود ، كه غرض و نیّت بنده محض این امر ، یعنى صله با حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)و ائمّه معصومین (علیهم السلام)باشد ، یا سرور آنها یا نصرت و یارى آنها یا اداء حقّ واجب از مودّت آنها ، یا اداء حقّ عظیم در شكر ولى نعمت بودن آنها ، یا رغم انف و مخذولیّت دشمنان آنها ، یا رأفت و رحمت و رقّت بر مقام مظلومیت آنها و امثال اینها باشد.
در واقع همه آن خصوصیّات و كیفیّات; برگشت به اعتصام و تمسّك به حبل الله و تعظیم شعائر الله و توجّه به سوى ابواب الله و مَشْى فى سبیل الله و سلوك فى صراط الله و دعوت به اسماء الحسنى الهیّه دارد ، و نتیجه همه اینها كمال خلوص در توحید و ایمان و اسلام و ایقان و عرفان است.

شوق و اشتیاق  ; از علائم خلوص در زیارت سید الشهداء(علیه السلام)
و از جمله لوازم و علائم این دو مرتبه از خلوص ــ خصوصاً مرتبه دوّم  ــ این است كه زائر در زیارت آنحضرت (علیه السلام) با حال اشتیاق باشد ، چنانچه در اخبار به آن تصریح شده است ، و از لوازم این حال اشتیاق چند امر است:
اوّل : آنكه انفاق مال در امر زیارت و سفر آن و در هر عنوانى كه تعلّق به آن دارد; بر او گوارا و سهل باشد .
دوّم: آنكه بر او دورى از وطن و اهل و اولاد گوارا باشد ، و خیال و حبّ آنها مانع از رفتن یا اقامت زیاد او در حرم انور نشود .
سوّم: آنكه آنچه در سفر زیارت است از سرما و گرما و خوف; و سایر سختیهائى كه بر او وارد مى شود; موجب پشیمانى او نشود ، و موجب ضعف یقین در امر زیارت آنحضرت (علیه السلام) نشود ، و در مضمون بعضى از اخبار چنین است كه هرگاه خداوند در حقّ بنده اى اراده خیر بنماید; در قلب او اشتیاق زیارت حضرت ابى عبدالله الحسین (علیه السلام) را قرار مى دهد.( [38] )

ادامه صفحه  1 و 3 

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: نصرت و یارى حضرت قائم ، نصرت و یارى حضرت مهدی ، نصرت و یارى امام زمان ، یاری امام زمان ، یاری امام حسین ، فرج ظهور ، ائمه اطهار ، نصرت و یارى شهداى كربلا در حق حضرت قائم ، نصرت و یارى حضرت سیدالشهداء ، زیارات ، متعلقّ به مطلق ، یاری با اقامه عزا ، فضیلت مطلق زیارات ، احادیث ، زیارت امام حسین ، فضیلت زیارت ، ارزش زیارت امام حسین ،

::::


  آرشیو


  جستجو در سایت



  آمار
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :

  لینک سرا
· بزرگترین پرتال اطلاعات
· لینك باكس اتوماتیك

:: کلیه حقوق ومطالب مادی و معنوی این پایگاه متعلق به این تیم اینترنتی می باشد . و كپی برداری تنها با ذكر منبع مجاز می باشد.برگرفته شده از نرم افزار منجی ::

Theme Dseigned By : molod.mihanblog.com