تبلیغات
در باره امام زمان-امام عصر-مهدی صاحب زمان-منجی عالم-ابا صالح در وبلاگ مولود - مهدى منتظر در نهج البلاغه - صفحه 1
  موضوعات

  خوراک | RSS
 خوراک وب

  ابر برچسب ها
امام زمان در سخن امیرالمومنین حدیث ثقلین نصرت امام زمان صاحبالزمان انتظار ظهور مهدی تحقیق در كلام امیرالمومنین گفتار علی (ع) درباره امام زمان امام زمان در حدیث ثقلین داستان امام زمان شعر درباره امام زمان داستان كوتاه كتابها حدیث امام زمان درقرآن امام مهدی در كتاب و سنت صاحب الزمان امام زمان در سخن حضرت علی مهدی امام زمان در احادیث امام عصر شناختی از زندگی امام زمان داستان درباره امام زمان موعود شناسی امام زمان در سخن پیامبر اكرم ادبیات انتظار انتظار و مهدویت درباره امام زمان حضرت مهدی احادیث امام زمان در در سخنان پیامبر یاری امام زمان زندگی حضرت مهدی ظهور نهج البلاغه امام زمان زندگی نامه امام زمان فروغ تابان ولایت زندگی امام زمان مقاله وتحقیق درباره حضرت مهدی شیوه یاری امام زمان نثر درباره امام زمان مقاله در وصف امام زمان تقیه در روایات مهدی صاحب الزمان
 
 تماس با مدیر در یاهو  
مکان آیدی شما


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


   مهدى منتظر در نهج البلاغه - صفحه 1
چهارشنبه 5 خرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : در سخنان امیرالمومنین(ع) منجی در كتاب و سنت نظراتنظر دهید!

http://www.rasafars.com/pish/panel/_files/newsannounce/b_nahjowlb.gif

مهدى منتظر در نهج البلاغه


  قسمت اول:


باتوجه به اینكه مجموعه « نهج البلاغه » از دیدگاه حدیث ، ادب و تاربخ از عالى ترین درجه اعتبار و سندیت( [1] ) برخوردار مى باشد ، وسخنان برگزیده باب مدینة العلم رسول الله ، امام امیرالمؤمنین ارواحنا فداه دراین كتاب ، بیانگر اسلام راستین و برگردان شیوائى است ازقرآن كریم; این سؤال مطرح مى شود كه موضوع مهدویّت در اسلام بطور كلى و انطباق آن با امام دوازدهم شیعه  « حجت بن الحسن العسگرى علیه السلام » از نظر « نهج البلاغه » چگونه و تا چه حد از واقعیت برخوردار و قابل قبول است؟
به دیگر سخن ، آیا با چشم پوشى از همه آنچه در احادیث اسلامى و منابع تاریخى راجع به حضرت مهدى(ع) بازگو شده و بطور عموم در اختیار همگان ، به ویژه پژوهشگران و محققان سنى و شیعه قرار گرفته ، كتاب شریف « نهج البلاغه » تا چه اندازه بازگوى اصل مهدویّت ، و روشنگر مشخصات و ویژگیهاى حیاتى آن حضرت ، و ارائه دهنده نقش وجودى او در جهت سازندگى اسلامى مى باشد؟


ضمناً براى روشن شدن موضوع بحث ، قبلا توجه خوانندگان را به این حقیقت جلب نموده كه هرچند در كشمكش هاى عقیدتى و بحث و مجادله هاى مذهبى بین شیعه و سنّى ، خلافت بلافصل خود امام امیرالمؤمنین على(ع) موضوع بحث و گفتگو است ، ولى بُعد دیگر امام كه حضرتش نمونه انسان كامل ، و داور عادل ، و مثل اعلاى انسانى و بیدار كننده وجدان انسان هاى دردمند ، و باب مدینة العلم پیامبر(ص) ، و كلید قرآن است ، جاى بحث و گفتگو نیست.
از این جهت گفتار او مى تواند جدا كننده حقّ از باطل ، و روش او نمایانگر اسلام اصیل باشد; و بدین ترتیب آنچه را كه با زبان بیان و با عمل نشان داده ، معیار و الگوئى باشد كه هركس با اتكاء به آن و پیروى از آن راهش را پیدا كند و در تصمیم گیریهاى عقیدتى ، و روشهاى فقهى ، سیاسى ، اجتماعى ، اخلاقى ، و دیگر شؤون حیاتى و دینى بدان گردن نهد.
كـوتاه سخن آنكه سخنان امام امیرالمؤمنین على(ع) در كتاب شریف « نهج البلاغه » بزرگترین سند اسلامى ، و حجتى است از طرف خدا بر همه مسلمانان جهان.
بر این اساس حتى برادران اهل تسنن ، كه پایبند به مقام رهبرى و خلافت امام(ع) در مرتبه چهارم هستند ، گفتار و رفتار حضرتش براى آنها حجت است; و ناگزیر باید در برابر آن سر تسلیم فرود آورند.
اكنون یاد آورى این مطلب بجاست كه موضوع مهدى منتظر در « نهج البلاغه » منشعب از دو رشته از سخنان امام امیرالمؤمنین على(ع) در این كتاب مى باشد.
بدیگر عبارت ، مسأله مهدویت امام دوازدهم ، و ظهور حضرتش در آخر الزمان در كتاب « نهج البلاغه » از دو نظر قابل بررسى و داراى زمینه براى مطالعه و تحقیق است.
نخست از دیدگاه ملاحم و پیشگوئیهاى امام(ع) كه مواردى از آن ( امثال روى كار آمدن بنى امیه ، حكومت حجاج بن یوسف ، سقوط بنى امیه ، افتادن زمام امور به دست بنى العباس ، قیام زنج در بصره ، فتنه مغول و . . . ) در گذشته به وقوع پیوسته ، و موارد دیگر مربوط به آینده جهان است از قبیل خبر از ( ظهور ) حضرت مهدى(ع) و قیام جهانى آن بزرگوار ، كه به خواست خدا در آینده به وقوع خواهد پیوست.
و از آن پس از دیدگاه مسائل امامت كه باز سخنان امام(ع) پیرامون آن شامل دو بخش است;
بخشى ویژه امامت و رهبرى اهل بیت و  . . .  از نظر كلى;
و بخش دیگر ویژه امامت و رهبرى مطلقه و جهانى حضرت مهدى(ع) بخصوص.
این بحث بیارى خدا ، و استعـانت از مقام والاى ولایت ، در فرصتى بسیار كوتاه تنظیم گردیده; و مایه نهایت  خوشحالى نویسنده است كه محتواى آن با دقّت مورد  توجه صاحب نظران ارجمند قرار گرفته ، وبه حكم: « فَذَكِّـرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنفَعُ الْمُؤمِنِـین » موارد نقص و اشتباهش را تذكر دهند تا در فرصت چاپ مجدد ، ترمیم ، و مؤمنان را سود بخشد.
 
امامت و رهبرى در نهج البلاغه
در اینجا نخست فهرستى از سخنان امام(ع) را كه پیرامون امام ، رهبر ، خلیفه ، مسؤول ، و زمامدارى بر مسلمانان ایراد فرموده ، به آگاهى خوانندگان ارجمند رسانده( [2] ) ، آنگاه مى پردازیم به بحث و بررسى پیرامون آنچه در رابطه با « مهدویت در اسلام » و پیشگوئى از ظهور و قیام فرزندش حضرت مهدى(ع) ، و تحقق یافتن حكومت جهانى اسلام در سایه رهبرى آن بزرگوار وارد گردیده; و با توجه به اینكه « نهج البلاغه » چاپ صبحى صالح شامل فهارس متعدد ، و بیش از دیگر چاپها مورد توجه و مراجعه مى باشد ، شماره خطبه ها و صفحات بر اساس آن تنظیم گردیده است.
 

صفحه (ع) سخنان امام خطبه ردیف 183  أتأمرونى أن 126 1 105 أتزعم أنك تهدى 79 2 277 ألا بأبى و أمى ، هم من عدَّة  187 3 69 ألا و انى قد دعوتكم 27 4 189 اللَّـهم انك تعلم  131 5 336 اللَّـهم انى استعدیك 217 6 92 أما انه سیظهر علیكم  57 7 91 أما قولكم أكل ذلك  55 8 50-48 أما والذى فلق  4 9 177 أما والله لو أنى  121 10 323 أملكوا عنى هذا 207 11 182 أنا لم نحكم الرجال  125 12 300 نا وضعت فى الصغر 192 13 143 أنظروا اهل بیت  97 14 278 إنما مثلى بینكم  187

15 54 إن معى لبصیرتى  10 16 243 إن الناس من هذا 168 17 203 إن هذا الامر لم  146 18 353 إن هذا المال لیس  232 19 152 أنه لیس  105 20 103 أولم ینه بنى أمیة  75 21 201 أین الذین زعموا  144 22 247 أیها الناس ان  173 23 323 أیها الناس انه  208 24


 

صفحه (ع) سخنان امام خطبه ردیف 163 أیها الناس انى  182 25 51 بنا اهتدیتم  5 26 176 تالله لقد علمت  120 27 76 دخلت على المؤمنین  33 28 136 دعونى و التمسوا  92 29 223 ذلك القرآن فاستنطقوه  158 30 139 عترته خیر العتر  94 31 231 فأعلم أما الاستبداد  162 32 234 فأعلم أن افضل  164 33 138-137 فانى فقأت عین  93 34 120-119 فاین تذهبون  87 35 220 فقلت یا رسول الله  156 36 175 فوالله انى لأولى  118 37 119 فهو من معادن  87 38 280 لایقع اسم الهجرة ــ انه امرنا صعب  189 39 102 لقد علمت أنى  74 40 94 لما خوف من الغیلة  62 41 93 لما قتل الخوارج  60 42 194 لم تكن بیعتكم  136 43 196 لن یسرع أحد  139 44 93 مصارعهم دون النطفة  59 45 99 ملكتنى عینى و أنا  70 46 162 نحن شجرة النبوة  109 47 215 نحن الشعار و الاصحاب  154 48


 

صفحه (ع) سخنان امام خطبه ردیف 205 و اعلموا أنكم لن  147 49 247-246 و قد قال قائل  172 50 335 و قد كرهت ان  216 51 52 والله لابن أبى طالب  5 52 250 والله لو شئت  175 53 194 والله ما أنكروا على  137 54 322 والله ما كانت  205 55 347-346   والله لان أبیت  224 56 64 و إنى لعلى یقین  22 57 67 و إنى والله لأظن  25 58 44 و خلف فیكم ما خلفت  1 59 184 و سیهلك فى صنفان  127 60 62 و ما یبلغ عن الله  20 61 175 و لاینبغى لى أن  119 62 100 و لقد بلغنى أنكم  71 63 311 و لقد علم المستحفظون  197 64 173 و لو تعلمون ما أعلم  116 65 47 و لهم خصایص  3 66 357 هم عیش العلم  239 67 47 هم موضع سره  2 68 358   یا ابن عباس ما یرید  240 69 419 أأقنع من نفسى  45 70 380 ثم تقول عباد الله  25 71 386 فدع عنك  28 72 451 فلمّا مضى علیه السِّـلام  62 73 452 ولكننى آسى  62 74


 
 
 

پیشگوئیهاى امام امیرالمؤمنین على بن ابى طالب(ع) درباره حضرت مهدى(ع)
   

 بر اساس « نهج البلاغه » چاپ صبحى صالح
 
 
خطبه 100:
 
«  و خلَّف فینا رایةَ الحقِّ ، مَن تَقدَّمها مَرق ، و مَن تَخلَّف عَنها زَهق ، و مَن لَزِمها لَحَق ، دلیلُها مَكیثُ الكَـلام ، بَطـِىءُ القِیام ، سَریعٌ إذا قَام ، فإذا أنتُم أَلَنتم لَه رِقابَكم ، و أَشَرتم إلیه بِـأَصابِعِكم جاءَهُ المَوتُ فذَهَب بِه فَلَبِثتُم بَعدَه ماشاءَ اللهُ ، حتَّى یُطلِعَ اللهُ لَكم مَن یَجمَعُكم ، و یَضُـمُّ نَشرَكم ، فلاتَطمَعوا فِى غَیرِ مُقبِل ، و لاتَیأَسُوا مِن مُدْبِر ، فإنَّ المُدْبرَ عَسى أن تَزِلَّ بِهِ إِحدَى قائِمَتَـیْهِ ، و تَثبُتَ الأُخرَى ، فَتَرجِعَا حتَّى تَثْبُـتا جَمِیعاً »
او ( پیامبر ) پرچم حق را برافراشت و در میان ما به یادگار گذارد; آن كس كه از زیر سایه این پرچم پاى پیش نهد از شریعت اسلام خارج گردد; و آن كس كه از پیرویش سر باز زند به هلاكت رسد; و سرانجام كسیكه زیر سایه این پرچم به پیش رود راه سعادت پیموده و به آن دست یابد.
پرچمدار این پرچم با شكیبائى و آرامش سخن گوید; و با كندى و تأنى در اجراى كارها بپا خیزد; امّا چون بپا خواست بسى شتاب كند تا به پیروزى نهائى رسد; پس آنگاه كه سر در گرو فرمانش نهادید ، و با سرانگشت به سویش اشاره كردید ، دوران او سپرى شده و مرگش فرارسد.
از آن پس ناگزیر مدتى كه مشیت الهى اقتضاء كند در انتظار بسر برید ، آنگاه خداوند شخصیتى را برانگیزد تا شما را ( كه به اختـلاف و جـدائى گرائیده اید ) جمع كند و پراكندگى شما را سر و سامان بخشد. پس به كسیكه ( چیزیكه ) رو نكرده دل مبندید; و از آن كه رو گردانده ناامید مشوید( [3] ).
آگاه باشید كه آل محمّد صلَّى الله علیه و آله همانند ستارگان این گنبد مینا باشند; آن هنگام كه یكى از آنها غروب كند دیگرى بدرخشد.
گوئى چنان است كه در پرتو آل محمد(ص) نعمتهاى الهى را بر شما فراوان و تمام شده مى بینم; و آنچه را كه آرزویش را در دل مى پروراندید بدان دست یافتید.
ابن ابى الحدید مى نویسد:امام این خطبه را در سومین جمعه زمامدارى خود ایراد فرمود; و ضمن آن به مطالبى پیرامون احوال خود اشاره كرد.
سپس همچون دیگر شارحان ، بى چون و چرا هدف از ایراد این خطبـه را پیشگـوئى از مهـدى و توصیف آن حضرت دانسته و مى گوید: شخصى را كه خدا برمى انگیزد از اهل بیت است; و این سخن اشاره به مهـدى آخرالزمان مى باشد و در نزد ما ( اهل تسنن ) غیر موجود است و از این پس وجود پیدا خواهد كرد; و به عقیده امامیه اكنون موجود مى باشد( [4] ).
اكنون لازم است كه درباره « و لاتَیأَسُوا مِن مُدْبِر » توضیح دهیم كه معنى آن این است كه از كسیكه روگردانده مأیوس و ناامید مشوید; و مصداق آن غیبت حضرت مهدى(ع) و روگردانى آن حضرت از تصدّى ریاست و زعامت ظاهرى باشد ، تا هنگام ظهور.
ولى ابن ابى الحدید به خاطر فرار از رفتن زیر بار ولادت آن بزرگوار و غیبتش به دست و پا افتاده ، و خواسته است وانمود كند لازمه « مُدْبِر » بودن ، موجود بودن است ، و در صورت عدم تولّد و موجود نبودن ، تعبیر به ادبار و روگردانى غلط است و مفهوم معقولى ندارد.
آنگاه كلمه « و لاتَیأَسُوا مِن مُدْبِر » را این چنین معنا مى كند كه هرگاه این مهدى از دنیا رفت و فرزندانش را بجانشینى برگزید و كار یكى از آنها به اضطراب و ناپایدارى گرائید ، پس مأیوس نشوید و به شكّ نیفتید و نگوئید شاید ما در پیروى اینان دچار اشتباه شده ایم ، زیرا . . .
اكنون این گونه بیراهه روى در تفسیر كلام روشن امام(ع) را ، جز به مخالفت با واقعیات وتعصب مذهبى ، بر چه چیز مى توان تطبیق كرد؟! جوابش به عهده خود خوانندگان است و نیازى به توضیح ندارد.
 
خطبه 138:
 
« یَعطِفُ الهَوى عَلَى الهُدى ، إذا عَطَفُوا الهُدى عَلَى الهَوى ، و یَعطِفُ الرَّأىَ عَلَى القُرآنِ ، إذا عَطَفُوا القرآنَ على الرَّأىِ ، حتَّى تَقُومَ الحَربُ بِكم عَلى ساق ، بادِیاً نَواجِذُها ، مَملُوءَةً أَخْلافُها ، حُلْواً رَضاعُها ، عَلْقَماً عاقِبَتُها »
او هواى نفس را به هدایت و رهنمود الهى بر مى گرداند ، آن هنگام كه مردم هدایت الهى را به خواسته هاى نفسانى بر گردانده اند.
و آنگاه كه مردم قرآن را تفسیر به رأى كنند او آراء و نظریات را به قرآن گرایش دهد.
ابن ابى الحدید پیرامون این فراز سخنان امام على(ع) مى گوید:
این كلام اشاره به امامى است كه خداوند او را در آخرالزمان به وجود مى آورد و همو باشد كه در روایات و آثار به او نوید داده شده است ; و مقصود از گرایش به قرآن ، لغو احكام صادره از روى رأى و قیاس ، و منع از عمل بر طبق گمان و تخمین ، و جایگزین كردن عمل بر طبق قرآن است.
بدین ترتیب ابن ابى الحدید به پیشگوئى امیرمؤمنان(ع) از ظهور و قیام حضرت مهدى(ع) ، و نقش او در حاكمیت هدایت الهى و قرآن بجاى هوى و هوس و رأى و قیاس ــ كه روش عقیدتى و فقهى اهل تسنن به ویژه فرقه حنفى را تشكیل مى دهد ــ اعتراف نموده ، اما زیر بار ولادت حضرت از پیش نرفته ، و خاطر نشان مى كند كه بعداً متولّد خواهد شد. و این ادعا در مقدمه كتاب مردود گردید.
اما آنچه ما خود از كلام امیرالمؤمنین على(ع) مى فهمیم این است كه به طور كوتاه مى گوئیم:
برنامه كار و سازمان حكومت آن امام بزرگوار و موعود اسلام ، همچون زمامداران جهان ، متكى بر هوى و هوس ، و دین سازى و زورگوئى و قوانین تحمیلى نیست; بلكه بر اساس رشد عقلى و پیشرفتهاى علمى است ، كه در سایه هدایت قرآن و تعالیم عالیه اسلام و رهبرى حضرتش پایه گذارى مى شود.
همانطوریكه پیامبر عالیمقام اسلام(ص) ، در پرتو قرآن و دستورات اسلام ، در مدت كوتاهى روح ایمان ، یكتاپرستى ، نوعدوستى ، عدالت ، رفاه ، نظم و امنیّت همه جانبه ، و علم و دانش را جایگزین عقاید شرك آمیز مذاهب باطل ، رذائل اخلاقى ، انواع تبعیضات و تجاوزات ، فقر علمى ، و دیگر چیزها نموده ، و سرانجام وضع نكبت بار زندگى جاهلى را از ریشه دگرگون ساخت ; و عالیترین راه و رسم زندگى و كسب سعادت را به مردم آموخت ; و درهاى ثروت مادى و معنوى را بر روى آنان گشود.
و امام(ع) در فراز بعد چنین خاطر نشان مى فرماید كه:
رویدادها وحوادث بدانجا منتهى مى شود كه جنگ همه را به پا خیزاند ، و همانند حیوان درنده اى كه در موقع حمله دهان خود را براى دریدن شكار و بلعیدن آن ، تا آخرین حد باز مى كند به شما نیشخند زند; پستانهاى آن از شیر پر گشته( [5] ); مكیدن شیر آن بس شیرین است ، و سرانجام بس زهرآگین.
آرى ، همانطور كه دیدیم و مى بینیم ، در آغاز جنگ ، نوعاً غنائم جنگى و موفقیتهائى نصیب جنگجویان مى شود; و به امید بهره بیشتر و پیروزى كامل جنگ به ذائقه آنها شیرین مى آید ، آنچنانكه هریك از طرفین طرح آتش بس طرف دیگر را نمى پذیرد; اما پایان شوم جنگ ، كشتار ، ویرانى ، معلولین فراوان ، بیماریهاى روحى و جسمى ، غارت اموال ، تجاوز به نوامیس ، و انواع بدبختى ها است كه كام جنگ افروزان و ملل جنگ زده را تلخ مى كند.
هم اكنون نمونه آشكار آن را در جنگ خائنانه و تحمیلى عراق و ایران به چشم خود مى بینیم كه انواع كمكهاى نظامى و سلاحهاى جنگى است كه با پولهاى سعودى و همكاران خود فروخته اش از طرف مصر ، اردن ، اسرائیل ، آمریكا ، شوروى و فرانسه سرازیر عراق مى شود; و مسلمانان فریب خورده یا خود فروخته بعثى و مرتد را به ادامه جنگ علیه اسلام و مسلمانان ایران تشجیع مى كند.
چنانكه جنگ اعراب و اسرائیل در رمضان ، جنگ مسیحیان لبنان با مسلمانان این كشور در چهار سال پیش ، و حمله فعلى اسرائیل به لبنان ، و كشتار بى رحمانه و بى حد و حساب مسلمانان این سرزمین هم نمونه هاى دیگرى از پیشگوئیهاى امام امیرالمؤمنین على(ع) است.
امام(ع) این چنین سخن را ادامه مى دهند كه:
« أَلا وَ فِى غَد ــ و سَیأْتى غَدٌ بِما لا تَعرِفوُن ــ یَأخُذُ الْوَالِى مِن غَیرِها عُمَّالِها عَلى مَساوِىءِ أَعْمَالِها ، و تُخرِجُ لَهُ الأَرضُ أَفالِیذَ كَبِدِها ، و تُلقِى إِلَیهِ سِلماً مَقالیدَها ، فَیُریكم كیفَ عَدلُ السِّیرةِ ، وَ یُحیِى مَیِّـتَ الكِتابِ و السُّـنَّةِ »
آگاه باشید ، در فردا ـ فردائى كه از آمدنش و آنچه همراه دارد نا آگاهید ـ والى و زمامدار ( با این ویژگى كه بر اساس وراثت از حكومت هاى قبل ، یا بند و بست با گروهها و احزاب چپ و راست ، یا سرسپردگى به استعمارگران شرق و غرب روى كار نیامده ) ;
كارفرمایان و عمال آن حكومتها را بحسب تجاوزات و خیانتهائى كه مرتكب شده اند ، محاكمه نموده ، به كیفر رساند; و زمین پاره هاى جگر خود را براى او بیرون آورد ، و از روى تسلیم و فروتنى كلیدهاى خود ( اختیار گوشه و كنار جهان ) را به سوى او اندازد; و آنگاه او روش زمامدارى و آئین دادگسترى پیامبر را به شما نشان دهد ، و آثار مرده و فراموش شده كتاب و سنّت را دگر بار زنده ، و به اجراء و گسترش در آورد.
ابن ابى الحدید در ذیل این فراز نوشته است:
« أن الوالى یعنى امام الذى یخلقه الله تعالى فى آخر الزمان »
بدون شك مقصود از والى در این عبارت امامى است كه خداوند او را در آخر الزمان خلق خواهد كرد.
كلمه « أفـالیذ » جمع « افلاذ » جمع « فلذ » بـه معنى پاره جگر است ، و این كنایه از گنج ها و ذخائر زیر زمینى امثال طلا ، نقره ،  الماس ، نفت ، و غیره است كه براى قائم به امر ( زمامدار ) آشكار خواهد شد; و در بعضى از تفاسیر كلام خداوند ، « وَ أَخرَجَتِ الأَرضُ أَثقَـالَها »( [6] ) به همین موضوع تفسیر شده است.
آنگاه گوید: این مطلب در روایتى با تعبیر « و قائت له الارض أفلاذ كبدها »( [7] ) آمده ، كه معناى آن چنین است: « زمین پاره هاى جگر و ذخائر خود را به خارج پرتاب خواهد كرد. »
نیز ابن اثیر پیرامون لغت « فلذ » گوید: از اخبار سـاعت جمله « و تقـىء الارض أفلاذ كبدها » است; و معنـاى این جمله آنست كه زمین گنجهاى نهفته خود را خارج مى كند ; و همانند این كلام است آیه: « وَ أَخرَجَتِ الأَرضُ أَثقَـالَها »( [8] ).
و علامه قندوزى نیز این فراز از كلام امیرالمؤمنین(ع) را تحت عنوان « فى ایراد الكلمات القدسیة لعلى كرم الله وجهه ، التى ذكرها فى شأن المهدى فى كتاب نهج البلاغه » آورده است( [9] ).
و حاكم در « مستدرك » به نقل از مجاهد از ابن عباس آورده كه گفت:
و اما مهدى آنست كه پر مى كند زمین را از عدالت ، همچنانكه پر شده باشد از ستم; و در این موقع چهارپایان و درندگان در امنیت بسر خواهند برد; و زمین پاره هاى جگرش را بیرون اندازد.
مجاهد پرسید: پاره هاى جگر زمین چیست؟
ابن عباس پاسخ داد: قطعاتى همانند ستونهائى از طلا و نقره( [10] ).
 
خطبه 150:
 
« . . . یا قومِ هذَا إِبانُ وُرودِ كُلِّ مَوعُود ، و دُنُوٍّ مِن طَلعةِ مَا لاَ تَعرفُون. أَلا و إِنَّ مَن أَدركَها مِنَّا یَسرِى فِیهَا بِسِراج مُنِیر ، و یَحذُو فِیهَا عَلَى مِثالِ الصَّـالِحِین ، لِیَـحُلَّ فِیهَا رِبقاً ، و یُعتِقَ فِیهَا رِقَّاً ، و یَصدَعَ شَعْباً ، و یَشعَبَ صَدعاً ، فِى سِترِة عَنِ النَّاس ، لاَ یُـبصِرُ القَائِفُ أَثَرَهُ ، وَ لَو تَابَعَ نَظَرَهُ . . . »
اى مردم اكنون هنگام فرا رسیدن فتنه هائى است كه به شما وعده داده شده; و نزدیك است برخورد با رویدادهائى كه حقیقت آن بر شما ناشناخته و مبهم خواهد بود.
دانسته باشید آنكس كه از طریق ما ( مهدى موعود منتظر ) به راز این فتنه ها پى برد و آن روزگار را دریابد ، با مشعل فروزان هدایت ره بسپرد ، و به سیره و روش پاكان و نیكان ( پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام ) رفتار نماید ، تا در آن گیر و دار گره ها را بگشاید ، و بردگانِ در بند ظلم و خودخواهى و ملّت هاى اسیر استعمار را از بردگى و اسارت برهاند ، توده هاى گمراهى و ستمگرى را متلاشى و پراكنده سازد ، و حق طلبان را گردهم آورد ، و بدیگر عبارت تشكیلات كفر و ستم را بر هم زند و جدائى و تفرقه اسلام و مسلمانان را تبدیل به یكپارچگى نموده و سامان بخشد.
این رهبر ( مدتها بلكه قرنها ) در پنهانى از مردم بسر برد و هر چند دیگران كوشش كنند تا اثرش را بیابند ، نشانى از رد پایش نیابند.
در این هنگام گروهى از مؤمنان براى درهم كوبیدن فتنه ها آماده شوند ، همچون آماده شدن شمشیر كه در دست آهنگر صیقل داده شده.
همینان چشمانشان به نور و فروغ قرآن روشن گردد ، موج با شكوه تفسیر قرآن در گوش دلشان طنین انداز شود ، شامگاهان و صبحگاهان جانشان از چشمه حكمت و معارف الهى سیراب گردد.
ابن ابى الحدید پیرامون این سخن مى گوید:
جمله « و دُنُوٍّ مِن طَلعةِ مَا لاَ تَعرفُون » كنایه از پیش آمدهاى مهم و رویدادهاى بى سابقه از قبیل دابة الارض( [11] ) ، دجال ، فتنه ها و كارهاى خارق العاده و وهم انگیز او ، ظهور سفیانى ، و كشتار بیش از حد مردم است.
آنگاه مى نویسد:
امام با ایراد جمله « أَلا و إِنَّ مَن أَدركَها » بذكر مهدى آل محمد(ص) پرداخته كه از كتاب و سنّت پیروى مى كند.
و جمله « فِى سِترة عَنِ النَّاس » بیانگر موضوع پنهانى و غیبت این شخصیت والا مقام مورد اشاره است.
سپس مى گوید:
این موضوع امامیه را در عقیده مذهبى ( ولادت حضرت مهدى(ع) ) سودى نبخشد; هرچند كه پنداشته اند سخن امام تصریح به گفته آنها درباره غیبت مهدى است; زیرا جایز است كه خداوند این چنین امامى را در آخر الزمان بیافریند و مدتى در پنهانى بسر برد ، و داراى مبلغین و نمایندگانى باشد كه دستورات او را به اجرا در آورند ، و از آن پس ظهور نماید و زمام كشورها را بدست گیرد و حكومتها را زیر سلطه خود درآورد و جهان را مسخر فرماید.( [12] )
اكنون توجه خوانندگان رابدین نكته جلب مى نماید كه ابن ابى الحدید از یكسو انطباق كلام امیرالمؤمنین(ع) را بر عقیده شیعه درباره حضرت مهدى حجة بن الحسن العسكرى(ع) و ولادت و زنده بودن آن بزرگوار باور نكرده و رد مى كند; و از سوى دیگر جایز و ممكن مى داند كه حضرت مهدى(ع) پس از بدنیا آمدن ، مدتى را در حال غیبت و پنهانى بسر برد ، و نمایندگان و مبلغین از طرف حضرتش به وظائف محوله دینى پردازند ; آنگاه ظهور كند و رسماً مشغول به كار گردد.
بدون شكّ این نظریه جز تعصّب ولقمه دور سر گردانیدن ، توجیه دیگرى نمى تواند داشته باشد ;
چه اگر ممكن باشد كه آن حضرت بعد از بدنیا آمدن غایب گردد و . . . پس همان نظریه اى را ارائه داده است كه شیعه مى گوید ، منتها با یك اختلاف غیر اساسى ;
و آن اینكه شیعه معتقد به ولادت امام زمان در سال 256 هجرى است ، و این اعتقاد مبتنى بر دهها حدیث از ناحیه امامان معصوم علیهم السَّـلام ، و اعترافات بیش از یكصد نفر از مورخان و دانشمندان اهل تسنن است كه در مقدمه بدانها اشاره شد.
نیز علامه قندوزى در باب 74 « ینابیع المودّة » این فراز از كلام امام را بعنوان مهدى موعود اسلام و مورد نظر شیعه ایراد نموده است.
 
خطبه 152:
 
« وَ قَد طَلـَعَ طَالِعٌ ، وَ لَمـَعَ لاَمِعٌ ، وَ لاَحَ لاَئِحٌ ، وَ اعتَدَلَ مَائِلٌ ، وَ استَبدَلَ اللهُ بِقَوم قَوماً ، وَ بِیَـوم یَوماً ، وَ انتَـظَرْنَا الْغِیَرَ إنْتِظَارَ الْمـُجدِبِ الْمـَطَرَ. وَ إِنَّمـَا الأَئِمـَّةُ قَوَّامُ اللهِ عَلى خَلْقِهِ ، وَ عُرَفَاؤُهُ عَلى عِبَادِهِ. . .  »
طلوع كننده اى طالع شد; و درخشنده اى بدرخشید; و آشكار كننده اى آشكار گردید; و آنچه به انحراف گرائیده بود به حق و اعتدال برگشت; و خداوند گروهى را به گروهى تبدیل ، و روزى را در برابر روزى قرار داد.
جز این نیست كه امامان ( بر حق ) پاسداران الهى بر خلق خدا هستند ، و آگاهان مراقب از طرف او بر بندگانش; كسى به بهشت نخواهد رفت مگر اینكه آنان را بشناسد; و هیچكس به دوزخ نخواهد رفت جز آنكه پیشوایان ( بر حق ) را انكار كند ، و آنها او را جزو پیروان خود ندانند.
ناگفته پیدا است كه مقصود از این سخن ــ كه شرط رفتن به بهشت را شناخت امامان ، و مایه رفتن به جهنم را نشناختن امامان(ع) و انكار آنان اعلام نموده ــ شناختن و نشناختن امامان دروغین و پیشوایان ظلم و گمراهى نیست.
بنابراین متصدیان امر خلافت قبل از على(ع) ، و معاویه ها و یزیدها و مروان ها و عبدالملك ها و هشام ها از بنى امیه ، و سفاح ها و منصورها ، و هرون ها و مأمون ها و متوكل ها و معتمدها و دیگران از بنى العباس (  كه سراسر عمرشان به كشتار اهل بیت پیامبر(ص) ، و قتل و غارت مؤمنین و سادات ، و پر كردن زندانها از افراد بیگناه ، و راه انداختن مجالس شراب و قمار و زنا و هتك اسلام ، و انواع جنایت طى گردید ) كسانى نبودند كه شناخت آنها شرط سعادت و نشناختنشان مایه گرفتارى باشد.
آرى اگر مقصود از این كلام ، افراد نامبرده باشد ، زمامداران خائن كشورها و مناطق مسلمان نشین و نوكران خود فروخته استعمار نیز دست كمى از آنان نداشته ، و باید آنها هم معرفتشان مایه سعادت و عدم شناختشان مایه جهنم باشد; و این مطلبى است كه هیچ مسلمان عاقلى زیربار آنها نمى رود.
چنانكه هدف از شناسائى امامان راستین ، تنها شناختن نام آنها و نام پدرانشان و اطلاع بر تاریخ ولادت و درگذشتشان نیست.
بلكه هدف اصلى از این وظیفه بزرگ اسلامى شناختن امام است با ویژگیهاى علمى و سیره اخلاقى ، اجتماعى ، سیاسى ، و دیگر شؤون شخصى و امامتى ، و اعتراف عقیدتى و عملى بمقام ولایت او.
و مقصود از شناخت آنان مردم را ، شناختن بعنوان شیعه و در خط پیروى آنان بودن است; و این درست همان معرفت و شناسائى طرفینى مایه رفتن به بهشت و رهائى از جهنّم است.
اكنون با توجه به جملات « إِنَّمَـا الا َئمَّةُ قَـوَّامُ اللهِ عَلى خَلْقِـهِ ، وَ عُرَفاؤُهُ على عِبادِه » به این نكته پى خواهیم برد كه باید در هر عصر و دوره اى از اعصار و دورانهاى اسلامى كسى وجود داشته باشد كه تحت عنوان « امام » و « پیشوا » قائم بر خلق خدا و مراقب بر بندگان او باشد. این حقیقتى است غیر قابل انكار كه جز بر اساس عقیده شیعه درباره دوازده امام و تولد و حیات امام دوازدهم ، بر هیچ فرقه اى از دیگر فرق اسلامى ( چه شیعه و چه سنى ) منطبق نخواهد شد.
بدین ترتیب تنها كسیكه در طول حدود ده قرن و نیم گذشته تا كنون و بعداً هم تا عصر انقلاب جهانى اسلام مى تواند از بین اقشار و توده هاى مختلف اسلامى ، مصداق بى چون و چراى سخن امام امیرالمؤمنین(ع) باشد همانا حضرت بقیة الله الأعظم ، مهدى منتظر ، حجة بن الحسن العسكرى(عج) باشد ، كه گذشته از شیعه ، بیش از یكصد و بیست نفر از بزرگان علماى اهل سنت و مراجع درجه اول حدیثى ، تاریخى ، و ادبى آنها اعتراف به ولادت و غیبت و نیز قیام جهانى حضرتش در آینده نموده اند.
آرى، او هم اكنون در هر كجا كه هست به وظیفه قائمیت بر  خلق خدا مشغول ، وبه گفته محقق طوسى علیه الرحمة: « وجوده لـطف ، و تصرفه لـطف آخر ، و عدمه منّا »( [13] )
اصل  وجودش لطف است ، و دخالتش در امور لطفى دیگر ، و عدم تصرف یا غیبتش از ناحیه ماست.
 
  خطبه 182:
 
« . . . قَد لَبِسَ لِلحِكمَة جُنَّـتَها ، وَ أَخَذَها بِجَمِیعِ أَدَبِها مِنَ الإِقبَالِ عَلَیهَا وَ المَعرِفَةِ بِها ، وَ التَّـفَرُّغِ لَها ، فَهِى عِندَ نَفسِهِ ضَالَّـتُهُ الَّتِى یَطلُبُها ، وَ حَاجَتُهُ الَّتِى یَسأَلُ عَنهَا.
فَهُوَ مُغتَرِبٌ إِذَا اغْتَرَبَ الإِسلامُ ، وَ ضَرَبَ بِعَسِیبِ ذَنَبِه وَ أَلصَقَ الأَرضَ بِجِرَانِهِ ، بَقِیَّـةُ مِن بَقَایَا حُجَّتِهِ ، خَلِیفَةٌ مِن خَلائِفِ أَنبِیَائِهِ »
همانا زره دانش را بر تن پوشانده ، و آن را با تمام آداب و شرائطى كه مى باید ــ چون توجه به شناسائى و فراغت بال از سرگرمى به غیر آن ــ پس حكمت گمشده او باشد كه پیوسته در جستجوى آن است و خواسته اوست كه در تعقیبش پرس و جو مى كند.
آن زمان كه اسلام به غربت گراید و ( همانند شترى كه رنجور و از راه رفتن باز مانده دم خود را حركت دهد و سینه بر زمین چسباند ) حركت و سازندگى خود را از دست بدهد ، و او ( حضرت مهدى(ع) ) به غربت و پنهانى به سر برد ( تا موقعى كه از طرف خدا مأمور به قیام گردد و اسلام را از غربت و فراموشى و حالت بى تفاوتى مردم برهاند ) .
او باقیمانده اى است از حجتهاى خدا و خلیفه ایست از خلفاى پیامبران.
ابن ابى الحدید پیرامون این فراز از سخن امیرمؤمنان(ع) نوشته است:
این گفتار را هر گروهى بر اساس عقیده خود تفسیر كرده اند. شیعه امامیه گمان كرده اند كه مقصود از این شخصیت ، مهدى منتظر مى باشد.
آنگاه به ایراد نظر صوفیه اهل تسنن و فلاسفه و دیگر همفكران خود ـ كه هیچ یك نه مستند بدلیل عقلى است نه نقلى ـ پیرامون این فراز از سخن امام پرداخته و گوید:
به نظر من بعید نیست كه مراد از این شخصیت ، قائم آل محمد در آخر وقت باشد ، هنگامیكه خداوند او را بوجود آورد ، هر چند كه ألآن موجود نیست; زیرا در این كلام دلیلى بر وجود او نباشد; و اتفاق همه فرق اسلامى بر این است كه ( عمر ) دنیا و تكلیف مردم جز با ظهور و قیام او پایان نخواهد یافت.( [14] )
اكنون توجه به این نكته لازم است كه شارح معتزلى ، نخست برداشت شیعه از كلام امیرالمؤمنین(ع) را با تردید نقل كرده ، لیكن چون برگفته هاى صوفیه و فلاسفه و اصحاب خود دلیل قانع كننده اى نیافته ، ناگزیر تن به عقیده شیعه و صحت برداشت آن از سخن امام(ع) داده ، و صریحاً اعتراف به پیشگوئى آن حضرت از وجود مهدى و قیام جهانى او كرده است; اما درباره ولادت و حیات حضرتش تشكیك نموده ، مى گوید:
در این كلام چیزى كه در حـال حاضر دلیل بر وجود او باشد به نظر نمى رسد.
بدیهى است كه این سخن از مثل ابن ابى الحدید ، با مقام فضلى كه داشته ، جز به انكار حقایق و مخالفت از روى تعصّب با شیعه ، به چیز تفسیر نمى شود.
زیرا امیرمؤمنان(ع) درصدد معرفى اصل موضوع مهدى در اسلام و نقش وجودى او پس از ولادت و دیگر مراحل حیاتى آن موعود الهى بوده اند ، نه در مقام خبر دادن از ولادت و موجود بودن كسى كه بیش از دو قرن بعد از حضرتش ولادت یافته ، تا در كلامش اشاره اى به موجودیت او باشد ، و ابن ابى الحدید ( بدون توجه به واقعیت تاریخ حضرت مهدى(ع) ) از آن اشاره بفهمد كه مهدى در قرن هفتم زنده و موجود است ، و الا منكر ولادت و حیات او گردد.
در حدیثى كه به نقل سیوطى ــ  در « عرف الوردى »ص126 ــ ابن ابى شیبه ، احمد بن حنبل( [15] ) ، ابوداوود ، ابویعلى( [16] ) ، و طبرانى از پیامبر(ص) آورده اند كه ضمن پیشگوئى از مقدمات همزمان با ظهور مهدى(ع) ــ همانگونه كه امیرمؤمنان(ع) از اسلام تعبیر نموده ــ حضرتش از پیش تعبیر و پیشگوئى نموده و مى فرماید:
« یُلقـِى الإِسلاَمَ بِجِرانِهِ إِلَى الأَرض »( [17] )
یعنى اسلام را با كمال آرامش و با تمام ابعاد پیاده و گسترده مى كند.
نیز نعیم بن حماد در « فتن » ــ بنا به نقل سید بن طاووس( [18] ) ــ از پیامبر آورده كه فرمود:
« مهدى گنجها را استخراج مى كند و اموال را تقسیم. »
آنگاه فرمود: « یُلقـِى الإِسلاَمَ بِجـِرانِهِ »

 




صفحه 1،2،3،4

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: امام زمان در نهج البلاغه ، امام زمان ، امام زمان در سخن امیرالمومنین ، امام زمان در سخن حضرت علی ، حدیث ، گفتار علی (ع) درباره امام زمان ، نهج البلاغه ، در كلام امیرالمومنین ، امام زمان در ، احادیث ،

::::


  آرشیو


  جستجو در سایت



  آمار
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :

  لینک سرا
· بزرگترین پرتال اطلاعات
· لینك باكس اتوماتیك

:: کلیه حقوق ومطالب مادی و معنوی این پایگاه متعلق به این تیم اینترنتی می باشد . و كپی برداری تنها با ذكر منبع مجاز می باشد.برگرفته شده از نرم افزار منجی ::

Theme Dseigned By : molod.mihanblog.com