موضوعات

  خوراک | RSS
 خوراک وب

  ابر برچسب ها
امام زمان در سخن حضرت علی داستان امام زمان ظهور امام مهدی در كتاب و سنت در كلام امیرالمومنین مهدی صاحب الزمان زندگی امام زمان زندگی حضرت مهدی فروغ تابان ولایت صاحب الزمان احادیث داستان كوتاه مقاله انتظار در روایات نثر درباره امام زمان نهج البلاغه امام زمان در احادیث امام عصر نصرت امام زمان گفتار علی (ع) درباره امام زمان انتظار و مهدویت امام زمان درقرآن موعود شناسی در وصف امام زمان حضرت مهدی درباره امام زمان صاحبالزمان در سخنان پیامبر امام زمان در سخن امیرالمومنین ادبیات انتظار شیوه یاری امام زمان تحقیق یاری امام زمان زندگی نامه امام زمان حدیث ثقلین شناختی از زندگی امام زمان درباره حضرت مهدی امام زمان مقاله وتحقیق مهدی ظهور مهدی داستان درباره امام زمان امام زمان در سخن پیامبر اكرم امام زمان در كتابها امام زمان در حدیث ثقلین شعر درباره امام زمان تقیه حدیث
 
 تماس با مدیر در یاهو  
مکان آیدی شما


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


   شناخت مختصرى از زندگانى امام مهدى (عج)(صفحه سوم)
یکشنبه 12 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : نگاهی به زندگانی امام عصر(عج) موعود شناسی نظراتنظر دهید!

پدر مهدى كیست؟

در اینجا تذكر این موضوع لازنم است كه در بعضى از منابع اهل سنت، پدر حضرت مهدى «عبد الله» معرفى شده است. (121) در حالى كه در منابع شیعه و سنّى اخبار فراوانى وجود دارد كه مى‏رساند نام پدر آن حضرت «حسن» - علیه السلام - است. سر چشمه این اختلاف آن است كه در بعضى از روایات اهل سنّت پیرامون ویژگیهاى آن حضرت، این جمله از پیامبر اسلام نقل شده است: «... یواطئ اسمه اسمى و اسم أبیه اسم أبى....». (122) یعنى، اسم او (مهدى) اسم من، و اسم پدرش، اسم پدر من است.

قرائنى در دست است كه نشان مى‏دهد جمله اخیر یعنى «اسم پدرش اسم پدر من است» عمداً یا اشتباهاً از طرف راوى به كلام پیامبر افزوده شده است و در گفتار آن حضرت فقط جمله: «اسم او اسم من است» وجود داشته است. حافظ گنجى شافعى در این باره مى‏گوید:

«ترمذى» (123) این حدیث را نقل كدره ولى جمله اخیر در آن نیست. (124) نیز «احمد بن حنبل»، كه داراى قدرت ضبط و دقت بوده این حدیث را در چند جا از «مسند» خود نقل كرده ولى جمله اخیر در آنها نیست. (125)

«گنجى» اضافه مى‏كند: در اكثر روایاتى كه حافظان حدیث و محدثان مورد وثوق اهل سنت در این باره نقل كرده‏اند، جمله اخیر نیست. فقط در حدیثى كه شخصى به نام «زائدة» از «عاصم» نقل كرده، این جمله به چشم مى‏خورد. و چون «زائده» چیزهایى از خود به حدیث اضافه مى‏كرده است، نقل او اعتبارى ندارد.

گواه این معنا، این است كه راوى این حدیث، شخصى به نام «عاصم» است و حافظ ابو نعیم در كتاب «مناقب المهدى»»، سى و یك نفر از راویان این حدیث را نام برده كه همگى آن را از «عاصم» شنیده‏اند، و در هیچ كدام جمله اخیر نیست. و فقط در نقل «زائده» این جمله به چشم مى‏خورد كه طبعاً در مقابل آن همه روایات، فاقد اعتبار است. (126)

ابن خلدون (127) و احادیث مهدى

چنانكه ملاحظه شد، اكثریت قریب به اتفاق دانشمندان اهل سنّت، احادیث مربوط به حضرت مهدى را صحیح و مورد قبول مى‏دانند. اما تنى چند، آنها را رد نموده یا مورد تشكیك قرار داده‏اند كه از آن جمله «ابن خلدون» است. وى مى‏گوید:

در میان تمام مسلمانان در طول قرون و اعصار مشهور بوده و هست كه در آخر الزمان حتماً مردى از خاندان پیامبر ظهور مى‏كند و دین را تأیید و عدل و داد را آشكار مى‏سازد، مسلمانان از او پیروى مى‏كنند، وى بر تمام كشورهاى اسلامى تسلّط پیدا مى‏كند، این شخص مهدى نامیده مى‏وشد و ظهور دجال و حوادث بعدى كه از مقدمات مسلّم قیامت است، به دنبال قیام او خواهد بود، عیسى فرود مى‏آید و دجّال را مى‏كشد یا در قتل دجّال او را یارى م كند و عیسى پشت سر او نماز مى‏خواند...

گروهى از پیشوایان حدیث، مانند: ترمذى، ابو داود، بزّاز، ابن ماجه، حاكم، طبرانى، ابو یعلى‏ احادیث مربوط به مهدى را در كتابهاى خود به نقل از گروهى از صحابه مانند: على، ابن عباس، عبد الله بن عمر، طلحه، عبد الله بن مسعود، ابو هریره، أنس، ابو سعید خُدرى، أُمّ حبیبه، أُمّ سلمه، ثوبان، قرّة بن اًیاس، على هلالى، عبد الله بن حارث، آورده‏اند.

ولى چه بسا منكران این احادیث، در سند آنها مناقشه كنند در میان دانشمندان اهل حدیث معروف است كه «جَرح» بر «تعدیل» (128) مقدّم است. بنابراین اگر ما، در بعضى از راویان این احادیث نقطه ظعفى از قبیل: غفلت، كم حافظگى، ضعف یا انحراف عقیده یافتیم، اصل حدیث از درجه اعتبار ساقط مى‏شود... (129)

وى آنگاه به نقل تعدادى از این احادیث و بررسى وضع راویان آنها پرداخته و برخى از آنها را غیر موثق اعلام نموده و اضافه مى‏كند:

این است مجموع احادیثى كه پیشوایان حدیث درباره مهدى و قیام او در آخر الزمان نقل كرده‏اند و چنانكه ملاحظه كردید، همه آنها جز مقدار بسیار كمى مخدوش است. (130)

این بود خلاصه و فشرده نظریه ابن خلدون درباره احادیث مربوط به مهدى منتظر - عجل الله تعالى فرجه -.

دانشمندان صاحبنظر و متخصصان علم حدیث اعم از شیعه وسنى، سخنان وى را با دلائل روشن رد كرده و آن را بى پایه دانسته‏اند. (131) ولى ما، در اینجا به عنوان نمونه خلاصه سخنان «شیخ عبد المحسن عباد»، استاد و رئیس دانشگاه مدینه را نقل مى‏كنیم:

وى در كنفرانسى زیر عنوان «عقیدة أهل السنّة والأثر فى المهدى المنتظَر»، در ردّ نظریه ابن خلدون چنین مى‏گوید:

الف - اگر ابراز شك و تردید در مورد احادیث مهدى از طرف شخصى حدیث شناس بود، یك لغزش به شمار مى‏رفت،

چه رسد به مورّخانى كه اهل تخصّص در علم حدیث نیستند. چه خوب گفته است «شیخ احمد شاكر»:

ابن خلدون چیزى را دنبال كرده است كه به آن آگاهى ندارد و وارد میدانى شده است كه مرد آن نیست. او در فصلى كه در مقدمه خود به مهدى اختصاص داده، پریشان گویى عجیبى كرده و مرتكب اشتباهات روشنى شده است. اصولاً او متوجه نشده است كه مقصود محدثان از این جمله كه: «جرح بر تعدیل مقدّم است» چیست؟!

ب - وى در آغاز فضل مربوط به مهدى اعتراف كرده است كه:

در میان مسلمانان در طول قرون و اعصار مشهور بوده و هست كه در آخر الزمان حتماً مردى از خاندان پیامبر ظهور مى‏كند

با اعتراف به اینكه موضوع قیام مهدى در میان تمام مسلمانان در طول قرون و اعصار امرى مشهور و مورد قبول بوده و هست، آیا صحیح نبود كه او نیز این عقیده مشهور را مثل دیگران نپذیرد؟ ایا نظریه وى، با وجود اعتراف به اینكه همه مسلمانان برخلاف او عقیده دارند، نوعى كجروى و تكرروى نیست؟ آیا همه مسلمانان اشتباه كرده‏اند و فقط ابن خلدون درست فهیمده است؟!

اصولاً این موضوع یك اجتهادى نیست، بلكه یك موضوع نقلى و غیبى است و جایز نیست كسى آن را با هیچ دلیلى جز با كتاب خدا و سنت پیامبر(ص)اثبات كند و دلیل مزبور در اینجا نظریه مسلمانان را اثبات مى‏كند و آنان در این موضوع نقلى داراى تخصص هستند.

ج - ابن خلدون پیش از نقد و بررسى این احادیث مى‏گوید: «اینك ما در اینجا احادیثى را كه در این باره نقل شده، ذكر مى‏كنیم». (132) و پس از نقل احادیث مى‏گوید: «این است مجموع احادیثى كه پیشوایان حدیث درباره مهدى و قیام او در آخر الزمان نقل كرده‏اند». و در جاى دیگر مى‏گوید: «آنچه محدثان از روایات مهدى نقل كرده‏اند، ما همه را به قدر توان در اینجا آوردیم». (133)

در حالى كه وى بسیارى از احادیث مهدى را ناگفته گذاشت است، چنانكه این معنا با مراجعه به كتاب «العرف الوردى فى أخبار المهدى»» تألیف «سیوطى» روشن مى‏گردد. همچنین او از حدیثى كه با سند معتبر در كتاب «المناز المنیف» تألیف «ابن قیم» نقل شده، غفلت كرده است.

د - ابن خلدون تعدادى از این احادیث را نقل و به خاطر بعضى از راویان آنها در سند آنها اشكال مى‏كند، در حالى كه راویان یاد شده، كسانى هستند كه «بخارى» و «مسلم» یا حداقل یكى از آنها در صحیح خود از آنها نقل حدیث كرده‏اند و دانشمندان در سند آنها ایرادى نكرده‏اند.

ه'- ابن خلدون اعتراف مى‏كند كه تعداد كمى از احادیث مربوط به مهدى جاى هیچ نقد و ایرادى از نظر سند ندارد.

بنابراین باید بگوییم: آن تعداد كم كه به گفته وى مورد قبول است، براى اثبات مطلب كافى است و بقیه احادیث نیز مؤید آن تعداد خواهد بود. (134)

انتظار مهدى و مدعیان مهدویت

نگاهى به تاریخ اسلام نشان مى‏دهد كه در طول زمان، افرادى جاه طلب و سودجو ادعاى مهدویت كرده‏اند، یا گروهى از مردم عوام افرادى را مهدى مى‏پنداشته‏اند. این امر نشان مى‏دهد كه موضوع مهدویت و اعتقاد به ظهور یك منجى غیبى، در میان مسلمانان امرى مسلّم و مورد قبول بوده است، و چون نام یا برخى از نشانه‏هاى آن حضرت با مشخصات برخى از مدعیان یاد شده تطبیق مى‏كرده، آنان از این موضوع سؤ استفاده كرده و خود را مهدى قلمداد نموده‏اند. یا چه بسا خود آنان ادعایى نداشته‏اند لكن برخى از عوام الناس از روى نادانى یا شدّت ستم و بیدادگرى حكومتها یا عجله‏اى كه در ظهور مهدى داشته‏اند، یا به علل دیگر، بدون آنكه در مجموع نشانه‏هاى حضرت دقت كنند، به اشتباه، آنان را مهدى موعود تصور كرده‏اند.

به عنوان مثال: گروهى از مسلمانان «محمد بن حنفیه» را چون همنام و همكنیه پیامبر اسلام بوده، مهدى پنداشته و بر این باور بوده‏اند كه او نمرده است و غایب است و بعداً ظاهر مى‏شود و بر دنیا مسلّط مى‏گردد. (135)

گروهى از فرقه اسماعیلیه معتقد بودند كه اسماعیل فرزند امام صادق - علیه السلام - نمرده، بلكه مرگ او از روى مصلحت اعلام شده است و او نمى‏میرد و همان «قائم» موعود است و قیام مى‏كند و بر دنیا مسلّط مى‏شود. (136)

«محمد» مشهور به «نفس زكیه» پسر عبد الله بن حسن» در زمان منصور دوانیقى عباسى قیام كرد و به مناسبت نامش، پدرش ادعا كرد كه همان مهدى موعود است و با تكیه روى این موضوع، طرفدارانى براى او فراهم آورد. (137)

در جریان قیام نفس زكیه، «محمد بن عجلان» كه از فقیهان و عابدان مدینه بود، به كمك وى برخاست. وقتى كه محمد شكست خورد و كشته شد، «جعفر بن سلیمان» - حاكم مدینه - ابن عجلان را احضار كرد و به وى گفت: چرا با آن دروغگو خروج كردى؟ و آنگاه دستور داد دستش را قطع كنند.

فقیهان و اشراف مدینه كه حضور داشتند از جعفر بن سلیمان، براى ابن عجلان درخواست عفو كردند و گفتند: امیر! محمد بن عجلان فقیه و عابد مدینه است و موضوع براى او مشتبه شده و خیال كرده است كه محمد بن عبد الله، همان مهدى موعود است كه در روایات آمده است. (138)

عین این گرفتارى براى «عبد الله بن جعفر» نیز كه از دانشمندان و محدثان بزرگ مدینه بود، پیش آمد و او هم در پاسخِ بازخواست حاكم مدینه، گفت:

من به این علّت با محمد بن عبد الله همكارى كردم كه یقین داشتم او همان مهدى موعود است كه در روایات ما یاد شده است. تا او زنده بود هیچ شكى در این موضوع نداشتم و هنگامى كه كشته شد فهمیدم كه اومهدى نیست، و بعد از این دیگر فریب كسى را نخواهم خورد. (139)

منصور نیز، كه نامش «عبد الله» و نام پرس «محمد» بود، بر پسر خویش لقب مهدى گذارده و ادعا مى‏كرد كه مهدى موعود فرزند من است، نه نفس زكیه! (140)

همچنین مى‏بینیم كه برخى از فرقه‏ها، به مهدویت بعضى از امامان پیشین اعتقاد داشته‏اند، مثلاً «ناووسیه» حضرت صادق - علیه السلام - را مهدى و امام و زنده و غایب مى‏پنداشتند. (141) «واقفیه» همین اعتقاد را درباره امام موسى بن جعفر - علیه السلام - داشتند. (142) و بر این باور بودند كه آن حضرت نمى‏میرد تا بر شرق و غرب جهان مسلّط مهدى است. (143) و بالأخره گروهى نیز پس از رحلت امام حسن عسكرى - علیه السلام - فوت آن حضرت را انكار كردند و گفتند: او زنده و غایب است و همان امام «قائم» مى‏باشد. (144)

اینها نمونه هایى است كه نشان مى‏دهد موضوع مهدویت در زمان پیامبر اسلام(ص)و بعد از، موضوع مسلّمى بوده است و امت اسلام همواره در انتظار شخصى بوده‏اند كه قیام كند و با ظلم و ستم بستیزد و پرچم حاكمیت عدل و داد را در جهان به اهتزاز در آورد.

بدیهى است كه سؤ استفاده برخى بازیگران از موضوع مهدویت در بعضى از ادوار، هرگز نمى‏تواند مجوّزى براى انكار اصل مسئله مهدویت باشد، زیرا در طول تاریخ، حقایق بسیارى از سوى عناصر بازیگر و فرصت طلب مورد سؤ استفاده قرار گرفته است. مدعیان الوهیت، یا نبوت و سایرمقامات معنوى، در دنیا كم نبوده‏اند ادیان ساختگى نیز در نیا كم نبوده است. ولى انیها هزگز دلیل این نمى‏شود كه كسى منكر اصل وجود خدا و نبوت انبیأ گردد.

علم و دانش و صنعت نیز در زمان ما مورد سؤ استفاده واقع شده و در راههاى ضد بشرى به كار مى‏رود، ولى آیا این باعث مى‏شود كه ما اصل علم و صنعت را نفى كنیم؟!

سیماى حكومت مهدى در آینه قرآن

قرآن كریم در زمینه ظهور و قیام حضرت مهدى - مانند بسیارى از زمینه‏هاى دیگر - بدون انیكه وارد جزئیات شود، به صورت كلى و اصولى بحث كرده است؛ یعین از تشكیل حكومت عدل جهانى، و پیروزى كامل و نهائى صالحان در روى زمین سخن گفته است. این گونه آیات را مفسران اسلامى، به استناد مدارك حدیثى و تفسیرى، مربوط به حضرت مهدى و ظهور و قیام او دانسته‏اند. ما از مجموع آیات قرآنى كه دانشمندان آنها را ناظر به این موضوع دانسته‏اند (145). و صراحت بیشترى دراند، جهت رعایت اختصار، سه ایه را مورد بررسى قرار مى‏دهیم:

1 - وَلقَد كتبنا فِى الزّبُورِ مِن بَعدِ الذّكرِ أنّ الأرضَ یرِثُها عِبادِىَ‏َ الصّالِحُونَ (146) «ما، در (كتاب) زبور پس از تورات نوشته‏ایم كه سرانجام، زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد».

در توضیح معناى این آیه یاد آورى مى‏كنیم كه: «ذكر» در اصل به معناى هر چیزى است كه مایه تذكر و یاد آورى باشد ولى در آیه یاد شده به كتاب آسمانى حضرت موسى - علیه السلام - یعنى «تورات» تفسیر گردیده است به قرینه اینكه قبل از زبور معرفى شده است.

طبق تفسیر دیگرى، «ذكر» اشاره به قرآن مجید است زیرا كه در خود آیات قران این عنوان به قرآن گفته شده است: اّن هُوَ اّلاّ ذِكرٌ لِلعالَمین (تكویر / 27) بنابراین، كلمه «من بعد» به معناى «علاوه بر» بوده و معناى آیه چنین خواهد بود: ما، علاوه بر قرآن، در زبور نوشته‏ایم كه سرانجام، زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد(147).

مرحوم شیخ مفید در آغاز فصل مربوط به حضرت مهدى - عجل الله تعالى فرجه -، به این آیه و آیه بعدى كه نقل مى‏كنیم، استناد كرده است. (148)

در تفسیر این آیه از امام باقر - علیه السلام - نقل شده است كه فرمود: این بندگان صالح، همان یاران مهدى در آخر الزمانند (149).

مفسر برجسته قرآن، مرحوم «طبرسى» در تفسیر آیه مزبور پس از نقل حدیث یاد شده مى‏گوید:

حدیثى كه شیعه و سنى از پیامبر اسلام(ص)نقل كرده‏اند، بر این موضوع دلالت دارد: «اگر از عمر دنیا جز یك روز باقى نماند، خداوند آن روز را آن قدر طولانى مى‏گرداند تا مردى صالح از خاندان مرا بر انگیزد و او جهان را پر از عدل و داد كند همان گونه كه از ظلم و جور پر شده باشد». (150)

اشاره قرآن به پیشگویى حكومت بندگان شایسته خداوند در روى زمین در كتاب تورات و زبور، نشان مى‏دهد كه این موضوع از چنان اهمیتى برخوردار است كه در كتب آسمانى پیامبران پیشین یكى پس از دیگرى مطرح مى‏شده است.

جالب توجه این است كه عین این موضوع در كتاب «مزامیر داود» كه امروز جز كتب عهد قدیم (تورات) است و مجموعه‏اى از مناجاتها و نیایشها و اندرزهاى داود پیامبر - علیه السلام - است، به تعبیرهاى گوناگون به چشم مى‏خورد.از جمله در مزمور 37 مى‏خوانیم:

«... شریران منقطع میشوند، اما متوكلانِ به خداوند وارث زمین خواهند شد، و حال اندك است كه شریر نیست مى‏شود كه هر چند مكانش را استفسار نمایى ناپیدا خواهد بود اما متواضعان وارث زمین شده از كثرت سلامتى متلذذ خواهند شد».

همچنین در همان مزمور چنین مى‏خوانیم:

«... متبركان (خداوند) وارث زمین خواهند شد، اما ملعونان وى منقطع خواهند شد». (151)

2 - وَنُریدُ أن نَمُنّ عَلَى الّذینَ استُضعِفُوا فِى الأرضِ ...(152) «وارد كرده‏ایم كه بر مستضعفان زمین نعمت بخشیم و آنان را پیشوایان و وارثان (زمین) قرار دهیم».

چنانكه در بخش «مهدى در منابع شیعه» نقل كردیم، امیر مؤمنان - علیه السلام - پس از پیشگویى بازگشت و گرایش (مردم) جهان به سوى خاندان وحى، این آیه را تلاوت فرمود. (153)

«محمد بن جعفر»، یكى از علویان، در زمان مأمون بر ضد خلافت عباسى قیام كرد. او مى‏گوید: روزى شرح گرفتاریها و فشارهایى را كه با آنها روبرو هستیم، براى مالك بن انس نقل كردم. او گفت: صبر كن تا تأویل آیه: وَنُریدُ أن نَمُنّ عَلَى الّذین... آشكار گردد. (154)

3 - وَعَدَ اللهُ الّذینَ آمَنُوا مِنكُم وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیستَخلِفَنّهُم فِى الأرضِ كَمَا استَخلَفَ الّذین مِن قَبلِهِم وَلَیمَكّنَنّ لَهُم دینَهُمُ الّذِى ارتَضى‏ لَهُم وَلیبَدِلَنّهُم مِن بَعدِ خَوفِهِم أَمناً یعبُدُونَنى لایشرِكُونَ بِى شَیئاً... (155).

«خداوند به كسانى از شما كه ایمان آورده و اعمال صالح انام داده‏اند، وعده داده است كه حتماً آنان را خلیفه روى زمین خواهد كرد، همان گونه كه پیشینیان را خلافت روى زمین بخشید؛ و دین و آیینى را كه خود براى آنان پسندیده استقرار خواهد بخشید و بیم و ترس آنان را به ایمنى و آرامش مبدّل خواهد ساخت (آنچنانكه) مرا مى‏پرستند و چیزى را براى من شریك قرار نمى‏دهند...».

مرحوم «طبرسى» در تفسیر این آیه مى‏گوید:

از خاندان پیامبر روایت شده است كه این آیه درباره آل محمد (ص) نازل شده است. «عیاشى» از حضرت على بن الحسین - علیه السلام - روایت كرده است كه این آیه را خواند و فرمود: به خدا سوگند آنان شیعیان ما خاندان پیامبر هستند. خداوند این كار را در حق آنان به دست مردى از ما به انجا مى‏رساند و او مهدى این امت است. او همان كسى است كه پیامبر(ص)درباره او فرمود:

«اگر از عمر دنیا جز یك روز باقى نماند، خداوند آن روز را آن قدر طولانى مى‏گرداند تا مردى از خاندان من حاكم جهان گردد. اسم او اسم من (محمد) است، او زمین را از عدل و داد پر مى‏سازد همان گونهكه از ظلم و جور پر شده باشد».

«طبرسى» مى‏افزاید: این معنا در تفسیر آیه مزبور از امام باقر - علیه السلام - و امام صادق - علیه السلام - نیز روایت شده است. (156)

فواید وجود امام در دوران غیبت

اینك كه بحث ما پیرامون حضرت مهدى به اینجا رسید، مناسب است كه به یكى از شایعترین پرسشها پیرامون آن حضرت پاسخ گوییم، و آن این است كه: فایده وجود امام در عصر غیبت چیست؟ به تعبیر دیگر: زندگى امام در دوران غیبت یك زندگى خصوصى است نه یك زندگى اجتماعى در نقش یك پیشوا. بنابرانى وجود مقدس او چه اثر عمومى براى مردم مى‏تواند داشته باشد و مردم چه نوع بهره‏اى مى‏توانند از او ببرند؟

البته باید توجه داشته باشیم كه غایب بودن امام هرگز به این معنا نیست كه وجود آن حضرت به یك روح نامرئى یا امواج ناپیدا و رؤیایى و امثال اینها تبدیل شده است! بلكه وى یك زندگى طبیعى عینى و خارجى دادر، منتها با عمرى طولانى. آن حضرت در میان مردم و در دل جامعه‏ها رفت و آمد دارد و در نقاط مختلف زندگى مى‏كند ولى به صورت ناشناس. و فرق بسیار است بین «نامرئى» و «ناشناس». (157) امام صادق - علیه السلام - مى‏فرمود: مردم امام خود را گم مى‏كنند. او در موسم حج حاضر مى‏شود و مردم را مى‏بیند ولى آنان او را نمى‏بینند. (158)

خورشید پنهان

در پاسخ سؤال یاد شده یاد آورى كنیم كه این سؤال تازگى نداشته و تنها در عصر ما مطرح نشده است، بلكه از روایات اسلامى بر مى‏آید كه حتى پیش از تولد حضرت مهدى - علیه السلام - نیز این سؤال مطرح بوده و هنگامى كه پیامبر اسلامى و ائمه پیشین - علیهم السلام - از مهدى و غیبت طولانى آن حضرت سخن به میان مى‏آوردند، با چنین سؤالى روبرو مى‏شدند و به آن پاسخ مى‏گفتند. به عنوان نمونه:

1 - پیامبر اسلام در پاسخ این پرسش كه آیا شیعه در زمان غیبت، از وجود قائم فایده‏اى مى‏برد؟ فرمود: بلى، سوگند به پروردگارى كه مرا به پیامبرى بر انگیخت، در دوران غیبتش از او نفع مى‏برند و از نو ولایتش بهره مى‏گیرند، همان گونه كه از خورشید به هنگام قرار گرفتن در پشت ابرها استفاده مى‏كنند. (159)

2 - امام صادق - علیه السلام - فرمود: از روزى كه خداوند حضرت آدم را آفریده تا روز رستاخیز، زمین هیچگاه خالى از حجت نبوده و نخواهد بود، یا حجت ظاهر و آشكار و یا غایب و پنهان، و اگر حجت خدا نباشد، خدا ستایش نمى‏شود.

راوى پرسید: مردم چگونه از امام غایب و پنهان استفاده مى‏كنند؟ حضرت فرمود: آنچنانكه از خورشید پشت ابر استفاده مى‏كنند. (160)

3 - خود حضرت مهدى - عجل الله تعالى فرجه - نیز روى این معنا تكیه كرده است. در توقیعى كه آن حضرت در پاسخ به سؤالات «اسحاق بن یعقوب» صادر فرمود و توسط محمد بن عثمان تحویل اسحاق گردید، چنین نوشت: اما چگونگى استفاده مردم از من همچون استفاده آنهاست از خورشید، هنگامى كه در پشت ابرها پنهان مى‏شود. (161)

در توضیح این تشبیه باید یاد آورى كنیم كه: خورشید داراى دو نوع نور افشانى است:

1 - نور افشانى آشكار و مستقیم،

2 - نور افشانى غیر مستقیم.

در نور افشانى آشكار، اشغه خورشید بخوبى دیده مى‏شود ولى در تابش غیر مستقیم، ابرها همانند یك شیشه مات، نور مستقیم خورشید را گرفته و پخش مى‏كند. اما آثار حیات بخش خورشید در رشد و نمو موجودات و...، مخصوص زمانى نیست كه نور آن مستقیماً بر پهنه حیات و طبیعت مى‏تابد، بلكه بسیارى از این آثار - مانند: تولید گرما، رویش و رشد گیاهان، تولید انرژى لازم براى حركت و حیات، به بار نشستن درختان، خندیدن شكوفه‏ها و شكفتن گلها - در زمان تابش نور مات خورشید از پشت ابرها نیز وجود دارد. اشعه معنوى وجود امام، هنگامى هم كه در پشت ابرهاى غیبت پنهان است، داراى آثار گوناگونى است كه با وجود متوقف شدن كلاس تعلیم و تربیت و رهبرى مستقیم، فلسفه وجودى او را آشكار مى‏سازد. اینك برخى از این آثار را به اختصار مورد بررسى قرار مى‏دهیم.

1 - جان جهان

طبق احادیث فراوانى كه در موضوع امامت وارد شده، و بر اساس دلائلى است كه دانشمندان ارائه كرده‏اند، در بینش اسلامى، امام، جان جهان است و جهان به وجود او بستگى دارد. امام قلب عالم وجود، هسته مركزى جهان هستى و «واسطه فیض» بین عالم و آفریدگار عالم است و از این جهت حضور و غیبت او تفاوتى ندارد. و اگر او - ولو به صورت ناشناس - در جهان نباشد، جهان هستى در هم فرو مى‏ریزد. چنانكه امام صادق - علیه السلام - فرمود: اگر زمین بدون وجود امام بماند، ساكنان خود را در كام خود فرو مى‏برد. (162).

امام چهارم فرمود: در پرتو وجودئ ماست كه خداوند آسمان را از فرو پاشى - جز به اذان او - نگه مى‏دارد. در پرتو وجو ماست كه خداوند زمین را از لرزش و سلب آرامش ساكنانش، نگه مى‏دارد. به واسطه ماست كه خداوند باران نازل مى‏كند و رحمت خود را مى‏گستراند و بركات و نعمتهاى زمین را بیرون مى‏آورد. و اگر آن كس از ما كه در زمین است نبود، زمین اهل خود را فرو مى‏برد. (163)

2 - پاسدارى از آیین خدا

امیر مومنان - علیه السلام - در یكى از سخنان خود در مورد لزوم وجود رهبران الهى در هر عصر و زمان مى‏گوید:

«خدایا چنین است، هرگز روى زمین از قیام كننده‏اى با حجت و دلیل، خالى نمى‏ماند، خواه ظاهر و آشكار باشد و خواه بیمناك و پنهان، تا دلالئ و اسناد روشن الهى از بین نرود و به فراموشى نگراید...» (164).

با گذشت زمان و آمیزش سلیقه‏ها و افكار شخصى به مسائل مذهبى و دراز شدن دست مفسده جویان به سوى تعالیم آمسانى، اصالت پاره‏اى از قوانین الهى از دست مى‏رود و دین دستخوش تغییرات زیانبخش مى‏گردد.

براى آنكه اصالت آیین الهى حفظ گردد و جلوى تحریفات و تغییرها و خرافات گرفته شود، باید این رشته به وسیله یك پیشواى معصوم ادامه یابد. در هر مؤسسه مهم، «صندوق آسیب ناپذیرى» وجود دارد كه اسناد مهم آن مؤسسه را در آن نگهدارى مى‏كنند تا از دستبرد دزدان یا خطر آتش سوزى و امثال اینها محفوظ بماند. سینه امام و روح بلندش نیز صندوق آسیب‏ناپذیر حفظ اسناد آیین الهى است تا همه اصالتهاى نخستین و ویژگیهاى آسمانى این تعالیم را در خود نگاهدار كند. (165)

حافظ «ابن حجر عسقلانى» در شرح «صحیح بخارى» پس از نقل احادیث حاكى از نزول حضرت عیسى - علیه السام - به زمین هنگام ظهور حضرت مهدى - عجل الله تعالى فرجه - و اقتداى او به آن حضرت مى‏نویسد:

اینكه عیسى - علیه السلام - در آخر الزمان و نزدیك قیامت، به مرد از این امّت اقتدا مى‏كند و پشت سر او نماز مى‏خواند، دلیل بر نظریه صحیح در میان دانشمندان اسلامى است كه: زمین هرگز از وجود حجت كه با دلائل وبراهین آشكار، براى خدا قیام مى‏كند، خالى نمى‏ماند. (166)

3 - امید بخشى

در میدانهاى نبرد، تمام كوشش سربازان زبده وفداكار معطوف این امر است كه پرچم سپاه، در برابر حملات دشمن همچنان در اهتزاز باشد، و متقابلاً سربازان دشمن دائماً مى‏كوشند پرچم آنها را سرنگون سازند، چرا كه برقرار بودن پرچم، مایه دلگرمى سربازان و تلاش و كوشش مستمر آنها است.

همچنین وجود فرمانده لشگر در مقرّ فرماندهى - هر چند ظاهراً خاموش و ساكت باشد - خون گرم و پر حرارتى در عروق سربازان به گردش در مى‏آورد و آنها را به تلاش بیشتر وا مى‏دارد كه فرمانده ما زنده است و پرچممان در اهتزاز!

امّا هرگاه خبر قتل فرمانده در میان سپاه پخش شود، یك لشگر عظیم با كارآیى فوق العاده ،یك مرتبه روحیه خود را مى‏بازد و متلاشى مى‏گردد.

رئیس یك جمعیت یا یك لشگر، مادام كه زنده است، هر چند مثلاً در سفر یا فرضاً در بستر بیمارى باشد، مایه حیات و حركت و نظم و آرامش آنهاست، ولى شنیدن خبر از دست رفتن او گرد و غبار یأس و نومیدى را بر سر همه مى‏پاشد.

جمعیت شیعه طبق عقیده‏اى كه به وجود امام زنده دارد، هر چند او را در میان خود نمى‏بیند، اما خود را تنها نمى‏داند، و اثر روانى این عقیده در روشن نگهداشتن چراغ امید در دلها ووادار ساختن افراد به خود سازى و آمادگى براى آن قیام بزرگ جهانى، كاملاً قابل درك است.

پروفسور «هانرى كربن» استاد فلسفه در دانشگاه سوربن (فرانسه) و مستشرق نامدار فرانسوى مى‏گوید:

به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبى است كه رابطه هدایت الهى را میان خدا و خلق براى همیشه نگهداشته است و به طور مستمر و پیوسته، ولایت را زنده و پا برجا مى‏دارد.

مذهب یهود، نبوّت راك ه رابطه‏اى است واقعى میان خدا و عالم انسانى، در حضرت كلیم ختم كرده و پس از آن به نبوت حضرت مسیح و حضرت محمد(ص)اذعان ننموده و رابطه مزبور را قطع مى‏كند. همچنین مسیحیان در حضرت مسیح متوقف شده‏اند. اهل سنت از مسمانان نیز در حضرت محمد(ص)توقف كرده و با ختم نبوّت در ایشان، دیگر رابطه‏اى میان خالق و مخلوق، موجود نمى‏دانند. تنها مذهب تشیع است كه «نبوّت» را با حضرت محمّد(ص)ختم شده مى‏داند، ولى «ولایت» را كه همان رابطه هدایت و تكمیل مى‏باشد، بعد از آن حضرت و براى همیشه زنده مى‏داند (167).

پایان

پی نوشتها

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: زندگی امام زمان ، شناختی از زندگی امام زمان ، زندگی نامه امام زمان ، امام عصر ، زندگی حضرت مهدی ، مقاله درباره زندگی حضرت مهدی ،

::::


  آرشیو


  جستجو در سایت



  آمار
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :

  لینک سرا
· بزرگترین پرتال اطلاعات
· لینك باكس اتوماتیك

:: کلیه حقوق ومطالب مادی و معنوی این پایگاه متعلق به این تیم اینترنتی می باشد . و كپی برداری تنها با ذكر منبع مجاز می باشد.برگرفته شده از نرم افزار منجی ::

Theme Dseigned By : molod.mihanblog.com
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic