در باره امام زمان-امام عصر-مهدی صاحب زمان-منجی عالم-ابا صالح در وبلاگ مولود همه چیز درباره امام زمان ،مهدی صاحب الزمان،منجی عالم بشریت ،آخرین منجی،ابا صالح المهدی mahdi emam http://molod.mihanblog.com 2019-10-18T18:27:18+01:00 text/html 2010-08-01T14:30:58+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah آداب و شرایط مهمّ زیارت حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) + پانوشت http://molod.mihanblog.com/post/169 <div style="text-align: center;"><font color="#008000">آداب و شرایط مهمّ زیارت حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) </font><br></div><font color="#008000"> </font>تنبیه سوّم&nbsp;; در بیان بعضى از آداب و شرایط مهمّه است كه بعد از تحقّق خلوص نیّت; اثر زیادى در كمال زیارت و در ترتّب ثوابهاى عظیم و مراتب جلیل دارد&nbsp;، و آن شرایط چند امر است كه در احادیث به آنها تصریح و بیان گردیده است&nbsp;. <br> اوّل: زائر باید در هنگام رفت و آمد با تواضع و خضوع و خشوع باشد&nbsp;، خصوصاً هنگام نزدیك شدن به حرم انور&nbsp;، و به هیئت تكبّر و تجبّر و با لباس اهل كبر و نخوت نباشد&nbsp;، و به این امر در روایات و اخبار تأكید زیادى شده است&nbsp;.( [39] ) <br> دوّم&nbsp;: از هر كار لغوى چه زبانى و چه عملى احتراز نماید&nbsp;، و این شرط هم مختص به همان حرم انور نیست&nbsp;، بلكه در همه حالات سفر رعایت آن لازم و مهمّ است&nbsp;، گرچه در آن مقام رفیع تأكیدش زیادتر است. text/html 2010-08-01T14:30:56+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah روایات وارده در فضیلت مطلق زیارات http://molod.mihanblog.com/post/170 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">روایات وارده در فضیلت مطلق زیارات <a name="11"></a> </font></b><br></div><b><font color="#008000"> <br> </font></b>فصل اول&nbsp;: در بیان فضائل عامّه زیارات&nbsp;، و در این مقام به ذكر هشتاد فضیلت از آنچه منصوص است ــ&nbsp;خصوصاً در اخبار كثیره&nbsp;ــ اكتفا مى&nbsp;شود&nbsp;، و این هشتاد فضیلت بر چهار نوع است: text/html 2010-08-01T14:14:43+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah نصرت و یارى حضرت قائم با یارى حضرت سیدالشهداء (علیهم السلام) http://molod.mihanblog.com/post/168 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">نصرت و یارى حضرت قائم با یارى حضرت سیدالشهداء (علیهم السلام) <a name="4"></a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b>&nbsp; <br> كیفیّت دوازدهم&nbsp;; نصرت و یارى نمودن حضرت سید الشهدا علیه آلاف السلام و التحیة و الثناء است&nbsp;، و این كیفیّت افضل و اشرف كیفیّاتى است كه در نصرت و یارى آنحضرت بیان كردیم &nbsp;، و در اینجا معرفت و شناخت سه امر لازم و مهم است: <br> امراوّل&nbsp;: درآنچه ازنظر نقلى و عقلى دلالت مى&nbsp;كند كه به نصرت و یارى حضرت ابى <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">عبدالله الحسین</a> (علیه السلام); نصرت و یارى حضرت صاحب&nbsp;الأمرصلوات الله علیه حاصل مى&nbsp;شود. <br> امر دوّم&nbsp;: دربیان چگونگى نصرت و یارى <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">حضرت</a> سیّدالشهداء صلوات الله علیه و اقسام آن&nbsp;، و دربیان اینكه بهترین آن اقسام; زیارت و عزادارى آن بزرگوار است. <br> امر سوّم: در بیان بعضى از فضائل و ثوابهاى مهم دنیوى و اُخروى كه متعلّق به آن دو وسیله بزرگ ــ&nbsp;یعنى زیارت و عزادارى آنحضرت (علیه السلام)&nbsp;ــ است&nbsp;، و این غیر از فضیلت نصرت و یارى بودن این دو وسیله بزرگ مى&nbsp;باشد. text/html 2010-08-01T13:56:16+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah فوائد توبه ازگناهان و دعا بصورت انفرادى براى تعجیل در ظهور http://molod.mihanblog.com/post/167 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">فوائد توبه ازگناهان و دعا بصورت انفرادى براى تعجیل در ظهور <a name="2"></a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> <br> </font></b>پس در صورتى كه همه بندگان متفّق و هم عهد نباشند ــ&nbsp;چنانچه تا به حال نشده اند&nbsp;ــ و لكن بعضى از <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">مؤمنین</a> به تنهائى ــ&nbsp;كه از اهل اخلاص و مودّت حقیقیّه مى&nbsp;باشند&nbsp;ــ علاوه بر دعا و توبه براى خودش&nbsp;; این نوع توبه را انجام دهد&nbsp;، و دعا و طلب مغفرت از براى عامه <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">مؤمنین</a> نماید&nbsp;، چنین دعاء و توبه&nbsp;اى چند قسم فائده دارد: <br> &nbsp; text/html 2010-08-01T13:51:53+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah یارى حضرت قائم(علیه السلام) باطلب مغفرت وآمرزش براى مؤمنین http://molod.mihanblog.com/post/166 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">یارى حضرت قائم(علیه السلام) باطلب مغفرت وآمرزش براى مؤمنین&nbsp;&nbsp; <a name="1"></a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b><br> <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">طلب مغفرت و آمرزش</a> براى جمیع مؤمنین و مؤمنات است&nbsp;، و این شامل همه مؤمنین عالم مى&nbsp;باشد چه آنهائیكه در زمان ائمه معصومین (علیهم السلام) بوده&nbsp;اند و چه آنهائى كه در حیاتند و یا از دنیا رفته&nbsp;اند&nbsp;. و نصرت بودن آن بر این وجه است&nbsp;: text/html 2010-08-01T13:33:45+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah خلوص حقیقى در انتظار +پانوشت http://molod.mihanblog.com/post/163 <div style="text-align: center;"><font color="#008000"><b>خلوص حقیقى در انتظار <a name="8"></a></b></font><br></div><font color="#008000"><b> </b><br> </font>درجه سوّم&nbsp;; آن است كه غرض اصلى از اشتیاق به فرج آنحضرت (علیه السلام)و <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">انتظار</a> ظهور&nbsp;، آن چیزى است كه در آن فرج مى&nbsp;باشد از قبیل ظهور امر الهى&nbsp;، و ظهور دین مبین او در همه دنیا&nbsp;، و غلبه آن بر همه ادیان باطله&nbsp;، و ظهور امر اولیاء مقرّبین مكرّمین معصومین او (علیهم السلام)&nbsp;، و ظهور كمالِ فضل و كمالِ جلال آنها&nbsp;، و ظهور نور و ضیاء آنها&nbsp;، و ظهور همه شئونات جلیله و عظیمه آنها&nbsp;، و باز آنچه در آن فرج و ظهور است از قبیل خذلان جمیع دشمنان آنها&nbsp;، و تقاص حقوق آنها&nbsp;، و انتقام از ظالمین آنها&nbsp;، بخصوص آنچه در خونخواهى مظلومان كربلاء است&nbsp;، و اجراء همه حدود الهى و احكام او&nbsp;، طوریكه حقّ تعالى بدون خوف و ترس از احدى از مردم عبادت مى&nbsp;شود. text/html 2010-08-01T13:33:17+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah در معناى انتظار ، شرایط آن و آثار و علائم ظاهرى و باطنى آن http://molod.mihanblog.com/post/164 <div style="text-align: center;"><font color="#008000"><b>در معناى انتظار&nbsp;، شرایط آن و آثار و علائم ظاهرى و باطنى آن <a name="5"></a></b></font><br></div><font color="#008000"><b> </b><br> </font>معنى و حقیقت <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">انتظار</a> بر حسب مفهوم لفظى آن ضد یأس است&nbsp;، و آن قطع امید از امرى است بواسطه یقین و اطمینان به عدم وجود یا عدم وقوع آن&nbsp;، پس مراد در انتظار داشتن امرى آن است كه یقین به وقوع آن داشته باشد&nbsp;، و چشم به راه او باشد&nbsp;، و امیدوار به زمان وقوعش باشد. text/html 2010-08-01T13:13:18+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah نصرت و یارى حضرت قائم(علیه السلام) با انتظار ظهور و فرج http://molod.mihanblog.com/post/162 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">نصرت و یارى حضرت قائم(علیه السلام) با انتظار ظهور و فرج<a name="3"></a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b>&nbsp; <br> كیفیت دهم&nbsp;: <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">انتظار</a> ظهور و فرج حضرت ولى الله مى&nbsp;باشد. <br> اهمیّت انتظار ظهور آنحضرت (علیه السلام) به حدّى است كه منتظر در زمره مجاهدین آنحضرت (علیه السلام)و شهداى در حضورش محسوب مى&nbsp;گردد&nbsp;، كه در این مورد احادیث بسیارى نقل شده است&nbsp;، و این مطلب در ضمن سه فصل بیان مى&nbsp;شود. <br> فصل اوّل&nbsp;: در ذكر اخبارى است كه دلالت دارند بر آنكه <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">انتظار</a> فرج فضیلت نصرت و شهادت را دارد&nbsp;. <br> فصل دوّم&nbsp;: درذكر اخبارى در فضل انتظار ـ&nbsp;غیر از فضیلت نصرت وشهادت&nbsp;ـ است&nbsp;. <br> فصل سوّم&nbsp;: در بیان معناى انتظار&nbsp;، و ذكر شرایط و آداب آن&nbsp;، و در بیان مقدمات و آثار آن است. text/html 2010-08-01T12:59:47+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah سه خصوصیّت مهمّ در حدیث امام صادق (علیه السلام) http://molod.mihanblog.com/post/161 <div style="text-align: center;"><font color="#008000"><b>سه خصوصیّت مهمّ در حدیث امام صادق (علیه السلام) <a name="1"></a></b></font><br></div><font color="#008000"><b> </b><br> </font>و این حدیث شریف&nbsp;; طرفه حدیثى است كه جامع و مشتمل بر سه خصوصیت شریفه عظیمه است&nbsp;. <br> خصوصیّت اوّل&nbsp;: آنكه مشتمل است به بیان جامع بر همه حقوق عظیمه اولیاء اطهرین معصومین خداوند (علیهم السلام)كه بر عهده بندگان لازم است&nbsp;، از قبیل سلام دادن بر آنها&nbsp;، و زیارت آنها از دور و نزدیك&nbsp;، و صلوات فرستادن بر آنها&nbsp;، و دعاى در <a href="www.molod.mihanblog.com" target="" title="">فرج</a> آنها&nbsp;، و نصرت و یارى آنها در حال سختى و آسایش&nbsp;; و به مال و دست و پا و زبان و چیزهاى دیگر كه تعلّق به انسان داشته باشد و حصول نصرت و مودّت به آن میسّر شود&nbsp;. text/html 2010-07-27T16:59:04+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah بیان حقوق برادران ایمانى و كیفیّت اداء آن http://molod.mihanblog.com/post/160 <div style="text-align: center;"><b> <font color="#008000">بیان حقوق برادران ایمانى و كیفیّت اداء آن <a name="12"> </a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> <br> </font></b>&nbsp; این گفتار در ضمن دو مطلب بیان مى&nbsp;شود&nbsp;. <br> مطلب اوّل&nbsp;: در بیان حقوق و كیفیّت اداء آن&nbsp;. <br> مطلب دوّم&nbsp;: در بیان ا<a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">قسام برادران</a> ، و بیان حكم عمل به آن حقوق نسبت به هر قسم از آنها&nbsp;. <br> &nbsp; <br> <font color="#008000"></font><br> text/html 2010-07-27T16:55:52+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah حقوق برادران ایمانى از دیدگاه احادیث و روایات http://molod.mihanblog.com/post/158 <div style="text-align: center;"><b> <font color="#008000">حقوق برادران ایمانى از دیدگاه احادیث و روایات <a name="11"></a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> <br> </font></b>اخبار زیادى در این مورد و شدّت تأكید آن نقل شده است&nbsp;، از جمله در &nbsp;تفسیر امام حسن (علیه السلام) در ذیل این آیه شریفه&nbsp;: (وَ اِذا اَخَذْنا مِیثاقَ بَنى اِسْرائِیلَ لا تَعْبُدُونَ اِلاَّ الله )( [40] ) از <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">حضرت</a> رسول (صلى الله علیه وآله)روایت شده كه حضرتش فرمود&nbsp;: text/html 2010-07-27T16:54:47+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah تأثیر دعا در ظهور حضرت قائم(علیه السلام) نسبت به احوال بندگان http://molod.mihanblog.com/post/159 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">تأثیر دعا در ظهور حضرت قائم(علیه السلام) نسبت به احوال بندگان <a name="10"></a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> <br> </font></b>و خلاصه از آنچه گفتیم این است كه&nbsp;: اثر دعاء در فرج آنحضرت (علیه السلام)نسبت به احوال بندگان بر سه وجه است&nbsp;: <br> نوع اوّل&nbsp;: نسبت به بندگان مؤمن كه اقرار به توحیدالهى و رسالت <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">حضرت خاتم النبیّین</a> (صلى الله علیه وآله) و ولایت ائمّه طاهرین (علیهم السلام) دارند&nbsp;، هرچند در اعمال از اهل معصیت بوده و داراى وصف تقوا نباشند&nbsp;، پس هرگاه این دعا از آنها واقع شود&nbsp;; تأثیر در امور دنیوى آنها دارد&nbsp;، و وسیله اصلاح امورشان خواهد شد&nbsp;، بر حسب آنچه در این فرمایش كریمه&nbsp;: ( وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة خَیْراً یَرَه)( [37] )بیان فرموده كه&nbsp;: هر كس عمل خیرى از او صادر شود و فائده آن را و لو در دنیا خواهد دید&nbsp;. <br> بلكه در این دعا براى آنها یعنى اهل معصیت امید وسیله نجات در آخرت نیز هست&nbsp;، به مقتضاى فرمایش نبوى (صلى الله علیه وآله) درچند<a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title=""> روایتى ك</a>ه ذكرشد&nbsp;; كه&nbsp;: <br> &nbsp;هركس با قلب و زبان یا با مال یا به هر وجه دیگر ذرّیه مرا نصرت و یارى نماید&nbsp;، او را روز قیامت شفاعت مى&nbsp;كنم&nbsp;، هر چند با گناه اهل دنیا باشد&nbsp;. text/html 2010-07-27T16:33:40+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah مراتب تقواى http://molod.mihanblog.com/post/157 <div style="text-align: center;"><b> <font color="#008000">مراتب تقواى<a name="9"></a></font></b> <font color="#008000">مراتب تقواى ظاهرى </font><br></div><font color="#008000"> </font>مراتب تقواى ظاهرى بر حسب آنچه از اخبار استفاده مى&nbsp;شود&nbsp;; چند چیز است&nbsp;: <br> اوّل&nbsp;: ترك گناهان كبیره&nbsp;، و انجام فرائض و واجبات است&nbsp;، بر وجهى كه تفصیل آنها در كتب مبسوطه و بخصوص در كتب فقهیه مذكور است&nbsp;. <br> دوّم&nbsp;: ترك گناهان صغیره&nbsp;. <br> سوّم&nbsp;: ترك مكروهات&nbsp;. <br> چهارم&nbsp;: ترك مطلق مباحات&nbsp;، خصوص آنچه كه عنوان لهو و لعب داشته باشد&nbsp;. text/html 2010-07-27T16:07:21+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah تتمیم بحث دعا در ظهور حضرت (علیه السلام) http://molod.mihanblog.com/post/156 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">تتمیم بحث دعا در ظهور حضرت (علیه السلام) <a name="4"></a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b><br> پس بنده مؤمن بعد از شناخت به آنچه در باب دعا فرج <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">حضرت</a> (علیه السلام) و در تفاصیل آیات و اخبار بیان كردیم&nbsp;، مودّت و محبّت واقعى و حقیقى كه از مولاى او صلوات الله علیه در قلب&nbsp;اش جاى گرفته او را به هیجان و شورش در مى&nbsp;آورد&nbsp;، و توفیق الهى شاملش شده براى آنكه در دعا و طلب فرج آنحضرت صلوات الله علیه سعى و اهتمام نماید&nbsp;، و تعجیل آن را از خداوند متعال بخواهد&nbsp;. <br> پس لازم است دراین حال&nbsp;، در تحصیل آداب و شرایط كلّى صحّت و قبولى دعا كمال اهتمام را داشته باشد&nbsp;، و آدابى كه در استجابت دعا یا در تكمیل و سرعت در تأثیر آن ــ&nbsp;خصوصاً آداب و وظایف مهمّى كه به منزله روح و ركن دعا است&nbsp;ــ مدخلیّت دارد&nbsp;; یاد بگیرد&nbsp;، از قبیل شرایطى كه تعلّق به حال یا به زمان دعا یا به مكان دعا كننده دارد&nbsp;، و نیز در رفع موانع استجابت دعا و تأثیر آن سعى نمایند&nbsp;، تا آنكه دعاى او بر وجه صحیح و قبول واقع شود&nbsp;، و بر آن آثار و فوائد مهمّ و كامل مترتّب شود&nbsp;. <br> و آن آداب و شرایط بسیار است كه در اخبار بیان شده است&nbsp;، و در این مقام به بعضى از آداب مهمّ بر وجه اختصار و از جهت تذكّر و یاد آورى براى اهل اعتبار در ضمن سه فصل اشاره مى&nbsp;شود&nbsp;. text/html 2010-07-27T15:36:58+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah نصرت و یارى حضرت قائم (علیه السلام) با اعانت وكمك به اهل تقوا http://molod.mihanblog.com/post/155 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">نصرت و یارى حضرت قائم (علیه السلام) با اعانت وكمك به اهل&nbsp;تقوا<a name="1"></a></font></b><br> </div> <b><font color="#008000"> </font></b><br> كیفیّت نهم&nbsp;; كمك و اعانت به اهل تقوى و كسانیكه قبلا در ضمن مطالب گذشته نام برده شده است&nbsp;، كه هر كدام از انصار آن وجود مبارك (علیه السلام)مى&nbsp;باشند و این اعانت در حقّ آنها بر دو قسم است&nbsp;. <br> قسم اوّل&nbsp;: اعانت آنها در اموریكه عنوان نصرت آنها براى امام (علیه السلام)است كه آن موارد را در كیفیّات هفتگانه بیان كردیم&nbsp;، و ان شاءالله تعالى در كیفیّات چهارگانه دیگر نیز بیان خواهیم كرد&nbsp;. text/html 2010-07-27T15:24:09+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah نصرت و یارى حضرت قائم علیه السلام با آرزو و تمنّاى یارى ایشان http://molod.mihanblog.com/post/154 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">نصرت و یارى حضرت قائم علیه السلام با آرزو و تمنّاى یارى ایشان <a name="24"></a> </font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b>&nbsp; <br> كیفیّت هشتم&nbsp;; آرزو و تمنّاى یارى ایشان است&nbsp;، در حالى كه با عزم و اراده حقیقى و اشتیاق قلبى و صدق و یقین باشد&nbsp;، و این كیفیّت بر دو قسم است&nbsp;: <br> اوّل&nbsp;: آنكه با حال شوق عزم و اراده داشته باشد كه هرگاه <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">آنحضرت</a> صلوات الله علیه ظاهر شوند ایشان یارى كند&nbsp;، پس در هر حال آرزوى ظهور ایشان و نصرت و یارى آنحضرت را داشته باشد&nbsp;. <br> قسم دوّم&nbsp;: آنكه همّ نصرت و یارى اسلام در قلب او باشد و بواسطه خرابى آن محزون باشد&nbsp;. <div style="text-align: center;"> </div> text/html 2010-07-27T15:17:29+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah اثر دعا در تعجیل ظهور حضرت قائم علیه السلام http://molod.mihanblog.com/post/153 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">اثر دعا در تعجیل ظهور حضرت قائم علیه السلام <a name="16"></a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b> <br> امر دوّم&nbsp;: روایاتى وارد شده كه در تعجیل <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">ظهور</a> آنحضرت(علیه السلام)&nbsp;; دعا اثر كامل دارد&nbsp;، و آنچه از اخبار دلالت بر این امر دارد&nbsp;; پنج قسم است&nbsp;: <br> قسم اوّل&nbsp;: در بعضى روایات تصریح شده است كه دعاى مؤمنین و طلب فرج آنحضرت (علیه السلام) موجب تعجیل در فرج مى&nbsp;شود&nbsp;، و ترك آن موجب تأخیر در فرج مى&nbsp;شود&nbsp;. <br> از آن جمله روایتى كه در &nbsp;نجم الثاقب از شیخ جلیل عیّاشى از فضل بن ابى قره نقل شده&nbsp;، كه گفت&nbsp;: از <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">حضرت</a> صادق (علیه السلام)شنیدم كه مى&nbsp;فرمود&nbsp;: <br> حقّ تعالى به حضرت ابراهیم (علیه السلام)وحى فرمود كه&nbsp;: بزودى از براى تو از ساره پسرى متولّد مى&nbsp;شود&nbsp;. <br> ساره گفت&nbsp;: كه من پیره زن و عجوزه&nbsp;ام&nbsp;. <br> حقّ&nbsp;تعالى فرمود&nbsp;: بزودى فرزندى آورد و فرزندان آن پسر تا چهارصد سال در دست دشمن من معذّب مى&nbsp;گردند&nbsp;، به سبب آنكه كلام مرا ردّ نمود&nbsp;. text/html 2010-07-27T15:13:33+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah نصرت و یارى حضرت قائم علیه السلام با دعا در تعجیل فرج http://molod.mihanblog.com/post/152 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">نصرت و یارى حضرت قائم علیه السلام با دعا در تعجیل فرج <a name="14"></a> </font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b>&nbsp; <br> كیفیت هفتم&nbsp;; سعى و اهتمام در دعا نمودن در تعجیل فرج<a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title=""> آنحضرت</a> صلوات الله علیه است&nbsp;، و بیان آن بر وجه اجمال چنین است كه&nbsp;: <br> چون بر حسب برخى از احادیث و اخبار قطعیّه بلكه به مقتضاى ضرورت مذهب حقّ ثابت و معلوم است كه احقاق جمیع حقوق الهیّهجلّ شأنه و حقوق جمیع انبیاء و اوصیاء و اولیاء از اوّلین و آخرین&nbsp;، چه نسبت به نفوس طیّبه و پاك آنها&nbsp;، و چه نسبت به حرمت آنها&nbsp;، یا اهل و اولاد آنها&nbsp;، یا مال آنها&nbsp;، و نیز ظهور جمیع آثار دین و معالم حقّ موقوف به ظهور موفور السّرور <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">حضرت</a> بقیة الله (علیه السلام) است آن را خداوند در قرآن وعده فرموده&nbsp;: <br> ( هُوَ الّذی اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دینِ الحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدّینِ كُلِّهِ وَلَو كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ).( [28] ) <br> و فرمود&nbsp;:( وَعَدَ الله الَّذینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحات لَیَسْتَخْلفَنَّهُمْ فی الأرْضِ كَما اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَُیمَكِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الّذی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوفِهِمْ اَمْناً یَعْبُدُونَنى لایُشْرِكُونَ بى شَیْئاً ).( [29] ) <br> و فرمود&nbsp;: (وَ نُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فى &nbsp;الأرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ).( [30] ) <br> و همچنین به مقتضاى بسیارى از اخبار و فقرات شریفه ادعیه و زیارات&nbsp;; امر ظهور آنحضرت صلوات الله علیه و اصل وقوع آن&nbsp;; یك وعده الهى است كه تخلّف پذیر نیست&nbsp;، و لكن تأخیر و تعجیل وقوع آن از امور بدائیّه است&nbsp;. <br> و همچنین بر حسب برخى از اخبار ثابت شده&nbsp;است كه دعاى مؤمنین هرگاه با آدابش واقع شود&nbsp;، تأثیر و مدخلیّت تامّه در تعجیل آن دارد&nbsp;، پس باید همّ مؤمن در امر ظهور<a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title=""> آنحضرت</a> (علیه السلام) كامل&nbsp;تر باشد&nbsp;، و انتظارش بیشتر باشد&nbsp;، و به سبب طولانى شدن آن و مخفى بودن آثار دین و خذلان مؤمنین محزون&nbsp;تر باشد&nbsp;، كه این حالات از جمله آداب این دعا است&nbsp;. text/html 2010-07-27T15:09:41+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah مواردیكه تقیّه لازم نیست و كیفیّت تقیّه از دشمنان http://molod.mihanblog.com/post/151 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">مواردیكه تقیّه لازم نیست و كیفیّت تقیّه از دشمنان <a name="11"></a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b> <br> و لكن مورد لزوم تقیّه ــ&nbsp;بر وجهى كه بیان شد&nbsp;ــ در اقسام چهار گانه وقتى است كه بر تقیّه دفع محذورات مزبوره بشود&nbsp;، و لكن در جائى كه تقیّه مفید واقع نشود ــ&nbsp;ولو در تخفیف محذور و در هر صورت محذور باقى است&nbsp;ــ پس در باره حكم آن&nbsp;; در &nbsp;كافى از حضرت امام محمّدباقر (علیه السلام)چنین روایت شده كه حضرتش فرمود&nbsp;: <br> جز این نیست كه تقیّه قرار داده شده براى آنكه مؤمن به سبب آن خون و جانش حفظ شود&nbsp;، پس هرگاه ضرورت بحدّى است كه انسان در معرض كشته شدن است&nbsp;، یعنى یقین دارد كه او را مى&nbsp;كشند&nbsp;، پس دیگر دراین حال تقیه نیست( [17] )&nbsp;، یعنى آنچه بخواهد از امر حقّ بگوید و طریق خود را اظهار كند&nbsp;، یا از دشمنان تبرّى و لعن نماید&nbsp;، مانعى ندارد&nbsp;. <br> و در روایت دیگرى كه زراره از حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام)نقل میكند كه حضرت فرمود&nbsp;: <br> &nbsp;در مورد هر ضرورتى مى&nbsp;شود تقیّه نمود ــ&nbsp;یعنى در هر خطر و ضرر جانى و مالى و ضرر عرض و آبروى خانوادگى یا دینى&nbsp;ــ و كسیكه ضرورت دارد به خصوصیّت آن داناتر است هنگامى كه براى او ضرورت واقع مى&nbsp;شود&nbsp;.( [18] ) <br> <br> و امّا در كیفیّت خصوص تقیه از اعداء&nbsp;، پس هر گاه مؤمن در مابین آنها قرار گرفت&nbsp;، و مضطرّ به مجالست و معاشرت با آنها گردید&nbsp;، پس كیفیّت تقیه او در حالتى كه قلبش به ایمان در همه اعمال و افعالش از عبادات و غیر عبادات ــ&nbsp;از معامله و معاشرت و تكلم و هم تبرّى از امر حقّ بازبان&nbsp;ــ مطمئن باشد&nbsp;، پس جمله اى از آنها از اُمور تقلیدى است&nbsp;، كه در كتب فقهیه بیان شده است&nbsp;، و لكن مجملش چنین است كه&nbsp;: <br> هر گاه در ما بین آنها به ناچار واقع شد&nbsp;، نوعى رفتارنماید كه آنها او را از خود گمان نمایند&nbsp;، و هیچ ملتفت نشوند كه او بر خلاف طریق آنها است&nbsp;، تا آنكه موجب خطر و ضررى نسبت به خود او یا مؤمنین دیگر یا نسبت به امر حقّ و معالم دین نشود&nbsp;. <br> و در &nbsp;اصول كافى در باب تقیّه( [19] ) و باب كتمان( [20] ) و باب عشرت&nbsp;;( [21] ) آداب و كیفیّت و خصوصیّات تقیّه در ضمن روایاتى بیان شده است&nbsp;. text/html 2010-07-23T13:32:06+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah موارد لزوم تقیّه و كیفیت عمل به آن http://molod.mihanblog.com/post/150 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">موارد لزوم تقیّه و كیفیت عمل به آن </font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b> <br> مطلب سوّم&nbsp;: در اشاره اجمالى به مورد لزوم تقیّه&nbsp;; و كیفیّت عمل به آن&nbsp;، آنچه از برخى از <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">احادیثى</a> كه بیان شد و غیر آنها استفاده مى&nbsp;شود&nbsp;، آن است كه تقیّه بر دو قسم است&nbsp;: 1 ــ قولى &nbsp;، 2 ــ فعلى&nbsp;. <br> تقیّه قولى نیز بر دو وجه است&nbsp;: <br> وجه اوّل&nbsp;: آنكه مؤمن از بیان احادیث اهلبیت (علیهم السلام) ــ&nbsp;خصوصاً آنچه در بردادنده شئون جلیل و خاصّه آنها است&nbsp;ــ در جائیكه مورد استهزا و استخفاف قرار گیرد و به آن بخندند&nbsp;; یا از روى نادانى انكار كرده و ردّ نمایند&nbsp;; احتراز نماید&nbsp;، چرا كه عدم احتراز در این موارد موجب هتك حرمت اولیاء الهى مى&nbsp;شود&nbsp;، و یا آنكه از روى حسادت یا دشمنى باشنیدن آن اخبار درصدد اذیت و قتل و غارت آنها برآیند&nbsp;. text/html 2010-07-23T13:21:31+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah بیان روایت وارده در مذمّت ترك تقیّه http://molod.mihanblog.com/post/149 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">بیان روایت وارده در مذمّت ترك تقیّه <a name="8"> </a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b> <br> مقصد دوّم&nbsp;: در بیان احادیثى كه در مذمّت ترك تقیّه ــ&nbsp;در مواردى كه لازم است&nbsp;ــ نقل شده است&nbsp;، كه به ذكر پنج حدیث اكتفا مى&nbsp;شود&nbsp;. <br> حدیث اوّل&nbsp;: در كتاب &nbsp;كافى نقل شده از حضرت صادق (علیه السلام) كه فرمود&nbsp;: <br> &nbsp;احتراز و اجتناب نمائید از بجا آوردن عملى كه ما بواسطه آن مورد سرزنش و بدگوئى مردم واقع مى&nbsp;شویم&nbsp;، به تحقیق كه پدر بواسطه عمل فرزندش مورد سرزنش قرار مى&nbsp;گیرد&nbsp;، و از براى امام خود زینت باشید&nbsp;، و مایه ننگ و وهن ایشان نباشید&nbsp;.( [10] ) <br> حدیث دوّم&nbsp;: باز در آن كتاب نقل شده از حضرت<a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title=""> موسى بن جعفر</a> (علیه السلام)از حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام)كه فرمود&nbsp;: <br> &nbsp;تقیّه دین من و دین پدران من مى&nbsp;باشد وایمان ندارد كسیكه تقیّه نمى&nbsp;كند.( [11] ) <br> حدیث سوّم&nbsp;: همچنین در آن كتاب از عبدالله&nbsp;بن&nbsp;ابى&nbsp;یعفور نقل شده كه گفت&nbsp;: شنیدم از حضرت صادق (علیه السلام)كه فرمود&nbsp;: <br> &nbsp;تقیّه سپر مؤمن است ـ&nbsp;از شرّ اعداء&nbsp;ـ و حرز مؤمن است ـ&nbsp;از وقوع در فتنه&nbsp;ها و بلاها&nbsp;ـ و كسیكه تقیّه نمى&nbsp;كند ایمان ندارد&nbsp;، همانا كسیكه حدیثى از احادیث ما به او مى&nbsp;رسد&nbsp;; و متمسّك به آن مى&nbsp;شود&nbsp;; و وسیله قرب ما بین خود و خداوند متعال قرار مى&nbsp;دهد&nbsp;; پس این تمسّك براى او در دنیا عزّت و در آخرت نور مى&nbsp;باشد&nbsp;، و همانا كسیكه حدیثى از احادیث ما به او مى&nbsp;رسد&nbsp;، و او آن را فاش كند ـ&nbsp;نزد غیر اهلش&nbsp;ــ این امر موجب ذلّت او در دنیا مى&nbsp;شود و خداوند این نور را از او بر مى&nbsp;دارد&nbsp;.( [12] ) <br> حدیث چهارم&nbsp;: باز از معلّى بن خنیس از حضرت صادق (علیه السلام)روایت نموده كه حضرتش فرمود&nbsp;: <br> &nbsp;اى معلّى! پنهان كن امر ما را و آن را فاش مكن&nbsp;، همانا هركه امر ما را پنهان نماید و آن را فاش نكند&nbsp;، خداوند او را بواسطه این كتمان در دنیا عزیز مى&nbsp;كند و در آخرت آن را نورى در پیشانى او قرار مى&nbsp;دهد كه راهنماى او بسوى بهشت مى&nbsp;شود&nbsp;. <br> اى معلى! بدرستیكه تقیّه از دین من و دین پدران من مى&nbsp;باشد و كسیكه تقیّه نمى&nbsp;كند ایمان ندارد&nbsp;. <br> اى معلى! بدرستیكه خداوند دوست مى&nbsp;دارد كه در پنهانى عبادت شود&nbsp;، چنانكه دوست مى&nbsp;دارد در آشكار عبادت شود&nbsp;. <br> اى معلى! بدرستیكه فاش كننده امر ما مثل كسى است كه امر ما را انكار كرده است&nbsp;.( [13] ) <br> حدیث پنجم&nbsp;: نیز از محمّد بن ابى&nbsp;نصر روایت شده كه گفت&nbsp;: مسئله&nbsp;اى از حضرت رضا (علیه السلام) سئوال كردم &nbsp;، پس ابا كرده و جواب ندادند&nbsp;، آنگاه فرمود&nbsp;: <br> &nbsp;اگر چنانچه هر چه مى&nbsp;خواهید به شما عطا كنیم&nbsp;، به صلاح شما نخواهد بود و موجب گرفتارى صاحب شما خواهد شد&nbsp;، حضرت اباجعفر (علیه السلام)فرمود&nbsp;: <br> خداوند امر ولایت خود را نزد جبرئیل (علیه السلام)پنهان گردانید&nbsp;، و جبرئیل آن را نزد حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) پنهان كرد&nbsp;، و حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) آن را نزد امیرالمؤمنین(علیه السلام)پنهان نمود&nbsp;، و حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)نزد آنكسى كه خدا مى&nbsp;خواست آن را پنهان كرد&nbsp;، پس شماها آن را فاش مى&nbsp;كنید&nbsp;، كیست آن كس كه بتواند یك حرفى را كه شنیده باشد نگاه دارد؟ <br> حضرت اباجعفر (علیه السلام)فرمود&nbsp;: كه در حكمت آل داود (علیه السلام)چنین آمده است كه&nbsp;: سزاوار است از براى مسلمان آنكه بتواند خود دارى كند&nbsp;، و توجّهش به حال خود باشد كه غفلت پیدا نكند&nbsp;، و به اهل زمان خود بینائى داشته باشد&nbsp;، ــ&nbsp;یعنى بداند با هركس چه نوع سلوك كند&nbsp;، و هر حرفى را به چه كسى اظهار كند&nbsp;ــ پس از خداوند متعال بترسید و حدیث مارا ــ نزد هركس&nbsp;ــ فاش نكنید&nbsp;. <br> پس اگر جز این بود كه خداوند از اولیاء خود دفاع مى&nbsp;كند و از دشمنان خود به خاطر اولیائش انتقام مى&nbsp;گیرد (پس دشمنان به سبب عناد خود&nbsp;، مؤمنین رانابود مى&nbsp;كردند&nbsp;) آیا نمى بینى كه خداوند متعال با آل برمك چه كرد&nbsp;؟ و چگونه از براى حضرت موسى بن جعفر (علیه السلام)انتقام گرفت&nbsp;؟ <br> و بتحقیق طائفه بنو اشعث در خطر عظیم بودند&nbsp;، پس خداوند خطر را از آنها دفع فرمود&nbsp;، بواسطه موالات آنها با حضرت موسى بن جعفر (علیه السلام)&nbsp;، و شماها كه در عراق هستید كارها و كردارهاى این فراعنه را مى&nbsp;بینید و آنكه چگونه خداوند آنهارا مهلت داده است&nbsp;. <br> پس بر شما باد ترس از خداوند عزّوجلّ&nbsp;، و دنیا شمارا مغرور نكند&nbsp;، و بواسطه مشاهده حال كسیكه به تحقیق خداوند او را مهلت داده&nbsp;، فریب نخورید&nbsp;، پس در این حال چنین خواهد شد كه امر فرج الهى شما مهیا و فراهم خواهد است&nbsp;.( [14] ) text/html 2010-07-23T13:11:58+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah بیان روایات وارده در فضل تقیّه http://molod.mihanblog.com/post/148 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">بیان روایات وارده در فضل تقیّه <a name="7"></a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b> <br> (تقیّه از نظر روایات و اخبار) <br> مطلب دوّم&nbsp;: در بیان اخبارى است كه در مدح تقیّه; و تأكید در آن و مذمّت شدید در ترك آن وارد شده است&nbsp;، پس در این مقام دو مقصد است&nbsp;: <br> &nbsp; <br> مقصد اوّل&nbsp;: در ذكر آنچه در مدح تقیّه وارد است&nbsp;، كه به ذكر پنج حدیث اكتفا مى&nbsp;شود&nbsp;: <br> حدیث اوّل&nbsp;: در كتاب &nbsp;كافى&nbsp; از حبیب بن بشر از حضرت صادق (علیه السلام)روایت شده كه <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">حضرتش</a> فرمود&nbsp;: <br> &nbsp;از پدر بزرگوارم شنیدم كه مى&nbsp;فرمود&nbsp;: به خدا قسم&nbsp;; بر روى زمین نزد من چیزى محبوب تر از تقیّه نیست&nbsp;، اى حبیب&nbsp;! هركس تقیّه كند&nbsp;; خداوند او را بلند مرتبه مى&nbsp;فرماید&nbsp;.( [5] ) <br> حدیث دوّم&nbsp;: در همان كتاب روایت شده از ابوعمروكناسى از آنحضرت صلوات الله علیه كه فرمود&nbsp;: <br> اى ابا عمرو&nbsp;! اگر چنانچه تو را حدیث نمایم به <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">حدیثى</a> ، یا فتوا دهم به فتوائى&nbsp;، بعد از این بیائى و از آن پرسش كنى; خبر دهم تو را به خلاف آنچه خبر داده بودم یا فتوا داده بودم&nbsp;، به كدام یك از آنها اخذ مى&nbsp;كنى&nbsp;؟ <br> عرض كردم&nbsp;: قول دوّم را گرفته و دیگرى را كنار مى&nbsp;گذارم&nbsp;. <br> فرمود&nbsp;: در این صورت راه درست را انتخاب كرده&nbsp;اى ; اى ابا عمرو! خداوند ابا دارد جز آنكه در پنهانى عبادت شود&nbsp;، به خدا قسم&nbsp;; اگر چنانچه بر همین نحو عمل كنید همانا براى من و شما بهتراست&nbsp;، و خداوند <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">عزّوجلّ</a> ابا دارد از براى من و شما در دین خود&nbsp;; جز تقیّه نمودن را&nbsp;.( [6] ) <br> حدیث سوّم&nbsp;: و نیز در آن كتاب از واسطى روایت كرده كه<a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title=""> آنحضرت</a> (علیه السلام)فرمودند: <br> &nbsp;احدى به درجه تقیّه اصحاب كهف نرسید&nbsp;، و آنان بر این نحو بودند كه در عیدهاى كفّار حاضر مى&nbsp;شدند و زنّارها را مى&nbsp;بستند&nbsp;، پس خداوند اجر آنها را دو برابر عطا فرمود&nbsp;&nbsp;.( [7] ) <br> حدیث چهارم&nbsp;: و نیز عبدالاعلى از آنحضرت (علیه السلام)روایت نموده كه گفت&nbsp;: شنیدم از <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">امام صادق</a> (علیه السلام)كه مى&nbsp;فرمود&nbsp;: <br> &nbsp;همانا تحمّل امر ما مجرّد تصدیق و قبول نمودن آن نیست&nbsp;، از بلكه پنهان كردن و حفظ آن از غیر اهلش مى&nbsp;باشد&nbsp;، پس سلام به شیعیان ما برسان&nbsp;، و به آنهابگو&nbsp;: خداوند رحمت كند آن بنده&nbsp;اى را كه مردم را بسوى خود دوست نماید&nbsp;، و مردم را به آنچه قبول و باور نمایند حدیث كند&nbsp;، و آنچه را انكار مى&nbsp;كنند&nbsp;; از آنها پنهان كند&nbsp;. <br> پس فرمود&nbsp;: به خدا قسم حال كسیكه كلامى مى&nbsp;گوید كه ما كراهت داریم (سر ما را فاش مى&nbsp;كند) كمتر از حال آن كسى نیست كه در حال جنگ با ما است&nbsp;، پس اگر چنین شخصى را مشاهده كردید بسوى او رفته و او را از آن عمل باز دارید&nbsp;، و اگر از شما نپذیرفت كسى را كه از او مى&nbsp;ترسد بسوى او فرستاده تا او را وادار به ترك آن عمل كند&nbsp;، همانطور كه اگر كسى از شما طلب حاجت كند &nbsp;; و با ملاطفت و نرمى حاجت او را روا كند&nbsp;، پس ملاطفت و نرمى نموده در حاجت من. <br> یعنى&nbsp;: همچنانكه در رفع نیازهاى خود با مردم با ملاطفت و نرمى رفتار مى&nbsp;كنید&nbsp;، در پذیرش امر ما نیز با مردم با نرمى و ملاطفت رفتار كنید&nbsp;.( [8] ) <br> حدیث پنجم&nbsp;: و نیز در كتاب &nbsp;كافى از عیسى بن ابى المنصور روایت شده كه گفت&nbsp;: شنیدم كه <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">حضرت صادق</a> (علیه السلام)فرمود&nbsp;: <br> &nbsp;نفس كشیدن كسیكه از براى مامهموم و بخاطر خللى كه به ما رسیده&nbsp;; غمگین باشد&nbsp;، به منزله <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">تسبیح</a> است&nbsp;، و همّ او براى امرى كه متعلّق به ما باشد به منزله عبادت است&nbsp;، و كتمان سرّ ما&nbsp;; به منزله جهاد در راه خدا است&nbsp;.( [9] ) text/html 2010-07-23T12:55:39+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah نصرت و یارى حضرت قائم علیه السلام با تقیه http://molod.mihanblog.com/post/147 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">نصرت و یارى حضرت قائم علیه السلام با تقیه <a name="5"></a> </font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b>&nbsp; <br> كیفیّت ششم&nbsp;; تقیّه است&nbsp;، و این امر در ضمن سه مطلب بیان مى&nbsp;شود&nbsp;: <br> اوّل&nbsp;: دربیان آنكه چگونه تقیّه نصرت آنحضرت صلوات الله علیه است&nbsp;. <br> دوّم&nbsp;: در بیان احادیث و اخبارى كه در فضیلت تقیّه و شدّت تأكید در آن و در شدّت ذمّ ترك آن&nbsp;; وارد شده&nbsp;است&nbsp;. <br> سوّم&nbsp;: در اشاره اجمالى به موارد تقیّه و كیفیّت عمل به آن&nbsp;.<b><font color="#008000"><br> </font></b> <br> امّا مطلب اوّل&nbsp;: در بیان آنكه تقیّه نصرت و یارى حضرت حجّت (علیه السلام) در امر دین است&nbsp;، و آن بر این وجه است كه&nbsp;: چون بر حسب آنچه در مطلب دوّم و سوّم ان شاء الله تعالى معلوم خواهد شد&nbsp;; تقیّه در موردى است كه فعلى یا ترك فعلى كه لازم است از آن احتراز شود&nbsp;، در معرض خطرى باشد و آن خطر نسبت به آنحضرت (علیه السلام) یا به شیعیان و دوستان ایشان باشد&nbsp;، كه با تقیّه آن خطرات دفع یا مندفع مى&nbsp;شود&nbsp;. <br> پس هرگاه مؤمن در مورد وجوب و لزوم آن تقیّه نمود&nbsp;، وجود مبارك امام(علیه السلام)را در دفع خطر و ضرر یا در سالم بودن از آن خطر&nbsp;، نسبت به خود ایشان و متعلّقان و دوستانش یارى كرده است&nbsp;. <br> امّا نسبت به خود ایشان&nbsp;، مثل آنكه در موردى باشد كه عمل و قول مؤمن ــ&nbsp;و لو در امر حقّ باشد&nbsp;ــ موجب استهزاء اعداء و اشرار یا استخفاف و بى ادبى آنها به امر الهى و دین حقّ یا اسم او جل شأنه&nbsp;; یا نسبت به حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)یا نسبت به امر امام (علیه السلام) شود&nbsp;، و همچنین در مواردى كه وهن به فرمایشات و اخبار آنها وارد آید یا تضییع آنها گردد&nbsp;. <br> امّا نسبت به دوستان&nbsp;; مثل موردى كه ترك تقیّه موجب خطر و ضرر نسبت به خود انسان یا مال یا آبرو یا اهلش یا نسبت به سائر مؤمنین باشد&nbsp;; نصرت آنحضرت را در این امور نموده&nbsp;. <br> پس در بعضى از آنها مربوط به جهات دنیوى ایشان است&nbsp;ــ و بیان آن در فصل سوّم خواهد آمد&nbsp;ــ و در بعضى از آنها مربوط به نصرت در امر دین است&nbsp;، مثل موردى كه تقیه وسیله محفوظ ماندن اخبار و احادیث آنها (علیهم السلام)از وهن یا تضییع یا مخفى شدن یا معطّل ماندن شود كه نگذارند به وفق آنها عمل شود&nbsp;، و مثل موردى كه تقیّه وسیله تألیف قلوب اعداء شود ــ&nbsp;و همچنین امثال این موارد&nbsp;ــ و به این سبب امر بر مؤمنین در باب اظهار حقّ و عمل به وظیفه و طریقه حقّ و ایمانى آنها سهل و آسان شود&nbsp;. text/html 2010-07-23T12:46:39+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah افعال انسان در مقام ترتّب ثواب و اجر http://molod.mihanblog.com/post/146 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">افعال انسان در مقام ترتّب ثواب و اجر <a name="4"> </a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b> <br> بنابر آنچه در معناى مرابطه ذكر و نیز از حدیث <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">امام</a> محمّد باقر (علیه السلام) و احادیث دیگر استفاده مى&nbsp;شود&nbsp;، ظاهر مى&nbsp;گردد كه تقوا و آنچه بعد از آن ذكر كردیم ــ&nbsp;یعنى كیفیات سه گانه&nbsp;ــ همه از قسم دوّم مرابطه محسوب مى&nbsp;شوند&nbsp;; به این بیان كه&nbsp;: افعال صادره از انسان در مقام ترتّب اجر و ثواب بر آنها&nbsp;، بر چهار قسم است&nbsp;: <br> قسم اوّل&nbsp;: افعالى است كه فى نفسها جنبه عبادى ندارند&nbsp;، یعنى در جمله عبادات متعارفه معیّنه در شرع محسوب نمى&nbsp;شوند&nbsp;، پس اجر و ثوابى هم بر آنها مترتّب نمى&nbsp;شود&nbsp;، مگر در حالتى كه در آنها قصد عبادت بشود&nbsp;، و به یك عنوان از عناوین عبادت او را در آورند&nbsp;. text/html 2010-07-23T12:41:19+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah نصرت و یارى حضرت قائم علیه السّلام با مرابطه http://molod.mihanblog.com/post/145 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">نصرت و یارى حضرت قائم علیه السّلام با مرابطه&nbsp; <a name="2"></a> </font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b> <br> كیفیّت پنجم&nbsp;; مرابطه است&nbsp;، و در این آیه مباركه به آن امر فرموده: (&nbsp;اِصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا&nbsp;).( [1] ) <br> در &nbsp;كافى&nbsp; روایت شده از <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">حضرت صادق (علیه السلام)</a>كه در بیان این آیه فرمود&nbsp;: <br> &nbsp;اِصبِرُوا عَلى الفَرائضِ و صابروا على المصائب و رابطوا على الائمّة(علیهم السلام)&nbsp;.( [2] ) <br> یعنى&nbsp;: بر سختى انجام واجبات صبر كنید&nbsp;، و یكدیگر را در صبر بر مصائب امر كنید&nbsp;; و تسلیت دهید&nbsp;، و براى ائمّه (علیهم السلام)مرابطه نمائید یعنى در مقام نصرت و موالات آنها باشید&nbsp;. text/html 2010-07-23T12:26:32+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah یارى حضرت قائم علیه السّلام با امر به معروف و نهى از منكر http://molod.mihanblog.com/post/144 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000"><a name="1"></a> </font></b><b><font color="#008000">یارى حضرت قائم علیه السّلام با امر به&nbsp;معروف و نهى از منكر </font></b></div><b><font color="#008000"> </font></b> <br> كیفیّت چهارم&nbsp;; <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">امربه معروف و نهى از منكر</a> است&nbsp;، و این نوع&nbsp;; نصرت و یارى كاملى نسبت به وجود مبارك ایشان است&nbsp;، بواسطه آنكه هرگاه امر به معروف و نهى از منكر با شرایط مقررّه آن واقع شود&nbsp;; آثار زیادى چه از نظر ظاهرى و چه از نظر باطنى از آن ظاهر مى&nbsp;شود&nbsp;. <br> امّا آثار ظاهرى این است كه&nbsp;: با<a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title=""> امر به معروف و نهى از منكر</a>آن كسى كه اهل معصیت و گناه است یا بطور كلّى آن گناه را ترك مى&nbsp;كند و یا كمتر انجام مى&nbsp;دهد&nbsp;، یا موجب كمى جرأت او مى&nbsp;شود&nbsp;; خصوصاً براى گناه در آشكارا&nbsp;، و همچنین بوسیله امر به معروف كسانى كه تارك واجبات و معروفات بوده&nbsp;اند&nbsp;; آنها را بجا مى&nbsp;آورند&nbsp;. <br> و فایده دیگر آنكه&nbsp;: دیگران مندفع مى&nbsp;شوند&nbsp;، یعنى دیگر جرأت بر اقدام به گناهان و ترك واجبات را پیدا نمى&nbsp;كنند&nbsp;. <br> و این دو جهت موجب ثبات احكام و اقامه فرائض و اعلام دین مى&nbsp;شود&nbsp;، و وسیله نشر و <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">ظهور </a>آنها مابین بندگان مى&nbsp;گردد&nbsp;، زیرا هرگاه بنا شد عدّه&nbsp;اى آنها را انجام داده و بر آنها مواظبت داشته باشند&nbsp;; عده دیگر هم قهراً تأسّى و تبعیّت مى&nbsp;كنند&nbsp;، و عدّه&nbsp;اى هم متذكّر مى&nbsp;شوند&nbsp;. <br> و امّا آثار باطنى&nbsp;: آنكه موجب نزول بركات و فیوضات الهى مى&nbsp;شود&nbsp;، و سبب دفع و رفع بلیّات و نقمات مى&nbsp;گردد&nbsp;. <br> و در این آثار ظاهرى و باطنى كیفیّاتى از نصرت حاصل مى&nbsp;شود كه ذیلا بیان مى&nbsp;كنیم&nbsp;: <br> امّا نسبت به آثار ظاهرى این است كه همه آنچه ذكر شد از اقامه فرائض و استحكام آن و امثال آنها امورى است كه راجع به وجود مبارك امام (علیه السلام)است&nbsp;، پس هركس موفّق در جهتى از آن جهات گردد&nbsp;; البته ایشان را نصرت و یارى نموده است&nbsp;. <br> امّا نسبت به آثار باطنى&nbsp;، چونكه بركات و فیوضات الهى به یمن وجود مبارك امام (علیه السلام)مى&nbsp;باشد&nbsp;، پس هركس وسیله شد در رفع موانع آن و سبب ظهور آنها شد&nbsp;; آنحضرت (علیه السلام)را در <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">ظهور</a> آثار وجود مبارك ایشان نصرت و یارى كرده است&nbsp;، و این یارى در جهت عزّ و شرف ایشان مى&nbsp;باشد&nbsp;، و نیز نصرت ایشان است نسبت به وابستگان و شیعیان كه منتفع به آن بركات مى&nbsp;شوند&nbsp;. <br> و امّا در دفع نقمات و بلیاّت&nbsp;; پس آنحضرت را در دفع ضرر دنیوى از دوستان ایشان یارى كرده است&nbsp;; و نیز در دفع ضرر اُخروى كه به جهت ترك معاصى و انجام فرائض از عذاب آخرت نجات مى&nbsp;یابند و مبتلا به آنها نمى&nbsp;شوند&nbsp;. text/html 2010-07-21T14:16:36+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah عناوین تقوى كه مؤمن با آنها حضرت را یارى مى كند http://molod.mihanblog.com/post/143 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">عناوین تقوى كه مؤمن با آنها حضرت را یارى مى&nbsp;كند <a name="2"></a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b><br> بنابراین&nbsp;; مؤمن در تحصیل صفت تقوا&nbsp;; با چند عنوان امام (علیه السلام)را نصرت و یارى مى&nbsp;نماید&nbsp;، كه در هركدام نفعى است نسبت به وجود مبارك امام (علیه السلام) در همه جهاتى كه بیان كردیم&nbsp;. <br> عنوان اوّل&nbsp;: از بزرگترین و مهمترین امورى كه آنحضرت از جانب خداوند جلّ&nbsp;شأنه دارند&nbsp;; هدایت بندگان و ارشاد آنها بسوى خیر و صلاح&nbsp;است&nbsp;، تا آنكه در طریق حقّ ثابت قدم بوده و از اهل آن بشوند&nbsp;. <br> پس هر گاه انسان یك نفر از بندگان را هدایت و ارشاد كند تا آنكه از اهل خیر و صلاح شود&nbsp;، اگر چه در واقع&nbsp;; رسیدن او به درجه و رتبه صلاح از افاضه خود ایشان از جانب خداوند جلّ&nbsp;شأنه مى&nbsp;باشد&nbsp;، لكن به همان مرتبه ظاهرى كه انسان در هدایت او وسیله شده است &nbsp;; امام (علیه السلام)را یارى كرده است&nbsp;، و در این امر فرقى نمى&nbsp;كند كه انسان دیگرى را ارشاد و هدایت به صلاح و تقوا نماید یا خودش را اصلاح نموده و با تقوا شود&nbsp;، پس خود او هم یكى از آنهائیست كه امام (علیه السلام)باید او را به خیر و صلاح هدایت و ارشاد فرمایند&nbsp;. <br> و چون تقواى واقعى چه ظاهرى و چه قلبى موقوف به تحصیل معرفت و علم به دستورات text/html 2010-07-21T14:16:12+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah نصرت و یارى حضرت قائم علیه السّلام با صفت تقوا http://molod.mihanblog.com/post/142 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">نصرت و یارى حضرت قائم علیه&nbsp;السّلام با صفت تقوا <a name="1"></a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b><br> نصرت و یارى <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">حضرت ولى الله (علیه السلام)</a>در امر دین&nbsp;; به عناوینى چند حاصل مى&nbsp;شود&nbsp;، كه در اینجا به دوازده كیفیّت از مهمترین و لازم&nbsp;ترین آنها بر وجه اختصار اشاره مى&nbsp;كنیم&nbsp;: <br> كیفیّت اوّل&nbsp;; تقوا است&nbsp;. و بر این مطلب ــ یعنى بر اینكه با تقوا یارى امام(علیه السلام)حاصل مى&nbsp;شود&nbsp;ــ شواهد بسیارى داریم&nbsp;، كه اجمالا بعضى از آنها را متذكّر مى&nbsp;شویم&nbsp;: <br> اوّل&nbsp;: فرمایش حضرت<a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title=""> امیرالمؤمنین (علیه السلام)</a>در &nbsp;نهج البلاغه&nbsp; در ضمن نامه&nbsp;اى كه به عثمان بن حنیف ــ&nbsp;عامل ایشان در بصره&nbsp;ــ نوشته&nbsp;اند&nbsp;: <br> &nbsp;ألا و إنّ لكلّ مأموم إماماً یقتدی به&nbsp;، و یستضیئ بنور علمه&nbsp;، ألا و إنّ إمامكم قد اكتفى من دنیاه بطمریه&nbsp;، و من طُعمه بقُرصیه&nbsp;، ألا و إنّكم لا تقدرون على ذلك&nbsp;، و لكن أعینونی بورع و اجتهاد و عفّة و سداد&nbsp;.( [1] ) <br> یعنى&nbsp;: آگاه باشید&nbsp;! همانا از براى هر كسى باید امام و پیشوائى باشد كه در اعمال و احوال خود از او پیروى كند&nbsp;، و به روشنائى نور علم او هدایت بیابد&nbsp;. text/html 2010-07-21T13:54:09+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah نصرت و یارى حضرت قائم علیه السّلام با ارشاد جاهلین http://molod.mihanblog.com/post/141 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">نصرت و یارى حضرت قائم علیه&nbsp;السّلام با ارشاد جاهلین <a name="3"></a><br> </font></b><div style="text-align: right;">&nbsp; <br> كیفیّت دوّم&nbsp;; سعى و اهتمام در ارشاد و هدایت جاهلین است <br> اعم از آنكه جهالتشان&nbsp;;جهالت كفر و شرك باشد یا جهالت ضلالت یا جهالت در احكام دین&nbsp;، یا جهالت در امر فسق و فجور باشد&nbsp;. <br> هدایت چند قسم است. <br> اوّل آنكه به گفتار باشد&nbsp;; مثل تعلیم آنچه رفع جهالت شود&nbsp;، یا ترغیب و تحریص نمودن جاهل را بر وجهى كه در مقام رفع جهل خود بر آید&nbsp;، به گونه اى كه علاقه&nbsp;مند شود كه در مجالس علم نزد علماء حاضر شود&nbsp;. <br> دوّم آنكه با فعل و كردار باشد&nbsp;، مثل آنكه فعل و حال انسان در كمالات و حسن اخلاق و مواظبت به آداب بطورى باشد كه موجب رغبت و تألیف قلوب جاهلین شود&nbsp;. </div></div><div style="text-align: center;"> <br></div> text/html 2010-07-21T13:42:03+01:00 molod.mihanblog.com ab2ullah عناوین تقوى كه مؤمن با آنها حضرت را یارى مى كند http://molod.mihanblog.com/post/140 <div style="text-align: center;"><b><font color="#008000">عناوین تقوى كه مؤمن با آنها حضرت را یارى مى&nbsp;كند <a name="2"></a></font></b><br></div><b><font color="#008000"> </font></b><br> بنابراین&nbsp;; مؤمن در تحصیل صفت تقوا&nbsp;; با چند عنوان<a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title=""> امام</a> (علیه السلام)را نصرت و یارى مى&nbsp;نماید&nbsp;، كه در هركدام نفعى است نسبت به وجود مبارك امام (علیه السلام) در همه جهاتى كه بیان كردیم&nbsp;. <br> عنوان اوّل&nbsp;: از بزرگترین و مهمترین امورى كه آنحضرت از جانب خداوند جلّ&nbsp;شأنه دارند&nbsp;; هدایت بندگان و ارشاد آنها بسوى خیر و صلاح&nbsp;است&nbsp;، تا آنكه در طریق حقّ ثابت قدم بوده و از اهل آن بشوند&nbsp;. <br> پس هر گاه انسان یك نفر از بندگان را هدایت و ارشاد كند تا آنكه از اهل خیر و صلاح شود&nbsp;، اگر چه در واقع&nbsp;; رسیدن او به درجه و رتبه صلاح از افاضه خود ایشان از جانب خداوند جلّ&nbsp;شأنه مى&nbsp;باشد&nbsp;، لكن به همان مرتبه ظاهرى كه انسان در هدایت او وسیله شده است &nbsp;; <a href="http://molod.mihanblog.com/" target="" title="">امام</a> (علیه السلام)را یارى كرده است&nbsp;، و در این امر فرقى نمى&nbsp;كند كه انسان دیگرى را ارشاد و هدایت به صلاح و تقوا نماید یا خودش را اصلاح نموده و با تقوا شود&nbsp;، پس خود او هم یكى از آنهائیست كه امام (علیه السلام)باید او را به خیر و صلاح هدایت و ارشاد فرمایند&nbsp;.