موضوعات

  خوراک | RSS
 خوراک وب

  ابر برچسب ها
یاری امام زمان امام زمان در زندگی حضرت مهدی انتظار و مهدویت شیوه یاری امام زمان مهدی صاحب الزمان تقیه داستان امام زمان داستان كوتاه ادبیات انتظار صاحب الزمان درباره امام زمان مهدی امام عصر امام زمان در سخن حضرت علی امام زمان در سخن پیامبر اكرم امام زمان امام مهدی در كتاب و سنت شناختی از زندگی امام زمان نصرت امام زمان نهج البلاغه تحقیق كتابها انتظار امام زمان در سخن امیرالمومنین زندگی نامه امام زمان حدیث ثقلین حضرت مهدی مقاله مقاله وتحقیق در كلام امیرالمومنین در روایات نثر درباره امام زمان امام زمان در حدیث ثقلین امام زمان درقرآن درباره حضرت مهدی احادیث شعر درباره امام زمان گفتار علی (ع) درباره امام زمان حدیث ظهور فروغ تابان ولایت صاحبالزمان داستان درباره امام زمان زندگی امام زمان امام زمان در احادیث در وصف امام زمان ظهور مهدی موعود شناسی در سخنان پیامبر
 
 تماس با مدیر در یاهو  
مکان آیدی شما


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


    تولد دوباره‌ بت‌ها
شنبه 1 خرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://4.bp.blogspot.com/_NjdBzKI5nYs/SblUgtfqDgI/AAAAAAAABnY/C2SpX9OhU7Y/s400/lord+ganapati+wallpaper.jpg

 تولد دوباره‌ بت‌ها!

از:اسماعیل‌ شفیعی‌سروستانی‌


  انسان‌ امروز، دلخوش‌ است‌ به‌ اینكه‌ چون‌ گذشتگان‌ بت‌پرستی‌ نمی‌كند، لات‌ و عُزّی‌ و هبل‌ را نمی‌پرستد و در مقابل‌ خدایان‌ سنگی‌ و بی‌جان‌ سجده‌ نمی‌آورد و از اینكه‌ گاه‌ و بیگاه‌ در كلیسایی‌ یا محراب‌ مسجدی‌ سر به‌ آسمان‌ بلند می‌كند و بر آستان‌ خدایی‌ مفروض‌ سجده‌ می‌آورد به‌ خود می‌بالد.
  یافتن‌ پاسخی‌ برای‌ این‌ سؤال‌ كه‌ ?آیا حقیقتاً? امروزه‌ رسم‌ بت‌پرستی‌ از میان‌ رفته‌ است‌ یا آنها به‌ طریقی‌ دیگر امكان‌ حیات‌ یافته‌اند، سخت‌ می‌نماید.

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: بت پرستی ، بت پرستی نوین ، درباره امام زمان ، داستان كوتاه ، ادبیات انتظار ، بت ، امام زمان ، ظهور ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


   شیعه عاشق
شنبه 1 خرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://sites.google.com/site/rezan110/Ali3.jpg

شیعه عاشق

از:پریوش‌ دانش‌نیا

 
(یا علی‌) ای‌ كه‌ مرد از ته‌ دل‌ گفت‌ سكوت‌ اتاق‌ را شكست‌. پاهای‌ خسته‌اش‌ را كه‌ خواب‌ رفته‌ بود صاف‌ كرد و به‌آرامی‌ ازجا برخاست‌. سرش‌ گیج‌ رفت‌، دستش‌ را به‌ لبة‌ طاقچة‌ پر از كتاب‌ بالای‌ سرش‌ گرفت‌ و با دست‌ دیگر چشمان‌ خسته‌ و متورمش‌ را مالید. با احتیاط‌ خم‌ شد و كتابهایی‌ را كه‌ روی‌ میز و دور و برش‌ پراكنده‌ بودند؛ مرتب‌ كرد. هر كتاب‌ یادآور رنجهایی‌ بود كه‌ برای‌ تهیه‌كردنش‌ متحمل‌ شده‌ بود. شش‌ سال‌ از روزی‌ كه‌ فكر تألیف‌ دایرة‌المعارف‌  ?الغدیر?  در ذهنش‌ جرقه‌ زده‌ بود، می‌گذشت‌. از همان‌ ابتدای‌ كار دو مشكل‌ بزرگ‌ سر راهش‌ قرار گرفته‌ بود، مشكلاتی‌ كه‌ هرچه‌ می‌گذشت‌ بیشتر می‌شد. یكی‌ از این‌ مشكلات‌، نبودن‌ كتابخانه‌ عمومی‌ و تخصصی‌ در شهر نجف‌ بود و دومین‌ مانع‌ نبودن‌ متون‌ و استادان‌ و منابع‌ و مأخذ تاریخی‌ و ادبی‌ علمی‌؛ بدون‌ دسترسی‌ به‌ این‌ منابع‌ نیز امكان‌ ادامة‌ كار نبود. یادش‌ آمد كه‌ چگونه‌ برای‌ به‌دست‌ آوردن‌ تعدادی‌ از این‌ كتابها و منابعی‌ كه‌ به‌ آنها نیاز داشت‌، شهرهای‌ نجف‌، كربلا، كاظمین‌، بغداد، سامرا و كشورهای‌ هند، ایران‌، پاكستان‌ و بسیاری‌ دیگر از سرزمینها را زیرپا گذاشته‌ بود. با تنگدستی‌ كه‌ داشت‌ امكان‌ خریداری‌ كتابها نیز برایش‌ نبود، همین‌ كه‌ خرج‌ سفر را تأمین‌ می‌كرد، خود كار بزرگی‌ بود.

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: شیعه ، واقعی ، امام علی ، درباره امام زمان ، داستان كوتاه ، داستان درباره امام زمان ، ادبیات انتظار ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


   سوار سوم
شنبه 1 خرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://www.saffinatulnajat.org/images/2.jpg

سوار سوم

از:محمدكاظم‌ مزینانیم

 ظهر روز نهم‌ ذیحجه‌ بود و ما در راه‌ كوفه‌، در جایی‌ به‌ نام‌ (زَرود) بودیم‌ كه‌ خبر كشته‌ شدن‌ مسلم‌ و پسرانش‌ و هانی‌ را شنیدیم‌. آسمان‌ مانند كاسه‌ای‌ چینی‌، ترك‌خورد و بالای‌ سرمان‌ ریز ریز شد. فریاد ما زنها تا آخر دنیا رفت‌ و دیگر برنگشت‌. آنقدر گریه‌ كردیم‌ كه‌ زمین‌ در اشكهایمان‌ شناور شد. پدرم‌ فریاد زد: ?به‌ خدا قسم‌ كه‌ پس‌ از آنها دیگر زندگی‌ام‌ ارزشی‌ ندارد!?

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: مسلم ، حر ، داستان كوتاه ، درباره امام زمان ، عاشورا ، واقعه عاشورا ، امام زمان ، مسلم بن عقیل ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


    رعیت‌ امام‌ زمان‌(عج‌)
شنبه 1 خرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!


 رعیت‌ امام‌ زمان‌(عج‌)

از:مجید ملامحمدی

  امنیة‌ 1  جوان‌، در سنگین‌ چوبی‌ را كنار زد و نگاه‌ كرد به‌ آن‌ سه‌ مرد تازه‌ وارد. مردهای‌ اتو كشیده‌، رفتند جلو و منتظر ماندند تا امنیة‌ جوان‌ پاسخ‌ حاج‌آقا حسین‌ 2  را به‌ آنها بگوید. امنیة‌ جوان‌ كلاهش‌ را جلو داد. بند چرمی‌ تفنگ‌ بِرنو را روی‌ شانه‌اش‌ جا به‌ جا كرد و گفت‌: ?آقا گفتند بیایید داخل‌!?
  مردها از پشت‌ عینك‌های‌ دودی‌ به‌ هم‌ خندیدند. بعد عینك‌هایشان‌ را از روی‌ چشم‌هایشان‌ برداشتند. امنیه‌ جوان‌، شق‌ و رق‌ كنار دیوار ایستاد و نگاه‌ خشكش‌ را به‌ آنها كه‌ به‌ نظر آدم‌های‌ صاحب‌منصبی‌ می‌آمدند، دوخت‌. دو نفرشان‌ كت‌ و شلواری‌، با كلاه‌ و كراوات‌ بودند. یكی‌ كه‌ خپله‌ و چاق‌ بود، بارانی‌ بلندی‌ پوشیده‌ بود، كلاهش‌ به‌ سر داشت‌ و سبیل‌ آویخته‌ و پُری‌، روی‌ لب‌های‌ سیاهش‌ پخش‌ بود. آنها از طرف‌ دولت‌، پیغامی‌ برای‌ حاج‌آقا حسین‌ آورده‌ بودند.

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: رعیت امام مهدی ، داستان كوتاه ، درباره امام زمان ، ادبیات انتظار ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


    پیغام دوست
شنبه 1 خرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://www.img4up.com/images/36471825556152390798.jpg

 پیغام دوست

از: مریم ضمانتى یار

    پیرمرد دستهاى چروكیده‏اش را به هم حلقه كرد. لحاف را روى شانه‏هایش كشید. حیدر شرمنده از سرمایى كه تا مغز استخوان پدر پیرش را مى‏لرزاند، كنار او زیر كرسى نشست. از فكر كرسى بدون گرما و آتش، تمام تنش از سرما مى‏لرزید، پیرمرد سرفه خشكى كرد و خودش را به حیدر نزدیك كرد و گفت: توى این سرماى استخوان سوز، مدرسه تعطیل، موندى كه چى بشه؟
 حیدر كه از سرشب تا به حال صدبار این سؤال شماتت‏بار را شنیده بود و برایش جوابى نداشت، این بار صبرش تمام شد: قربون پدرم برم، خودت كه مى‏بینى! پنجاه روزه كه مردم اصفهان آفتاب روندیدن. اونقدر برف باریده كه نهرهاى آب یخ بستن. چكار كنم؟
 - خب قبل از اینكه وضع اینقدر خراب بشه، راه مى‏افتادى. تو تمام مدرسه به غیر از اون طلبه جوون كه تو حجره‏اش خوابیده، هیچ‏كس نیست.

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: داستان امام زمان ، داستان كوتاه ، درباره امام زمان ، مهدی صاحبالزمان ، ادیات انتظار ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


    اسوه ها
شنبه 1 خرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/osveha/OSVEH.jpg

  اسوه ها

از:پریوش‌ دانش‌نیا

شب‌ پاییزی‌ خنكی‌ بود. شهر نجف‌ در آن‌ ساعت‌ شب‌ خسته‌ از هیاهوی‌ زائران‌ و فروشندگان‌ دوره‌گرد تن‌ به‌ بادهای‌ موسمی‌ آخر پاییز سپرده‌ بود. آقا سیدجواد  فتیله‌ چراغ‌ را كه‌ در اثر وزش‌ باد سوسو می‌زد كمی‌ بالا كشید، كتابش‌ را بست‌ و به‌ نرده‌های‌ ایوان‌ تكیه‌ داد و در حالی‌ كه‌ عبایش‌ را دور خود می‌پیچید با صدای‌ بلند گفت‌:
 - حاج‌ خانوم‌! امشب‌ خیلی‌ كار دارم‌. بی‌زحمت‌ شام‌ مرا كمی‌ زودتر از معمول‌ آماده‌ كنید.
 - سینی‌ شام‌ شما حاضره‌ حاج‌ آقا، الا?ن‌ براتون‌ می‌آرمش‌ تو ایوان‌...بچه‌ها سردشونه‌. من‌ و بچه‌ها همین‌ جا تو اتاق‌ شام‌ می‌خوریم‌.

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: امام زمان ، حضرت مهدی ، مهدی صاحب الزمان ، مولا ، داستان كوتاه ، درباره حضرت مهدی ، ادبیات انتظار ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


   مهمان
شنبه 1 خرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://komakamkonkhoda.persiangig.com/image/kh10.jpg

مهمان

از: سید علی‌ كاشفی‌ خوانساری

 مهمان‌های‌ پدر همه‌ غریبه‌ بودند. بچه‌ هم‌ نداشتند. پدر دستش‌ را روی‌ سینه‌ گذاشته‌ بود و پشت‌ سرِ هم‌ می‌گفت‌: ?خوش‌ آمدید ـ بفرمایید!? پدر و خدمتكارمان‌ آنها را به‌ مهمانخانه‌ بردند. من‌ كنار حیاط‌ توی‌ سایة‌ یك‌ نخلِ بلند نشستم‌. با سنگریزه‌ها شكلِ یك‌ شتر را روی‌ زمین‌ كشیده‌ بودم‌ كه‌ كسی‌ در زد.
 درِ بزرگ‌ خانه‌ ناله‌ای‌ كرد و باز شد. مردی‌ كه‌ پشتِ در بود، نه‌ جوان‌ بود و نه‌ پیر، مثل‌ پدرم‌. امّا قدّی‌ بلند و شانه‌هایی‌ پهن‌ داشت‌. دستش‌ را بالای‌ چشمهایش‌ گرفته‌ بود كه‌ آفتاب‌ به‌ چشمش‌ نخورد و با بی‌حوصلگی‌ گفت‌: ?به‌ پدرت‌ بگو سهمش‌ را بدهد!?.
 من‌ كه‌ نفهمیدم‌ چه‌ می‌گوید، به‌ او نمی‌آید كه‌ مهمان‌ پدر باشد، پدرم‌ وقتی‌ رسید، صدای‌ مرد بلندتر شد:
 ـ ?چرا بدقولی‌ می‌كنی‌؟ مگر قرار نبود هر سال‌، بارِ پنج‌ شتر، گندم‌ بدهی‌؟... چند روز دیگر حج‌ شروع‌ می‌شود!... شهر پر از بازرگانان‌ و تاجران‌ می‌شود...?
 مرد تند تند حرف‌ می‌زد، پدرم‌ آهسته‌ می‌گفت‌: ?این‌ چند روز خیلی‌ گرفتار بودم‌?.
 از صدای‌ مرد چند نفر از مهمان‌ها از اتاق‌ بیرون‌ آمدند. انگار پدرم‌ نمی‌خواست‌ مهمان‌ها چیزی‌ از موضوع‌ بفهمند. انگشتش‌ را روی‌ دماغ‌ گذاشت‌ و از مرد خواست‌ كه‌ ساكت‌ شود. امّا او باز هم‌ همان‌ حرف‌ها را تكرار می‌كرد. پدر عصبانی‌ شد و گفت‌: ?اصلاً اگر ندهم‌ چه‌كار می‌خواهید بكنید؟ برو! نمی‌خواهم‌ بدهم‌?.
 ترسیدم‌، یادم‌ نمی‌آمد پدرم‌ با كسی‌ دعوا كرده‌ باشد. بعد هم‌ مردِ بلند قد را به‌ بیرون‌ هُل‌ داد و تا او بخواهد به‌خود بجنبد، در را محكم‌ بست‌. مهمان‌ها به‌ هم‌ نگاه‌ كردند و به‌ مهمانخانه‌ برگشتند. سایة‌ نخل‌، كوچك‌ و كوچكتر می‌شد، دیگر چیزی‌ به‌ ظهر نمانده‌ بود.

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: مهمان ، داستان كوتاه ، مهدی ، حضرت مهدی ، ادبیات انتظار ، انتظار ومهدویت ، داستان درمورد امام زمان ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


   خیمه‌ خاموش
جمعه 31 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://i16.tinypic.com/7wsvw5x.jpg

خیمه‌ خاموش

از: شهرام‌ شفیعی

 تشنه‌ بودم‌. لبانم‌ چون‌ پوست‌ خرمای‌ خشكیده‌ بود. ما ـ مردان‌ سپاه‌ كوچك‌ حسین‌ ـ همه‌ این‌ چنین‌ بودیم‌. دیرزمانی‌ بود كه‌ آب‌ مشكها را بین‌ كودكان‌ و مادران‌ شیرده‌، تقسیم‌ كرده‌ بودیم‌. عباس‌ بن‌ علی‌ در این‌كار از همه‌ سبقت‌ گرفته‌ بود. اكنون‌ چشمانش‌ بی‌رمق‌ و صدایش‌ گرفته‌ بود. بی‌شك‌ تشنگی‌، بیش‌ از همة‌ ما بر كام‌ او نیش‌ می‌زد.


+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: خیمه خاموش ، درباره امام زمان ، داستان درباره حضرت مهدی ، داستان كوتاه ، حضرت مهدی ، ادبیات انتظار ، انتظار و مهدویت ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


    جمعه ‏هاى انتظار در شعر شاعران شوریده حضرت مهدى
جمعه 31 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://fatemeh.persiangig.com/image/vv%20copy.jpg

 جمعه ‏هاى انتظار در شعر شاعران شوریده حضرت مهدى

رضا قاسم‏زاده

آدینه، آیینه جمال نماى حضرت قائم بقیة‏الله، عجل‏الله‏تعالى‏فرجه، است و روز وصال و باریافتن به بارگاه عظیم پادشاه ملك امكان، حضرت مهدى، عجل‏الله‏تعالى‏فرجه، روز موعود است و نزول وعده جاوید حق. روز جمعه یا آدینه اختصاص به مقام كبریایى حضرت ولى عصر، عجل‏الله‏تعالى‏فرجه، داشته و در اشعار شاعران شوریده حضرتش از جلوه و درخشش ویژه‏اى برخوردار است. موضوع (آدینه یا جمعه) در اشعار شاعران معاصر بصورت گسترده مطرح گردیده است كه به نمونه‏هایى از آن اشاره مى‏كنیم:

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: امام زمان ، مهدی صاحب الزمان ، داستان كوتاه ، اشعار درباره امام زمان ، حضرت مهدی ، صاحبالزمان ، اشعار انتظار ، ادبیات انتظار ، شعر درباره مهدی ، نثر درباره مهدی ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


   همسفر با تو تا كربلا
جمعه 31 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://ag1987.persiangig.com/image/sarallah.jpg

همسفر با تو تا كربلا

از:مریم‌ ضمانتی‌یار


 - می‌خواهی‌ به‌ كربلا بروی‌؟
 - چه‌ كنم‌ دلم‌ بیقرار شده‌ تاب‌ ماندن‌ ندارم‌. دلم‌ هوای‌ كربلا كرده‌.
 - كدام‌ دل‌ است‌ كه‌ هوای‌ كربلا نكرده‌ باشد. امّا خودت‌ بهتر از من‌ می‌دانی‌ كه‌ الا?ن‌ چقدر راه‌ ناامن‌ است‌.
 - می‌دانم‌ محمد، می‌دانم‌. امّا دست‌ خودم‌ نیست‌.

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: امام زمان ، حضرت مهدی ، داستان كوتاه ، درباره حضرت مهدی ، نثر درباره امام مهدی ، ادبیات انتظار ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


   همسفر با خورشید
جمعه 31 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://farm1.static.flickr.com/16/21621470_845f40a94e.jpg

همسفر با خورشید


از:مریم‌ ضمانتی‌ یار


علی‌ اصغر با عصبانیت‌ از ركاب‌ ماشین‌ پایین‌ پرید و گفت‌: نه‌، گفتم‌ نه‌...
 محمود دست‌ او را گرفت‌ و گفت‌: آرام‌ باش‌ مرد! جان‌ این‌ همه‌ حاجی‌ را سپرده‌اند دست‌ من‌ و تو .علی‌ اصغر دستش‌ را از دست‌ محمود بیرون‌ كشید و پشت‌ به‌ محمود كرد و گفت‌:
 ـ اولاً جان‌ اینها دست‌ خداست‌، نه‌ دست‌ من‌. ثانیاً...
 بر گشت‌ و در چشمان‌ محمود خیره‌ شد: تو كه‌ شاهد بودی‌ من‌ از تهران‌ تا مكه‌ دراین‌ جاده‌ها چی‌ كشیدم‌. پشت‌ سر این‌ قافله‌ ماشین‌ خاك‌ خوردم‌ و دم‌ نزدم‌. در بیابان‌های‌ حجاز شن‌ به‌ چشم‌ و دهانم‌ ریخت‌. چیزی‌ نگفتم‌. امّا در راه‌ برگشت‌ می‌خواهم‌ جلو باشم‌ .

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: درباره امام زمان ، داستان كوتاه ، شعر انتظار ، مهدویت ، اشعار انتظار ، انتظار و مهدویت ، ادبیات انتظار ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


   داستان كوتاه درباره امام زمان- و عباس‌ همچنان‌ در اهتزاز
جمعه 31 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : ادبیات انتظار موعود شناسی نظراتنظر دهید!

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi4.jpg

و عباس‌ همچنان‌ در اهتزاز

از:اسماعیل شفیعی سروستانی


دانگ‌...
یك‌ صدا!
یك‌ ضربه‌!
ساعت‌ یك‌ از نیمه‌ گذشته‌!
صدا از گلدستة‌ روبه‌رو بگوش‌ می‌رسد.
در قابی‌ از نور و سكوتی‌ كه‌ در ژرفای‌ شب‌ صدای‌ ساعت‌ آنرا می‌شكند.
دانگ‌...
از ازدحام‌ خبری‌ نیست‌
شهر در خواب‌ رفته‌!
چونان‌ مسافران‌ خسته‌ در گوشه‌ای‌ و كنجی‌ آرام‌
صدای‌ دیگری‌ آرامش‌ شهر را برهم‌ نمی‌زند
دانگ‌...
صدای‌ آرامش‌
صدای‌ ساعت‌ در قاب‌ سبز گلدسته‌
انعكاس‌ خلوت‌ اثیری‌ شب‌ در كربلاست‌!
پسركی‌ كه‌ از صبح‌ در ظرف‌ بزرگی‌ آب‌ یخ‌ هدیه‌ می‌داد در خواب‌ رفته‌،
در میدان‌ سبز سقای‌ كربلا!
دستفروشی‌ تنها در كنارة‌ میدان‌ نشسته‌
چه‌ می‌فروشد؟ نمی‌دانم‌. اما، پیداست‌ كه‌ خود خریدار است‌
دانگ‌...

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: داستان كوتاه ، درباره امام زمان ، داستان كوتاه درباره امام زمان ، ادبیات انتظار ، انتظار و مهدویت ، مهدی ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


    حافظ و مهدویت
جمعه 31 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://i16.tinypic.com/67hfbrn.jpg

 حافظ و مهدویت


از:مجتبى معظمى

حافظ را كمتر كسى است كه نشناسد، شهرتش جنبه جهانى دارد و نام او براى ایرانیان نامى كاملاً آشناست و اغلب آنها از اشعار او ابیاتى را از بر دارند.
انتخاب تخلّص ?حافظ?، حكایت از ذوق هنرى و تعلق خاطر سراینده، به قرآن و مفاهیم ملكوتى آن دارد. پیوند عشق و عرفان حافظ را موفق كرد تا از تركیب این دو عنصر مجموعه‏اى شگفت‏انگیز و دلپذیر بوجود آورد.
در غزلیات حافظ، علاوه بر عشق الهى كه سرچشمه عرفانى دارد، موارد بسیارى درباره عشق انسانى و نشانه‏هاى آن یافت مى‏شود. در اینگونه از غزلها آشكارا از اندام آدمى: چشم، ابرو، خال، زلف، لب لعل و خصوصیات جسمانى و مادى صحبت مى‏شود و سراینده آن را به‏صورت یك ارتباط منطقى با محبوب ازلى مرتبط مى‏سازد، این عشق انسانى در نهایت منجر به عشق الهى مى‏شود.

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: ادبیات انتظار ، درباره حضرت مهدی ، مهدی صاحبالزمان ، شعر مهدویت ، امام زمان ، اشعار انتظار ، انتظار و مهدویت ، نثر درباره امام زمان ، داستان كوتاه ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


   دلتنگی‌های‌ من‌ در بهار
جمعه 31 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://www.puzzlehouse.com/images/webpage/spring_dolomites_1500.jpg

از :سعید زین‌العابدینی

 بهار همة‌ آن‌ سالها. سالهای‌ كودكی‌، كنار باغچه‌، ریحان‌ می‌كاشتم‌ و پشت‌ پنجرة‌ بارانی‌، كتاب‌ می‌خواندم‌ و به‌ قرقره‌های‌ پرنخ‌ چرخ‌ خیاطی‌ مادرم‌ فكر می‌كردم‌ كه‌ تا چه‌ اندازه‌ می‌تواند رؤیاهای‌ مرا تا آسمان‌ بالا ببرد.
 ما از پیچیدگی‌های‌ این‌ عصر به‌ ساده‌ترین‌ واژه‌ها پناه‌ می‌بریم‌، ولی‌ در ساده‌ترین‌ روابط‌، محكوم‌ به‌ سكوت‌ و گریه‌ هستیم‌. در زمستان‌ به‌سان‌ گیاه‌ پژمرده‌ و یخزدة‌ كنار حوض‌ و در زمستان‌ به‌سان‌ آدمك‌ برفی‌ میان‌ كوچه‌!
 روزها در پی‌ انتظار، شب‌ می‌شوند و شب‌ها...

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: امام زمان ، ادبیات انتظار ، ادبیات امام زمان ، امام زمان در ادبیات ، درباره امام زمان ، داستان كوتاه ، نثر درباره امام زمان ، molod ، emam zaman ، nasr ، adabyat emam zaman ، mahdi ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


    به مولایم مهدى(عج)
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://www.dezfoul.net/~misagh/namaz.jpg

 به مولایم مهدى(عج)

معصومه . ع


امشب شب عروسى پسرم است. آن‏قدر كار براى انجام دادن دارم كه نمى‏دانم به كدامشان برسم. جواب تلفن خواهرم را كه مى‏دهم، صداى در حیاط را مى‏شنوم.
هیچ‏كس در خانه نیست. چادرم را به سرم مى‏اندازم و از میان حیاط چراغانى‏شده و میز و صندلیها مى‏گذرم. لحظه‏اى مى‏ایستم. به آسمان نگاه مى‏كنم. ابرهاى سفید زیر نور خورشید صورتى شده‏اند. هوا دارد تاریك مى‏شود و الان مهمانها از راه مى‏رسند. پس محمد كجاست؟
كنار در حیاط، دو شاخه ریسه‏ها را به برق مى‏زنم. حیاط روشن مى‏شود. قدمهایم را تندتر مى‏كنم. پشت در كه مى‏رسم، رویم را مى‏گیرم و در را باز مى‏كنم.

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: درباره مهدی ، ادبیات انتظار ، داستان امام زمان ، داستان كوتاه ، داستان درباره امام زمام ،

::ادامه مطلب::


.:: صفحات وب ::.

(تعداد کل صفحات=2) :   1، 2،  
  آرشیو


  جستجو در سایت



  آمار
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :

  لینک سرا
· بزرگترین پرتال اطلاعات
· لینك باكس اتوماتیك

:: کلیه حقوق ومطالب مادی و معنوی این پایگاه متعلق به این تیم اینترنتی می باشد . و كپی برداری تنها با ذكر منبع مجاز می باشد.برگرفته شده از نرم افزار منجی ::

Theme Dseigned By : molod.mihanblog.com