تبلیغات
در باره امام زمان-امام عصر-مهدی صاحب زمان-منجی عالم-ابا صالح در وبلاگ مولود - مطالب ابر رعیت امام مهدی
  موضوعات

  خوراک | RSS
 خوراک وب

  ابر برچسب ها
گفتار علی (ع) درباره امام زمان امام زمان در احادیث درباره امام زمان در سخنان پیامبر زندگی امام زمان فروغ تابان ولایت زندگی نامه امام زمان نصرت امام زمان درباره حضرت مهدی امام زمان در سخن پیامبر اكرم زندگی حضرت مهدی حدیث امام زمان در سخن حضرت علی تقیه ظهور امام زمان درقرآن داستان كوتاه نثر درباره امام زمان شیوه یاری امام زمان صاحب الزمان در كلام امیرالمومنین ادبیات انتظار صاحبالزمان مهدی مقاله وتحقیق نهج البلاغه امام زمان در سخن امیرالمومنین تحقیق امام مهدی در كتاب و سنت كتابها یاری امام زمان امام زمان شعر درباره امام زمان امام زمان در انتظار و مهدویت احادیث مقاله انتظار حضرت مهدی داستان امام زمان در وصف امام زمان ظهور مهدی موعود شناسی شناختی از زندگی امام زمان امام عصر امام زمان در حدیث ثقلین حدیث ثقلین مهدی صاحب الزمان داستان درباره امام زمان در روایات
 
 تماس با مدیر در یاهو  
مکان آیدی شما


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


    رعیت‌ امام‌ زمان‌(عج‌)
شنبه 1 خرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!


 رعیت‌ امام‌ زمان‌(عج‌)

از:مجید ملامحمدی

  امنیة‌ 1  جوان‌، در سنگین‌ چوبی‌ را كنار زد و نگاه‌ كرد به‌ آن‌ سه‌ مرد تازه‌ وارد. مردهای‌ اتو كشیده‌، رفتند جلو و منتظر ماندند تا امنیة‌ جوان‌ پاسخ‌ حاج‌آقا حسین‌ 2  را به‌ آنها بگوید. امنیة‌ جوان‌ كلاهش‌ را جلو داد. بند چرمی‌ تفنگ‌ بِرنو را روی‌ شانه‌اش‌ جا به‌ جا كرد و گفت‌: ?آقا گفتند بیایید داخل‌!?
  مردها از پشت‌ عینك‌های‌ دودی‌ به‌ هم‌ خندیدند. بعد عینك‌هایشان‌ را از روی‌ چشم‌هایشان‌ برداشتند. امنیه‌ جوان‌، شق‌ و رق‌ كنار دیوار ایستاد و نگاه‌ خشكش‌ را به‌ آنها كه‌ به‌ نظر آدم‌های‌ صاحب‌منصبی‌ می‌آمدند، دوخت‌. دو نفرشان‌ كت‌ و شلواری‌، با كلاه‌ و كراوات‌ بودند. یكی‌ كه‌ خپله‌ و چاق‌ بود، بارانی‌ بلندی‌ پوشیده‌ بود، كلاهش‌ به‌ سر داشت‌ و سبیل‌ آویخته‌ و پُری‌، روی‌ لب‌های‌ سیاهش‌ پخش‌ بود. آنها از طرف‌ دولت‌، پیغامی‌ برای‌ حاج‌آقا حسین‌ آورده‌ بودند.

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: رعیت امام مهدی ، داستان كوتاه ، درباره امام زمان ، ادبیات انتظار ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


  آرشیو


  جستجو در سایت



  آمار
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :

  لینک سرا
· بزرگترین پرتال اطلاعات
· لینك باكس اتوماتیك

:: کلیه حقوق ومطالب مادی و معنوی این پایگاه متعلق به این تیم اینترنتی می باشد . و كپی برداری تنها با ذكر منبع مجاز می باشد.برگرفته شده از نرم افزار منجی ::

Theme Dseigned By : molod.mihanblog.com