تبلیغات
در باره امام زمان-امام عصر-مهدی صاحب زمان-منجی عالم-ابا صالح در وبلاگ مولود - مطالب ابر شعر درباره امام زمان
  موضوعات

  خوراک | RSS
 خوراک وب

  ابر برچسب ها
شناختی از زندگی امام زمان در وصف امام زمان داستان درباره امام زمان امام عصر امام زمان در احادیث نثر درباره امام زمان موعود شناسی صاحبالزمان داستان كوتاه نصرت امام زمان یاری امام زمان احادیث مقاله صاحب الزمان امام زمان در سخن امیرالمومنین درباره امام زمان حضرت مهدی مهدی زندگی امام زمان فروغ تابان ولایت امام زمان در سخن حضرت علی امام مهدی در كتاب و سنت درباره حضرت مهدی ادبیات انتظار انتظار كتابها مقاله وتحقیق امام زمان درقرآن امام زمان در حدیث ثقلین نهج البلاغه در روایات حدیث تحقیق شعر درباره امام زمان مهدی صاحب الزمان شیوه یاری امام زمان ظهور مهدی در كلام امیرالمومنین امام زمان در سخن پیامبر اكرم امام زمان ظهور در سخنان پیامبر داستان امام زمان امام زمان در تقیه زندگی حضرت مهدی انتظار و مهدویت زندگی نامه امام زمان گفتار علی (ع) درباره امام زمان حدیث ثقلین
 
 تماس با مدیر در یاهو  
مکان آیدی شما


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


   شعر حرفه ای درباره امام زمان
شنبه 1 خرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://takdid.com/wp-content/uploads/2009/08/ajjel-faraj.jpg

شعر حرفه ‏اى

فیض كاشانى

 الا یا ایها المهدى، مدام الوصل ناولها
كه در دوران هجرانت بسى افتاد مشكلها
 صبا از نكهت كویت نسیمى سوى ما آورد
ز سوز شعله شوقت چه تاب افتاد در دلها
 چو نور مهر تو تابید در دلهاى مشتاقان
ز خود آهنگ حق كردند و بربستند محملها
 دل بى‏بهره از مهرت، حقیقت را كجا یابد
حق از آیینه رویت، تجلى كرد بر دلها
 به كوى خود نشانى ده كه شوق تو محبان را
ز تقوا داد زاد ره، ز طاعت بست محملها
 به حق سجاده تزیین كن، مَهِل محراب و منبر را
كه دیوان فلك صورت، از آن سازند محفلها
 شب تاریك و بیم موج و گردابى چنین هایل
ز غرقاب فراق خود رهى بنما به ساحلها
 اگر دانستمى كویت، به سر مى‏آمدم سویت
خوشا گر بودمى آگه، ز راه و رسم منزلها
 چو بینى حجت حق را، به پایش جان فشان اى فیض!
متى ما تلق من تهوى، دع الدنیا و اهملها 

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: شعر درباره امام زمان ، اشعار درباره حضرت مهدی ، شعر ، انتظار ، شعر مهدویت ، شعر حرفه ای ، درباره حضرت مهدی ، شعر درباره امام زماتن ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


   نوای فراق - شعر ونثر درباره امام زمان
شنبه 1 خرداد 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://i4.tinypic.com/10i5kdh.jpg%DA%86

نوای فراق


نهال روشن سپیده
 
 من از تبار تشنه غروبهاى انتظار
كه سبز مى‏تپد دلم به شوق دیدن بهار
بیا میان ذهن این همیشه‏هاى شب به دوش
نهال روشن سپیده را، تو مهربان، بكار
بیا براى آسمانِ خسته سكوت پوش
نوید بال بالِ آبى پرنده‏اى بیار
بیا بخوان دوباره قصه قشنگ آسمان
به گوش بالِ بسته كبوتران این دیار
تمام لحظه‏هاى ما، غبار غم گرفته‏ان
د مگر به یمن چشم تو فرو نشیند این غبار 
رضا موزونى - كرمانشاه
 
 

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: شعر درباره امام زمان ، شعر درباره حضرت مهدی ، نثر امام زمان ، ادبیات انتظار ، در فراق یار ، نوای فراق ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


   شعر درباره امام زمان- جمعه‌ای‌ گذشت
جمعه 31 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://www.up.kiousk.com/uploads/1268405067.jpg

 جمعه‌ای‌ گذشت

حسن‌ بیاتانی‌


بُغض‌ در گلو
پلك‌، بسته‌ام‌
عصر جمعه‌ است‌
دل‌ شكسته‌ام‌
از وصال‌ تو
دل‌ نمی‌كنم‌
طعنه‌ها ولی‌
كرده‌ خسته‌ام‌
كوچه‌ را ز شوق‌
صُبح‌ رُفته‌ام‌
در خیال‌ خود
با تو بارها
راز گفته‌ام‌...
باز شد غروب‌
تو نیامدی‌
دل‌ گرفته‌ام‌
مانده‌ دیدة‌، اشكبار من‌
منتظر به‌ دشت‌
منتظر به‌ راه‌
جمعه‌ هم‌ گذشت‌
شهسوار من‌!

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: شعر درباره حضرت مهدی ، شعر درباره امام زمان ، اشعار انتظار ، شعر امام زمان ، نثر درباره امام زمان ، ادبیات انتظار ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


   غزل های حافظ شیرازی درباره امام زمان
جمعه 31 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://sedayeghasedak.ir/images/content/1244206743Hafez.jpg

غزل های حافظ شیرازی

 غزل

مژده اى دل كه مسیحا نفسى مى‏آید           كه ز انفاس خوشش بوى كسى مى‏آید

ز غم هجر مكن ناله و فریاد كه من               زده‏ام فالى و فریاد رسى مى‏آید

از آتش وادى ایمن نه من خرم و بس            موسى آنجا بامید قبسى مى‏آید

هیچكس نیست كه در كوى تواش كارى نیست            هر كسى آنجا بطریق هوسى مى‏آید

كس ندانست كه منزلگه معشوق كجاست             اینقدر هست كه بانگ جرسى مى‏آید

جرعه‏اى ده كه به میخانه ارباب كرم             هر حریفى ز پى ملتمسى مى‏آید

دوست را گر سر پرسیدن بیمار غمست             گو بران خوش كه هنوزش نفسى مى‏آید

خبر بلبل این باغ بپرسید كه من             ناله‏اى مى‏شنوم كز قفسى مى‏آید

یار دارد سر صید دل حافظ یاران             شاهبازى به شكار مگسى مى‏آید

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: شعر درباره امام زمان ، اشعار امام زمان ، اشعار درباره امام عصر ، مهدی مولا ، اشعار مهدوی ، دیوان حافظ ، دیوان حافظ درباره حضرت مهدی ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


   فرصتی‌ رو به‌ پایان
جمعه 31 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://i1.tinypic.com/s4cen5.jpg

فرصتی‌ رو به‌ پایان

از:شیداسادات‌ آرامی

ـ الهی‌ شكرت‌، چی‌ بگم‌، خواست‌ توست‌ كه‌ اجلم‌ برسه‌ هرچه‌ تو بخواهی‌ همان‌ خواهد شد...مرد، دستانش‌ را لابه‌لای‌ موهایش‌ فرو برد و ادامه‌ داد: ?امّا، چرا من‌؟ چرا در این‌ سن‌ و سال‌؟ آخر تازه‌ اول‌ زندگی‌ام‌ است‌، پس‌ آنهمه‌ امید و آرزو چه‌ می‌شود؟ چرا رو تخت‌ بیمارستان‌؟....؟.
 مرد دائماً با خودش‌ كلنجار می‌رفت‌، هر چه‌ سعی‌ می‌كرد خود را آرام‌ كند، نمی‌توانست‌. صحبتهای‌ صبح‌ دكتر، بار دیگر رشتة‌ افكارش‌ را در دست‌ گرفتند:

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: درباره امام زمان ، شعر درباره امام زمان ، نثر درباره امام عصر ، امام زمان ، مهدی مولود ، ادبیات درباره امام زمان ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


   دیوانه عشق تو
جمعه 31 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : ادبیات انتظار موعود شناسی نظراتنظر دهید!

http://www.mossthoughts.com/portfolio/images/flowers/dewdrop.jpg

دیوانه عشق تو

از:رضا قاسم‏زاده

مستم و دیوانه و شیدائیم
مست گل و لاله زهرائیم
 آن گل زهرا كه جهان مست اوست
چرخه اقلیم جهان دست اوست
 روشنى ماه بُوَد چهره‏اش
ظلمت شبها بود از طرّه‏اش
 عطر بهاران همه از موى اوست
شیفتگان شیفته روى اوست
 نیست به گلزار جهان خوب‏تر
چون گلِ زهرا گلِ محبوب‏تر
 این گل طاها كه گل سرمد است
چهره ماهش چو رخ احمد است

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: شعر درباره امام زمان ، درباره امام زمان ، اشعار مهدویت ، اشعار درباره مهدی ، شعر درباره حضرت مهدی ، گل زهرا ، گل نرگس ، امام زمان ، مهدی صاحب الزمان ،

::ادامه مطلب از اینجا...::


    چه گنبد كوچكى! - در وصف امام زمان(عج)
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!


 چه گنبد كوچكى!

سهیلا صلاحى اصفهانى


مفتقرا متاب رو از در او به هیچ سو
زانكه مس وجود را فضّه او طلا كند
اینجا اتاقكى است با دیوارهایى از سنگ سیاه؛
قبرى كوچك، محفظه‏اى چوبى و پارچه‏اى سبزِ سبز.
و دل دریایى تو كه از پس قرن‏ها هنوز در تلاطم است و بى‏قرار.
انگار همین دیروز بود كه تو را از ?نوبه? به ?مدینه? آوردند و پیامبر، نمى‏دانم در پیشانى بلندت كدامین رمز و راز عشق را خوانده بود كه تو را محرم زهرا یافت و یكراست راهى خانه دردانه‏اش شدى.
اى سرشار از بركت حضور!
آمده‏ام تا از زبان تو، حكایت والگان را بشنوم.
آمده‏ام تا برایم قصه عاشقان را بگویى.
آمده‏ام تا سرود رویش را بر جانم تلاوت كنى.
آمده‏ام تا سرّ اهل خانه را برایم فاش سازى.
آمده‏ام تا جرعه‏اى از كوثر فاطمه را بر من بنوشانى و مرا تا ?فصلّ لربك وانحر? پیش برى.
آمده‏ام تا زخم‏هایت را بشمارم.
آمده‏ام تا ناله‏هایت را بشنوم.
آمده‏ام تا رنج تو را هزاربار مرور كنم.
آمده‏ام تا با تو بگریم، آنچنان كه تو با فاطمه در سوگ رسول گریستى. آنچنان كه با على در عزاى فاطمه گریستى. و آنچنان كه با زینب بر شهادت حسین، خون باریدى.
اى لایق‏ترین شاهد خوبان!
شگفتا از رفاقت و دوستى تو، از بردبارى و صبر تو!
از علم و فضل تو، از جرأت و احتجاج تو!
از تقوا و پاكى تو!
و اگر نبود این همه، چگونه سزاوار مى‏شدى منزلتى را كه یافته‏اى؟
اى دست‏هایت به اجابت واصل!
تو نیز تبلور ایثار و تجسم جودى. مگر مى‏شود بر سفره اهل‏بیت نشست و چون آنان لوجه‏اللَّه اطعام نكرد؟
اى كاش مى‏توانستم اشتیاق تو را براى نظر به ملكوت دریابم.
اى مرتبه تو كجا و معرفت ما كجا؟!
آنان كه به صدق حسن، عارفشان مى‏نامند، در ظاهر كلام تو درمانده‏اند چه رسد به باطن مقامت؟
مگر كم است بیست سال هیچ جز كلام خدا بر زبان نیاوردن، با قرآن سخن گفتن، با قرآن جواب دادن، با قرآن زیستن و با قرآن مردن.

عجبا فضاى اینجا آكنده از عطر كلام على است:
ألّلهم بارك لنا فى فضّتنا
مفتقرا متاب روى

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: شعر درباره امام زمان ، در فراق امام زمان ، ادبیات امام زمان ، نثر درباره امام زمان ، ادبیات انتظار ،

::::


    اشك‏ها و گریه‏ ها - در وصف امام زمان
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : ادبیات انتظار موعود شناسی نظراتنظر دهید!

http://i23.tinypic.com/eim9up.jpg

 اشك‏ها و گریه‏ ها

سعید بیان الحق



بابى انت و امى یا آل المصطفى انى مؤمن بولایتكم معتقد لامامتكم مقر بخلافتكم
دیشب به سیل اشك ره خواب می ‏زدم
نقشى به یاد خط تو بر آب می‏زدم
مولاى من!
از گذشتگان هر كه خبر دار مى‏شد كه امت آخرالزمان یگانه امام و راهنماى خود را فراموش مى‏كنند دلش به حالمان سوخت؛ چرا كه باورشان نمى‏آمد كه مى‏توان بدون خورشید هم زندگى كرد و باورشان نیامد كه مگر مى‏شود بدون گرماى محبوب، سرد و یخزده روزگار را گذراند.
حبیب من!
قصه پر غصه فراق و جدایى تو را هر اهل دلى كه بشنید از درد جانش به خزان نشست .
اهل دل كه نه، داستان غیبت تو را بر هر سنگ و گیاه و حیوانى كه خواندند پژمرده گشت...
كبوتران آسمان به حال ما بیچارگان رقت كردند، ماهیان آب ها، مدام عوض ما ظهور تو را طلب كردند
امّا
این درد را به كجا برم

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: در وصف امام زمان ، درباره امام زمان ، شعر درباره امام زمان ، ادبیات انتظار ، ادبیات امام زمان ، موعود شناسی ، نثر درباره امام زمان ،

::ادامه مطلب...::


   درباره حجة ابن الحسن
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://www.ido.ir/myhtml/article/1387/m12/13871217011.jpg

درباره حجة ابن الحسن

درباره حجة ابن الحسن

آتش عشق تو تا شعله زد اندر دل ما داد بر باد فنا یكسره آب و گل ما تا كه از ما بنهفتى رخ خود را شاها چون شب هجر شده تار و سیه محفل ما مشكلى نیست محبان تو را جز غم هجر عمر بگذشت و نشد حل بجهان مشكل ما تا كه شد كشتى ما غرقه دریاى فراق بر سر كوى وصال تو بود ساحل ما بامیدى كه ببینیم رخ دوست دمى ساربان تند مران بهر خدا محمل ما گر بما گوشه چشمى فكند از ره لطف بشود خیل سلاطین جهان سائل ما حجة ابن الحسن اى خسرو خوبان جهان دارم امید شود لطف خدا شامل ما چهره بگشائى و آئى ز پس پرده برون نور گیرد ز طفیل رخ تو منزل ما روز پاداش كه پرسند ز اعمال عباد نیست جز مهر رخت چیز دگر حاصل ما هدیه ماست‏حكیمى دو سه شعرى كه مگر بپذیرد كرم هدیه ناقابل ما

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: درباره حجة ابن الحسن ، ننثر درباره امام زمان ، ادبیات امام زمان ، مطالب ادبی ، داستان كوتاه ، شعر درباره امام زمان ، در وصف امام زمان ،

::ادامه مطلب...::


    ادبیات فراق
دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://www.parsiblog.com/FirendsAlbum/dehkadehlove/gham.jpg

  ادبیات فراق

فرستنده:رضا بابایى

خاموش‏تر از چراغ مرگیم روشن‏تر از آفتاب كجایى‏عقربك‏هاى ساعت، تا كى به گرد خود گردند، بیهوده در صفحه غیبت.

در گرگ و میش سحرگاه، پایان دروغ را انتظار مى‏كشیم.

آن روز كه بیایى، جهان براى خوشبختى ما تنگ است.

آغاز و فرجام خویش را در تو مى‏جوییم.

این گریه را پایانى است اگر، اشك راه خود را بداند و بر هر دامانى نریزد.

پوست را بادام و سال را ایام و زیستى را كام و بودن را نام تویى.

من كیستم؟ تو كیستى؟ من اینك نه آنم كه بودم. تو همچنان آنى كه بودى.

مگذار كه بگویم در تن من، امید را به خاك سپردند و سنگى صنوبرى شكل بر سر آن نهادند.

هیچیم هیچ، بى‏تو اى همه كس، همه چیز، همه جا، همه وقت، همه عمر...

دلى داریم به پریشانى دود; سرى داریم به حیرانى رود; چشمى به گریانى ابر; غمى به وفادارى بخت. نه اقبال خوشایندى، نه مرگ ظفرمندى.

رفتن، یعنى غیبت، آمدن، یعنى ظهور. بودن یعنى انتظار. كار یعنى سالنامه عمر را ورق زدن. سیاست، یعنى به لبخند تو خندیدن. حكومت، یعنى زیر پاى تو فرش گستردن. عاشورا، یعنى غمهاى تو. محرم، یعنى دمیدن مهتاب فراق. این است معناى حقیقى كلمات.

عریضه‏ها را چاه به كجا مى‏برد؟ آیا او هم...

سر و دست مى‏شكند غول فراق: ما به جنگ مگسها بسیجیده‏ایم.

اگر نه یك دم هماواز توییم، مگر چنگ ناساز تو نیستیم؟

خوشا آن در كه به روى تو هر روز مى‏خندد.

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: ادبیات فراق ، ادبیات انتظار ، داستان درباره مهدی ، شعر درباره امام زمان ، داستان كوتاه ،

::::


   آبی ترین دریا
دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  نویسنده : ab2ullah  دسته بندی : موعود شناسی ادبیات انتظار نظراتنظر دهید!

http://www.daneshema.com/upload/mayor/upload/image/others/cognizable/sea.jpg

  آبی ترین دریا

فرستنده:مریم ضمانتی یار

 
 سید مرتضی در حیاط كوچك خانه نشسته بود و به درخت نخل باغچه تكیه كرده بود. دیگر نای ایستادن نداشت. تمام شب بیدار مانده و قدم زده و دعا كرده بود. همسرش لحظات سخت و طولانیای را میگذراند و قابله نمیتوانست به او كمك كند. هر از چندی قابله پریشان احوال از اتاق بیرون میآمد و میگفت: سید! خدا را به جدّت قسم بده! مادر و بچه هر دو در خطرند؛ سید سر به آسمان بلند میكرد و میگفت: مگر كاری غیر از دعا از دستم ساخته است...
 اشك از چشمانش جاری بود و صدای نالة همسرش دل او را میآزرد. برای لحظاتی چشمانش را بست و آهسته زمزمه كرد:

+ منبع مطالبmolod.mihanblog.com
برچسب ها: شعر درباره امام زمان ، داستان درباره امام زمان ، داستان ، داستان كوتاه ، قصه ، ادبیات انتظار ، مهدی ، آبی ترین دریا ، امام زمان و داستان ،

::ادامه مطلب...::


  آرشیو


  جستجو در سایت



  آمار
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :

  لینک سرا
· بزرگترین پرتال اطلاعات
· لینك باكس اتوماتیك

:: کلیه حقوق ومطالب مادی و معنوی این پایگاه متعلق به این تیم اینترنتی می باشد . و كپی برداری تنها با ذكر منبع مجاز می باشد.برگرفته شده از نرم افزار منجی ::

Theme Dseigned By : molod.mihanblog.com